درحسرت دیروز و دیروزها
حالا دیگر رهبری انقلاب نیز با صراحت می گوید انقلاب اسلامی تنوانسته است رشدهای اقتصادی بالا را تجربه کند و باید به این سمت برویم که به رشد میانگین 8 درصد درسال که از برنامه سوم توسعه تا امروز وعده داده ایم برسیم. اما رشد اقتصادی مستمر، کم نوسان و شتابان چگونه به دست می اید؟ این حرف بر زبان آسان می اید که باید رشد سرمایه گذاری رخ دهد اما پرسش مهمتر وفوری تر این است که سرمایه از کجا به دست بیاید؟ واقعیت تلخ این است که منابع لازم برای سرمایه گذاری به رشد 8درصد با کیفیت مطلوب درایران وجودعینی و فوری ندارد که هرگاه اراده کردیم آن را برای رشد سرمایه گذاری کنیم. رشدسرمایه گذاری یک روند وفرایند کوتاه مدت نیست و برای تامین سرمایه باید همه نهادها ی حکومتی ونیز همه گروههای اجتماعی رنج ودرد مصرف کمتر امروز رابه جان بخرند. اما شهروندان ایرانی حق دارند بپرسند دیگر از این هم کمتر مصرف کنیم.؟ شهروندان باوردارند درامدشان به اندازه ای کاهش یافته است که تنها می توانند برای خود غذای حداقلی خریداری کرده و نمی توانند بخش قابل اعتنایی از درامد خود را پس انداز کنند. از سوی دیگر رفتار مسنبدانه نهادهای دولتی در برخورد با تولیدکنندگان و مجبورکردن انها به اینکه دست از قیمت گذاری برای محصولات خود بکشند راه فرارسرمایه را بازکرده است.
اقتصاددانان باوردارند در یک دهه گذشته در اقتصاد ایران اتفاق بسیار دهشتناکی رخ داده و آن مستهلک کردن ظرفیتهای بلندمدت رشد اقتصادی کشور کاهش است. به دلیل حذف ایران از بازار نفت، قطع ارتباطات پایدار با اقتصاد جهانی و عدم جایگیری در زنجیرههای تولید جهانی ناشی از رفتارهای سیاستی ایران افت کرده و ظرفیت رشد را کاهش داده است.
تجربه دهه های 1980 به این سودر نشان می دهد رشد اقتصادی یک پدیده جهانی شده و کشورها نمی توانند به تنهایی رشد اقتصادی با کیفیت و بلند مدت را به دست اورند و متاسفانه ایران دهه های دراز مدتی است از این فرآیندها غایب است.