آمریکا از کِی ابرقدرت شد؟
تامپسون می گوید ریشه های قدرت طلبی جهانی آمریکا را باید همزمان در جنگ های داخلی این کشور و رشد اقتصادی بزرگی دید که ایالات متحده آمریکا در فاصله سالهای ۱۸۶۵ تا ۱۹۰۰ از آن بهره مند بود. ایده مرسوم آن است که آمریکا، از سیاست های قدرت های بزرگ جهانی دور بوده و به همین دلیل، تا زمان جنگ های آمریکا-اسپانیا، این کشور ضربه ای از منازعات جهانی به خود ندید. تامپسون اما می نویسد که آمریکا پیش از این زمان، خود پیشینه ای از مداخلات در دریای کارائیب و آمریکای جنوبی داشته است. در واقع، به عقیده تامپسون، مداخله جویی آمریکا حتی از زمانی که تصور می شد این کشور در گوشه ای پرت از دنیا قرار گرفته است، آغاز شده بود.
به گزارش ساعت ۲۴، در کتاب تامپسون، توضیح مداخله آمریکا در جنگ جهانی اول هم بر همین مبنا پیش می رود. تامپسون می گوید ورود آمریکا به جنگی که در اروپا در حال رخ دادن بود، نه به دلایلی که معمولاً ذکر می شود (مانند شخصیت وودرو ویلسون، رییس جمهور وقت این کشور و یا تهدید آمریکا از سوی آلمان) که به دلایلی دیگر رخ داد. تامپسون می نویسد این مداخله به عللی از جمله احساس وظیفه اخلاقی و وابستگی فرهنگی به اروپای غربی و نیز دو قطبی شدن افکار عمومی در آمریکا جامعه عمل پوشید. او تأکید می کند که ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۱۴ که جنگ جهانی اول آغاز شد، به هیچ عنوان کشوری واحد نبود و به همین دلیل، قصد این کشور برای ورود به جنگ، در افکار عمومی این کشور هم محل مناقشه بود.
انتقاد اصلی تامپسون در این کتاب به سوی دانشگاهیان روابط بین الملل واقع گرایی روانه می شود که قدرت آمریکا در جهان را بر آمده از قدرتی مادی می بینند. این افراد معتقدند فضای بین المللی به شکلی رقم خورده است که دولت ها نمی توانند به کسی جز خودشان اعتماد کنند و به همین دلیل ناچار خواهند بود همواره دست به اسلحه باشند.
اما دیدگاه تامپسون در مورد قدرت طلبی آمریکایی از جنس دیگری است. به عقیده او، قدرت ایالات متحده آمریکا به تنهایی از مداخله جویی این کشور ناشی نشده است، بلکه همین مداخله جویی موجب پایین آمدن هزینه های مداخله شده است و وقتی مداخله با هزینه پایین تر مقدور باشد، تصمیم گیران سیاست خارجی و حتی عامه مردم هم ترجیح می دهند به راحتی به این امکان در دسترس توسل بجویند. به اعتقاد تامپسون همین مداخله جویی و احساس نوعی مسئولیت اخلاقی برای حفظ ثبات در سطح جهانی، در کنار وابستگی های متقابل اقتصادی، موجب شده است که ایالات متحده آمریکا در سطح بین المللی به زور متوسل شود.
به گزارش ساعت ۲۴، هر چند نباید ناگفته گذاشت که ایراد این نظریه آن است که بیش از اندازه جبرانگارانه است، متغیرهای مختلفی را با هم تلفیق می کند و البته از به آزمون گذاشتن نقش برخی از آنها، مانند افکار عمومی، باز می ماند. این نظریه همچنین در قلب خود، نقش قدرت را در پیشرانی سیاست های ایالات متحده آمریکا محفوظ نگاه می دارد. تامپسون معتقد است ایالات متحده آمریکا در جهان مداخله می کند چون پیش تر این کار را کرده است.
محمد مهدی حاتمی-ساعت ۲۴
منبع: نشنال اینترست