نتايج يك پژوهش دانشگاهي از خوابگاههاي غيردولتي اعلام شد
خوابگاه یا پناهگاه؛ ۲۰ نفر در ۵۰ مترمربع
ساعت 24- جمعیت ۵ میلیونی جامعه در حال تحصیل ایران که شمار قابل توجهی از آنها را دانشجویان تشکیل میدهند و همچنین پدیدار شدن دانشگاههای غیردولتی مثل دانشگاه آزاد، پیام نور، علمی – کاربردی و دانشگاههای خصوصی پیامدهای گسرتدهای بر تن و جان جامعه ایرانی برجای گذاشته است که هنوز مطالعه دقیق و عمیقی درباره این پیامدها انجام نشده است.
دكتر ستار پروين به تازگي نتيجه پژوهش خود درباره «ارزيابي پيامدهاي اجتماعي – فرهنگي خوابگاههاي خودگردان (خصوصي)» منتشر كرده است. در اين پژوهش كه توسط «پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري» انتشار يافته آمده است:
«در سطح شهر تهران، به علت تعداد بسيار زياد دانشگاه و به ويژه رشد قارچوار دانشگاههايي كه امكانات خوابگاهي ارائه نميدهند، مانند دانشگاههاي آزاد، پيام نور و غيرانتفاعي، خوابگاههاي خودگردان و يا به تعبير بسيار مناسبتر، خصوصي بسيار زيادي شكل گرفتهاند كه حتي تعداد بسيار زيادي از آنان فاقد مجوز بوده و در وزارت علوم و بخشهاي تابعه هم به ثبت نرسيدهاند. از تعداد بسيار زياد خوابگاههاي خصوصي در سطح شهر تهران تنها ۳۴ خوابگاه به ثبت رسيده است، كه بسياري از اطلاعات اين خوابگاهها نيز هنوز مشخص نيست؛ مثلا بسياري از اين خوابگاهها حتي ظرفيت خود را هم اعلام نكردهاند. گاهي ممكن است اين خوابگاهها در ميانههاي سال تعطيل شده و بدون هيچ گونه تعهدي ساكنان خود را اخراج كنند. در واقع اين خوابگاهها به علت اينكه هيچ گونه قانوني در مورد آنها اعمال نميشود و يا اينكه احتمالا از خلاهايي قانوني استفاده ميكنند، هيچ گونه تعهدي نسبت به هيچ كس ندارند و در بسياري از موارد هر گونه تمايل داشته باشند رفتار ميكنند.
از سوي ديگر ضوابط و مقررات و معيارهاي خاصي براي دادن مجوز هم وجود ندارد و حتي معيارهاي فعلي كه بسيار ناقص هستند نيز به هيچ وجه رعايت نميشود. تقريبا هيچگونه نظارتي بر اين خوابگاهها وجود نداشته و يا دستكم گزارش آنها وجود ندارد. همه اينها به علاوه عوامل ديگري همچون عامل اقتصادي باعث شده است تا اين خوابگاهها به عنوان بخشهاي سودده و انتفاعي شناخته شوند و رقابت بر سر جذب دانشجو نيز منجر به بهبود كيفيت آنها نشده است.
قيمت بسيار بالاي سكونت در اين خوابگاهها كه اغلب آنان داراي بافتهايي فرسوده هستند و فضاهايي بسيار تنگ و محدود دارند، باعث بروز مشكلات بسيار زيادي براي دانشجويان شده است. متاسفانه اين ساختمانها از ابتدا براي سكونت دانشجويان طراحي نشدهاند و ساختمانهايي مسكوني و اداري و يا حتي تجاري بودهاند كه به ميزان زيادي كارايي خود را از دست داده و هماكنون به مكان خوبي براي اسكان دانشجوياني تبديل شده است كه به علت نداشتن بضاعت مالي نميتوانند سرپناهي بهتر براي خود بيابند. به همين دليل است كه با بازديد از اين ساختمانها مشاهده شد كه فضاها به شكل صحيحي تخصيص داده نشده است. برخي از آنها به صورت واحدهاي مسكوني هستند كه در هر واحد دو اتاق و يك هال كوچك وجود دارد و داخل يك واحد ۵۰ متري ممكن است تا ۲۰ نفر و حتي بيشتر زندگي كنند.»
در پايان پژوهش حاضر، مسايل و مشكلات خوابگاههاي يادشده به شرح زير ارايه شده است:
۱- فضاي كم اتاقها و تعداد زياد افراد ساكن در يك اتاق باعث شكلگيري فشار زيادي ميشود كه ميتواند مسائل بسيار زيادي مانند از بين رفتن حوزههاي خصوصي، كاهش امنيت، فشار حاصل از تراكم جمعيت و... را در پي داشته باشد. چنين مسالهاي مواردي ديگر مانند درگيري بين دانشجويان و حتي مسائلي مانند دزدي را شيوع بخشيده است. از نتايج چنين امري ميتوان به شلوغ شدن و سروصداي زياد در خوابگاهها اشاره كرد.
۲- تركيب نامناسب در خوابگاهها از لحاظ سني و فرهنگي و قومي و نيز ورود افراد غيردانشجو به خوابگاهها از مهمترين مشكلات اين خوابگاههاي خودگران است. گاهي ممكن است در يك اتاق يك نوجوان ۱۸ ساله و يك فرد ۵۰ ساله با هم زندگي كنند. حتي در برخي موارد افراد غيردانشجو و كارمند و يا حتي افراد خلافكار در خوابگاهها با دانشجويان هماتاقي ميشوند. مسلما چنين مواردي فشار بر افراد ساكن در خوابگاه را تشديد ميكند و ميتواند باعث بروز آسيبهاي زيادي در خوابگاه ها شود.
۳- فقدان امكانات رفاهي و فرهنگي مناسب در خوابگاهها و فقر بسيار زياد آنها در ارائه امكانات مقتضي باعث ميشود كه اين خوابگاهها هيچ شباهتي به خوابگاه نداشته باشند. هيچ كالاي فرهنگي مانند روزنامه، مجله، و حتي اينترنت مناسب وجود ندارد. هيچ كدام از آنها به دانشجويان غذا ارائه نميكنند و فقدان همه اين موارد ميتواند محيط خوابگاه را به فضايي پراضطراب تبديل كند.
۴- محيط خوابگاهها در اغلب موارد به هيچ وجه محيط مناسبي براي خوابگاه نيست. ساختمان و سازه اين خوابگاهها در اغلب موارد بسيار فرسوده بوده و براي كاربريهاي ديگري ساخته شدهاند. امكانات ديگر مانند سرويس بهداشتي و حتي حمام اين خوابگاهها به هيچ وجه مناسب تعداد دانشجويان ساكن نيست. حتي فضاي سبز و فراغتي و يا سالن مطالعه و تلويزيون مناسبي هم ندارند. به عبارت ديگر محيط اين خوابگاهها مناسب خوابگاه بودن نيست.
۵- مسوولان خوابگاههاي خودگردان عمدتا صاحبان خوابگاه و يا افرادي هستند كه هيچ گونه تجربهاي در اين زمينه ندارند. به همين دليل رفتار بسياري از آنها با دانشجويان بسيار نامناسب است.
۶- در بسياري از خوابگاههاي دولتي به دانشجويان وامهاي متعدد داده ميشود. از آنجا كه دانشجويان خوابگاههاي خودگردان عمدتا دانشجويان شبانه و يا دانشگاههاي غيردولتي هستند از اين وامها محروم هستند و بسياري از آنها وضعيت اقتصادي مناسبي ندارند. همين امر بر تغذيه، شيوههاي گذران اوقات فراغت و مصرف آنها تاثير بسيار منفي گذاشته و فشار زيادي بر آنها وارد ميكند.
۷- خوابگاههاي خودگردان زيادي وجود دارد كه مسوولان هيچ گونه اطلاعي نسبت به وجود آنان ندارند و در هيچ كجا نيز به ثبت نرسيده است. چنين امري باعث ميشود تا اين خوابگاهها هر گونه كه مايل باشند با دانشجويان برخورد كنند.
«در سطح شهر تهران، به علت تعداد بسيار زياد دانشگاه و به ويژه رشد قارچوار دانشگاههايي كه امكانات خوابگاهي ارائه نميدهند، مانند دانشگاههاي آزاد، پيام نور و غيرانتفاعي، خوابگاههاي خودگردان و يا به تعبير بسيار مناسبتر، خصوصي بسيار زيادي شكل گرفتهاند كه حتي تعداد بسيار زيادي از آنان فاقد مجوز بوده و در وزارت علوم و بخشهاي تابعه هم به ثبت نرسيدهاند. از تعداد بسيار زياد خوابگاههاي خصوصي در سطح شهر تهران تنها ۳۴ خوابگاه به ثبت رسيده است، كه بسياري از اطلاعات اين خوابگاهها نيز هنوز مشخص نيست؛ مثلا بسياري از اين خوابگاهها حتي ظرفيت خود را هم اعلام نكردهاند. گاهي ممكن است اين خوابگاهها در ميانههاي سال تعطيل شده و بدون هيچ گونه تعهدي ساكنان خود را اخراج كنند. در واقع اين خوابگاهها به علت اينكه هيچ گونه قانوني در مورد آنها اعمال نميشود و يا اينكه احتمالا از خلاهايي قانوني استفاده ميكنند، هيچ گونه تعهدي نسبت به هيچ كس ندارند و در بسياري از موارد هر گونه تمايل داشته باشند رفتار ميكنند.
از سوي ديگر ضوابط و مقررات و معيارهاي خاصي براي دادن مجوز هم وجود ندارد و حتي معيارهاي فعلي كه بسيار ناقص هستند نيز به هيچ وجه رعايت نميشود. تقريبا هيچگونه نظارتي بر اين خوابگاهها وجود نداشته و يا دستكم گزارش آنها وجود ندارد. همه اينها به علاوه عوامل ديگري همچون عامل اقتصادي باعث شده است تا اين خوابگاهها به عنوان بخشهاي سودده و انتفاعي شناخته شوند و رقابت بر سر جذب دانشجو نيز منجر به بهبود كيفيت آنها نشده است.
قيمت بسيار بالاي سكونت در اين خوابگاهها كه اغلب آنان داراي بافتهايي فرسوده هستند و فضاهايي بسيار تنگ و محدود دارند، باعث بروز مشكلات بسيار زيادي براي دانشجويان شده است. متاسفانه اين ساختمانها از ابتدا براي سكونت دانشجويان طراحي نشدهاند و ساختمانهايي مسكوني و اداري و يا حتي تجاري بودهاند كه به ميزان زيادي كارايي خود را از دست داده و هماكنون به مكان خوبي براي اسكان دانشجوياني تبديل شده است كه به علت نداشتن بضاعت مالي نميتوانند سرپناهي بهتر براي خود بيابند. به همين دليل است كه با بازديد از اين ساختمانها مشاهده شد كه فضاها به شكل صحيحي تخصيص داده نشده است. برخي از آنها به صورت واحدهاي مسكوني هستند كه در هر واحد دو اتاق و يك هال كوچك وجود دارد و داخل يك واحد ۵۰ متري ممكن است تا ۲۰ نفر و حتي بيشتر زندگي كنند.»
در پايان پژوهش حاضر، مسايل و مشكلات خوابگاههاي يادشده به شرح زير ارايه شده است:
۱- فضاي كم اتاقها و تعداد زياد افراد ساكن در يك اتاق باعث شكلگيري فشار زيادي ميشود كه ميتواند مسائل بسيار زيادي مانند از بين رفتن حوزههاي خصوصي، كاهش امنيت، فشار حاصل از تراكم جمعيت و... را در پي داشته باشد. چنين مسالهاي مواردي ديگر مانند درگيري بين دانشجويان و حتي مسائلي مانند دزدي را شيوع بخشيده است. از نتايج چنين امري ميتوان به شلوغ شدن و سروصداي زياد در خوابگاهها اشاره كرد.
۲- تركيب نامناسب در خوابگاهها از لحاظ سني و فرهنگي و قومي و نيز ورود افراد غيردانشجو به خوابگاهها از مهمترين مشكلات اين خوابگاههاي خودگران است. گاهي ممكن است در يك اتاق يك نوجوان ۱۸ ساله و يك فرد ۵۰ ساله با هم زندگي كنند. حتي در برخي موارد افراد غيردانشجو و كارمند و يا حتي افراد خلافكار در خوابگاهها با دانشجويان هماتاقي ميشوند. مسلما چنين مواردي فشار بر افراد ساكن در خوابگاه را تشديد ميكند و ميتواند باعث بروز آسيبهاي زيادي در خوابگاه ها شود.
۳- فقدان امكانات رفاهي و فرهنگي مناسب در خوابگاهها و فقر بسيار زياد آنها در ارائه امكانات مقتضي باعث ميشود كه اين خوابگاهها هيچ شباهتي به خوابگاه نداشته باشند. هيچ كالاي فرهنگي مانند روزنامه، مجله، و حتي اينترنت مناسب وجود ندارد. هيچ كدام از آنها به دانشجويان غذا ارائه نميكنند و فقدان همه اين موارد ميتواند محيط خوابگاه را به فضايي پراضطراب تبديل كند.
۴- محيط خوابگاهها در اغلب موارد به هيچ وجه محيط مناسبي براي خوابگاه نيست. ساختمان و سازه اين خوابگاهها در اغلب موارد بسيار فرسوده بوده و براي كاربريهاي ديگري ساخته شدهاند. امكانات ديگر مانند سرويس بهداشتي و حتي حمام اين خوابگاهها به هيچ وجه مناسب تعداد دانشجويان ساكن نيست. حتي فضاي سبز و فراغتي و يا سالن مطالعه و تلويزيون مناسبي هم ندارند. به عبارت ديگر محيط اين خوابگاهها مناسب خوابگاه بودن نيست.
۵- مسوولان خوابگاههاي خودگردان عمدتا صاحبان خوابگاه و يا افرادي هستند كه هيچ گونه تجربهاي در اين زمينه ندارند. به همين دليل رفتار بسياري از آنها با دانشجويان بسيار نامناسب است.
۶- در بسياري از خوابگاههاي دولتي به دانشجويان وامهاي متعدد داده ميشود. از آنجا كه دانشجويان خوابگاههاي خودگردان عمدتا دانشجويان شبانه و يا دانشگاههاي غيردولتي هستند از اين وامها محروم هستند و بسياري از آنها وضعيت اقتصادي مناسبي ندارند. همين امر بر تغذيه، شيوههاي گذران اوقات فراغت و مصرف آنها تاثير بسيار منفي گذاشته و فشار زيادي بر آنها وارد ميكند.
۷- خوابگاههاي خودگردان زيادي وجود دارد كه مسوولان هيچ گونه اطلاعي نسبت به وجود آنان ندارند و در هيچ كجا نيز به ثبت نرسيده است. چنين امري باعث ميشود تا اين خوابگاهها هر گونه كه مايل باشند با دانشجويان برخورد كنند.