شهرهای جهان چگونه مدیریت میشوند
ساعت 24- نخستین و مورد استفادهترین ساختار شورایی قوی همراه با شهردار است که بیشترین قدرت را به اعضای شورا میدهد و در واقع شهردار بیشتر به عنوان سخنگو و رهبر نمادین شورا عمل میکند.
style="text-align:justify">خبرایرانی: در بسیاری از نقاط جهان مدیریت بخشها و نهادهای اصلی شهر مانند پلیس، آتش نشانی، آموزشوپرورش، املاک و حمل و نقل بر عهده شهرداران بوده است. از طرفی محدوده اختیارات و مسوولیتهای آنها درباره این امور وابسته به ساختارهایی است که برای اداره آن شهر در نظر گرفته شده است. به طور کلی 4 ساختار مرسوم برای اداره شهر در نظر گرفته میشود.
نخستین و مورد استفادهترین ساختار شورایی قوی همراه با شهردار است که بیشترین قدرت را به اعضای شورا میدهد و در واقع شهردار بیشتر به عنوان سخنگو و رهبر نمادین شورا عمل میکند. این مدل سنتی از مدل حکمرانی شهری در بریتانیا گرفته شده و شهردار در واقع عضوی از شورای اداره شهر است و تنها درباره برخی مسوولیتها اختیارات خاصتر دارد. شهردار در این ساختار حکم نهایی درباره مسائل مالی را میدهد، در همه قرارهای ملاقات بهعنوان نماینده شورا شرکت میکند، اعلامیهها و بیانیههای مربوط به شهر را امضا میکند و در جشنها و مراسم شرکت میکند. او همچنین میتواند؛
1-شورای اداره شهر رؤسای نهادها را منصوب کند.
2-تعیین بودجه و پیشنهاد آن بر عهده شورای اداره شهر است.
3-شهردار یا حق وتو ندارد یا بسیار محدود است.
ساختار دوم اما شورایی با شهردار قوی است که نسبت به ساختار قبل شهردار در آن اختیار بسیار بیشتری دارد. در حالی که شهردار در این ساختار همه مسوولیتهای مرتبط با اداره شهر را در اختیار دارد شورا تنها وظیفه قانونگذاری در این امور را بر عهده دارد.
در واقع تفاوت این حالت با وضعیت قبلی این است که اعضای دیگر شورا هیچ اختیار اجرایی ندارند.
شهردار در این ساختار اختیار اخراج و به کارگیری کارکنان را دارد، میتواند در موارد خاص رأی شورا را وتو کند و حتی در برخی از شهرها شهردار خود میتواند قوانین مورد نظرش را تصویب کند. علاوه بر اینها شهردار در این ساختار میتواند؛
1-رؤسای بخشهای گوناگون شهری که در بالا گفته شد را تغییر دهد.
2-بودجه را به شورای اداره شهر ارائه کند.
3-نماینده رسمی شهر در امور کشوری و بینالمللی است.
4-جزئی از اعضای شورای شهر نیست.
دو نوع دیگر شورای اداره شهر به مدیریت شورایی و سیستم کمیسیونی تقسیم میشوند. گرچه سیستم کمیسیونی اکنون دیگر چندان استفاده نمیشود ولی سیستم مدیریت شورایی نسبتاً مشهور است. در این دوسیستم عمدتاً شهردار نقشی نمادین بر عهده دارد.
انتخاب شهردار در بسیاری از نقاط جهان نیز مانند انتخابات ریاستجمهوری و نمایندگان پارلمان تشریفات خاص خود را دارد و کمپینهای گوناگونی برای تصاحب این پست به راه می افتد. برای مثال در سال 2006 نیو اورلان در آمریکا شاهد رقابت 2 کاندیدا بود که نتوانستند در مرحله اول اکثریت را به دست آورند و شهردار با انتخابات مرحله دوم از میان دو کاندیدا انتخاب شد.
در بسیاری از سیستمهای شواریی شهردار مستقیماً با رأی مردم انتخاب میشود و البته در معدودی از شهرها نیز انتخاب شهردار بر عهده شوراست.
طول مدت ریاست شهرداران نیز در نقاط گوناگون متفاوت است و برای مثال در کلمبیا شهردار چهار سال شهر را اداره میکند در حالی که شهردار تگزاس 2 سال این شغل را بر عهده دارد.
یکی از شرطهای قابل توجه برای انتخاب شهردار در بسیاری از شهرها این است که وی باید یک تا چند سال پیش از بر عهده گرفتن این پست در شهر سکونت داشته باشد.
ذکر این نکته قابل توجه است که همچنان در برخی از شهرهای کوچک برای مسائلی مهم مانند مسائل مالی مردم شهر همگی در رأیگیری شرکت میکنند یا با رأیگیری نمایندگان آنها شهر اداره میشود. ساختاری که به رأیگیریهای عمومی یونان شباهت دارد.
اکنون در شهرهای بالاتر از 500 هزار نفر و نیز پایینتر از 10 هزار نفر همچنان ساختار شورا یا شهرداران قوی یا ضعیف وجود دارد اما در شهرهای بین 10 تا 500 هزار نفر ساختار مدیریت شورایی جریان دارد.
برای مثال در مالزی علاوه بر نقش شهردار در فرایند قانونگذاری، شهردار رهبر نمادین شورا نیز محسوب شده و معمولاً سخنگوی شورای اداره شهر نیز هست. شهردار البته فقط درباره مسائل شهری مسوولیت ندارد و حتی در زمانی که مسائل مدیریتی یا فشارهای اقتصادی به مردم وارد میشود نیز به دلیل گستره اختیارات شورای اداره شهر پاسخگوی مردم است.
در استرالیا و انگلیس نیز شهرداران و اعضای شورای اداره شهر همگی مسوولیتهای متعددی دارند که طبق قانون سال 2009 به آنها داده شده و بنابراین در موارد متعددی مانند حکمرانی خوب، تصمیمگیری شفاف و مطابق با منافع مردم، رفتار قانونی و پروسه دموکراتیک باید پاسخگو باشند.
شهردار در این ساختار مشخصاً باید بودجه را به شورا ارائه دهد، مسیر مدیریت و راهبردهای مسوول اجرایی شهر را مشخص و امور استخدامی را نظارت کند.
نخستین و مورد استفادهترین ساختار شورایی قوی همراه با شهردار است که بیشترین قدرت را به اعضای شورا میدهد و در واقع شهردار بیشتر به عنوان سخنگو و رهبر نمادین شورا عمل میکند. این مدل سنتی از مدل حکمرانی شهری در بریتانیا گرفته شده و شهردار در واقع عضوی از شورای اداره شهر است و تنها درباره برخی مسوولیتها اختیارات خاصتر دارد. شهردار در این ساختار حکم نهایی درباره مسائل مالی را میدهد، در همه قرارهای ملاقات بهعنوان نماینده شورا شرکت میکند، اعلامیهها و بیانیههای مربوط به شهر را امضا میکند و در جشنها و مراسم شرکت میکند. او همچنین میتواند؛
1-شورای اداره شهر رؤسای نهادها را منصوب کند.
2-تعیین بودجه و پیشنهاد آن بر عهده شورای اداره شهر است.
3-شهردار یا حق وتو ندارد یا بسیار محدود است.
ساختار دوم اما شورایی با شهردار قوی است که نسبت به ساختار قبل شهردار در آن اختیار بسیار بیشتری دارد. در حالی که شهردار در این ساختار همه مسوولیتهای مرتبط با اداره شهر را در اختیار دارد شورا تنها وظیفه قانونگذاری در این امور را بر عهده دارد.
در واقع تفاوت این حالت با وضعیت قبلی این است که اعضای دیگر شورا هیچ اختیار اجرایی ندارند.
شهردار در این ساختار اختیار اخراج و به کارگیری کارکنان را دارد، میتواند در موارد خاص رأی شورا را وتو کند و حتی در برخی از شهرها شهردار خود میتواند قوانین مورد نظرش را تصویب کند. علاوه بر اینها شهردار در این ساختار میتواند؛
1-رؤسای بخشهای گوناگون شهری که در بالا گفته شد را تغییر دهد.
2-بودجه را به شورای اداره شهر ارائه کند.
3-نماینده رسمی شهر در امور کشوری و بینالمللی است.
4-جزئی از اعضای شورای شهر نیست.
دو نوع دیگر شورای اداره شهر به مدیریت شورایی و سیستم کمیسیونی تقسیم میشوند. گرچه سیستم کمیسیونی اکنون دیگر چندان استفاده نمیشود ولی سیستم مدیریت شورایی نسبتاً مشهور است. در این دوسیستم عمدتاً شهردار نقشی نمادین بر عهده دارد.
انتخاب شهردار در بسیاری از نقاط جهان نیز مانند انتخابات ریاستجمهوری و نمایندگان پارلمان تشریفات خاص خود را دارد و کمپینهای گوناگونی برای تصاحب این پست به راه می افتد. برای مثال در سال 2006 نیو اورلان در آمریکا شاهد رقابت 2 کاندیدا بود که نتوانستند در مرحله اول اکثریت را به دست آورند و شهردار با انتخابات مرحله دوم از میان دو کاندیدا انتخاب شد.
در بسیاری از سیستمهای شواریی شهردار مستقیماً با رأی مردم انتخاب میشود و البته در معدودی از شهرها نیز انتخاب شهردار بر عهده شوراست.
طول مدت ریاست شهرداران نیز در نقاط گوناگون متفاوت است و برای مثال در کلمبیا شهردار چهار سال شهر را اداره میکند در حالی که شهردار تگزاس 2 سال این شغل را بر عهده دارد.
یکی از شرطهای قابل توجه برای انتخاب شهردار در بسیاری از شهرها این است که وی باید یک تا چند سال پیش از بر عهده گرفتن این پست در شهر سکونت داشته باشد.
ذکر این نکته قابل توجه است که همچنان در برخی از شهرهای کوچک برای مسائلی مهم مانند مسائل مالی مردم شهر همگی در رأیگیری شرکت میکنند یا با رأیگیری نمایندگان آنها شهر اداره میشود. ساختاری که به رأیگیریهای عمومی یونان شباهت دارد.
اکنون در شهرهای بالاتر از 500 هزار نفر و نیز پایینتر از 10 هزار نفر همچنان ساختار شورا یا شهرداران قوی یا ضعیف وجود دارد اما در شهرهای بین 10 تا 500 هزار نفر ساختار مدیریت شورایی جریان دارد.
برای مثال در مالزی علاوه بر نقش شهردار در فرایند قانونگذاری، شهردار رهبر نمادین شورا نیز محسوب شده و معمولاً سخنگوی شورای اداره شهر نیز هست. شهردار البته فقط درباره مسائل شهری مسوولیت ندارد و حتی در زمانی که مسائل مدیریتی یا فشارهای اقتصادی به مردم وارد میشود نیز به دلیل گستره اختیارات شورای اداره شهر پاسخگوی مردم است.
در استرالیا و انگلیس نیز شهرداران و اعضای شورای اداره شهر همگی مسوولیتهای متعددی دارند که طبق قانون سال 2009 به آنها داده شده و بنابراین در موارد متعددی مانند حکمرانی خوب، تصمیمگیری شفاف و مطابق با منافع مردم، رفتار قانونی و پروسه دموکراتیک باید پاسخگو باشند.
شهردار در این ساختار مشخصاً باید بودجه را به شورا ارائه دهد، مسیر مدیریت و راهبردهای مسوول اجرایی شهر را مشخص و امور استخدامی را نظارت کند.