کدام رییس جمهور برای کدام ایران؟
واقعیت این است که در غیاب فهم ملی از پدیده ای به نام سرزمین ایران نزد متقاضییان منصب ریاست جمهوری است که افراد عجیب وغریبی می خواهند رییس جمهور شوند . به نظرمی رسد در باره اینکه ایران کجاست ؟ چه پدیده ای است ؟چه هست وچه باید باشد ؟ اختلاف سلیقه ها ودیدگاهها جدی وبنیادین است . برخی افراد معتقدند ایران جزیی از امت اسلامی است که باید از امکانات آن برای کامیابی این امت استفاده شود . برخی از طیف های سیاسی غرب ستیز در ایران باوردارندکه ایران جایی است که باید از موقعیت ممتاز جغرافیایی آن و توانایی های مادی این سرزمین و در اتحاد با دیگر سرزمین هایی که غرب ستیزند برای نابودی امپریالیسم استفاده کرد. برای گروهی دیگر ایران سرزمینی است که دارای تاریخ منحصر به فرد است و سرزمینی است که به دلایل گوناگون از کسب آنچه لیاقتش است بازمانده و باید این آب و خاک را آباد و سترگ کرد. طیف هایی از سیاسیون ایران نیز تصوری خاص از ایران و ایرانیان دارند که با فهم گروههای سیاسی پیشین تفاوت اساسی دارد. با توجه به این برداشت ها است که روش های اداره جامعه و چگونگی سیاستهای راهبردی در ذهن سیاسیون درگیر برای به دست آوردن منصب سیاسی متفاوت است. به طور مثال گروههای غرب ستیز باورشان این است که اقتصاد ایران رامی توان و باید با بسیج امکانات داخلی و سرمایه گذاری درون سرزمینی اداره کرد و سیاستهای اقتصادی باید براین محور تعیین و اجراشود.ونیازی به تعامل تنگاتنگ با اقتصاد جهان نداریم.
در برابر اما طیف هایی از سیاسیون هستند که باوردارند امکانات درون سرزینی برای رشدهای بالای اقتصادی که یک ضرورت اجتناب ناپذیر ایران است بسنده نمی کند و باید از امکانات جهانی استفاده کرد. برخی از کسانی که مسایل ایران را بانگاه چپ ارتدکس تبیین می کنند وحتی برخی از طیف های مذهبی که به سلاح یادشده باوردارند ایران را محل مناسبی برای رشدتضادهای کارگران و سرمایه داران می بینند و از همین زاویه است که دولتی باگرایش به طبقه تهیدست راتبلیغ می کنند و سیاستهای اقتصادی را برمحور حذف بخش خصوصی می پسندند.
اگر منافع فردی و گروهی کوچک را در جریان مبارزه برای کسب قدرت نهفته در دولت با خوش بینی نگاه کرده و فرض بر این باشد که طیف های گوناگون با راهبرد توسعه ایران می خواهند دولت رادر اختیار بگیرند تفاوت های بنیادین در اندیشه و عمل رهبران سیاسی در ایران به اندازهای دامنه اش گسترده و ژرف شده است که به نظر می رسد فهم درست از ایران برای راهبر بلندمدت هرگز شناسایی نمی شود. ایرانیان در این روزها که بهترین دوران برای گفت وگوی درون خانوادگی برای بحث در باره ویژگیهای کاندیداها را داشتتند به سادگی از دست دادند و هنوز نمی دانند که کدام رییس جمهور برای کدام ایران را باید از سبد رای بیرون آورند. این روزگار نامناسب شاید انگیزه رای دادن نیرومند را زایل کند.