کد خبر 565043
۱۴۰۰/۰۷/۱۷ ۱۱:۳۲
درباره‌ فتحعلی اویسی که دیگر در میان ما نیست

در آستانه عصر دیجیتال

ساعت24-زنده‌یاد فتحعلی اویسی احتمالا واجد یک تناقض مهم در مواجهه‌ با پدیده فرهنگ است؛ جایی در میانه آنچه سینمای شخصی خوانده می‌شود و سینمای موسوم به تجاری و درست در میانه یک دوران به شهرت رسید که سینمای کهنه قرار بود جایش را به سینمایی تازه دهد که با شوخی او در اذهان ماند؛ «دیجیتالم کجا بود؟»
در آستانه عصر دیجیتال
html>

بازیگری تحصیلکرده امریکا که در زندگی حرفه‌ای‌اش چهار فیلم ساخت که یکی، «مریم و میتیل» (1371)، هم موفق بود و هم محبوب، آن‌هم در سال‌هایی که فیلم‌های فانتزی موسوم به فیلم‌های کودک بازار و بروبیایی داشتند. اما بازیگری سبب شهرت و موفقیت بیشتری برای او شد تا کارنامه مختصرش به عنوان کارگردان. کارنامه پر و پیمان اویسی در دهه 1360 امروزه شاید غبطه‌برانگیز به نظر برسد با نقش‌های فرعی و مکمل برای تقریبا همه کارگردان‌های مشهور زمانه‌اش؛ ناصر تقوایی (ناخدا خورشید، 1365)، پوران درخشنده (پرنده کوچک خوشبختی، 1366)، مسعود کیمیایی (سرب، 1366)، داریوش مهرجویی (هامون، 1368 و بعدتر بانو، 1370)، علی حاتمی (دل‌شدگان، 1370) و... در آن سال‌های تغییر که انقلاب و تغییر ساختار تولید در سینمای ایران چشم‌انتظار ظهور و حضور نسل تازه بود، فتحعلی اویسی چهره‌ای یگانه به نظر می‌رسید؛ تحصیلکرده، بدون سابقه‌ای پیش از انقلاب، قد بلند و چهره‌ای که او را مناسب نقش‌های منفی، خارجی‌ها یا تکنوکرات‌های آمده از غرب می‌کرد. کارنامه‌ای که هر چند روی کاغذ چشم‌گیر است اما هیچ‌گاه به ایفای نقش‌های اصلی منجر نمی‌شود. شاید از همین‌رو باشد که در تعدادی از نوشته‌ها در رثایش به فیلم ساخته‌نشده داریوش مهرجویی، «کارآگاه یحیی»، اشاره می‌شود که گویا قرار بود با حضور اویسی در نقش اول ساخته شود که نشد. دهه 1360 برای چهره‌ای چون او با تحصیلات آکادمیک و تلاش‌های مکرر برای یافتن جایگاهی که احتمالا رضایت قلبی‌اش را به همراه داشته باشد، هر چند با انبانی تجربه‌ با نام‌های بزرگ همراه بود، اما هیچ‌گاه به نقشی کلیدی در کارنامه‌اش منجر نشد. دهه 1370 دوران اوج اکشن‌های ایرانی با حضور او در فیلم‌های عامه‌پسندتر همراه می‌شود، همچنان که گسترش شبکه‌های تلویزیونی و بالطبع افزایش تولید باعث می‌شود او نیز بیشتر در تلویزیون ظاهر شود تا سینما. به عنوان بازیگری حرفه‌ای، دهه 1370 احتمالا دوران اوج حرفه‌ای‌گری اویسی است؛ کار با کارگردانان جریان عامه‌پسند در سینما و انبانی از سریال‌ها با مدت زمان فیلمبرداری طولانی که هم احتمالا غم نانش به عنوان یک حرفه‌ای را برطرف می‌کرده و هم به واسطه مدت طولانی ساخت تنوع کاری‌اش را کم می‌کرده. اما آنچه اویسی را با مجموعه‌ای