کد خبر 421752
۱۳۹۷/۱۱/۰۹ ۱۰:۲۶
پژوهشکده مطالعات راهبردی منتشر کرد

توجه ناکافی به رفاه عمومی در راهبردهای امنیت ملی

ساعت24-پیروزی انقلاب اسلامی در تعریف و هم در اجرا، استراتژی امنیت ملی ایران را متحول کرد. نظام سیاسی جدید، دیگر تعریف سابق را در رابطه خود با دولت‌های خارجی قبول نداشت.
توجه ناکافی به رفاه عمومی در راهبردهای امنیت ملی
استقلال و شعار نه شرقی نه غربی با رویکرد انقلابی و متخاصمانه نسبت به قدرت‌های بزرگ زمان یعنی آمریکا و شوروی توأم شد. از سوی دیگر ماهیت نظام سیاسی جدید که بنیاد آن بر «اسلام انقلابی شیعی» شکل‌گرفته بود، سبب شد تا روابط خارجی ایران با همسایگانش نیز به بحران فرو رود. بی‌ثباتی ناشی از انقلاب، دشمن خارجی ایران یعنی عراق و همین‏طور گروه‌های قومی را به فکر کسب امتیازات و خدشه بر تمامیت ارضی ایران انداخت.برای مدت‌زمانی طولانی که شاید تا زمان حاضر ادامه یافت، راهبرد امنیت ملی ایران برخلاف پیش از انقلاب که هماهنگی باقدرت های بزرگ و کشورهای مختلف بود، بر اساس مبانی اعتقادی ویژه نظام اسلامی که حسب تقابل‌ها و اتحادهای دارای منطق خاص بود، شکل گرفت. این اتحادها و مواضع گاه اعتقادی هستند (مانند اتحاد با شیعیان یا حمایت از مسلمانان) اما گاهی هم حسب مصالح عالیه نظام چندان بنیاد اعتقادی ندارند. در نگاه بسیاری، استراتژی امنیت ملی ایران در حوزه‌های امنیت سخت افزارانه و مسائل اعتقادی (که کوشش می شود برای آنها هم از حیث امنیت سخت افزارانه تعلیل صورت گیرد)، تمرکز بسیار زیادی در صرف منابع صورت داده و مسائلی همچون رفاه عمومی، توسعه اقتصادی و محیط زیست را مورد توجه کمتر قرار داده است.حقیقت این است که میان دو دیدگاه درباره استراتژی امنیت ملی ایران در دوران پس از انقلاب، سایش و اختلاف نظر وجود داشته است.

یک دیدگاه، معتقد بوده که جمهوری اسلامی، باید با صرف‌‏نظرکردن از برخی آمال انقلابی و اقدامات رادیکال، از در سازش و آشتی با نظام جهانی درآید. این کوتاه‌‏آمدن یا دست‏ کم اعتدال به خرج‌‏دادن (در مورد مسائلی مانند اسرائیل یا آمریکا در سیاست خارجی و حتی برخی مسائل سیاست داخلی در زمینه حقوق بشر) سبب خواهد شد نظام جهانی حاضر به قبول موجودیت نظام اسلامی و خودداری از اقدامات خصمانه علیه ایران شود. به این شیوه کشور می­‌تواند از فواید اقتصادی و امنیتی ارتباط با جهان خارج بهره جوید و از صدمات روابط نامطلوب که همانا تهدید به حمله خارجی، تحریم اقتصادی و بی‌ثباتی­‌های گوناگون است، احتراز کند.دیدگاه دیگر بر آن است که میان آمال انقلاب و اصالت انقلاب اسلامی پیوندی ناگسستنی وجود دارد. آمال انقلابی، گوهر جمهوری اسلامی و ذات آن است. کوتاه‏‌آمدن و سازش در برابر اصول انقلاب در زمینه سیاست خارجی چیزی جز «استحاله» و فروریزی از درون نیست. جمهوری اسلامی بدون اصول ذاتی انقلابی آن دیگر جمهوری اسلامی نیست. این دیدگاه بر این باور است که ایران دارای این میزان توانش و قدرت داخلی هست که خود را بر نظم جهانی تحمیل کند. به جای کوتاه‌‏آمدن از اصول، جمهوری اسلامی باید بکوشد خود را بر نظم جهانی بقبولاند. جهان در برابر قدرت ایران چاره‌ای جز پذیرش ندارد و باید فشارهای ناشی از این تقابل را تا زمان حصول نتیجه تحمل کرد.

