درباره دوئل دایی و مایلی کهن که این روزها تیتر اول فوتبال است
در اسارت هیولای درون
آرش راهبر
a href="http://www.saat24.com/">ساعت24 -توضیح شرایط پیچیده و ناراحتکنندهای که بین دو چهره فوتبال ایران پیش آمده چندان آسان نیست. بعد از چند سال مجادله کلامی و رسانهای، حالا زمین بازی محمد مایلیکهن و علی دایی به محکمه و محبس کشیده شده و همه دوست دارند بدانند حرکت بعدی چیست؟ استاد که حالا توسط شاگرد کیش شده سعی کرد با بیتفاوت نشاندادن خود نسبت دستبند و زندان، بازی را در موقعیت آچمز نگهدارد اما علی دایی هم وعده داده که حاجی مایلی را شنبه آینده خواهد بخشید و پای ورقه رضایت را امضا خواهد کرد. یعنی مایلیکهن باید شنبه ندامتگاه اوین را ترک کند بیآنکه به قول خودش از فرصت ندامت و پاک شدن به طور کامل استفاده کرده باشد. حالا حتی اگر خودش هم بخواهد در زندان بماند چارهای جز ترک آن نخواهد داشت. طنزی سیاهتر از این سراغ دارید؟
بازی به سمت برنده شدن شاگرد سابق پیش میرود اما بعید است که استاد سمج و چغری چون مایلیکهن هم به این سادگی تسلیم شود. این بار البته باید تکخال ویژهای رو کند استاد که بازیهای قدیمی مثل پوشیدن لباس رفتگرها و تیغ انداختن سر و بیانیههای آتشین دیگر جذابیتی برای مخاطبان تشنه هیجان نخواهد داشت. صحنه غریبی است این تئاتر سراسر بیمحتوا و بازیگران آن نیز تلاش سخت اما بیهودهای برای اثبات حقانیت خود دارند. آدم یاد نمایش دلقکهایی میافتد که برای خنداندن تماشاگر خود را دار میزنند. چه دست تطاولی به خود گشودهاند این استاد و شاگرد! چه صحنهگردانهای بیمزهای دارد این درام بیمحتوا! در روزهایی که هیچ جریان دلگرمکنندهای از فوتبال نمیجوشد و خبر خوشی در راه نیست چه «تیتر یک» چرندی روی جلدها نقش میبندد.
محمد مایلیکهن که به جز مواردی معدود همیشه به خاطر درشتگوییها و زبان هتاک و حمله به مخالفانش تیتر روزنامهها شده و آسایش را از همه ربوده، سرانجام به خاطر اصرار بیش از حد به توهین و بددهنی به کسی که خود او هم در سالهای اخیر همیشه مشغول درگیری با بزرگ و کوچک فوتبال بوده، از سوی ضابط قضایی محکوم به زندان شده و حالا باید مدتی را با آب خنک سر کند و عدهای هم سعی دارند این اتفاق را در حد یک فاجعه ملی جلوه دهند. یک عده که نسبت به دایی موضع دارند حالا رفیق مایلی شدهاند، «واسفا» سر میدهند و برای فوتبال سوگواری میکنند و یک عده هم که از مایلیکهن دل خوشی نداشتند او را مستحق حبس و بند میدانند.
دعوای دو مدعی اصلاح و ارتقای فوتبال ما در شرایطی به اوج رسیده که ستاره اقبال هر دو گلادیاتور این میدان به شدت در نظرگاه مردم رو به افول گذاشته و کسی از پیروزی یا شکست هر یک از دو طرف برانگیخته و احساساتی نمیشود. این جنگ تنها مجالی است برای زبانه کشیدن آتش کینه و خشم از هیولای درون دو چهره متکبر و خودخواهی که فوتبال ایران را جولانگاه امیال منفعتطلبانه خود کردهاند. برای مایلیکهن که بدنامی را به گمنامی ترجیح میدهد و برای دایی که هیچ کس را بالاتر از خود در فوتبال ایران و جهان نمیپندارد این یک پایان رقتانگیز و در عین حال خندهآور است. حالا که تفریح هواداران فوتبال شده زندان رفتن مایلیکهن بگذار دلقکها تا ته خط بروند، تا به گردن انداختن طناب دار.
بازی به سمت برنده شدن شاگرد سابق پیش میرود اما بعید است که استاد سمج و چغری چون مایلیکهن هم به این سادگی تسلیم شود. این بار البته باید تکخال ویژهای رو کند استاد که بازیهای قدیمی مثل پوشیدن لباس رفتگرها و تیغ انداختن سر و بیانیههای آتشین دیگر جذابیتی برای مخاطبان تشنه هیجان نخواهد داشت. صحنه غریبی است این تئاتر سراسر بیمحتوا و بازیگران آن نیز تلاش سخت اما بیهودهای برای اثبات حقانیت خود دارند. آدم یاد نمایش دلقکهایی میافتد که برای خنداندن تماشاگر خود را دار میزنند. چه دست تطاولی به خود گشودهاند این استاد و شاگرد! چه صحنهگردانهای بیمزهای دارد این درام بیمحتوا! در روزهایی که هیچ جریان دلگرمکنندهای از فوتبال نمیجوشد و خبر خوشی در راه نیست چه «تیتر یک» چرندی روی جلدها نقش میبندد.
محمد مایلیکهن که به جز مواردی معدود همیشه به خاطر درشتگوییها و زبان هتاک و حمله به مخالفانش تیتر روزنامهها شده و آسایش را از همه ربوده، سرانجام به خاطر اصرار بیش از حد به توهین و بددهنی به کسی که خود او هم در سالهای اخیر همیشه مشغول درگیری با بزرگ و کوچک فوتبال بوده، از سوی ضابط قضایی محکوم به زندان شده و حالا باید مدتی را با آب خنک سر کند و عدهای هم سعی دارند این اتفاق را در حد یک فاجعه ملی جلوه دهند. یک عده که نسبت به دایی موضع دارند حالا رفیق مایلی شدهاند، «واسفا» سر میدهند و برای فوتبال سوگواری میکنند و یک عده هم که از مایلیکهن دل خوشی نداشتند او را مستحق حبس و بند میدانند.
دعوای دو مدعی اصلاح و ارتقای فوتبال ما در شرایطی به اوج رسیده که ستاره اقبال هر دو گلادیاتور این میدان به شدت در نظرگاه مردم رو به افول گذاشته و کسی از پیروزی یا شکست هر یک از دو طرف برانگیخته و احساساتی نمیشود. این جنگ تنها مجالی است برای زبانه کشیدن آتش کینه و خشم از هیولای درون دو چهره متکبر و خودخواهی که فوتبال ایران را جولانگاه امیال منفعتطلبانه خود کردهاند. برای مایلیکهن که بدنامی را به گمنامی ترجیح میدهد و برای دایی که هیچ کس را بالاتر از خود در فوتبال ایران و جهان نمیپندارد این یک پایان رقتانگیز و در عین حال خندهآور است. حالا که تفریح هواداران فوتبال شده زندان رفتن مایلیکهن بگذار دلقکها تا ته خط بروند، تا به گردن انداختن طناب دار.