از نقش‌های مکمل، کوتاه و فرعی محبوب کرد در اوج‌ کمدی‌های موسوم به نود شبی در ابتدای دهه 1380 بود؛ مجموعه تلویزیونی «بدون شرح» (سعید سلطانی، 1381) و نقش کیومرث کاووسی، در آستانه 60 سالگی ناگهان سبب موفقیت و محبوبیتش شد. فارغ از اینکه این مجموعه احتمالا هنوز به سبب ارایه نزدیک‌ترین و واقعی‌ترین تصویر از یک تحریریه جذاب است به واسطه جمع نویسندگان، موضوع، زمانه و محبوبیت کمدی‌های نود شبی و البته جمع بازیگران آن‌قدر موفق و محبوب شد که هم تکیه‌ کلام‌های اویسی سر زبان‌ها بیفتد و احتمالا هنوز در خاطره جمعی نسلی باقی بماند و هم زوج اویسی / جعفری را راهی مجموعه‌ای دیگر کند که گویا به تأسی از موفقیت «بدون شرح» ساخته شده بود. با این ‌حال «کمربندها را ببندید» (1382) که در پاره‌ای قسمت‌ها حتی بدون نام کارگردان پخش می‌شد، شکست خورد تا مدت محبوبیت بازیگر تحصیلکرده کوتاه‌تر از آن نیمی از یک دهه باشد. غم نان به علاوه محبوبیت شخصیت کاووسی در سال‌های بعد کمک چندانی به اویسی نکرد. نیمه دوم دهه 1380 و دهه 1390 برای او بیشتر حضور در فیلم‌های عامه‌پسند معمولی بود که نه اعتبار نقش‌های دهه 1360 را برایش داشت و نه محبوبیت آقای کاووسی در نیمه ابتدایی دهه 1380 را. فتحعلی اویسی در چهار دهه‌ فعالیت حرفه‌ای هنری در مرزی میان دو گونه‌ تولید حرکت و کار کرد؛ از کار با کارگردانانی آغاز کرد که به داشتن زبان و بیان شخصی شهره‌اند و با کار با کارگردانانی به فعالیت حرفه‌ای‌اش پایان داد که بیشتر پیروی جریان‌ها و خواست تماشاگر بودند تا دنبال‌روی زبان و بیان شخصی. با این‌حال او این بخت را داشت که در میانه راه، در نقطه‌ای طلایی به شهرت و محبوبیت برسد که انگار میانه این دو راه بود. تردید دارم کس دیگر این بخت را پیدا کند که در نقش مدیر مسوول یک هفته‌نامه در تلویزیون بدرخشد؛ در کنار جمعی از بااستعدادترین بازیگران (امیر جعفری، لیلی رشیدی، مریم سعادت و...) و در کنار تعدادی از مستعدترین نویسندگان آن روزگاران طلایی کمدی‌های نود شبی (سروش صحت، پیمان قاسم‌خانی، زنده‌یاد خشایار الوند و...) موفقیت در میانه عصر طلایی کمدی‌های نود شبی در سریالی ممکن شد که غریب‌ترین بستر را برای روایت انتخاب کرده بود؛ دفتر یک هفته‌نامه. فتحعلی اویسی در میانه این دو دنیای متفاوت حضور داشت تا در نقش کیومرث کاووسی با سخنرانی‌های غرایش ما را بخنداند و اتفاقا به مدد تکیه‌کلامش که آن روزگاران بر سر زبان‌ها افتاده بود؛ «دیجیتالم کجا بود؟» خبر از تغییر روزگار و سربلند کردن عصر دیجیتال دهد. او در آخرین روزهای سینمای گذشته پیش از دیجیتال و در ابتدای عصر نو، خاطره یک نسل را ثبت کرد و اقبالش آنچنان بلند بود که محبوب مردمش شود.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک