کد خبر 534649
۱۳۹۹/۱۱/۲۸ ۰۶:۳۵
گزارشی درباره وضعیت موسیقی در سالی که زیر فشار کووید19 گذشت

نُت سکوت در غوغای کرونا

ساعت 24-موسیقی، هنری پرطرفدار است که در کشور ما همواره چالش‌های خاص خود را داشته، چنان‌که دامنه این چالش‌ها سطح گسترده‌ای از دشواری‌ها را پیش روی هنرمندان این عرصه قرار می‌دهد.
از پروسه اخذ مجوزها گرفته تا لغو کنسرت‌ها و سوءتفاهم‌هایی که گاه همکاری برای رفع‌شان با چنان مقاومت‌هایی روبه‌رو می‌شود که هر ذهن منصفی را به شگفتی وامی‌دارد! حالا یک سال است که همه‌گیری کووید19 هم مزید بر علت شده و همان معادلاتِ پیچیده مبتنی بر وضعیت نیم‌بند موسیقی در ایران را هم به‌هم ریخته؛ به عبارتی، هنرمندان حوزه موسیقی اگرچه سال‌هاست با پیچیدگی‌ها و دشواری‌های رشته هنری خود زندگی و کار می‌کنند اما حالا کرونا همچون گرهی کور، ساز و کارهای متعارف در فضای موسیقی ایران را به‌هم ریخته است.
اجراهای صحنه‌ای تقریبا خوابیده، آموزشگاه‌های موسیقی که پیش از پاندمی کرونا با مشکلاتی نظیر بالا رفتن اجاره‌بها، رکود نسبی مراجعه هنرجویان به دلیل شرایط اقتصادی و بالا بودن هزینه‌های تجهیزات و فضای استاندارد برای آموزش مواجه بودند حالا با ظهور و شیوع این بیماری و به تبع آن محدودیت‌های پی در پی نفس‌های‌شان به شماره افتاده است. نشر و پخش‌ها نیز با مشکلات عمده‌ای روبه‌رو هستند؛ هزینه‌های تولید چند برابر شده و این مراکز که به نوعی حامی موسیقی بودند، خودشان دچار معضلات بزرگی شده‌اند. ویروس کرونا زنجیره تولید آثار را از آغاز تا پخش آن، معیوب کرده و از این ‌همه، لطمه‌ها بر پیکره موسیقی وارد آمده است.
در این رابطه با چند تن از فعالان این حوزه گفت‌وگو کردم و از آنها از تاثیرات این پاندمی بر هنر موسیقی تا پیامدهای اقتصادی همه‌گیری کرونا پرسیدم.

کمک‌های دولت به دست هنرمندان نرسیده است
بردیا صدرنوری یک موسسه‌ فرهنگی هنری چند منظوره‌ دارد، او به «اعتماد» می‌گوید: «به طور کلی فضای نشر و پخش آلبوم‌های موسیقی به‌ صورت فیزیکی، در چند سال اخیر دچار رکود بوده‌ و میزان فروش آثار در قالب سی‌دی به ‌شدت کاهش پیدا کرده بود. در دوره کرونا با توجه به مشکلات اقتصادی و اجتماعی که پیش آمد، در مباحث مختلف نسبت به ‌قبل دچار مشکلات بیشتری شد و طبیعتا این رکود، در فروش فیزیکی آثار موسیقی، تاثیری عمده گذاشت.»
او افزود: «از جهتی دیگر بعد از کرونا، فضای مجازی و پلتفرم‌های دیجیتال پخش موسیقی بیشتر مورد توجه قرار گرفتند که به عنوان یک فرصت پس از کرونا، می‌توان به آن نگاه کرد. به ‌نوعی جسارت برای کسانی که کمتر فرصت ظهور و بروز آثارشان را در عرصه فروش و پخش آلبوم‌های موسیقی داشتند به وجود آورد. شاید آنها بیشتر از این فضا بهره‌مند شدند و آثارشان را در فضای مجازی منتشر کردند. البته مطلعید که اینها به ‌صورت رایگان، ارایه می‌شوند و در فضای مجازی کمتر شاهد فروش آنها هستیم اما از جهت رویکرد، توجه به سمت پلتفرم‌ها یا سایت‌هایی که تک‌فروشی می‌کنند، بیشتر شد.»
صدرنوری درباره تاثیرات این همه‌گیری اضافه می‌کند: «ما موسسه‌ فرهنگی هنری چندمنظوره‌ و مجری جشنواره و جایزه استاد همایون خرم (نوای خرم) هستیم که یک جشنواره موسیقی بخش خصوصی است. البته جشنواره امسال به ‌دلیل اینکه برای بچه‌های 4 تا 18 ساله بود و باید به‌ صورت زنده و در حضور داوران اجرا می‌شد، تعطیل‌ شد که با توجه به پهنای باند و مشکلات اینترنت، امکان برگزاری آنلاین آن نیز نبود و طبیعتا تولیدات ما نیز به تبع مسائل حوزه تولید و نشر موسیقی دچار کاهش شد.»
او همچنین درباره حمایت‌هایی که وعده آنها داده شده بود، عنوان می‌کند: «در مورد حمایت دولت، باید بگویم که در حد شنیده‌ است؛ ما برای موسسه اقدامی جهت دریافت کمک از سوی دولت انجام نداده‌ایم و به ‌همین دلیل بنده اطلاع ندارم که آیا دوستان دیگر توانسته‌اند از کمک‌های دولت استفاده کنند یا خیر اما مطرح شد که به هنرمندان، هنرکارت بدهند و مبلغی را به عنوان کمک برای آنها واریز کنند؛ چند ماه قبل هم آن را در قالب یک پیامک اطلاع دادند و نهایتا فقط در حد پیام باقی ‌ماند. تا جایی که از دیگر هنرمندان اطلاع‌ دارم کمکی در این حوزه، صورت نگرفته؛ در حالی که بنده، مطلعم دولت در این حوزه مبلغی پرداخت کرده اما اینکه چرا به دست هنرمندان نرسیده، باید از دست‌اندرکاران این قضیه پرسید. فکر می‌کنم با شرایط ایجاد شده و اینکه چند سالی با این پدیده درگیریم، باید یک تغییر رویکرد و راهبرد در عرصه موسیقی داشته باشیم؛ باید برنامه‌ریزان فرهنگی کشور در این رابطه برنامه‌ریزی کنند و حمایت‌های‌شان را به سمت پاسخ به چگونگی حمایت از هنرمندان سوق دهند تا هنرمندان بتوانند با تامین حق مولف، آثارشان را به شکل بهتری در فضای مجازی و روی پلتفرم‌های دیجیتال داخل کشور ارایه دهند.»

کرونا، تیر خلاص بر پیکر نشر آثار موسیقایی
نیما جوان نیز که ناشر و تهیه‌کننده موسیقی است، به «اعتماد» می‌گوید: «صنعت نشرِ موسیقی- البته اگر بتوان نامِ صنعت بر آن گذاشت- در کشور، پیش از کرونا هم با شرایطِ بسیار سختی روبه‌رو بود. کافی است متصور شوید در دوران کرونا که رکود، تعطیلی و پایین آمدنِ درآمد اقشار مختلفِ جامعه را شاهدیم چه بلایی بر سر صنعتِ رو به تعطیلی نشرِ موسیقی آمده. در جامعه‌ ما بدونِ هیچ تعارفی، خریدِ آثارِ فرهنگی آخرین اولویت است و در شرایط سختِ اقتصادی شاهد حذف کالاهای فرهنگی از سبد خرید خانواده‌ها هستیم؛ پس حضور کرونا، تیرِ خلاصی بود بر پیکرِ بی‌جانِ نشرِ آثارِ موسیقایی. تعطیلی بسیاری از دفاترِ نشر و پخشِ موسیقی، عدمِ استقبالِ ناشران از تولیدِ آثارِ موسیقایی به دلیل چندبرابر شدنِ هزینه‌های تولید و در پی آن بی‌نتیجه ماندنِ خلق و ساختن آلبوم‌های موسیقایی و آرشیو شدن در بایگانی شخصی هنرمندانِ موزیسین، ناامید شدن ناشر، مولف، صاحبانِ فروشگاه‌های فرهنگی و رو به خاموشی رفتنِ چراغِ نیمه‌جانِ صنعتِ نشرِ موسیقی؛ اینها تنها قطره‌ای از زخم‌های وارد آمده بر جامعه موسیقی هستند.»
او در توضیح مواجهه اهالی نشر موسیقی با این همه‌گیری می‌گوید: «مواجهه ما به عنوان یک ناشر و پخش‌کننده‌ موسیقی دردناک بود. از سال ۱۳۹۱ به صورت رسمی فعالیت‌مان را آغاز کردیم، راهی پر فراز و نشیب تا رسیدن به نقطه‌ای که امروز هستیم و شاهدیم که حاصل تلاش چندین ساله، یک‌باره رو به افول می‌رود. متاسفانه ما هم مجبور به تعدیلِ نیرو و کاهش هزینه‌ها شدیم. تولید را بسیار کم کرده و در تلاش برای دستیابی به تسهیلاتِ دور از دسترس وعده داده شده توسط دولت تدبیر و امیدیم که البته ناامیدیم و قاطع و صریح می‌گویم که دولت در این زمینه حمایتی نکرد. اعلام شد در سامانه‌های وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت‌نام کنید؛ خود و سوابق‌تان را معرفی کنید؛ خیلی جالب است که وزارت فرهنگ و ارشاد، ناشرهای تحت پوشش خود و سوابق آنها را نمی‌شناسد. ثبت‌نام کردیم،چند بار؛ چراکه با گذشتِ چندین ماه از ثبت‌نامِ اول، اعلام کردند که در سامانه‌ای دیگر هم باید ثبت‌نام کنید و هنوز مانده‌ایم پشت درهای بسته بروکراسی اداری.»
جوان اصطلاح «نوشدارو بعد از مرگِ فرهنگ» را به‌کار می‌برد و درباره تاثیر این همه‌گیری بر موسیقی و تولید آثار هنری می‌افزاید: «رکودی که پیش آمده، تاثیر مستقیم بر فرهنگ دارد. نشر یعنی رساندنِ هنر به مخاطب، وقتی متوقف شود، هزار نکته‌ باریک‌تر زِ موی، به قلب‌ها و روان‌ها نخواهد رسید. در جامعه‌ای که هنرمندانش از خلق باز بمانند، تولید اندیشه نکنند، به‌ جای حضور بر صحنه یا استودیوهای ضبط، تن به شغل‌های دیگر بدهند، نیاز به گفتن نیست که به‌ روشنی پیداست چه فاجعه‌ای در انتظار است. نفسِ هنر همیشه زنده‌ است اما بهای این حیات، بهای سنگینی است.»
معیشت هزاران انسانِ اهل هنر در خطر افتاد
در ادامه صحبت با ناشران به سراغ آموزشگاه‌داران رفتم؛ نزهت امیری به «اعتماد» می‌گوید: «پاندمی کرونا در سراسر گیتی، بر همه فعالیت‌های بشری از جمله فعالیت‌های هنری تاثیر داشته؛ البته با قاطعیت می‌توان از تفاوت آسیب‌ها، در کشورهایی که با برنامه و اختصاص بودجه‌ مناسب به جنگ آن رفتند و کشورهایی که چنین گرایشی نداشتند، سخن گفت. تاثیرات این تفاوت‌ها، متاسفانه بسیار چشمگیر و نگران‌کننده ‌است. در کشور ما رعایت پروتکل‌های بهداشتی، مانع حضور هنرمندان موسیقی بر صحنه‌، تماشاگران در سالن‌ها و هنرجویان و اساتید در کلاس‌های درس شد. به ‌این ترتیب، معاش هزاران انسان ِاهل هنر در خطر افتاد. افزون ‌بر آن بایسته ‌است که مشکلات «کاهش خلاقیت‌های هنری» و «توقف رشد فرهنگی و هنری» و «آموزش موسیقیدانان، نوازندگان و هنرمندان آینده» را نیز به این آسیب‌ها افزود.»