در قانون اساسی و همین‏طور اسناد دیگری که به امنیت ملی جمهوری اسلامی مربوط می‌­شود و همین‏طور رویه کلی نظام سیاسی عناصری از هر دو نگاه در یکدیگر در هم آمیخته و ترکیب شده اند. گاهی به صورتی متناقض‌ نما ایران هم زمان، هر دو روش را در پیش می‌ یرد. مثلاً در مورد مسئله هسته‌ای حاضر به کوتاه‌‏آمدن می شود اما در مورد حمایت از مقاومت کوتاه نمی آید. با این حال می‌ توان به گفتن این نکته مبادرت کرد که حفظ اصل نظام و موجودیت آن و نیز ممانعت از تهاجم خارجی به کشور (که به مثابه بخشی از الزامات حفظ نظام است) در رأس توجه استراتژی امنیت ملی قرار داشته است.تردیدی نیست که جمهوری اسلامی برای بدل‌‏کردن خود به «قدرت اول منطقه خاورمیانه» که بیان دیگری از «قبولاندن خود به نظام جهانی» است، دچار منگنه تمنای راهبردی و کاستی تاکتیکی، عملیاتی و ابزاری است. تحقق اهداف استراتژی امنیت ملی نیازمند توانمندی هایی است که مشخص ترین آنها توسعه اقتصادی و ثروت‌‏آفرینی، پیشرفت در علم و فناوری ، توان نظامی و اعتبار سیاسی داخلی و اجماع ملی است. ایران در حوزه اقتصادی، همچنان تک محصلی ، متکی به نفت و ناتوان از ثروت‏‌آفرینی و تولید کالاهای پیچیده و دارای ارزش اضافی بالا است. ایران در این مورد که باید چگونه میان قدرتمندشدن به مثابه هدف استراتژی امنیت ملی با الزامات رفتار جهانی آشتی ایجاد کند، به نتیجه نرسیده است.مسئله قدرت نظامی ایران نیز به‌‏رغم پیشرفت های عمده و متکی به داخل، جای چند و چون بسیار دارد. ایران در جنگ نامتقارن و حوزه موشک های بالستیک بسیار پیش رفته اما هنوز در تولید اقلام دفاعی عمده کم و کاست جدی دارد.

جنان صفت, [۲۹.۰۱.۱۹ ۱۰:۱۷]

کمبودها در حوزه تجهیزات نظامی متعارف به سبب تحریم ها و ضعف‌­های فنی، سبب شده ایران در زمینه نیروی هوایی و تجهیزات زرهی دچار تنگنا باشد. مسئله علم و فناوری در ایران نیز به سبب شکل‏‌نگرفتن نظام سیستماتیکی از رابطه نهادهای علم با نهادهای قدرت و نهادهای اقتصاد و نیز فقدان امکان جذب نخبگان علمی و فقدان اقتصاد دانش‌­محور، دچار بن‌ بست راهبردی است.حوزه اعتبار سیاسی داخلی و اجماع ملی نیز در چهار دهه پس از انقلاب، فراز و نشیب ‌های متعددی را سپری کرده است. نظام سیاسی و نخبگان حاکم بر آن بر وجه مردمی‏‌بودن جمهوری اسلامی تأکید می کنند. انتخابات با میزان مشارکت بالا، نشانه قوت نظام و عدم مخالفت مردم با آن معرفی می­‌شود اما مشارکت سیاسی هدایت‌‏شده بیشتر مطلوب نظام است تا مشارکت سیاسی به صورتی که خلاف موازین انقلاب و اسلام باشد و یا از کنترل و نتایج مشخص خارج شود. گرچه نظام سیاسی برای مقابله با بحران­‌های امنیت ملی انعطاف زیادی نشان داده اما هنوز در بسیاری اصول و قوانین (مانند حجاب اسلامی، صلاحیت­‌های اعتقادی و مسائل منکراتی) به عنوان مبنای هویتی نظام پایداری دارد و آنها را مساوی با امنیت ملی تعریف می‌­کند. همین مسائل شاید کانون‌ های ناامنی در این حوزه باشد.به طور کلی و در حوزه های مرتبط با این چهار بعد قدرت، استراتژی امنیت ملی جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته به‌‏­رغم تأکیدات قانونی، رهنمودهایی که از سوی رهبری معظم انقلاب ارائه می­‌شود و اسناد بالادستی، در بدل‌‏ساختن اهداف و راهبردها به خط‌‏مشی‌­های عملیاتی و حصول نتایج مشخص از خودشتاب بالایی را نشان نداده است. امنیت ملی باقدرت اقتصادی، توان نظامی، اعتبار سیاسی داخلی و خارجی و پیشرفت فناوری و علم به دست می آید اما اینکه چگونه بتوان در باب این موارد (احتمالاً به جز قدرت نظامی) به داوری خوشبینانه‌ ای نشست، نه فقط از جانب منتقدان که مورد تردید طراحان و مجریان استراتژی امنیت ملی قرار دارد.

امین پرتو - همکار علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک