رییس جمهور " یهویی" ؛ سم مهلک است
یهویی احمدی نژاد
داستان محمود احمدی نژاد اما از دوره قبلی نیز یهویی تر بود. در حالی که در جبهه اصولگرایان فرد شناخته شده ای مثل علی لاریجانی ونیز محد باقر قالیباف حاضر بودند در انتخابات حاضر بود محمود احمدی نژاد به عنوان کم سابقه ترین سیاست ورز ایرانی دران دوره نیز ثبت نام کرد. در حالی که کمتر کسی فکر می کرد اوبیشتر از لاریجانی و هاشمی رفسنجانی وحتی مصطفی معین رای بیاورد اما در دور اول نفردوم شد و در دور بعد ورق برگشت و توانست شادروان هاشمی رفسنجانی را نیز از میدان خارج و رییس جمهور شود. از آنجایی که او ناگهانی به این مقام دست یافت وهیچ حزب وگروخ منسجم سیاسی پشت او نبود و او نیز خود را مستقل از دوجناح سیاسی معرفی کرده بود کابینه ای بسیار ناهمگون به ویژه در گروه اقتصادی انتخاب کرد . او چندین نفررا به عنوان وزیر نفت معرفی کرد کهرای اعتماد نگرفتند و فردی که سابقه برنامه ریزی نداشت را به عنوان رییس سازمان برنامه و بودجه انتخاب کرد که بعدها همین سازمان را نیز منحل کرد او برای وزارت اقتصاد نیز دادو دانش جعفری را انتخاب کرد که ریی دفتر اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و به هاشمی رفسنجانی کمک می کرد که اونیز نتوانست دوام بیاورد. رفتار احودینزاد با اقتصاد چنان بی نظم و التقاطی بود که اگر درامدهای رویایی نفت نبود درهمان سالهای اول اقتصاد به هلاکت می رسید. یهویی بودن احمدی نزاد اقتصادرا سردرگم کرد و شهروندان به یاددارند که او به دستور وزیر کشاورزی ووزارت بازرگانی که واردات شکررا ناگهان با تعرفه صف ازاد کرده بود چغندرکاران را واردار کرد سیب زمینی کشت کنند و ان را به صورترایگان به شهروندان بدهد. دوسال رشد منفی اقتصادی وتورم های بالا و نخستین سقوط ارزش ریال در اوایل دهه 1390 دستاورد کسی بود که یهویی رییس جمهور شد.
ناگهان حسن روحانی
حسن روحانی هرگاه صاحب منصب بود زمانی بود که شادروان هاشمی رفسنجانی اور بالا می کشید. او که در مجلس نیز سالهایی نایب رییس بود ونیز دبیر شورای امنیت بود نیز در زمستان 1392 و قبل از اینکه معلوم شود اقای هاشمی رد صلاخیت خواهد شد هرگز نفراول نبود. اصلاح طلبان حتی درغیاب کاندیدایی دوم خردادی به اسحاق جهانگیری هم بیشتر فکر می کردند تا به حسن روحانی. اما قرعه به اسم وی افتاد و یهویی اصلاح طلبان پشت او ایستادند. حسن روحانی نیز در انتخاب گروه اقتصادی اش هماهنگ عمل نکرد وهمهبهیاددارند درحالی که معاون ارشد او برای خروج از رکود طرح می داد و هدف نخست را مهار تورم قرار داده بود اما وزیر اقتصاد ووزیر صنایع وقت به اضافه دووزیر دیگر نمه منتشر کردند و این برنامه مهارتورم را هوا کردند.
