خوش به حالت منصور پورحیدری
ساعت24- میدانم مرگ «خوش به حالی» ندارد. حتی آدمهایی که دست به خودکشی میزنند در آن دقیقههای آخر تلاش میکنند که برگردند.
تلاش و تقلا و التماس دم آخر نشان میدهد که زندگی چه ارزشی دارد. حتی برای کسی که خود خواسته میخواهد به آن پایان بدهد. پس مرگ خوش به حالی ندارد اما دستکم همین یک روز، خوش به حالت منصور پورحیدری!
خوش به حالش که شوی آزاردهنده عکسهای سلفی و با لبخند رو به دوربین در کنار تن نحیفش روی تخت تمام شد. خوش به حالش که در عرض چند روز اندازه همه نیم قرنی که با استقلال بود، عزیز شد و احترام دید و برایش شعار دادند. خوش به حالش که نیست تا همدردیهای فصلی را از سوی کسانی که تا دیروز در علن و خفا آزارش دادند و دلش را شکستند را ببیند، خوش به حالش که دیگر لازم نیست بی حرمتی به پیشکسوتها را ببیند، خوش به حالت منصور پورحیدری!
در مورد منصور پورحیدری این چند روز حرفی نمانده که کسی نزده باشد یا ننوشته باشد. انگار زاده شده بود که در آرامش و انزوا کارش را پیش ببرد. اگر شوآف و جاه طلبی بعضیها را داشت، باید خیلی زودتر بهعنوان اسطوره و پدر استقلال لقب میگرفت اما عادت کرده بود که به جای گله کردن به سیگار پُکهای عمیق بزند. آنقدر عمیق که ریههایش از کار افتاد. دوست نداشت کسی عکسش را با سیگار ببیند. عکاسها هم این را میدانستند و مراعاتش را میکردند اما سیگار کسی را مراعات نمیکند؛ نه یوهان کرایف و نه ناصرخان حجازی.
در فوتبال ایران شاید تنها بتوان او را با محمود خوردبین مقایسه کرد که او هم انگار کنار نیمکت پرسپولیس به دنیا آمده است. با این تفاوت که پورحیدری زبان گزنده نداشت. یکی از عادات ایرانی شیوع یافته از دوران قاجار بخشیدن سخاوتمندانه القاب عجیب و غریب است، از قوام السلطنه تا انتر الممالک و اُسکل المُلوک! این عادت در فوتبال ایرانی هم رواج دارد، اسطوره و پا طلایی و عقاب و سلطان و ژنرال و امپراتور! در اینکه برخی از آنان شایسته تعریف هستند شکی نیست اما اسطوره شدن و اسطوره ماندن در یک باشگاه به چیزی بیش از مصاحبههای تند با دهانهای کف آلود و مشتهای گره کرده و ژستهای روشنفکرانه و به کار بردن واژههای فلفل دار نیاز دارد.
منصور پورحیدری بهعنوان بازیکن و مربی به هر آنچه در فوتبال ایران و آسیا وجود داشته دست یافته، از قهرمانی در باشگاههای آسیا تا جام میلز و تخت جمشید و آزادگان و حذفی و ... در 390 مسابقه روی نیمکت تاج/ استقلال نشسته و رکورددار بازیهای آبی و قرمز است. وقتی امیر قلعه نویی هنوز 7 سالش نشده بود، منصور پورحیدری جام قهرمانی باشگاههای آسیا را بالای سر برد. منصور پورحیدری حتی وقتی نامهربانانه از استقلال رانده شد، با احترام و فروتنی از نام بزرگ استقلال حرف زد تا در این روزهای آخر به پاس یک عمر وفاداری به لقب پدر استقلال مفتخر گردد. این ترفیع دیر موقع در نزد برخی هواداران و ورزشیها و سیاسیون البته برای عاقبت به خیری خوب است اما کاش وقتی قبراق بود و با آن چشمهای متقاعدکننده دوری اجباری از استقلال را تحمل کرد هم اینقدر با او مهربان بودیم. درست مثل دهها ستاره دنیای ورزش که این روزها در گوشهای کز کردهاند و میدانند چرخه همیشگی برای آنها هم رخ میدهد. اول رسانهها خبر مرگ شان را منتشر میکنند، بعد تکذیب میشود. چند روز بعد دوربینها سراغ آنها میروند و وقتی یک مُشت استخوان بی دفاع شدهاند روی تختها تبدیل به سوژهای برای سلفی گرفتن با لبخند میشوند، بعد در ستایش شان داستانهای قدیمی را از لای مجلههای رنگ پریده هوا میکنیم، بعد میمیرند، بعد سیاسیون برایشان پیام تسلیت میفرستند، بعد در قطعه مشاهیر دفن شان میکنیم ... و تمام!
چرخه تلخی است. مثل وقتی که چارلی چاپلین در فیلم سینمایی «عصر جدید» لای چرخ دندهها گیر کرده بود و نمیدانستیم به کمدی بودن فیلم بخندیم یا برای گرفتار شدنش در قواعد عصر جدید گریه کنیم.
خوش به حالش که شوی آزاردهنده عکسهای سلفی و با لبخند رو به دوربین در کنار تن نحیفش روی تخت تمام شد. خوش به حالش که در عرض چند روز اندازه همه نیم قرنی که با استقلال بود، عزیز شد و احترام دید و برایش شعار دادند. خوش به حالش که نیست تا همدردیهای فصلی را از سوی کسانی که تا دیروز در علن و خفا آزارش دادند و دلش را شکستند را ببیند، خوش به حالش که دیگر لازم نیست بی حرمتی به پیشکسوتها را ببیند، خوش به حالت منصور پورحیدری!
در مورد منصور پورحیدری این چند روز حرفی نمانده که کسی نزده باشد یا ننوشته باشد. انگار زاده شده بود که در آرامش و انزوا کارش را پیش ببرد. اگر شوآف و جاه طلبی بعضیها را داشت، باید خیلی زودتر بهعنوان اسطوره و پدر استقلال لقب میگرفت اما عادت کرده بود که به جای گله کردن به سیگار پُکهای عمیق بزند. آنقدر عمیق که ریههایش از کار افتاد. دوست نداشت کسی عکسش را با سیگار ببیند. عکاسها هم این را میدانستند و مراعاتش را میکردند اما سیگار کسی را مراعات نمیکند؛ نه یوهان کرایف و نه ناصرخان حجازی.
در فوتبال ایران شاید تنها بتوان او را با محمود خوردبین مقایسه کرد که او هم انگار کنار نیمکت پرسپولیس به دنیا آمده است. با این تفاوت که پورحیدری زبان گزنده نداشت. یکی از عادات ایرانی شیوع یافته از دوران قاجار بخشیدن سخاوتمندانه القاب عجیب و غریب است، از قوام السلطنه تا انتر الممالک و اُسکل المُلوک! این عادت در فوتبال ایرانی هم رواج دارد، اسطوره و پا طلایی و عقاب و سلطان و ژنرال و امپراتور! در اینکه برخی از آنان شایسته تعریف هستند شکی نیست اما اسطوره شدن و اسطوره ماندن در یک باشگاه به چیزی بیش از مصاحبههای تند با دهانهای کف آلود و مشتهای گره کرده و ژستهای روشنفکرانه و به کار بردن واژههای فلفل دار نیاز دارد.
منصور پورحیدری بهعنوان بازیکن و مربی به هر آنچه در فوتبال ایران و آسیا وجود داشته دست یافته، از قهرمانی در باشگاههای آسیا تا جام میلز و تخت جمشید و آزادگان و حذفی و ... در 390 مسابقه روی نیمکت تاج/ استقلال نشسته و رکورددار بازیهای آبی و قرمز است. وقتی امیر قلعه نویی هنوز 7 سالش نشده بود، منصور پورحیدری جام قهرمانی باشگاههای آسیا را بالای سر برد. منصور پورحیدری حتی وقتی نامهربانانه از استقلال رانده شد، با احترام و فروتنی از نام بزرگ استقلال حرف زد تا در این روزهای آخر به پاس یک عمر وفاداری به لقب پدر استقلال مفتخر گردد. این ترفیع دیر موقع در نزد برخی هواداران و ورزشیها و سیاسیون البته برای عاقبت به خیری خوب است اما کاش وقتی قبراق بود و با آن چشمهای متقاعدکننده دوری اجباری از استقلال را تحمل کرد هم اینقدر با او مهربان بودیم. درست مثل دهها ستاره دنیای ورزش که این روزها در گوشهای کز کردهاند و میدانند چرخه همیشگی برای آنها هم رخ میدهد. اول رسانهها خبر مرگ شان را منتشر میکنند، بعد تکذیب میشود. چند روز بعد دوربینها سراغ آنها میروند و وقتی یک مُشت استخوان بی دفاع شدهاند روی تختها تبدیل به سوژهای برای سلفی گرفتن با لبخند میشوند، بعد در ستایش شان داستانهای قدیمی را از لای مجلههای رنگ پریده هوا میکنیم، بعد میمیرند، بعد سیاسیون برایشان پیام تسلیت میفرستند، بعد در قطعه مشاهیر دفن شان میکنیم ... و تمام!
چرخه تلخی است. مثل وقتی که چارلی چاپلین در فیلم سینمایی «عصر جدید» لای چرخ دندهها گیر کرده بود و نمیدانستیم به کمدی بودن فیلم بخندیم یا برای گرفتار شدنش در قواعد عصر جدید گریه کنیم.
ایران ورزشی