داوریها یکدست نیست
ساعت24- میتوان به شکل اعتراضی و تندی کلام برخی مربیان ایراد گرفت اما آنچه حقیقت دارد، این است که اعتراض برخی مربیان به نحوه داوری مسابقات لیگ برتر و جام حذفی فوتبال ایران اقدام درستی بوده است.
داوریها در این مسابقات غیر یکدست و همراه با تصمیمگیریهای سلیقهای است و خطایی را که یک داور شایسته پنالتی میانگارد، دیگری حتی خطای ساده هم نمیداند و نحوه کارت دادن داوران به بازیکنان به قدری متفاوت است که نمیتوان به یک فهم عمومی و وسیع از قواعد مورد استفاده داوران رسید. در نتیجه تیمها نمیدانند برای هر مسابقهای چگونه عمل کنند تا با مشکلاتی بابت قضاوت دیدارهای خود مواجه نشوند. در اینکه داوران فوتبال ایران شریف و قانونمدارند، شکی وجود ندارد اما در این هم تردیدی نیست که بین آرای آنها در قبال وقایع یکسان و مشابه تفاوت زیادی وجود دارد و هر یک ساز خویش را میزنند و تیمها سرگردان ماندهاند که در انتظار کدام نوع از اعمال قانون در جریان مسابقات خود باشند.
از رفتار علی دایی بعد از اعلام یک پنالتی نافرجام طی بازی نفت تهران با سپاهان اصفهان در نیمهنهایی جام حذفی فوتبال کشور انتقادات زیادی صورت گرفته اما حقیقت امر این است که پنالتی اعلام شده توسط بنیادیفر، شاید توسط بسیاری از داوران دیگر خطا تشخیص داده نمیشد. در این میان تکلیف مربی تیمی که شاگردانش را تا دقیقه 88 به رغم 10 نفره شدن تیمش با نتیجه یک بر صفر پیروز نگه داشته و امیدهای بسیاری به حفظ پیروزی پیدا کرده در قبال چنین پنالتی چه باید باشد؟
آیا باید آن را تایید کند یا با به یاد آوردن زحمات عظیم شاگردانش برای حفظ نتیجه در شرایطی بسیار دشوار، اعتراض خود را به داوری ابراز دارد. شاید از نحوه اعتراض دایی و امثال وی ایراد گرفته شود اما شاید ایراد گیرندگان هرگز در مقام یک مربی تمامی فراز و فرودهای گاه هولناک مسابقات سنگین را تجربه نکرده باشند تا دریابند چرا دایی و داییها در برخورد با تصمیمهایی همچون واقعه اصفهان عنان اختیار از کف میدهند و صدایشان به آسمان میرسد.
درک کار آنها سخت نیست و دشوارتر از آن پذیرش حمایت برخی مسوولان امر داوری از برخی تصمیمهای نه چندان صحیح داوری است که فقط بر فاصله بین تیمها و مربیان با گروه داوران میافزاید.
در اینگونه موارد پذیرش ضعفها و اشتباهات و تبدیل کردن داوریها به فرآیندهای یکدستتر و کاستن از اشتباهات سیاست بسیار بهتری است و فقط در این صورت است که داوری مسابقات فوتبال داخلی کشور کم مشکلتر و بهتر خواهد شد و انگار قضایا و اشتباهات و مشکلات و حمایت صرف از داوران «اشتباه کار» معضلی را حل نمیکند.
از رفتار علی دایی بعد از اعلام یک پنالتی نافرجام طی بازی نفت تهران با سپاهان اصفهان در نیمهنهایی جام حذفی فوتبال کشور انتقادات زیادی صورت گرفته اما حقیقت امر این است که پنالتی اعلام شده توسط بنیادیفر، شاید توسط بسیاری از داوران دیگر خطا تشخیص داده نمیشد. در این میان تکلیف مربی تیمی که شاگردانش را تا دقیقه 88 به رغم 10 نفره شدن تیمش با نتیجه یک بر صفر پیروز نگه داشته و امیدهای بسیاری به حفظ پیروزی پیدا کرده در قبال چنین پنالتی چه باید باشد؟
آیا باید آن را تایید کند یا با به یاد آوردن زحمات عظیم شاگردانش برای حفظ نتیجه در شرایطی بسیار دشوار، اعتراض خود را به داوری ابراز دارد. شاید از نحوه اعتراض دایی و امثال وی ایراد گرفته شود اما شاید ایراد گیرندگان هرگز در مقام یک مربی تمامی فراز و فرودهای گاه هولناک مسابقات سنگین را تجربه نکرده باشند تا دریابند چرا دایی و داییها در برخورد با تصمیمهایی همچون واقعه اصفهان عنان اختیار از کف میدهند و صدایشان به آسمان میرسد.
درک کار آنها سخت نیست و دشوارتر از آن پذیرش حمایت برخی مسوولان امر داوری از برخی تصمیمهای نه چندان صحیح داوری است که فقط بر فاصله بین تیمها و مربیان با گروه داوران میافزاید.
در اینگونه موارد پذیرش ضعفها و اشتباهات و تبدیل کردن داوریها به فرآیندهای یکدستتر و کاستن از اشتباهات سیاست بسیار بهتری است و فقط در این صورت است که داوری مسابقات فوتبال داخلی کشور کم مشکلتر و بهتر خواهد شد و انگار قضایا و اشتباهات و مشکلات و حمایت صرف از داوران «اشتباه کار» معضلی را حل نمیکند.
ایران ورزشی