کد خبر 280737
۱۳۹۶/۰۵/۰۵ ۰۹:۲۴
دنیای نو و رفتارهای تازه نشان می دهد

گروه 20 درچنبره افکار ملی گرایای آمریکایی

ساعت 24- آمریکادر حالی که مدیران سیاسی در آمریکا و انگلستان شتابی باورنکردنی پایه های نظم برقرار شده در سالهای پس از تاچر و ریگان را سست می کنند کشورهایی مثل آلمان و ژاپن و فرانسه راه آن دونفر را انتخاب کرده و می خواهند پرچمدار تجارت آزاد باشند . از سوی دیگر اما مخالفان جهان یکپارچه متصل به آموزه اقتصادآزاد نیز نیرومند تر شده و جهانی شدن را تهدید می کنند.
گروه 20 درچنبره افکار ملی گرایای آمریکایی
r /> به نظر می رسد دور شدن غولهای جهان از بازی در میدان رقابت و گریز به سوی انحصار راه را برای فایده رسانی به شهروندان را تنگ کرده است . این مجموعه دلایل و عوامل دست به دست هم داده و در اجلاس تازه برپاشده کشورهای مشهور به گروه 20 شاهد دیدگاههای تازه ای بودیم . مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری متنی را منتشر کرده است که این موضوع را بررسی کرده است. در این نوشته آمده است:اجلاس اخیر گروه بیست، واجد پیام‌هایی در حوزه مدیریت مسائل بین‌الملل بود و نشانه‌هایی از تضعیف مفهوم "جامعه جهانی"؛ رقابت شدید مفهوم "حکمرانی جهانی" با انگاره " توازن قدرت" و در نتیجه دشوارتر شدن پیگیری سیاست‌های چندجانبه‌گرایانه در عرصه بین‌الملل و لزوم حرکت به سمت "جهانی‌شدن شمول‌گراتر" را در خود داشت.اجلاس اخیر گروه بیست، واجد پیام‌هایی در حوزه مدیریت مسائل بین‌الملل بود. گروه بیست در کنار برخی از نهادهای دیگر، یکی از نهادهای مهم اجماع ساز در حوزه مدیریت نظام بین‌الملل بوده است. در واقع بعد از سربرآوردن قدرت‌های نوظهور در عرصه نظام بین‌الملل، گروه بیست به نهادی تبدیل شد که تلاش می‌کرد در حوزه اقتصادی و تا حدودی در حوزه‌های سیاسی و امنیتی، هنجارها و قواعد لازم برای حفظ ثبات نظام بین‌الملل را برسازد.با این حال، اجلاس اخیر گروه بیست نشانه‌هایی از تضعیف مفهوم "جامعه جهانی"؛ رقابت شدید مفهوم "حکمرانی جهانی" با انگاره " توازن قدرت" و در نتیجه دشوارتر شدن پیگیری سیاست‌های چندجانبه‌گرایانه در عرصه بین‌الملل و لزوم حرکت به سمت "جهانی‌شدن شمول‌گراتر" را در خود داشت.
تضعیف مفهوم "جامعه جهانی"
گروه بیست در کنار برخی دیگر از نهادهای بین‌المللی برآمده از باوری عمومی بود که یک "جامعه جهانی" وجود دارد که منافع مشترک خود را در صلح، امنیت متقابل؛ رفاه و همگرایی اقتصادی و مهار تهدید پیگیری می‌کند. در ضمن یکی از راهبردهای اصلی سیاست خارجی آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم و پیش از روی کار آمدن ترامپ، رهبری توسعه این "جامعه جهانی" بود. بااین‌وجود، اجلاس اخیر گروه بیست نشانه هایی از تضعیف مفهوم "جامعه جهانی" در خود داشت که بهشماری از آنها اشاره می شود:
یکم - در یکی از مهم‌ترین تهدیدها ی مرتبط با مفهوم "جامعه جهانی" یعنی تغییرات اقلیمی، قدرتمندترین قدرت اقتصادی دنیا از سازوکار جهانی مقابله با تهدیدات امنیتی درازمدت آب و هوایی کنار کشید و نگرانی پیرامون پیوستن دیگر کشورها نیز به این روند وجود دارد.
دوم - تعهد "جامعه جهانی" در مخالفت با همه اشکال حمایت‌گرایی تضعیف شد. به صورتی که در بیانیه پایانی اجلاس گروه بیست، واژه‌های مرتبط با مقابله با حمایت گرایی در کنار واژه‌هایی قرار می‌گیرد که ابزارهای مشروع دفاع تجاری را به رسمیت می‌شناسند.
سوم - در حوزه مواجهه با پدیده پناه‌جویی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی "جامعه جهانی"، اجماع روشن و کارآمدی بین قدرت‌های نظام بین‌الملل وجود ندارد. به‌عنوان‌مثال، سخنرانی ترامپ در ورشو (پیش از اجلاس گروه بیست) بیشتر به یک بیانیه‌ای سیاسی از جانب نژاد سفید و مسیحی شبیه بود که نگران بقای غرب در برابر اسلام و پناه‌جویی است. نگاهی که در یک دور باطل می‌تواند موجب بازتولید ناسیونالیسم افراطی و خشونت تروریستی شود.
"جهانی‌شدن شمول‌گراتر"
به نظر می‌رسد پدیدارهایی چون برگزیت، روی کار آمدن ترامپ و یا تظاهرات گسترده مردمی در جریان نشست اخیر اجلاس گروه بیست را می‌توان تا حدود زیادی به‌عنوان واکنش‌هایی علیه جهانی‌شدن و مبارزه مردم با سلطه شرکت‌های تجاری بزرگ بر زندگی سیاسی و عمومی خود و درخواست بازگشت به راه‌حل‌های محلی در نظر گرفت. در این نگاه، شرکت‌های تجاری بزرگ به چهره زشت جهانی‌شدن و دشمن اصلی مردم به‌ویژه افرادی که توسط نیروهای جهانی‌شدن احساس محرومیت می‌کنند بدل شده‌اند. اجلاس اخیر گروه بیست نیز ثابت کرد تفکرات و پویش‌های ضد جهانی‌شدن در دنیا قابل‌چشم‌پوشی نیستند. از این منظر به نظر می‌رسد نهادهای بین‌المللی چون گره بیست، چاره‌ای جز توجه بیشتر به افزایش مزایای جهانی‌شدن در سطح گسترده‌تری از جوامع و افراد، هم‌زمان با تلاش برای کاهش آسیب‌های جهانی‌شدن نخواهند داشت.به نظر می‌رسد با توجه به تقویت نگاه به نهادهای نظام بین‌الملل به‌عنوان کارگزاران قدرت به‌ویژه بعد از روی کار آمدن ترامپ، پیگیری سیاست‌های چندجانبه‌گرایانه در عرصه بین‌الملل دشوارتر شده است. اجلاس اخیر گروه بیست نیز نمادی از رقابت دو نگاه به جهان و دو مفهوم از مدیریت مسائل بین‌الملل بود یعنی "حکمرانی جهانی" از یک سو و انگاره " توازن قدرت" از سوی دیگر. از منظر نگاه نخست، مشروعیت گروه بیست ناشی از مشارکت آن در توسعه کالاهای عمومی چون رشد پایدار و همه‌جانبه؛ تجارت آزاد؛ پیشرفت اجتماعی و اقتصادی و حفاظت از محیط‌زیست است. بدیهی است در این نگاه، مشارکت بازیگران غیردولتی نیز ضروری است.اما در نظر بسیاری از بازیگران بزرگ باشگاه گروه بیست، این گروه نه درباره "مشروعیت" بلکه درباره "قدرت" است چرا که این "قدرت" و نه "اهداف" یا "فرایند" است که منبع اصلی مشروعیت است. در این نگاه، منطق دموکراسی در گروه بیست، سازمان‌دهی تعهدات مشارکت‌کنندگان کالاهای عمومی نیست بلکه ایجاد پلت فرمی برای خدمت به منافع و ترجیحات قدرت‌های بزرگ و متوازن‌سازی مطالبات و جاه‌طلبی‌های آن‌هاست. تا پیش از روی کار آمدن ترامپ، رویکرد آمریکا به گروه بیست، در نوسان بین "حکمرانی جهانی" و "کارگزاری قدرت" بود. حال‌آنکه بعد از روی کار آمدن ترامپ، نگاه آمریکا به نهادهایی چون گروه بیست به‌عنوان کارگزاران قدرت بر صدر نشسته است

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک