در نیمفصل اول لیگ پویایی نداشتیم
شرایط کلی لیگ در نیمفصل نخست به چه صورت بود؟
در نیمفصلی که گذشت شرایط مسابقات طوری بود که همه تیمها تحتتاثیر شیوع ویروس کرونا بودند. تیمها قبل از شروع لیگ اردوی آمادهسازی خوبی را نداشتند. تیمها نتوانستند در نقلوانتقالات و اردوهایی که باید برگزار میکردند آنطورکه باید و شاید عمل کنند. آمادهسازی تیمها در مجموع خوب نبود. تمام تیمها با این مشکلات وارد لیگ شدند و نتیجهاش شد همین نوساناتی که در لیگ و در نیم فصل نخست دیدیم. بازیها به شکلی بود که تیمها میبردند، مساوی میکردند و میباختند. هیچ تیمی را نمیشد از قبل برنده یا بازنده دانست. هیچ تیمی نتوانست یک روال خوب را داشته باشد و بردهای پشت سر هم بیاورد. همه تیمها روندی سینوسی داشتند. از استقلال و پرسپولیس و تراکتور و سپاهان به عنوان مدعیان و تیمهایی که در سالهای قبل روند رو به رشدی داشتند بگیرید تا تیمهای دیگر. اینها باعث شد لیگ بالا و پایین داشته باشد. در کنار این مشکلات، ورود مربیان جوان و تازهکار به لیگ برتر و مصدومیتها و محرومیتهایی که برای بازیکنان رقم خورد و باعث شد مربیان نتوانند تا هفته پانزدهم به ترکیب ثابت خود دست پیدا کنند هم روی کیفیت لیگ تاثیر گذاشت. مثلا بازیکنانی داشتیم که به ویروس کرونا مبتلا شدند و دو تا سه هفته از تمرینات دور بودند. بهطور کلی میتوان گفت لیگ امسال پویایی بالایی نداشت. اگر بخواهیم میانگین گل زده را بگیریم، میبینیم که بسیار پایین است. همچنین خطوط دفاعی اکثر تیمها فاقد تمرکز لازم بودند و گلهای بدی دریافت کردند. به نظرم در لیگ زیاد پویایی نداشتیم ولی آن قدرها هم بد نبود.
سپاهان امسال با محرم نویدکیا نتایج خوبی گرفته. شرایط این تیم را چطور ارزیابی میکنید؟
مدیران سپاهان بعد از آمدن و رفتن امیر قلعهنویی و اینکه نتوانستند به قهرمانی دست پیدا کنند، امسال نیمکت تیم را به محرم نویدکیا سپردند. این اولین فصل حضور نویدکیا در لیگ برتر است. سپاهان این فصل تیم پرمهرهای دارد و در هر پست دو یا سه بازیکن خوب در اختیار دارد. بازیکنان تیم هم دو یا سه سالی هست که کنار هم بازی میکنند. بازیهای لیگ قهرمانان آسیا قبل از شروع لیگ کمک شایانی به محرم نویدکیا کرد تا بتواند تفکرات خودش را به تیم القا کند. محرم بازیکنی بود که زمان فوتبال بازی کردنش در نقش هافبک تهاجمی بازی میکرد و تفکرات هجومی داشت. او در سپاهان هم یک فوتبال مختص به خودش را ارایه داد. فوتبالی که از مقابل دروازه آغاز میشود. فوتبالی که در آن هافبکهای فانتزی و تکنیکی در کنار هافبکهای سرعتی مرکز زمین را به دست میگیرند. فوتبالی که در آن استفاده از یک مهاجم نوک کلاسیک به چشم میخورد. نویدکیا با این شرایط توانست یک تیم پویا درست کند که به اعتقاد من در هفتههای آخر عالی کار کند. اوج کار این تیم بازی مقابل استقلال بود که توانستند خیلی بینقص بازی کنند. این تیم در بازی هفته پانزدهم هم در خط حمله و هم در دفاع عالی کار کرد. اما در هفتههای قبل به این دلیل که تمرکز نویدکیا روی حمله بود، تیمش در ضدحملات آسیبپذیر میشد. دلیلش هم این بود که عزت پورقاز و ولسیانی، دو تا دفاع آخر تیم، به دلیل مصدومیت و ناآمادگی از شرایط خوب خودشان دور بودند. دو مدافعی که چند سال کنار هم بازی کردهاند. پایین آمدن کیفیت این دو بازیکن و اضافه شدن نژادمهدی و مهدیزاده باعث شد یک مقدار عدم تمرکز در خط دفاعی سپاهان بالا برود و این تیم روی ضدحملات و ضربات ایستگاهی گلهای زیادی بخورد. ولی در مجموع احساس میکنم سپاهان روندی رو به رشد داشته است. روند صعود این تیم در جدول هم گویای این مساله است. آنها کمکم به صدر جدول نزدیک شدند و در هفته پانزدهم با برد مقابل استقلال به رده اول هم رسیدند. این نشان میدهد سپاهان جایگاه و ثبات خودش را پیدا کرده است. آن تفکراتی که سرمربی تیم از بازیکنان خواسته به خوبی منتقل شده است. چند بازیکن نظیر سجاد شهباززاده، سروش رفیعی و محمد محبی احیا شدهاند. تیم سپاهان در فاز حمله بسیار خوب کار میکند و گل زده بالایی هم دارد. امیدوارم این تیم بتواند در نیمفصل دوم همین شرایط را حفظ کند و خط دفاعی زردپوشان بتواند همانطورکه مقابل استقلال نشان داد، کار کند.
یکی از ویژگیهای نویدکیا آرامش او و دوری از حواشی است. این رفتار سرمربی سپاهان چه تاثیری بر عملکرد تیم گذاشته؟
محرم نویدکیا زمان بازی کردنش هم همینطور بود. معمولا به این شکل است که استرس و فشاری که مربیان کنار زمین دارند به تیم منتقل میشود و روی تک تک بازیکنان تاثیر میگذارد. محرم وقتی خودش اینقدر آرام است مطمئنا بازیکنان دیگر به خودشان اجازه نمیدهند به داور خدای نکرده بیاحترامی کنند یا اعتراضی انجام دهند. این باعث میشود آن تمرکزی که میخواهند بگذارند روی دعوای با داور یا درگیریهای بیرون زمین یا حاشیههایش، بگذارند روی نقاط ضعف و قوت خودشان. این باعث میشود مربی و بازیکن و سایر دستاندرکاران تیم حواسشان روی بازی خودشان و حریف باشد. همانطورکه امروز در سپاهان میبینیم بازیکنان این تیم بیشتر به اصل فوتبال میپردازند تا حواشی. مطمئنا محرم در رختکن با بازیکنان صحبت کرده و از آنها خواسته که بازیکنان آن چیزی که در تمرینات انجام میشود را در زمین بازی پیاده کنند نه اینکه به داور اعتراض کنند. این خیلی زیباتر است از اینکه بازیکن عوض گذاشتن تمام تواناییاش در زمین، ۳۰ یا ۴۰ درصد توانش را بگذارد برای حاشیهها. محرم سبک خوبی را در تیم پیاده کرده و به بازیکنان این ذهنیت را داده که به هیچوجه معترض داور نشوند.
پرسپولیس بعد از باخت در فینال آسیا با افت مواجه شد ولی به نظر در هفتههای اخیر به روند خوب سابق بازگشته است. نظرتان در مورد این تیم چیست؟
پرسپولیس امسال با رفتن علی علیپور، شجاع خلیلزاده، مهدی ترابی و محرومیت عیسی آلکثیر و بعد از فینال آسیا جدایی بشار رسن با مشکل جای خالی این بازیکنان مواجه شد. پرسپولیس در لیگ تا قبل از فینال آسیا پرنوسان ظاهر شد ولی به هر حال جلو آمد. بعد از بازیهای آسیایی و به واسطه رفتن بشار رسن، نبود هافبک بازیساز در ترکیب این تیم خیلی به چشم آمد. پرسپولیس در واقع در فاز تهاجمی از داشتن مهاجم و بازیساز محروم شد. این باعث شد یک استرس خاصی به تیم بابت نبردنها و تساویهای پیدرپی وارد شود. بعد از آن یواش یواش بازیکنان باتجربه مثل سید جلال حسینی و احمد نوراللهی و امید عالیشاه توانستند تیم را به شرایط خوب برگردانند و نتیجه بگیرند. همچنین باید این نکته را هم در نظر بگیریم که ما ایرانیها آدمهایی احساساتی هستیم. اتفاقاتی که میافتد باعث میشود انگیزهها بیشتر یا کمتر شود. برای پرسپولیس از دست دادن مهرداد میناوند و علی انصاریان تبدیل به یک انگیزه بزرگ برای بازیکنان و کادر فنی تیم شد. بازیکنان تصمیم گرفتند با تمام وجودشان در زمین بازی کنند. این انگیزه از بازی این تیم مقابل تیمهای تبریزی به چشم آمد و تا آخرین لحظات بازی مقابل پیکان هم مشهود بود. بازیکنان با تمام توان میجنگند تا بتوانند هدیه خوبی به روح آن دو عزیز بدهند. از لحاظ فنی هم آمدن امید عالیشاه به خط حمله که گاهی در راس قرار میگیرد و گاهی پشت مهاجم بازی میکند و استفاده کردن بازیکنان از نقاط ضعف حریف باعث شده پرسپولیس به اهدافش برسد.
در این بین تغییرات تاکتیکی چشمگیری هم در تیم پرسپولیس دیده میشود. از این تغییرات بگویید.
پرسپولیس بعد از بازیهای آسیایی با سه تا هافبک دفاعی بازی کرد. یحیی گلمحمدی بیشتر تلاش داشت از احمد نوراللهی در پشت دفاع حریف بازی بگیرد. تمام تفکرش این بود که بتواند از فضاهای خالی خط دفاعی حریف استفاده کند اما به دلیل نبود یک هافبک خلاق و بازیساز، بازیکنی که بتواند به درهای دفاع حریف و نقاط کور بزند چندان موفق نبود، چرا که احمد نوراللهی تخصصش چیز دیگری است. با اضافه شدن عالیشاه اوضاع فرق کرد. در بازی با مس رفسنجان و بازی مقابل پیکان دیدیم که این بازیکن چقدر خوب کار میکند. در غیاب بازیکنانی که پرسپولیس از دست داده است، کادر فنی توانسته خیلی سریع با داشتههایش جای خالی را پر کند. به نظرم امید عالیشاه و جلال حسینی و احمد نوراللهی در چند هفته اخیر خیلی خوب کار کردند و کارایی بالایی نشان دادند. مخصوصا سید جلال حسینی که رهبری خط دفاعی تیم را برعهده داشته. ذهنیت پرسپولیس در این هفتهها به این شکل بوده که تحت هیچ شرایطی گل نخورند و از ضعف خط دفاعی حریف استفاده کنند.
در این بین استقلال شرایط سختی را تجربه میکند. آیا عملکرد محمود فکری را موفقیتآمیز میدانید؟
محمود فکری ۲۰ روز مانده به شروع بازیها به تیم اضافه شد. این تیم دو بازیکن مهم یعنی علی کریمی و روزبه چشمی را از دست داد. به نظرم علی کریمی مهره تاثیرگذاری برای تیم بود. زمانی که فکری آمد شیخ دیاباته و داریوش شجاعیان آسیب دیده بودند و چند بازیکن دیگر هم همان اوایل فصل آسیب دیدند. تیم مصدوم و محروم زیاد داشت. اینها باعث شد آقای فکری آن ترکیب ایدهآلش را نتواند پیدا کند و تغییراتی را در خطوط مختلف زمین بدهد. استقلال به واسطه آن فرصت کوتاه نتوانست از لحاظ بدنی در فصل آمادهسازی کار کند. بازیکنان بعد از چند هفته دچار مصدومیت شدند. با همه این اوصاف استقلال تا قبل از بازی با سپاهان صدر جدول بود. در این بین نوساناتی هم بود. با این وجود بعد از آخرین برد تیم مقابل نساجی به نظرم یک مقدار بازیکنان و کادرفنی مصاحبههایی انجام دادند که تیم به حاشیه رفت و تمرکزش را از دست داد.
پس معتقد هستید انتقاداتی که به سرمربی استقلال میشود، نارواست؟
محمود فکری تمام تلاشش را کرده که تیم نتیجه بگیرد. اما نبودن بازیکن بازیساز و اتفاقات اخیر وضعیت تیم را به هم ریخته. نبودن شیخ دیاباته قدرت حمله تیم را کم کرده است. در بازی با سپاهان نبودن داریوش شجاعیان خیلی به چشم آمد. فرشید اسماعیلی بود ولی آن کیفیت مورد نظر را ارایه نداد. در خط دفاعی استقلال بازیکنان اشتباهات فردی میکنند و ضعف در این خط مشهود است. به نظرم سرمربی استقلال باید یک فکری به حال این وضعیت بکند و هرچه سریعتر به ثبات برسد و از بازیکنانی بهره ببرد که بتوانند کارایی لازم را داشته باشند. خصوصا در بازی با سپاهان مشهود بود که در خط دفاع ضعف دارد و هافبکهای تیم هم نمیتوانند انتقال توپ را به خط حمله به خوبی انجام دهند. همه جوانب را باید در نظر گرفت. اگر تیمی میخواهد نتیجه بگیرد باید بازیکنان، کادر فنی و عوامل پشتیبانی به یک وحدت خاصی برسند. اگر قرار باشد حاشیهها وارد تیم شوند باید بهتر مدیریت شوند تا این اتفاقات نیفتد.
هواداران استقلال به شدت خواهان جدایی فکری هستند. آیا عملی شدن این ایده به استقلال کمک میکند؟
بحث ما فقط محمود فکری نیست. هواداران استقلال باید بدانند آیا عملکرد بازیکنان استقلال مثبت بوده؟ آیا توانایی بازیکنان صد درصد بود؟ وقتی بازیکن عملکرد ضعیفی دارد نمیتوانیم همه تقصیرات را گردن مربی بیندازیم. به نظرم بازیکنان استقلال درخور نام باشگاه و خودشان بازی نکردهاند. مخصوصا در یکی، دو هفته اخیر. با این حال تیم هنوز بالای جدول است و مدیریت تیم نباید اجازه دهد که حواشی بیشتر از این به تیم آسیب بزند.
تراکتور فصل را با منصوریان شروع کرد و دوباره شاهد تغییر سرمربی این تیم بودیم. این جابهجایی مربیان روی نیمکت چه تاثیری بر کیفیت تراکتور گذاشته؟
از زمانی که آقای زنوزی مدیریت باشگاه را به دست گرفته هزینههای زیادی انجام داده است. به نظرم آوردن تعداد مربی زیاد باعث شده تیم به ثبات تاکتیکی نرسد. فقط آوردن بازیکنان بزرگ مهم نیست. مهم این است که تیم مربیای داشته باشد که بتواند تفکراتش را دو، سه سال در اختیار تیم قرار دهد. زمانی که آقای منصوریان آمد با سیستم سهدفاعه خطی شروع کرد. بعد از رفتن او مسعود شجاعی به واسطه ارتباط خوبی که با بازیکنان و سایر بزرگترهای تیم نظیر دژاگه و حاجصفی داشت سرمربی تیم شد و سعی کرد به همان نفرات ولی با سیستم ۱-۳-۲-۴ بازی کنند. در یکسری بازیها موفق بودند و در برخی بازیها نه. مسعود شجاعی از لحاظ روحی - روانی ذهنیت تیم را بالا برد. بالاخره او همسن بازیکنان است و این کار را راحت میکند. ولی به نظرم باید هرچه سریعتر آقای زنوزی تصمیم بگیرد و سرمربی تیم مشخص شود. تیم باید از لحاظ ساختاری شکل بهتری بگیرد. مسعود شجاعی اگر بخواهد هم بازی کند و هم مربیگری شرایط سخت میشود. باید کسی بیاید که از لحاظ بدنی تیم را به شرایط ایدهآل برساند، چون تراکتور در بازیهای بزرگش مقابل پرسپولیس، استقلال و سپاهان نتیجه را واگذار کرد. ضعف در خط دفاعی تیم دیگر مشکل مشهود تراکتور است. عدم تمرکز کاملا به چشم میآید. هرقدر خط هافبک تیم باتجربه است، خط دفاعی تیم کمتجربه است. تراکتور تیم پرطرفداری است و مالک باشگاه باید هرچه سریعتر تکلیف تیم را مشخص کند. اگر آنها میخواهند به جایگاه خاصی برسند باید مربیای بیاید که دو فصل در تیم باشد و بتواند تفکراتش را جا بیندازد نه اینکه با چهار، پنج بازی عوض شود. مالک باشگاه باید قبل از آوردن مربی نظر و خواستههایش را مشخص کند و بر اساس آن جلساتی را برگزار کند و با فکر فردی را روی نیمکت تیم بنشاند.
آلومینیوم و مس به عنوان دو تازهوارد لیگ عملکرد قابل توجهی داشتند. از این دو تیم برایمان بگویید.
رسول خطیبی زمان بازی کردنش بازیکن بسیار خوبی بود و حالا هم نشان داده کارایی خوبی دارد. آلومینیوم تازه به لیگ برتر رسیده و رسول خطیبی از بازیکنان جوان کنار بازیکنان باتجربهای مثل میثم مجیدی، اسماعیل شریفات، جابر انصاری و چند نفر دیگر استفاده کرده و توانسته روند رو به رشدی داشته باشد. اول لیگ به خاطر بیتجربه بودن بازیکنان، بازیهایی را از دست دادند و رفته رفته تجربه بیشتری به تیم تزریق شد و رسول خطیبی هم توانست اعتماد به نفس را به تیمش القا کند. بازیکنان در حال حاضر به راحتی فعل خواستن را در زمین پیاده میکنند. مس رفسنجان هم همینطور. آقای ربیعی یک مربی جوان است که توانسته بازیکنان جوانی دور هم جمع کند و این بازیکنان با زحمتی که میکشند و دوندگی بالا خلأ تجربه در تیم را جبران کردهاند. این دو تا تیم، تیمهایی هستند که مربیانشان توانستهاند به خوبی اعتماد به نفس را به زیرمجموعهشان بدهند و همین باعث شده بازیکنان جوان ترسی مقابل تیمهای بزرگ نداشته باشند و بتوانند بیپروا بازی کنند و نتیجه بگیرند.
آیا میتوان پیشبینی کرد کدام تیمها آخر فصل سقوط میکنند؟
شرایط لیگ بسیار فشرده است. مثلا تیم دوازدهم با تیم چهارم فقط پنج امتیاز اختلاف دارد. از این منظر پیشبینی خیلی سخت است. در مورد تیم ماشینسازی به نظرم اشتباه آنها در اول فصل و در یارگیری رخ داد. تیمی که وارد لیگ برتر میشود باید در کنار بازیکنان جوان بازیکنان باتجربه داشته باشد. ماشینسازی به همین دلیل اوایل فصل را از دست داد و نتایج این تیم خوب ریشهدار تبریزی به گونهای رقم خورد که حالا در انتهای جدول هستند. در مورد ذوبآهن هم باید بگویم یک مقدار ناداوری در حقش شد، البته نه به عمد که به سهو ولی از شانس بد رحمان رضایی متوجه او شد. تیم ذوبآهن هم در نقلوانتقالات بازیکنان زیادی از دست داد. نژادمهدی، اسماعیلیفر، مهدیزاده، مهدیپور که همه بازیکنان بسیار تاثیرگذاری بودند در تیم. اما در زمان نقلوانتقالات و یارگیری آن کاری که برای پر کردن جای این بازیکنان باید انجام میشد، صورت نگرفت. در نیمفصل دوم به قول معروف دروازهها کوچک میشود و یکسری تیمها میآیند اقتصادی بازی میکنند تا فقط امتیاز بگیرند. این کار را سختتر هم میکند. ولی به نظرم همانطورکه در بالای جدول بازیها فشرده است و تیمها نزدیک به هم هستند، در پایین جدول هم همین مساله را داریم. مطمئنا با یک برد یا یک باخت جای تیمها عوض میشود. شاید سقوط یک تیم زودتر مشخص شود اما جنگ برای نیفتادن تا روز آخر ادامه پیدا خواهد کرد.
محمود فکری تمام تلاشش را کرده که تیم نتیجه بگیرد. اما نبودن بازیکن بازیساز و اتفاقات اخیر وضعیت تیم را به هم ریخته. به نظرم سرمربی استقلال باید یک فکری به حال این وضعیت بکند و هرچه سریعتر به ثبات برسد و از بازیکنانی بهره ببرد که بتوانند کارایی لازم را داشته باشند.