او صحبت‌های خود را این‌گونه ادامه می‌دهد: «تابستان امسال، در پاسداشت کادر درمان جهان، قطعه‌ای از باله‌ «شهرزاد» را با ارکستر «سرزمین مادری»، با حضور بانوان نوازنده، در فضای باز تالار وحدت رهبری کردم. مبلغ اهدایی به این هنرمندان، حتی برای جبران هزینه‌ رفت‌وآمد آنها کافی نبود. از طرف دیگر، تعطیلی آموزشگاه‌ها و آموزش مجازی، آن‌هم تنها به درصدی از هنرجویان، ضربه‌ای مهلک بر پیکر رنجور موسیقی و از آن مهم‌تر، متولیان موسیقی، اعم از نوازنده، خواننده، نویسنده، آهنگساز، پژوهشگر و... فرود آورد. مگر می‌شود این‌گونه گذران زندگی کرد؟ مگر می‌توان این‌گونه از فرهنگ و هنر و تاریخ دفاع کرد؟»
امیری درباره کم ‌و کیف حمایت‌های دولتی نیز عنوان می‌کند: «وزارت ارشاد اسلامی در فروردین ‌ماه امسال سامانه‌ای با عنوان corona.samandehi.ir راه‌اندازی کرد تا آموزشگاه‌های موسیقی با تکمیل آن، میزان و شرح خسارت خود را اعلام کنند. اما شوربختانه، تاکنون، پس ‌از حدود یک‌سال، هیچ‌گونه اقدامی برای جبران خسارت انجام نشده و هیچ کمکی به این نهادهای فرهنگی صورت نگرفته است. به گمان من، مشکل نه از مسوولان اجرایی، بلکه از مسوولان تصمیم‌گیری است. ابتدا لازم است بودجه‌ لازم، از سوی تصمیم‌گیرندگان، برای حفظ میراث فرهنگی- هنری این مرزوبوم اختصاص یابد، پس از آن و در مرحله‌ بعد می‌توان از مسوولان اجرایی درباره‌ چگونگی اجرا و روند آن پرسید. از آنجا که در شرایط غیر کرونایی دهه‌های گذشته، تصمیم تاثیرگذار و سرنوشت‌سازی در این راستا ندیدم، انجام چنین کاری را در شرایط کنونی نزدیک ‌به ‌محال می‌بینم. بیکاری صدها هزار استاد موسیقی، تعطیلی بسیاری از مراکز موسیقی و ناروشن بودن چشم‌انداز آینده‌ نزدیک هزاران آموزشگاه و مرکز موسیقی، شرایط دشواری را برای فعالان عرصه‌ موسیقی به وجود آورده. امید آنکه این شرایط اندوه‌بار، سایه‌اش را از سر میهنم بردارد.»

فروش ساز برای بقای آموزشگاه
هادی سپهری نیز یکی دیگر از آموزشگاه‌داران است؛ او به «اعتماد» می‌گوید: «قبل از آنکه دستوری از مقامی صادر شود، خودمان آموزشگاه را اوایل اسفند ماه 98 تعطیل کردیم؛ البته امید داشتیم که آموزشگاه را به زودی بازگشایی کنیم، در حالی که بعد از گذشت مدتی دستور دادند که باید آموزشگاه بسته باشد یا اینکه کلاس‌های جمعی برگزار نشوند. با وجود تمام این مسائل، به یاد دارم اوایل اردیبهشت ‌ماه اجازه دادند که آموزشگاه را باز کنیم. در حالی که‌ آموزشگاه 3 ماه و 10 روز تعطیل بود، در ششم خرداد ماه آموزشگاه‌ را بازگشایی‌کردیم. در این مدت مجبور شدم سه تا از سازهای آموزشگاه را بفروشم تا قادر به پرداخت اجاره آموزشگاه باشم. در این مدت تقریبا 50درصد از هنرجوهای خود را برای شرکت در کلاس‌های غیرحضوری توانستیم حفظ کنیم. مجدد به آموزشگاه‌ها ابلاغ ‌شد که به‌ مدت دو هفته تعطیل باشند. برای بار سوم، در پاییز ابلاغیه‌ای آمد که آموزشگاه‌ها را تعطیل کنیم که در مجموع چهار ماه و 10 روز آموزشگاه، به طور کامل بسته بود. در تمام مدت فعال بودن آموزشگاه، در تمام کلاس‌ها اسپری الکل گذاشتیم و از همه خواستیم که با ماسک، رفت‌وآمد کنند، کنار در ورودی یک میز حاوی لوازم بهداشتی گذاشتیم که افراد ‌هنگام ورود به دست‌های‌شان ژل بزنند و به کفش‌های‌شان، اسپری الکل بپاشند. ماهانه، 20 لیتر الکل از یکی از شرکت‌های شیمیایی خریداری می‌کنم، علاوه‌ بر این ژل و اسپری، نیز تهیه می‌کنم. ما