دلار ؛درماندگی دولت وبد بختی مردم
ساعت 24 - دیگر لازم نیست با میکروسکپ ددنبال میکرب های رخنه کرده در کسب وکار ایرانیان ونیز بنگاخخا و اقتصاد کلان ایران بگردیم و آنها را یافته وفهرست کنیم. تنگناهای اقتصاد ایران و فشارهای وارد شده بر مردم ونیز بر بنگاخخا آنقدر دیدنی شده که نیاز به ابزار دیگرندارد و چشم مسلخ نیازندارد. شهروندان ایرانی این روزها می بینند دولت بی چاره شده یا خود را به بی چارگی زده و درباره دلار رجز می خواند و شکست می خورد.
dir="RTL" style="text-align:right">جامعه ایرانی درکلیت خود امروز با دشواریهای سترگ ، گوناگون و چندلایه مواجه است که بازتاب انها در اقتصاد کلان و اقتصاد خانوارها و اقتصاد بنگاهها دیده می شود. سیاستگذاری ارزی و درقلب این سیاستها موضوع نرخ ارزهای معتبردرصدر گرفتاریها ایستاده است و جامعه را دربهت و حیرت فروبرده و نهاددولت به معنای عام آن یعنی قوه اداره کننده جامعه را بیچاره کرده است. داستان این است که دولتهای ایران از سالهای دست کم 1340 به بعد با این فهم از اقتصاد که افزایش نرخ ارز دربازارآزاد به رشد قیمت کالاها و خدمت منجر می شود راهبرد تثبیت قیمت ارز را دردستورکارداشته اند. این راهبرد دردوران وفور درآمد ارزی به نیازهای جامعه جواب می دهد. به این معنی که دلار به اندازه کافی به بازار عرضه می شود و واردات نیز با قیمت های پایین انجام شده و بازار از کالاهای وارداتی پرو نیازهای شهروندان نیز جواب داده می شود. اما هنگامی که بازار ارز به دلیل محدودیت تامین ارز از درامد حاصل از صادرات از تعادل خارج می شود دریک دوره کوتاه نرخ ارزهای معتبر دربازار ازادبا شتاب افزایش می یابد. تجربه سالهای تشدید تحریم ها در سالهای آخر دولت محمود احمدی نژا د و همچنین زمزمه بازگشت رژیم تحریم ها در چند ماه اخیر پس از تعطیلات نورز 1397 یک نسبت را به طور واضح نشان داده است: این نسبت سازگاری و همراهی کامل قیمت همه کالاها و خدمات عرضه شده دربازار ایران با تغییرات کمی وکیفی نرخ ارزهای معتبر دربازار ایران به ویژه نرخ دلار نسبت به ریال است. این یک واقعیت انکار ناپذیر است و برخلاف تحلیل های ارایه شده از سوی کارشناسان که اثرات افزایش نرخ تبدیل دلار به ریال را خوش بینانه و دراندازه های بسیار پایین تر از تورم دلار محاسبه می کنند این تغییرات با شتاب به سوی تورم دلاری حرکت می کند. شاید این احتمال بالا باشد که نسبت تغییرات قیمتی کالاها و خدمات عرضه شده نسبت به تغییرات دلار بسیار پایین تر باشد اما این یک واقعیت است که دریک روند نه چندان آهسته این نسبت ها به هم می رسند. فشار و ارعاب و ترس افکنی نهادهای نظارتی برای پایین نگه داشتن قیمت ها نیز هرگز با کامیابی همراه نبوده و نخواهد بود. پیامد این تغییرات کاهش قدرت خرید و قدرت پس انداز ریالی مصرف کنندگان و سپرده گذاران ایرانی در بانکهاست. مصرف کنندگان ایرانی به ویژه کارگران ،معلمان وسایر کسانی که بخش اصلی درآمدشان از محل فروش نیروی کارشان است هرگر نمی توانند دولت و بخش خصوصی را ناگزیر کنند با افزودن بردرآمد آنها قدرت خرید شان را دربرابر تورم و گرانی برخاسته از آشوب ارز حبرانان کنند. استیصال و درماندگی مصرف کنندگان با درآمدهای ثابت در این روزها درچهره آنها بازتاب دارد و آنها به طور واضحی خشمگین اند. پرسش امروز مردم ایران از سرمایه دار و سرمایه گذار ، ازکارگر و کشاورز ، از کارمند لشگری و کشوری و از اصناف و پیشه وران این است: دلار در کجا متوقف می شود ؟ مردم می خواهند امکانات و توانایی های درآمدی و دارایی ها خودرا با تحولات آینده نرخ دلار سازگارکنند و می خواهند سرنوشت خودشان و خانواده شان را ارزیابی کنند. به هردلیل اکنون روش زندگی و زیست مادی و از همه مهمتر اخلاق جامعه ایرانی به زلف و موی نرخ دلار به ریال ایران گره خورده است و همه در یک مسابقه اندوه بار دنبال تبدیل پس انداز و دارایی های خود به دلار یا سکه یا طلا و سایر کالاهای با دوام هستند. اکنون درزمستان1401دولت ، مجلس و نهادهای حکومتی با این معضل مواجه هستند : اگر نرخ دلار را دربازار آزادکنند ممکن است نرخ آن به ویژه درکوتاه مدت با جهش بیشتر مواجه شود، دراین صورت گروههای کم درآمد با فشار سنگینی به دلیل تبعیت قیمت کالاها از نرخ ارز مواجه شده و قدرت خریدشان بازهم بدتر می شود. از سوی دیگر دولت نمی تواند همه درآمد ارزی امسال را که بامحدودیت شدی مواجه است به قیمت های پایین به واردات کالاها اختصاص دهد و تازه به این نتیجه برسد که این اقدام به کاهش قیمت کالاها و منفعت گروههای کم درامد منجرنشده است و گروههای پردرآمد از یارانه پرداختی سود بیشتری به دست می آورد. کارشناسان و اقتصاددانان باوردارند که دولت باید به جای توزیع پول و یارانه به هرشکل به همه گروههای جامعه فضای کسب وکار را گونه ای کند که درامد حتی تهیدستان به کارآنها سنجاق شود و دولت تنها به ناتوانان و کسانی که توانایی و امکان کارندارند رسیدگی و کمک کند.