بیفایده بودن تحدید بانکها
محمدصادق جنانصفت
مردان و زنان سياستمدار حاكم بر دولتها در دهههاي اخير به مرور و براثر تجربه يا دانش اقتصادي درك كردهاند كه سياستهاي پولي و بازار پول اثرگذارترين سياستهاي اقتصادي و مهمترين بازارها هستند. به همين دليل است كه بازار پول و سياستهاي پولي بهمثابه يادگار دوران دولتسالاري هنوز آزادسازي را تجربه نكرده است. بانكهاي مركزي به عنوان سنگر آخر اما بسيار موثر در قيدها و بندهاي تنيده شده توسط نهاد دولت هنوز در انحصار دولتهاست. دولتهاي ايران نيز باوجود اينكه حاضر شدهاند خصوصيسازي در بازار كالا و كار را تا اندازههاي زيادي بپذيرند اما با سرسختي تمام بانك مركزي را در دستان پرقدرت خود حفظ كرده و از مسير سياستهاي پولي به هدفهاي سياسي خود ميرسند. نرخ سود بانكي يا همان نرخ بهره بهمثابه قلب سياستهاي پولي كه توانايي تنظيم و ايجاد تعديل در بازار كالا، خدمات، تجارت و صنعت را دارد هنوز بهمثابه گوهري گرانبها در چنگ دولت و بانك مركزي است. پيامدهاي اين انحصار بر كسبوكار ايرانيان و اقتصاد كلان آنقدر اثرگذار است كه هيچ سياست اقتصادي بيرون از دايره مشمول نرخ بهره قرار نميگيرد.
واقعيت اين است كه معضل امروز اقتصاد ايران را بايد در همين ناحيه جستوجو كرد و اگر قرار است راهي براي عبور از روزهاي سخت پيدا كرد از همين راه بايد دنبال آن گشت. بانك مركزي ايران تا روزي كه نتواند اين گره را باز كند هرگز روي خوش نخواهد ديد و بايد بانكها را هر روز تحت شديدترين فشارها قرار دهد و اين بهمثابه فراري دادن سرمايهها از بانكها و موسسههاي اعتباري است. پساندازكنندگان خردهپاي ايراني از حبس نرخ سود بانكي بيشترين زيان را ميبينند و بيشترين رانت نيز نصيب كساني ميشود كه راهكار تعامل با بانكها را نيك آموختهاند.
نظارت بانك مركزي بر فعاليت و كارنامه بانكها روزي معناي اقتصادي پيدا ميكند كه از گرفتار كردن بانكها در انبوه بخشنامههاي تهديدساز و تحديدكننده اجتناب كند، در غير اين صورت شاهد تطويل در صدور بخشنامههاي پرشماري خواهيم بود كه هيچ فايدهيي ندارند. بانكها را آزاد بگذاريد تا با يكديگر و با بانكهاي نيرومند خارجي رقابت كنند و شاهد باشيد كه سرآمدان ميمانند و بانكهاي ضعيف ميروند و شهروندان بيشترين نفع را ميبرند. محاصره بانكها توسط بانك مركزي به معناي ناديده گرفتن سره از ناسره و مديريت كارآمد از مديريت ناكارآمد است.
واقعيت اين است كه معضل امروز اقتصاد ايران را بايد در همين ناحيه جستوجو كرد و اگر قرار است راهي براي عبور از روزهاي سخت پيدا كرد از همين راه بايد دنبال آن گشت. بانك مركزي ايران تا روزي كه نتواند اين گره را باز كند هرگز روي خوش نخواهد ديد و بايد بانكها را هر روز تحت شديدترين فشارها قرار دهد و اين بهمثابه فراري دادن سرمايهها از بانكها و موسسههاي اعتباري است. پساندازكنندگان خردهپاي ايراني از حبس نرخ سود بانكي بيشترين زيان را ميبينند و بيشترين رانت نيز نصيب كساني ميشود كه راهكار تعامل با بانكها را نيك آموختهاند.
نظارت بانك مركزي بر فعاليت و كارنامه بانكها روزي معناي اقتصادي پيدا ميكند كه از گرفتار كردن بانكها در انبوه بخشنامههاي تهديدساز و تحديدكننده اجتناب كند، در غير اين صورت شاهد تطويل در صدور بخشنامههاي پرشماري خواهيم بود كه هيچ فايدهيي ندارند. بانكها را آزاد بگذاريد تا با يكديگر و با بانكهاي نيرومند خارجي رقابت كنند و شاهد باشيد كه سرآمدان ميمانند و بانكهاي ضعيف ميروند و شهروندان بيشترين نفع را ميبرند. محاصره بانكها توسط بانك مركزي به معناي ناديده گرفتن سره از ناسره و مديريت كارآمد از مديريت ناكارآمد است.