«گيتي اعتماد» از آسيبهاي نقض حريم پايتخت سخن ميگويد
اختلال در برنامهریزی شهری با شهرفروشی
ساعت 24-آژیر ساخت و سازهای غیرمجاز در حریم تهران از خیلی وقت پیش به صدا در آمده است؛ اتفاقی که اکنون مساحت تهران را به 700 کیلومتر رسانده است و همین موضوع دغدغهیی بود که در هفته گذشته محور گلایههای اعضای پارلمان شهری در حضور وزیر جهاد کشاورزی قرار گرفت اما این صدای آژیری که هر از چندگاهی شنیده میشود از کجاست و گسترش حریمی که از آن صحبت میشود چه مخاطراتی برای شهر تهران دارد؟
گيتي اعتماد، كارشناس شهرسازي و معماري در اين باره معتقد است كه «ساخت و سازهاي بيرويه در حريم تهران تمام برنامهريزيهاي شهري را مختل و بياثر ميكند.» خطري كه مديرعامل انجمن طرح و معماري از آن سخن ميگويد ميتواند تمامي رشتهها را پنبه كند و موجب هدر رفت سرمايههاي ملي شود.
گيتي اعتماد را همه شهرسازان به عنوان چهره نامدار اين حوزه ميشناسند و شايد فعاليت حرفهيي 50سالهاش در اين حوزه منجر به اين شده است تا در بسياري از زمينههاي مربوط به معماري و شهرسازي سخنانش قابل استناد باشد. او در گفتوگو با «تعادل» حريم تهران و مخاطرات مربوط به آن را اينگونه تعريف ميكند: حريم محدودهيي مصوب است كه ساخت و سازهاي بيرويه در اين حريم مسلما هم از نظر محيطزيست و هم از نظر زيرساختها، ايجاد ترافيك و همه مسائلي كه هماكنون گريبانگير شهر تهران است، بسيار مضر بوده است.
اما چگونه ميتوان از گسترش بيرويه شهر تهران جلوگيري كرد آن هم در شرايطي كه در سالهاي اخير ساخت و سازهاي بيرويه انجام شده است؟ اين سوالي است كه او در پاسخ به آن، نبود يك مديريت يكپارچه و هماهنگ در مجموعه شهري تهران را به عنوان مشكلي بزرگ مطرح ميكند و ميگويد: اين موضوع در سالهاي گذشته مورد بحث بسياري از كارشناسان بوده است اما متاسفانه به آن توجهي نشده است. يعني در مجموعه شهري تهران كه بخشي از آن حريم شهر تهران است شهرها و سكونت گاههاي مختلف زيرنظر يا مديريت ارگانهاي مختلف از جمله استانداريها، فرمانداريها، شهرداريها و غيره وجود دارند و هر كدام بنا به منافع خود تصميمگيري و اقدام ميكنند بدون آنكه منافع كل مجموعه و از همه مهمتر كلانشهر تهران مدنظر قرار گيرد. بنابراين بهتر است اين مديريت مشخص و هماهنگيهاي لازم و كنترل و هدايت ضروري براي جلوگيري از اين بينظميها و بيقانونيها صورت گيرد.
شهرداري يا دولتها چرا زير بار اين مسائل رفتهاند مگر جز اين است كه سيستم مديريتي بايد حافظ منافع مردم و شهرها باشد اما در سالهاي گذشته اتفاقي افتاده است كه بيشتر كارشناسان شهري و حتي مسوولان نام آن را شهرفروشي گذاشتهاند كه البته گيتي اعتماد هم دقيقا نسبت به آن گلايه دارد. او ميگويد: متاسفانه بدترين آفت براي شهر تهران و شهرهاي ديگر شهر فروشي است كه در چند دهه اخير و پس از خودكفا شدن شهرداريها به جان شهرها افتاده است. در مورد شهر تهران اقتصاددانان مطالعاتي در سالهاي اخير كردهاند و راهحلهاي مناسبي از جمله افزايش عوارض شهري، دريافت پول خدمات و غيره دادهاند.
اين كارشناس ارشد معماري و شهرسازي درباره قوانيني كه شهرداريها به سمت درآمدهاي جايگزين ميبرد توضيح ميدهد: در قوانين موجود ما موارد بسياري براي درآمد شهرداريها مثلا سهم شهرداري از فروش بنزين وجود دارد كه كافي است به روز شده و اجرا شود. در اين صورت شهرداري تهران نيز ميتواند بدون شهرفروشي خودكفا گردد. اما متاسفانه همواره مديران به دنبال راحتترين روش هستند كه در اينجا آسانترين راه شهر فروشي است!
با وجود اين در سالهاي گذشته هر بار صحبت از ساخت و سازهاي بيرويه بود نظرات مختلفي در اين باره عنوان ميشد. برخي مساله تخريب اين ساخت و سازها را مطرح ميكردند و برخي ديگر مساله قطع يا محدوديت امكانات شهري را پيش ميكشيدند اما نخستين راهحل خيلي مقرون به صرفه نبود، البته گاهي هم از آن استفاده ميشد. اواخر شهريور ماه امسال حسين طلا، نماينده مجلس از تخريب 800مورد از ساخت و سازهاي غيرمجاز لواسان، اوشون فشم و حريم رودخانههاي اين مناطق خبر داد آن هم در شرايطي كه حكم تخريب رقم دو برابري را نشان ميداد. اما گيتي اعتماد در مورد دومين راهحل يعني قطع امكانات شهري توضيح ميدهد: منظور از قطع امكانات شهري، ندادن خدمات به اين مناطق است كاري كه معمولا در سكونتگاههاي غيررسمي صورت ميگيرد و تاكنون جواب نداده است چون آنها آب و برق خود را بدون پرداخت پول به دست ميآورند و اين به نفع مديريت شهري نيست.
اين جامعه شناس شهري در پاسخ به اينكه آيا تحقيق يا پژوهشي در اين زمينه انجام شده است كه نشان دهد چه ميزان آسيب از اين محل در شهر تهران ايجاد شده است؟ توضيح ميدهد: تاجايي كه اطلاع دارم يك پژوهش جامع و كامل در اين حوزه انجام نشده است. مطالعات موردي مثلا در حوزههاي ترافيك، محيطزيست و غيره وجود دارند اما قطعا اين امر نياز به انجام يك تحقيق جامع دارد كه هم زيانهاي آشكار و هم پيامدهاي پنهان آن به دست آيد. او درباره وضعيت ساير كلانشهرهاي كشور در حوزه حريم نيز ميگويد: متاسفانه ساير شهرهاي بزرگ هم وضعيت بهتري ندارند مثلا آلودگي هوا در اصفهان، اهواز، مشهد بسيار بالاست، همين طور ترافيك شهري و غيره.
آخرين سوالي كه در حوزه جامعهشناسي شهري و برخورد با اينگونه آسيبها از گيتي اعتماد پرسيده ميشود اين است كه در ساير كلانشهرهاي دنيا وضعيت به چه شكل است؟ آيا آنها هم با اينگونه مشكلات روبرو بودهاند و اينكه اگر مشكلاتي از اين جنس داشتهاند با چه روشهايي توانستهاند از گسترش بيرويه شهرها و مشكلات مترتب بر آن جلوگيري كنند؟ گيتي اعتماد به شكل متفاوتي اين سوال را پاسخ ميدهد چرا كه معتقد است كه در وهله اول در ساير كلانشهرهاي دنيا، اين رشد جمعيتي حاكم بر ايران را نميبينيم، ثانيا اين فساد و شهر فروشيها در ساير كشورهاي دنيا وجود ندارد.
مديرعامل انجمن طرح و معماري ادامه ميدهد: راهحلهاي متفاوتي در بعضي شهرهاي اقماري لندن و پاريس استفاده شده است اما تقريبا در همهجاي دنيا تاكيد بر حمل و نقل عمومي بوده است. از همه مهمتر بازگشت ارزش افزودههاي ناشي از كارهاي عمراني به بودجه عمراني شهر، مصرف آن براي همه شهر و نه افراد خاص مورد نظر آنها بوده است.
تاريخچهاي مختصر از حريم در تهران
اكنون سئوال ديگري درباره حريم تهران به صورت تخصصي مطرح است و آن اينكه حريم به لحاظ تخصصي چه تعريفي دارد و تاريخچه آن چيست؟ كميته محيطزيست شوراي شهر تهران در سال گذشته تحقيقات جامعي در اين باره انجام داد و مسائلي را درباره آن مطرح كرد. طبق بررسيهاي اين كميته حريم نخستينبار، در طرح جامع تهران 1347 براي پايتخت، تعريف شد، كه قسمتهايي از آن در سال 1349 اصلاح شد. پس از آن در جريان تهيه طرح ساماندهي تهران 1371، مجددا همان حريم با اندك تغييراتي پيشنهاد و مصوب شد. از آن سال، با تاسيس شهرها و شهرستانهايي درون و پيرامون اين حريم، بخشهايي از آن از تهران جدا شد و در اختيار شهرهاي اقماري تهران قرار گرفت. در تمام اين سالها، هرگز نقشه، طرح و مستنداتي براي اين اراضي پيراموني تهران تهيه نشد تا پايش و نظارت بر تغييرات مقدور شود و همچنين روند و سرعت تخريب طبيعت و زيست بوم اين گستره استراتژيك و مهم معلوم شود. تا اينكه در سال1383 در جريان تهيه طرح جامع تهران مقرر شد، وفق چشماندازهاي تعيين شده براي اين كلانشهر مهم آسياي جنوب غربي، حريم پايتخت براي اول بار در تاريخ شهرسازي ايران تعريف شود؛ چون با وجودي كه حدود 8ميليون نفر در شهر تهران زندگي ميكردند، پايتـخت اختيار تصميمگيري در مورد وضعيت حال و آينـده باقيمانده اراضـي كشـاورزي پيرامون خود را نداشت. در سال 1389 نيز در جريان تهيه طرح حوزههاي شهري تهران، هركدام از شهرهاي اقماري پايتخت، در اراضي شهرستان مربوطه، حريمي براي توسعه آينده خود پيشبيني كردهاند كه به غايت وسيع است، با حريم شهر بعدي مرز مشترك دارد و گاه تا خيابانها و بزرگراههاي معرف مرز محدوده ابرشهر تهران هم پيش آمده است و در اين ميان، به دليل عدم توجه به تفاوتهاي شهر تهران با شهرهاي كوچك، حق اين شهر، از دست رفته و پايمال شده است. بنابراين، تهران، هرگز حريمي دو تكه يا چند تكه نداشته و گستره 5920كيلومتر مربعي حريم پايتخت، مصوب طرح جامع تهران 1386، چهارمين حريم مصوب اين ابرشهر از سال 1347 تا به امروز است.
گيتي اعتماد را همه شهرسازان به عنوان چهره نامدار اين حوزه ميشناسند و شايد فعاليت حرفهيي 50سالهاش در اين حوزه منجر به اين شده است تا در بسياري از زمينههاي مربوط به معماري و شهرسازي سخنانش قابل استناد باشد. او در گفتوگو با «تعادل» حريم تهران و مخاطرات مربوط به آن را اينگونه تعريف ميكند: حريم محدودهيي مصوب است كه ساخت و سازهاي بيرويه در اين حريم مسلما هم از نظر محيطزيست و هم از نظر زيرساختها، ايجاد ترافيك و همه مسائلي كه هماكنون گريبانگير شهر تهران است، بسيار مضر بوده است.
اما چگونه ميتوان از گسترش بيرويه شهر تهران جلوگيري كرد آن هم در شرايطي كه در سالهاي اخير ساخت و سازهاي بيرويه انجام شده است؟ اين سوالي است كه او در پاسخ به آن، نبود يك مديريت يكپارچه و هماهنگ در مجموعه شهري تهران را به عنوان مشكلي بزرگ مطرح ميكند و ميگويد: اين موضوع در سالهاي گذشته مورد بحث بسياري از كارشناسان بوده است اما متاسفانه به آن توجهي نشده است. يعني در مجموعه شهري تهران كه بخشي از آن حريم شهر تهران است شهرها و سكونت گاههاي مختلف زيرنظر يا مديريت ارگانهاي مختلف از جمله استانداريها، فرمانداريها، شهرداريها و غيره وجود دارند و هر كدام بنا به منافع خود تصميمگيري و اقدام ميكنند بدون آنكه منافع كل مجموعه و از همه مهمتر كلانشهر تهران مدنظر قرار گيرد. بنابراين بهتر است اين مديريت مشخص و هماهنگيهاي لازم و كنترل و هدايت ضروري براي جلوگيري از اين بينظميها و بيقانونيها صورت گيرد.
شهرداري يا دولتها چرا زير بار اين مسائل رفتهاند مگر جز اين است كه سيستم مديريتي بايد حافظ منافع مردم و شهرها باشد اما در سالهاي گذشته اتفاقي افتاده است كه بيشتر كارشناسان شهري و حتي مسوولان نام آن را شهرفروشي گذاشتهاند كه البته گيتي اعتماد هم دقيقا نسبت به آن گلايه دارد. او ميگويد: متاسفانه بدترين آفت براي شهر تهران و شهرهاي ديگر شهر فروشي است كه در چند دهه اخير و پس از خودكفا شدن شهرداريها به جان شهرها افتاده است. در مورد شهر تهران اقتصاددانان مطالعاتي در سالهاي اخير كردهاند و راهحلهاي مناسبي از جمله افزايش عوارض شهري، دريافت پول خدمات و غيره دادهاند.
اين كارشناس ارشد معماري و شهرسازي درباره قوانيني كه شهرداريها به سمت درآمدهاي جايگزين ميبرد توضيح ميدهد: در قوانين موجود ما موارد بسياري براي درآمد شهرداريها مثلا سهم شهرداري از فروش بنزين وجود دارد كه كافي است به روز شده و اجرا شود. در اين صورت شهرداري تهران نيز ميتواند بدون شهرفروشي خودكفا گردد. اما متاسفانه همواره مديران به دنبال راحتترين روش هستند كه در اينجا آسانترين راه شهر فروشي است!
با وجود اين در سالهاي گذشته هر بار صحبت از ساخت و سازهاي بيرويه بود نظرات مختلفي در اين باره عنوان ميشد. برخي مساله تخريب اين ساخت و سازها را مطرح ميكردند و برخي ديگر مساله قطع يا محدوديت امكانات شهري را پيش ميكشيدند اما نخستين راهحل خيلي مقرون به صرفه نبود، البته گاهي هم از آن استفاده ميشد. اواخر شهريور ماه امسال حسين طلا، نماينده مجلس از تخريب 800مورد از ساخت و سازهاي غيرمجاز لواسان، اوشون فشم و حريم رودخانههاي اين مناطق خبر داد آن هم در شرايطي كه حكم تخريب رقم دو برابري را نشان ميداد. اما گيتي اعتماد در مورد دومين راهحل يعني قطع امكانات شهري توضيح ميدهد: منظور از قطع امكانات شهري، ندادن خدمات به اين مناطق است كاري كه معمولا در سكونتگاههاي غيررسمي صورت ميگيرد و تاكنون جواب نداده است چون آنها آب و برق خود را بدون پرداخت پول به دست ميآورند و اين به نفع مديريت شهري نيست.
اين جامعه شناس شهري در پاسخ به اينكه آيا تحقيق يا پژوهشي در اين زمينه انجام شده است كه نشان دهد چه ميزان آسيب از اين محل در شهر تهران ايجاد شده است؟ توضيح ميدهد: تاجايي كه اطلاع دارم يك پژوهش جامع و كامل در اين حوزه انجام نشده است. مطالعات موردي مثلا در حوزههاي ترافيك، محيطزيست و غيره وجود دارند اما قطعا اين امر نياز به انجام يك تحقيق جامع دارد كه هم زيانهاي آشكار و هم پيامدهاي پنهان آن به دست آيد. او درباره وضعيت ساير كلانشهرهاي كشور در حوزه حريم نيز ميگويد: متاسفانه ساير شهرهاي بزرگ هم وضعيت بهتري ندارند مثلا آلودگي هوا در اصفهان، اهواز، مشهد بسيار بالاست، همين طور ترافيك شهري و غيره.
