۱۰ ساعت جهنمی در «شیرینک»
قطبی در ادامه میگوید: «با وجود اینکه اطلاعات کافی از شرایط حادثهدیدگان و منطقه نداشتیم، اما به دلیل تجربیات قبلی با خودمان چادر امدادی، غذا و پتو همراه داشتیم. مسأله مهمی که بعد از یافتن چوپانها با آن روبهرو شدیم این بود که به علت شرایط نامناسب جوی و صعبالعبور بودن مسیر، امکان جابهجایی گوسفندان وجود نداشت، بنابراین قرار شد دو نفر از چوپانها که شرایط جسمی و روحی بهتری داشتند، در همان محل بمانند، در این شرایط به سرعت مکان امنی را مشخص و چادر امدادی برپا کردیم تا آنها که بسیار خسته بودند، بتوانند مستقر شوند. از آنجا که دو نفر از چوپانها شرایط جسمانی خوبی نداشتند، قرار شد آنان را به روستا برگردانیم، بنابراین پتو و غذا به آن دو نفری که قرار شد در کنار گوسفندان بمانند، دادیم و به سرعت به طرف روستا حرکت کردیم تا دو چوپان را به خانههایشان برسانیم. بعد از انتقال دو مرد چوپان به روستا بار دیگر مسیر صعبالعبور را طیکردیم تا خودمان را به چوپانها برسانیم، قصدمان این بود که صبح روز بعد بتوانیم چوپانها و دامهایشان را به پایین کوه انتقالدهیم.»
او درباره شرایط آن شب سخت بارانی میگوید: «شب را با روشنکردن آتش سپری کردیم و با توجه به بارش شدید باران و سردی هوا مجبور شدیم به همراه چوپانها گوسفندان را کنار آتش بیاوریم تا گرم شوند و از شدت سرما تلف نشوند، همزمان با نایلون سرپناهی برای تعدادی از برهها که ضعیفتر بودند، درست کردیم تا از بارش باران محفوظ بمانند. با وجود تلاش گستردهای که امدادگران برای نجات چوپانها و جلوگیری از تلفشدن گوسفندان انجام دادند، اما متاسفانه تنها موفق به نجات ٤٠٠ رأس گوسفند شدند و ١٠٠ رأس از گوسفندان بر اثر بارش باران تلف شدند. بالاخره با کمک افراد بومی و چوپانها دامهای زنده را به سمت روستا انتقال دادیم و این عملیات در ساعت ٩ صبح به پایان رسید.»
قطبی با بیان اینکه این عملیات از سختترین عملیاتی بوده که در آن شرکت داشته است، میگوید: «با وجود تلخی بسیار زیاد تلفشدن گوسفندان، از اینکه من و همکارانم توانستیم همه چوپانها را به سلامت به روستا منتقل کنیم، بسیار خوشحالم.»