حتی راه‌پله را نیز با وایتکس نظافت می‌کنیم. با توجه به شرایط موجود، دولت حمایتی از آموزشگاه‌ها نکرد، به طوری‌ که می‌توان ‌گفت، حتی یک شیشه الکل به ما ندادند. تنها اقدامی که انجام دادند این بود که وزارت ارشاد سایتی به ما معرفی کرد و گفت هر کس ضرر کرده، ثبت‌نام کند ما نیز ثبت‌نام کردیم پس از آن پیامکی آمد که می‌توانید به‌ازای هر کارمند تحت بیمه خود (بنده دو منشی دارم) 15 میلیون وام بگیرید که بنده چنین اقدامی نکردم به‌ خاطر اینکه این پول ناچیز آن‌هم به‌ صورت وام دردی از ما دوا نمی‌کند. با شیوع این بیماری، آن‌قدر ریزش داشته‌ایم که کلاس‌ها را در ساعت دو بعدازظهر شروع کرده و تا 9 شب خاتمه می‌دهیم، در حالی که قبل از کرونا کلاس‌ها از ساعت 10 صبح شروع و تا 10 شب، دایر بودند. در این مدت نیز گروه‌های هنرجویی را برای برگزاری کنسرت هنرجویی تشکیل نداده‌ایم و با این اوصاف تولید و اجرای زنده موسیقی نیز دچار ضعف و رکود شد. درنهایت اینکه در حال حاضر خرید و فروش ساز به‌ دلیل گرانی بیش از حد بسیار مشکل است و آموزش موسیقی نیز به ‌دلیل عدم اعتماد خانواده‌ها به حضور فرزندان و خودشان در کلاس‌ها با مشکل روبه‌روست و کلاس‌ها، بسیار خلوتند، در حالی که ظرفیت آموزشگاه‌ ما قبل از کرونا حدود 500 نفر بود، بعد از کرونا با این ساعت کاری جدید، به 350 نفر رسیده و در بهترین حالت 200 هنرجو داریم که البته از 25 اسفند تا چهاردهم فروردین‌ ماه، نزدیک به یک ‌ماه، تعطیل و بدون درآمد خواهیم بود؛ با وجود اینکه بیمه‌، حقوق منشی‌ها و اجاره ملک را نیز باید پرداخت کنیم.»

دولت دغدغه قرار گرفتن موسیقی در سبد خانوارها را ندارد
اجراهای استودیویی و صحنه‌ای و همچنین هنرمندان موسیقی نیز از قاعده زیان این پاندمی مستثنا نبودند؛ ارژنگ سیفی‌زاده نوازنده است؛ او به «اعتماد» می‌گوید: «از آنجا که مشکلات اقتصادی علاوه بر عدم حمایت دولتی موجب شده موضوع هنر به طور کلان و موسیقی به طور اخص جایگاهی در سبد هزینه‌ای خانوارها نداشته باشد چه آموزش، چه حضور در کنسرت‌ها و چه خرید آثار هنری. طبیعی است که کرونا و محدودیت‌های مالی تاثیر عمیق‌تری بر موسیقی داشته باشد. در حال حاضر کنسرت‌ها برگزار نمی‌شوند، تعداد هنرجوها کاهش یافته و ضبط و پخش آثار موسیقی تقریبا وجود ندارد. این موارد صدمه‌های بزرگی را به موسیقی زده‌اند. شاید بنده که سابقه نسبتا طولانی در زمینه تدریس موسیقی دارم به اندازه عزیزانی که کمتر شناخته شده یا سابقه کمتری در این زمینه دارند صدمه ندیده باشم و فعالیت تدریسی بنده نیز مثل بسیاری دیگر در فضای مجازی بیشتر شده باشد. مانند همیشه نیز با کم‌ و بیش کار موسیقی کنار آمده‌ایم. شوربختانه در زمینه موسیقی هیچ‌گاه حمایت دولتی به‌ صورت موثر وجود نداشته و صرفا عاشقان کار توانسته‌اند با زحمت بسیار موجب شوند چراغ این هنر، هرچند کم‌فروغ، روشن بماند و نمیرد.»
سیفی‌زاده عنوان می‌کند: «شخصا فکر می‌کنم پیش و پس از این رکود که به واسطه پاندمی کرونا پیش آمده، تفاوتی بنیادین در حال و روز این هنر، آن‌چنان که بتوانیم آن را خیلی بدتر از قبل بنامیم، به وجود نیاورده. با هزاران دریغ باید بگویم که حال و روز موسیقی به واسطه عدم توجه لازم، عدم تخصیص بودجه‌های مورد نیاز، دیده نشدن سازها در تلویزیون ملی و کم‌اهمیت بودنش از نقطه‌نظر مدیران، هیچ‌گاه خوب نبوده است.»

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک