احمدینژاد مهره بود!
ساعت24-منجینمایی از دولت و اصلاحات به قیمت «براندازنمایی از مردم»! و «احمدینژاد یک مهره بود برای محدودیتهای بیشتر»! از جمله مطالبی هستند که در بسته امروز گزارش تحلیلی فارس به آنها پرداختهایم.
بسته گزارش تحلیلی روزانه به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابهلای رسانههای کشور میپردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیلهای موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.
***
الویری:احمدینژاد یک مهره بود برای محدودیتهای بیشتر!
تقلّبمدارهای سال ۸۸ وارد مجلس هم میشوند؟
مرتضی الویری، فعال سیاسی اصلاحطلب و شهردار سابق تهران اخیراً در بخشی از گفتوگوی خود با روزنامه اعتماد گفته است: ایشان (احمدینژاد) مهرهای بوده برای اعمال محدودیتهای بیشتر!
*ادعای مهره بودن رئیس جمهوری که ۲ دوره با رأی مردم بر رأس امور اجرایی کشور قرار گرفته است؛ یک معنای خاص را بیشتر به ذهن القا نمیکند و آن اینکه این فرد(احمدینژاد) بصورت مدیریت شده و با پشت پا زدن به رأی مردم بر سر کار آمده و البته قدرتهای فرادولتی نیز در این خیمهشب بازی سهیم بودهاند!
گزاره بالا همان ادعایی است که جریان سیاسی خاص، ۶ سال قبل و در جریان انتخابات سال ۸۸ آنرا بصورت جبههای مطرح کرد و تا امروز نیز بصورتی تلویحی بر آن پای میفشارد و از عذرخواهی در زمینه این اشتباه فاحش بصورت رسمی امتناع میکند.
پافشاری و امتناعی که اگرچه در صورت پذیرش عقلی آن باید منتظر بود که این جریان سیاسی برای همیشه از صحنه فعالیتهای سیاسی کنار برود و با ادعای ناسالم بودن نظام سیاسی و وجود محدودیتی شبیه خفقان! پیشهای همچون نهضت آزادی و جبهه ملی در پیش گیرد اما جالب آنجاست که جریان خاص تنها توانست به اندازه کمتر از یک سال و فقط در انتخابات بعد از ۸۸ یعنی انتخابات مجلس نهم، سکوت و قهر را پیشه کند و پس از آن با اینکه علیالظاهر همچنان معتقد به مهره بودن رئیس جمهور قبلی است! اما دوباره در عرصه سیاست رسمی کشور فعالیت میکند و حتی مدعی عاملیّت برای پیروزی شیخ حسن روحانی در انتخابات ۹۲ نیز هست.
در مواجهه با ادعای الویری همچنین مشخص نمیشود که هماکنون کدام «محدودیت بیشتر» در کشور بوجود آمده است که ناشی از مهرهبودن احمدینژاد یا مخالفت حاکمیت با فعالیتهای قانونی باشد؟!
همچنین است که اگر احمدینژاد بر طبق ادعای الویری مهرهای بیش نبوده! پس چرا نتوانست پای رفقای خود را به کاندیداتوری ریاست جمهوری سال ۹۲ باز کند؟!
اختلافات او با حاکمیت چه؟! آیا میشود کسی مهره باشد و برای محدودیتهای بیشتر مأموریت یافته باشد! اما در اختلاف با حاکمیت چندین روز خانهنشینی اختیار کند؟!
بدیهیست که مرتضی الویری تنها با مدعایی جوانانه و از سر ناپختگی تلاش کرده است تا با اظهار این جملهی سخیف و غلط؛ بودگی خود را در جریان سیاسی خاص اثبات کند و همین.
تاکنون، غیر از الویری، برخی تریبونهای وابسته به جریان خاص نیز ادعاهای سال ۸۸ و مهره بودن احمدینژاد را در مقاطع مختلف تکرار کردهاند.
گفتنیست، روزنامه اعتماد در مقدمهای که برای گفتوگوی تفصیلی خود با مرتضی الویری نوشته، این جمله را نیز آورده است: «شاید میانه دهه ۹۰ برای این فعال سیاسی بازگشت به مجلس باشد»!
اکنون سؤال اینجاست که کسی که صریحاً اعتقادی به سلامت نظام سیاسی و انتخاباتی در ایران ندارد و رئیس جمهور ۲ دوره جمهوری اسلامی ایران را یک «مهره» میداند؛ آیا میتواند از حدّ اقل صلاحیت برای حضور در مراتب مختلف نظام سیاسی و قرارگیری در منصه انتخاب مردم برخوردار باشد یا خیر؟!
این سؤالی است که باید آنرا درباره تعداد زیادی از چهرههای سیاسی جریان خاص پرسید...
***
منجینمایی از دولت و اصلاحات به قیمت «براندازنمایی از مردم»!
دولت و اصلاحطلبان شکست بخورند، مردم انقلاب میکنند!
احمد نقیبزاده، فعال سیاسی اصلاحطلب، در بخشی از گفتوگوی خود با سایت ندای ایرانیان گفته است: اگر مردم احساس کنند که تکیه امروزشان به روحانی، دولتاش، رهبران اصلاحات و برخی از اصلاحطلبان بیفایده بوده است راه رادیکالیسم را در پیش میگیرند.
او همچنین افزوده است: بیپرده بگویم اگر شکست بخوریم و مردم از اصلاحات و آنچه برآمده از اصلاحات است ناامید و سرخورده شوند راه انقلاب را در پیش خواهند گرفت. گناه این سرخوردگی بر دوش اصلاحطلبان و دولت برآمده از آنان است.
*تلاش سمپاتهای دولتی در ایران برای «منجینمایی» دولتها در ایران امری مسبوق به سابقه است.
در دوران دولت دوم آقای هاشمی رفسنجانی نیز از جانب کسانی که فکر میکردند آقای هاشمی یگانه دوران و امیرکبیر زمان است و بعد از او نظم و نسق امور از هم میپاشد؛ تلاش شد تا دولت ایشان دائمالعمر شود.
در دوران دولت اصلاحات نیز؛ جریان سیاسی خاص با اتخاذ این تحلیل که یا هماکنون یا هیچوقت؛ تلاش خود را برای استحاله نظام جمهوری اسلامی ایران به شکلی همهجانبه صورت داد و حتی تئوری «فتح سنگر به سنگر نظام» را نیز مطرح کرد اما موفق نشد و دولت دیگری در خط مقابل اصلاحات بر سر کار آمد.
سوگمندانه در دولت دوم احمدینژاد نیز مباحث مادامالعمرخواهی سمپاتهای دولت تا آنجا شدت گرفت که تئوری «یا کاندیدای دولت یا دوباره احمدینژاد»! در حلقههای انحراف مطرح شد و حتی روزنامه ایران با مدیریت وقت خود طی یادداشتی از این نوشت که مردم پس از انتخابات دولت جدید به صحنه (منظور همان خیابان است) خواهند آمد و احمدینژاد را برمیگردانند!
در دوران صدارت دولت فعلی نیز اگرچه کمتر پای چهرههای دولتی در میان است اما تعریف و تمجیدهای آنچنانی و تملّقهای خاص از رئیس جمهور روحانی و همینطور منجی جلوه دادن دولت یازدهم از جانب معاریف جریان سیاسی خاص؛ رنگ و بوی رفتارهای غلط گذشته را دارد.
«روحانی قهرمان عدالتپروری است»، «با توافقات هستهای از جنگ رهیدیم» و «در صورت شکست روحانی مردم انقلاب! میکنند» نیز حرفهایی هستند که صرفاً مزاج مذکور را تبلیغ میکنند.
در ردّ صحبتهای نقیبزاده باید به دو نکته مهم اشاره کرد:
یکم: در تمام تلاشهای اشاره شده مبنی بر منجی جلوه دادن دولتهای قبلی و یا نمایش دادن چهرههای آن دولتها به عنوان «آخرین راه»؛ نه تنها مردم پس از پایان عمر دولت مذکور، بواسطه برخی اشتباهات بروز کرده از سوی دولتمردان؛ از نظام و انقلاب اسلامی دلسرد نشدند بلکه در منصههای بعدی بسیار پرشورتر و گستردهتر به میدان حمایت از نظام اسلامی شتافتند.
و دوم: حرف نقیبزاده مبنی بر دل بستن مردم به اصلاحات و چهرههای آن و احتمال سرخوردگی اجتماعی بیشتر یک شوخی به نظر میرسد.
زیرا مردم ایران طی ۱۴ سال گذشته در هیچ انتخاباتی به اصلاحطلبان و چهرههای بزرگ و کوچک آنها به صورت حداکثری و گفتمانی رأی ندادهاند.
جریان خاص، در انتخابات سال ۹۲ نیز تنها طی دو، سه روز آخر و آنهم به صورت تلویحی (و نه رسمی) از باب اینکه به قهر از انتخابات متهم نشود ابراز کرد که به چهرههای مثل آقای روحانی رأی میدهد. حال اینکه به واسطه همین حمایت غیر رسمی کوتاه مدت؛ مردم به سران اصلاحات دل بسته باشند و در صورت شکست دولت کنونی سر به انقلاب! بگذارند مسئلهای است که منطقاً صحیح به نظر نمیرسد.
در پاسخ به نقیبزاده همچنین باید تأکید کرد که تجربه ۳۷ ساله نظام جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که تکیه مردم نه به دولتهای زودگذر که به نظام اسلامی و ولایت فقیه است.
مردم نشان دادهاند که با فساد ۱۲۳ میلیاردی ابتدای دهه ۷۰ همان مواجههای را دارند که با فساد شهرداری تهران در اواخر دهه ۷۰ و با فساد ۳ هزار میلیاردی در اواخر دهه ۸۰!
مردم ایران به نیکویی میدانند که بروز فساد در هر عرصه و دولتی ممکن و میسور است اما آنها دل به ولایت اسلام ناب بستهاند به این دلیل که اسلام ناب و تفکر اصیل شیعی، اهل مماشات با ثروتهای بادآورده و مفاسد ریز و درشت نیست و گناهکار مستوجب عقوبت را هرکه باشد کت میبندد و حد میزند.
خواه در دولت امیرالمؤمنین باشد خواه در نظام جمهوری اسلامی ایران.
اینکه دولتهای منتخب تا چه اندازه با این سیاست هماهنگ باشند یا نباشند مسئلهی دیگریست...
گفتنیست، نقیبزاده مدتی قبل در گفتوگو با روزنامه اعتماد؛ ادبیات ناروایی را نسبت به اکثریت مردم ایران بهکار برده و عنوان کرده بود: بخش تودهوار جامعه لشکر خوبی برای پوپولیستها و دغلبازان هستند! اما جامعه مدنی (بخوانید پردرآمدها) نوع نگاهش با تجزیه و تحلیل و تفسیر همراه است!
***
ایرباسها و آنهایی که برای پادشاه بیلباس کف زدند!
وزارت خزانهداری امریکا روز پنجشنبه گذشته دو شرکت عربی را به اتهام کمک در خرید هواپیمای مسافربری دست دوم توسط ایران، تحریم کرد.
در بیانیه وزارت خزانهداری آمریکا به نقل از «آدام زوبین» معاون اطلاعات مالی و تروریسم این وزارتخانه آمده است: «ما به مقابله فعالانه با نقض تحریمهای ایران ادامه میدهیم، چه در حمایت از مجموعههای تروریستی باشد یا دیگر بخشهای تحریمشده»
واشنگتن در بخشی دیگر از این بیانیه تهدید کرده است که ۹ فروند هواپیمای خریداری شده توسط ماهان، بر اساس تحریمهای آمریکا قابل مصادره هستند، که این امر به نوشته روزنامه والاستریتژورنال، فعالیت این هواپیماها در خطوط بینالمللی را با ریسک مواجه میکند.
*پیش از این و پس از توافق لوزان، عدهای از خواص کشور و کارشناسان هستهای اعلام کرده بودند که از مجموع بیست و چند سرفصل تحریمی؛ تنها ۵ سرفصل مربوط به تحریمهای هستهای هستند و لذا پروپاگاندای ایجاد شده برای «دوران پساتحریم» و «ارزانی پس از رفع تحریمها»! اساساً درست نیست.
طرفداران مذاکره در دولت یازدهم نیز مدتی است که قید «هستهای» را به تحریمهایی که امیدوارند در جریان مذاکرات حذف شوند، افزودهاند.
از سوی دیگران کسانی همچون رئیس بانک مرکزی و چهرههای سمپاتیک دولت نظیر رسول منتجبنیا؛ پس از توافق لوزان اعلام کردهاند که آثار توافق احتمالی به زودی هویدا نخواهد بود و یا «با توافق هستهای ارزانی نمیشود»!
ماجرای خرید ایرباسها توسط ایرلاین ماهان و واکنش هیئت حاکمه آمریکا نسبت به این رخداد نیز برگ دیگری را از فرجام خوشبینیهای بیجای عدهای به آمریکا ورق زد.
کما اینکه اوراق دیگری از همین دفتر، پس از توافق موقت ژنو گشوده شده بود؛ آنهنگام که آمریکا پس از توافق مذکور بیش از ۱۰۰ تحریم جدید را علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کرد و متأسفانه مقامات مذاکره کننده دولت یازدهم نیز هیچکدام از این تحریمها را خلاف متن توافق عنوان نکرده و صرفاً به گفتن جملاتی مثل «خلاف روح توافق است»! بسنده کردند.
در ماجرای خرید ایرباسهای توسط ایرلاین ماهان و خباثت ایالات متحده در تحریم شرکتهای فروشنده این هواپیماها به ایران و قابل مصادره اعلام کردن این پرندهها؛ نکته قابل تأملی نیز وجود دارد و آن رسوایی تشویقهای مکرر عدهای برای لباس نپوشیده و تن لخت پادشاه است.
کار این تشویقها تا آنجا پیش رفت که یکی از رسانههای حامی دولت؛ خبر ورود ایرباسهای جدید به ناوگان هوایی کشور را بعنوان تیتر یکم! خود برگزید و حکماً خواسته بود با این کار، اثر رفع تحریمها را به رخ بکشد.
باید دانست که ماجرای تشویقهای عدهای برای لباس نپوشیدهی پادشاه پس از این هم ادامه خواهد یافت و همانطور که برخی از حامیان مصلحتی دولت، قبل از توافق موقت ژنو اعلام میکردند با این توافق میزان دریافتهای ارزی ایران تا ۱۰۰ برابر زیاد میشود و یا « با این توافق سطح معیشت مردم ارتقا مییابد»! و بعد از توافق ژنو در سال ۱۳۹۲ و لمس بیاثری آن بر معیشت مردم نه تنها عذرخواهی نکردند بلکه به ادامه کف زدنهای خود برای تمجید از مذاکرات ادامه دادند؛ پس از این نیز به وظیفه خود خواهند داد.
ولی ماه پشت ابر نمیماند و ثناگویی بیپایه عاقبت در نزد مردم رسوا میشود.
بر اساس گزارشهای اعلام شده و اذعان کارشناسان کشورمان، تحریمهای غرب و آمریکا علیه ایران؛ اثری کمتر از ۳۰ درصد بر اقتصاد ایران دارند.
***
الویری:احمدینژاد یک مهره بود برای محدودیتهای بیشتر!
تقلّبمدارهای سال ۸۸ وارد مجلس هم میشوند؟
مرتضی الویری، فعال سیاسی اصلاحطلب و شهردار سابق تهران اخیراً در بخشی از گفتوگوی خود با روزنامه اعتماد گفته است: ایشان (احمدینژاد) مهرهای بوده برای اعمال محدودیتهای بیشتر!
*ادعای مهره بودن رئیس جمهوری که ۲ دوره با رأی مردم بر رأس امور اجرایی کشور قرار گرفته است؛ یک معنای خاص را بیشتر به ذهن القا نمیکند و آن اینکه این فرد(احمدینژاد) بصورت مدیریت شده و با پشت پا زدن به رأی مردم بر سر کار آمده و البته قدرتهای فرادولتی نیز در این خیمهشب بازی سهیم بودهاند!
گزاره بالا همان ادعایی است که جریان سیاسی خاص، ۶ سال قبل و در جریان انتخابات سال ۸۸ آنرا بصورت جبههای مطرح کرد و تا امروز نیز بصورتی تلویحی بر آن پای میفشارد و از عذرخواهی در زمینه این اشتباه فاحش بصورت رسمی امتناع میکند.
پافشاری و امتناعی که اگرچه در صورت پذیرش عقلی آن باید منتظر بود که این جریان سیاسی برای همیشه از صحنه فعالیتهای سیاسی کنار برود و با ادعای ناسالم بودن نظام سیاسی و وجود محدودیتی شبیه خفقان! پیشهای همچون نهضت آزادی و جبهه ملی در پیش گیرد اما جالب آنجاست که جریان خاص تنها توانست به اندازه کمتر از یک سال و فقط در انتخابات بعد از ۸۸ یعنی انتخابات مجلس نهم، سکوت و قهر را پیشه کند و پس از آن با اینکه علیالظاهر همچنان معتقد به مهره بودن رئیس جمهور قبلی است! اما دوباره در عرصه سیاست رسمی کشور فعالیت میکند و حتی مدعی عاملیّت برای پیروزی شیخ حسن روحانی در انتخابات ۹۲ نیز هست.
در مواجهه با ادعای الویری همچنین مشخص نمیشود که هماکنون کدام «محدودیت بیشتر» در کشور بوجود آمده است که ناشی از مهرهبودن احمدینژاد یا مخالفت حاکمیت با فعالیتهای قانونی باشد؟!
همچنین است که اگر احمدینژاد بر طبق ادعای الویری مهرهای بیش نبوده! پس چرا نتوانست پای رفقای خود را به کاندیداتوری ریاست جمهوری سال ۹۲ باز کند؟!
اختلافات او با حاکمیت چه؟! آیا میشود کسی مهره باشد و برای محدودیتهای بیشتر مأموریت یافته باشد! اما در اختلاف با حاکمیت چندین روز خانهنشینی اختیار کند؟!
بدیهیست که مرتضی الویری تنها با مدعایی جوانانه و از سر ناپختگی تلاش کرده است تا با اظهار این جملهی سخیف و غلط؛ بودگی خود را در جریان سیاسی خاص اثبات کند و همین.
تاکنون، غیر از الویری، برخی تریبونهای وابسته به جریان خاص نیز ادعاهای سال ۸۸ و مهره بودن احمدینژاد را در مقاطع مختلف تکرار کردهاند.
گفتنیست، روزنامه اعتماد در مقدمهای که برای گفتوگوی تفصیلی خود با مرتضی الویری نوشته، این جمله را نیز آورده است: «شاید میانه دهه ۹۰ برای این فعال سیاسی بازگشت به مجلس باشد»!
اکنون سؤال اینجاست که کسی که صریحاً اعتقادی به سلامت نظام سیاسی و انتخاباتی در ایران ندارد و رئیس جمهور ۲ دوره جمهوری اسلامی ایران را یک «مهره» میداند؛ آیا میتواند از حدّ اقل صلاحیت برای حضور در مراتب مختلف نظام سیاسی و قرارگیری در منصه انتخاب مردم برخوردار باشد یا خیر؟!
این سؤالی است که باید آنرا درباره تعداد زیادی از چهرههای سیاسی جریان خاص پرسید...
***
منجینمایی از دولت و اصلاحات به قیمت «براندازنمایی از مردم»!
دولت و اصلاحطلبان شکست بخورند، مردم انقلاب میکنند!
احمد نقیبزاده، فعال سیاسی اصلاحطلب، در بخشی از گفتوگوی خود با سایت ندای ایرانیان گفته است: اگر مردم احساس کنند که تکیه امروزشان به روحانی، دولتاش، رهبران اصلاحات و برخی از اصلاحطلبان بیفایده بوده است راه رادیکالیسم را در پیش میگیرند.
او همچنین افزوده است: بیپرده بگویم اگر شکست بخوریم و مردم از اصلاحات و آنچه برآمده از اصلاحات است ناامید و سرخورده شوند راه انقلاب را در پیش خواهند گرفت. گناه این سرخوردگی بر دوش اصلاحطلبان و دولت برآمده از آنان است.
*تلاش سمپاتهای دولتی در ایران برای «منجینمایی» دولتها در ایران امری مسبوق به سابقه است.
در دوران دولت دوم آقای هاشمی رفسنجانی نیز از جانب کسانی که فکر میکردند آقای هاشمی یگانه دوران و امیرکبیر زمان است و بعد از او نظم و نسق امور از هم میپاشد؛ تلاش شد تا دولت ایشان دائمالعمر شود.
در دوران دولت اصلاحات نیز؛ جریان سیاسی خاص با اتخاذ این تحلیل که یا هماکنون یا هیچوقت؛ تلاش خود را برای استحاله نظام جمهوری اسلامی ایران به شکلی همهجانبه صورت داد و حتی تئوری «فتح سنگر به سنگر نظام» را نیز مطرح کرد اما موفق نشد و دولت دیگری در خط مقابل اصلاحات بر سر کار آمد.
سوگمندانه در دولت دوم احمدینژاد نیز مباحث مادامالعمرخواهی سمپاتهای دولت تا آنجا شدت گرفت که تئوری «یا کاندیدای دولت یا دوباره احمدینژاد»! در حلقههای انحراف مطرح شد و حتی روزنامه ایران با مدیریت وقت خود طی یادداشتی از این نوشت که مردم پس از انتخابات دولت جدید به صحنه (منظور همان خیابان است) خواهند آمد و احمدینژاد را برمیگردانند!
در دوران صدارت دولت فعلی نیز اگرچه کمتر پای چهرههای دولتی در میان است اما تعریف و تمجیدهای آنچنانی و تملّقهای خاص از رئیس جمهور روحانی و همینطور منجی جلوه دادن دولت یازدهم از جانب معاریف جریان سیاسی خاص؛ رنگ و بوی رفتارهای غلط گذشته را دارد.
«روحانی قهرمان عدالتپروری است»، «با توافقات هستهای از جنگ رهیدیم» و «در صورت شکست روحانی مردم انقلاب! میکنند» نیز حرفهایی هستند که صرفاً مزاج مذکور را تبلیغ میکنند.
در ردّ صحبتهای نقیبزاده باید به دو نکته مهم اشاره کرد:
یکم: در تمام تلاشهای اشاره شده مبنی بر منجی جلوه دادن دولتهای قبلی و یا نمایش دادن چهرههای آن دولتها به عنوان «آخرین راه»؛ نه تنها مردم پس از پایان عمر دولت مذکور، بواسطه برخی اشتباهات بروز کرده از سوی دولتمردان؛ از نظام و انقلاب اسلامی دلسرد نشدند بلکه در منصههای بعدی بسیار پرشورتر و گستردهتر به میدان حمایت از نظام اسلامی شتافتند.
و دوم: حرف نقیبزاده مبنی بر دل بستن مردم به اصلاحات و چهرههای آن و احتمال سرخوردگی اجتماعی بیشتر یک شوخی به نظر میرسد.
زیرا مردم ایران طی ۱۴ سال گذشته در هیچ انتخاباتی به اصلاحطلبان و چهرههای بزرگ و کوچک آنها به صورت حداکثری و گفتمانی رأی ندادهاند.
جریان خاص، در انتخابات سال ۹۲ نیز تنها طی دو، سه روز آخر و آنهم به صورت تلویحی (و نه رسمی) از باب اینکه به قهر از انتخابات متهم نشود ابراز کرد که به چهرههای مثل آقای روحانی رأی میدهد. حال اینکه به واسطه همین حمایت غیر رسمی کوتاه مدت؛ مردم به سران اصلاحات دل بسته باشند و در صورت شکست دولت کنونی سر به انقلاب! بگذارند مسئلهای است که منطقاً صحیح به نظر نمیرسد.
در پاسخ به نقیبزاده همچنین باید تأکید کرد که تجربه ۳۷ ساله نظام جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که تکیه مردم نه به دولتهای زودگذر که به نظام اسلامی و ولایت فقیه است.
مردم نشان دادهاند که با فساد ۱۲۳ میلیاردی ابتدای دهه ۷۰ همان مواجههای را دارند که با فساد شهرداری تهران در اواخر دهه ۷۰ و با فساد ۳ هزار میلیاردی در اواخر دهه ۸۰!
مردم ایران به نیکویی میدانند که بروز فساد در هر عرصه و دولتی ممکن و میسور است اما آنها دل به ولایت اسلام ناب بستهاند به این دلیل که اسلام ناب و تفکر اصیل شیعی، اهل مماشات با ثروتهای بادآورده و مفاسد ریز و درشت نیست و گناهکار مستوجب عقوبت را هرکه باشد کت میبندد و حد میزند.
خواه در دولت امیرالمؤمنین باشد خواه در نظام جمهوری اسلامی ایران.
اینکه دولتهای منتخب تا چه اندازه با این سیاست هماهنگ باشند یا نباشند مسئلهی دیگریست...
گفتنیست، نقیبزاده مدتی قبل در گفتوگو با روزنامه اعتماد؛ ادبیات ناروایی را نسبت به اکثریت مردم ایران بهکار برده و عنوان کرده بود: بخش تودهوار جامعه لشکر خوبی برای پوپولیستها و دغلبازان هستند! اما جامعه مدنی (بخوانید پردرآمدها) نوع نگاهش با تجزیه و تحلیل و تفسیر همراه است!
***
ایرباسها و آنهایی که برای پادشاه بیلباس کف زدند!
وزارت خزانهداری امریکا روز پنجشنبه گذشته دو شرکت عربی را به اتهام کمک در خرید هواپیمای مسافربری دست دوم توسط ایران، تحریم کرد.
در بیانیه وزارت خزانهداری آمریکا به نقل از «آدام زوبین» معاون اطلاعات مالی و تروریسم این وزارتخانه آمده است: «ما به مقابله فعالانه با نقض تحریمهای ایران ادامه میدهیم، چه در حمایت از مجموعههای تروریستی باشد یا دیگر بخشهای تحریمشده»
واشنگتن در بخشی دیگر از این بیانیه تهدید کرده است که ۹ فروند هواپیمای خریداری شده توسط ماهان، بر اساس تحریمهای آمریکا قابل مصادره هستند، که این امر به نوشته روزنامه والاستریتژورنال، فعالیت این هواپیماها در خطوط بینالمللی را با ریسک مواجه میکند.
*پیش از این و پس از توافق لوزان، عدهای از خواص کشور و کارشناسان هستهای اعلام کرده بودند که از مجموع بیست و چند سرفصل تحریمی؛ تنها ۵ سرفصل مربوط به تحریمهای هستهای هستند و لذا پروپاگاندای ایجاد شده برای «دوران پساتحریم» و «ارزانی پس از رفع تحریمها»! اساساً درست نیست.
طرفداران مذاکره در دولت یازدهم نیز مدتی است که قید «هستهای» را به تحریمهایی که امیدوارند در جریان مذاکرات حذف شوند، افزودهاند.
از سوی دیگران کسانی همچون رئیس بانک مرکزی و چهرههای سمپاتیک دولت نظیر رسول منتجبنیا؛ پس از توافق لوزان اعلام کردهاند که آثار توافق احتمالی به زودی هویدا نخواهد بود و یا «با توافق هستهای ارزانی نمیشود»!
ماجرای خرید ایرباسها توسط ایرلاین ماهان و واکنش هیئت حاکمه آمریکا نسبت به این رخداد نیز برگ دیگری را از فرجام خوشبینیهای بیجای عدهای به آمریکا ورق زد.
کما اینکه اوراق دیگری از همین دفتر، پس از توافق موقت ژنو گشوده شده بود؛ آنهنگام که آمریکا پس از توافق مذکور بیش از ۱۰۰ تحریم جدید را علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کرد و متأسفانه مقامات مذاکره کننده دولت یازدهم نیز هیچکدام از این تحریمها را خلاف متن توافق عنوان نکرده و صرفاً به گفتن جملاتی مثل «خلاف روح توافق است»! بسنده کردند.
در ماجرای خرید ایرباسهای توسط ایرلاین ماهان و خباثت ایالات متحده در تحریم شرکتهای فروشنده این هواپیماها به ایران و قابل مصادره اعلام کردن این پرندهها؛ نکته قابل تأملی نیز وجود دارد و آن رسوایی تشویقهای مکرر عدهای برای لباس نپوشیده و تن لخت پادشاه است.
کار این تشویقها تا آنجا پیش رفت که یکی از رسانههای حامی دولت؛ خبر ورود ایرباسهای جدید به ناوگان هوایی کشور را بعنوان تیتر یکم! خود برگزید و حکماً خواسته بود با این کار، اثر رفع تحریمها را به رخ بکشد.
باید دانست که ماجرای تشویقهای عدهای برای لباس نپوشیدهی پادشاه پس از این هم ادامه خواهد یافت و همانطور که برخی از حامیان مصلحتی دولت، قبل از توافق موقت ژنو اعلام میکردند با این توافق میزان دریافتهای ارزی ایران تا ۱۰۰ برابر زیاد میشود و یا « با این توافق سطح معیشت مردم ارتقا مییابد»! و بعد از توافق ژنو در سال ۱۳۹۲ و لمس بیاثری آن بر معیشت مردم نه تنها عذرخواهی نکردند بلکه به ادامه کف زدنهای خود برای تمجید از مذاکرات ادامه دادند؛ پس از این نیز به وظیفه خود خواهند داد.
ولی ماه پشت ابر نمیماند و ثناگویی بیپایه عاقبت در نزد مردم رسوا میشود.
بر اساس گزارشهای اعلام شده و اذعان کارشناسان کشورمان، تحریمهای غرب و آمریکا علیه ایران؛ اثری کمتر از ۳۰ درصد بر اقتصاد ایران دارند.