بازهم یهویی خواهد شد
نگاهی به جریان و روند و فرایند انتخابات در جامعه هایی که حزب وگروه شتاخته شده و دارای اسم و رسم و تاریخ و سازمان هستند ونیز دارای هوادارن مشخص ونیز اعضای رسمی ودارای شاخه های درون حزبی اند ودر درون حزب ها نیز ائتلاف های حزی وجوددارد که بر سر اصول باهم توافق دارند و بر سر روش ها شاید اختلاف داشته باشند نشان می دهد انتخابات داری شخصیت مستقل شده ویک نهاد است. در این کشورها این گونه نیست که همانند ایران چند ماه مانده به انتخابات بعدی ، مجلس قانون گذاری اش در حال تصویب قانون انتخابات باشد و شرایط واجدان صلاحیت های کاندیداتوری را سخت کرده و بر محدودیت ها اضافه کند. اما این اتفاق درایران رخ داده است. اکنون که نزدیک به 180 روز به انتخابات بعدی زمان مانده است نه تنها هیچ حزبی کاندیدای خود را نمی شناسد بلکه حتی جناح های سیاسی نیز نمی دانند از طیف های خود چه کسی را باید کاندیدا کنند. در حالی که در کشورهای با سابق دموکراسی و دارای حزب های شناخته شده رقابت های درون حزبی معلوم. کرده است که کاندیدای حزب ها کیستند کاندیدای رقیب نیز معلوم است. در جریان مبارزه درون حزبی است که شهروندان با دیدگاههای یک حزب و کاندیداهای احتمالی انها درباره مهمترین مسایل اقتصادی اشنا می شوند. در همین آمریکا صنعت انتخابات به اندازه ای پیشرفت کرده است که علاقمندان به انتخابات همه ریز و درشت مبازران اعم از زشت وزیبای آنها را می شناسند. از همه مهمتر این است که درجریان مبارزه انتخاباتی شهروندان میفهمند کاندیداها دارای چه سابقه ای در حوزه کسب وکاربودهاند و چقدر درامد دارند و چقدر مالیات داده اند و فرزندانشان چه میزاندرامد دراند و شغل و پیشه آنها چیست.
درایران اما می شنویم کسانی که یک یا دوبار در انتخابات قبلی حاضر بوده و رای شهروندان را به دست نیاورده اند یهویی قرار می شود بریا باردوم یا سوم کاندیدا شوند ونیز درمیان جناح ها هنوز روی هیچ اسمی نمی تواند ایستاد. در جناح سیاس یاصولگرایان یک دوجین کاندیدای شناخته شده و ناشناخته شده را می توان اسم برد که از این گوشه و آن گوشه شنیده می شود یهویی می خواهند کاندیدا شوند. آنها تصورمی کنند درغیاب چهره شناخته شده ونامدری از جناح اصلاح طلبان احتمال پیروزی وجود دارد. به نظر می رسد درجناحسیاسی اصلاح طلبان نیز باید منتظر باشین یهویی روی یک نفر توافق کنند و اورا از فیلتر شورای نگهبان عبور دهند و نامش را اعلام کنند.
یهویی و سم مهلک
همانطور که درسطرهای پیشین یاد آور شدیم رییس جمهور یهویی وناگهانی برای اقتصاد ایران که دیگر جانی دربدن ندارد و در دهه 1390 بسیار رنجور و نحیف شده است یک رییس جمهور ناگهانی دیگر همین میزان توانایی باقی مانده را نیز بر باد خواهد داد. اگر اصلاح طلبان یهویی یک چهره ناشناس معرفی کنند و شهروندان نیز همانند دوره قبلی مجلس به همان چهره ناشناس رای دهند در بهترین حالت از درون چنین فرایندی فردی ضعیضعیف تر از حسن روحانی زاده خواهد شد و اقتصادرا به سوی هلاکت میبرد. ناشناخته اسی که شرکت سهامی درست کند و بر اساس سلیقه ومیزان نفوذ پذیری از حزب ها سهمبه انهادهد نمی توانداقتصاد را سامان دهد. از ان سوی نیز چنین است و اگر از دروون جناح سیا سیاسی اصولگرایان ناگهان یک احمدینژاد دوم ظهور کند باید اعتراف کرد اقتصاد ایران مسموم تر از هر زمان دیگر خواهد شد.