رشد ۸ درصدی را دفن خواهیم کرد؟
اسناد بالادستی توسعه ایران بر رشد ۸ درصدی تاکید دارد تا با دستیابی به این عدد از همه کشورهای غرب آسیا جلو بیفتیم و کشور اول منطقه باشیم. رشد ۸ درصدی با استناد و توجه به موضوع عقب نماندن ایران از رقبای اصلی منطقهای و به ویژه تامین شغل پایدار و باثبات برای میلیونها جوان تحصیلکرده ایرانی از برنامه چهارم در دستور کار قرار گرفت اما هرگز به آن عدد نرسیدیم.
میانگین رشد اقتصاد ایران از ۱۳۷۶ تا امروز حتی به ۵۰ درصد آن عدد رویایی نرسیده است. اکنون و در آستانه برنامه ششم توسعه و در شرایطی عجیب همه سیاستمداران از هر حزب و جمعیت سیاسی به رشد ۸ درصدی در سالهای آتی به طور متوسط میاندیشند و عدول از آن را قبول ندارند.
تجربه کشورهای با رشد بالا در ۴ دهه اخیر نشان میدهد که چند عامل این رشد را دست یافتنی کردهاند. عامل نخست استفاده از همه امکانات داخلی و سرمایههای خارجی در یک دوره بلندمدت است. چین، کره جنوبی، هنگکنگ، اندونزی، ترکیه و برزیل و هند که در دهههای اخیر پرچمداران رشدهای مستمر، بادوام و با شتاب بالا بودهاند درباره اعداد رشد به وفاق ملی رسیدند و راه ورود سرمایههای خارجی را نیز هموار کردند. کشور هند با توجه به دموکراسی گسترده و نهادینه شدهاش و کشور چین با دیکتاتوری حزب کمونیست خود وفاق و سازگاری را پدید آوردند و سازگاری ملی در کره جنوبی با تلفیقی از دو عنصر یادشده ممکن شد.
ایران بدون وفاق ملی
بررسیهای حتی از سر اشاره به مجادله سیاسی در ایران و روشهای مبازره برای کسب قدرت در ایران نشان میدهد که بدترین و ناکارآمدترین روشهای مبارزه سیاسی در ایران وجود دارد. فقدان احزاب و نهادینه نشدن همه ابزارها و روشهای دموکراتیک و استفاده از امکانات حکومتی و ملی برای مبارزه و آسان بودن اداره کشور با وجود درآمدهای نفت حل نشدن تعارضها موجب شده است که روشهای مبارزه در ایران عجیب باشد.
به طور مثال در حالی که دولت یازدهم با کسب رای بالاتر نسبت به رقبایش تاسیس شده است اما دست این دولت در استفاده از تریبونهای عمومی و حکومتی کوتاه است و نمیتواند با شهروندان، با منتقدان کمی باانصافتر و حتی با گروههای منتقد سرسخت پیش چشمهای مردم حرف بزند.
منتقدان دولت یازدهم با استفاده از بالاترین امکانات حکومتی و با استفاده از برخی محبتها در نهادهای گوناگون تریبونهای عمومی و حتی صدا و سیما را دراختیار دارند و روش مبارزهشان پیچیده شده است. در حالی که منتقدان دولت مستقر درباره عدد رشد ۸ درصدی اتفاق نظر دارند و اسناد بالادستی نیز آنها را مکلف کرده است اما راه را اشتباه میروند. منتقدان گمان میکنند که سرمایه از آسمان میآید و دولت نمیتواند و کامیابی کافی در توضیح دادن ندارد که برای رشد ۸ درصدی چه باید کرد.
محاسبههای کارشناسی هدررفته
روز ۱۸ آبان ۱۳۹۴ بود که علی آقامحمدی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرد بانفوذ سیاسی – اقتصادی حکومت، مسعود نیلی مشاور ارشد اقتصادی رییس دولت یازدهم، محمد قاسمی معاون پژوهشی اقتصاد مرکز پژوهشهای مجلس و مهدی برکچیان معاون موسسه عالی آموزش و پژوهش در مدیریت و برنامهریزی و شماری از کارشناسان ارشد وزارت اقتصاد دور هم جمع شدند تا درباره اندازه سرمایه مورد نیاز برای رشد ۸ درصدی صحبت کنند.
مهدی برکچیان خلاصهای از گزارش تهیه شده در موسسه را درباره میزان سرمایه مورد نیاز برای رسیدن به رشد ۸ درصدی ارایه کرد. وی گفت: عدد رشد ۸ درصدی برای تولید ناخالص داخلی با توجه به عرضه عظیم نیروی کار در سالهای آتی در برنامه ششم لحاظ شده است و تاکید کرد اگر به این رشد برسیم تازه نرخ بیکاری در حد ۱۰ درصد فعلی ثابت میماند.
او که عضو کارگروه تخصصی ستاد هماهنگی اقتصادی دولت نیز هست گفت ۳ سناریو را در نظر گرفتهایم در هر سناریو نسبت تولید به موجودی سرمایه، استفاده از ظرفیتهای خالی و بهرهوری سرمایه را لحاظ کردهایم. برکچیان گفت به منظور رشد ۸ درصدی برحسب ۳ سناریو رقمی میان ۱۵۵ تا ۱۸۴ میلیارد دلار برآورد شده است... در سناریوی اول ۵۴ میلیارد دلار، در سناریوی دوم ۴۲ میلیارد دلار و در سناریوی سوم ۲۸ میلیارد دلار از سرمایه مورد نیاز باید از خارج تامین شود...
به گزارش ساعت ۲۴، امروز که ۳۴۱ روز از آن بحثهای کارشناسی میگذرد صحنه سیاست داخلی ایران چنان آشفته بازاری دارد که حتی نگاهی به آن ارقام نمیشود. انگار نه انگار که باید به رشد ۸ درصدی برسیم، انگار نه انگار که باید سرمایه تامین کنیم... آرزوی رشد ۸ درصدی در ایران را باید دفن کرد؟ اکنون به نیمه دوم ۱۳۹۵ میرسیم و تصویب برنامه ششم مانده است و...