آخرين سوالي كه در حوزه جامعهشناسي شهري و برخورد با اينگونه آسيبها از گيتي اعتماد پرسيده ميشود اين است كه در ساير كلانشهرهاي دنيا وضعيت به چه شكل است؟ آيا آنها هم با اينگونه مشكلات روبرو بودهاند و اينكه اگر مشكلاتي از اين جنس داشتهاند با چه روشهايي توانستهاند از گسترش بيرويه شهرها و مشكلات مترتب بر آن جلوگيري كنند؟ گيتي اعتماد به شكل متفاوتي اين سوال را پاسخ ميدهد چرا كه معتقد است كه در وهله اول در ساير كلانشهرهاي دنيا، اين رشد جمعيتي حاكم بر ايران را نميبينيم، ثانيا اين فساد و شهر فروشيها در ساير كشورهاي دنيا وجود ندارد.
مديرعامل انجمن طرح و معماري ادامه ميدهد: راهحلهاي متفاوتي در بعضي شهرهاي اقماري لندن و پاريس استفاده شده است اما تقريبا در همهجاي دنيا تاكيد بر حمل و نقل عمومي بوده است. از همه مهمتر بازگشت ارزش افزودههاي ناشي از كارهاي عمراني به بودجه عمراني شهر، مصرف آن براي همه شهر و نه افراد خاص مورد نظر آنها بوده است.
تاريخچهاي مختصر از حريم در تهران
اكنون سئوال ديگري درباره حريم تهران به صورت تخصصي مطرح است و آن اينكه حريم به لحاظ تخصصي چه تعريفي دارد و تاريخچه آن چيست؟ كميته محيطزيست شوراي شهر تهران در سال گذشته تحقيقات جامعي در اين باره انجام داد و مسائلي را درباره آن مطرح كرد. طبق بررسيهاي اين كميته حريم نخستينبار، در طرح جامع تهران 1347 براي پايتخت، تعريف شد، كه قسمتهايي از آن در سال 1349 اصلاح شد. پس از آن در جريان تهيه طرح ساماندهي تهران 1371، مجددا همان حريم با اندك تغييراتي پيشنهاد و مصوب شد. از آن سال، با تاسيس شهرها و شهرستانهايي درون و پيرامون اين حريم، بخشهايي از آن از تهران جدا شد و در اختيار شهرهاي اقماري تهران قرار گرفت. در تمام اين سالها، هرگز نقشه، طرح و مستنداتي براي اين اراضي پيراموني تهران تهيه نشد تا پايش و نظارت بر تغييرات مقدور شود و همچنين روند و سرعت تخريب طبيعت و زيست بوم اين گستره استراتژيك و مهم معلوم شود. تا اينكه در سال1383 در جريان تهيه طرح جامع تهران مقرر شد، وفق چشماندازهاي تعيين شده براي اين كلانشهر مهم آسياي جنوب غربي، حريم پايتخت براي اول بار در تاريخ شهرسازي ايران تعريف شود؛ چون با وجودي كه حدود 8ميليون نفر در شهر تهران زندگي ميكردند، پايتـخت اختيار تصميمگيري در مورد وضعيت حال و آينـده باقيمانده اراضـي كشـاورزي پيرامون خود را نداشت. در سال 1389 نيز در جريان تهيه طرح حوزههاي شهري تهران، هركدام از شهرهاي اقماري پايتخت، در اراضي شهرستان مربوطه، حريمي براي توسعه آينده خود پيشبيني كردهاند كه به غايت وسيع است، با حريم شهر بعدي مرز مشترك دارد و گاه تا خيابانها و بزرگراههاي معرف مرز محدوده ابرشهر تهران هم پيش آمده است و در اين ميان، به دليل عدم توجه به تفاوتهاي شهر تهران با شهرهاي كوچك، حق اين شهر، از دست رفته و پايمال شده است. بنابراين، تهران، هرگز حريمي دو تكه يا چند تكه نداشته و گستره 5920كيلومتر مربعي حريم پايتخت، مصوب طرح جامع تهران 1386، چهارمين حريم مصوب اين ابرشهر از سال 1347 تا به امروز است.
تعادل