انگیزه رییسجمهور از سخنان اخیر چیست؟
حسين حقگو
آقاي حسن روحاني، رييسجمهوري است بسيار آگاه؛ آگاهتر از بسياري از كارشناسان و تحليلگران. در سخنرانيهاي خود بسيار دقيق، منسجم و عقلاني طرح موضوع و مساله ميكند و راهحلهاي كلان و منطقي ارايه ميدهد.
اين دقت و انسجام را هم در سخنراني ايشان در همايش «ارتقاي سلامت اداري و مبارزه با فساد» و هم در سخنراني در «نخستين كنفرانس اقتصاد ايران» مشاهده ميكنيم. در سخنراني اول «تجميع قدرت» را بهعنوان نقطه كانوني بروز فساد ذكر ميكنند و بر ضرورت توزيع قدرت و نيز ايجاد فضاي رقابتي در عرصه اقتصادي تاكيد كرده و در سخنراني «نخستين كنفرانس اقتصاد ايران» نيز بر ضرورت مبارزه با «انحصار» تاكيد ميكنند و وجود شفافيت و رقابت را از مولفههاي اساسي براي هر فعاليت اقتصادي بر ميشمرند. بر اين اساس سوال مطرح آن است كه باتوجه به وجود چنين توانمندي فكري در ايشان بهعنوان رييس دولت، چه ضرورتي به طرح اين مسايل در فضاي عمومي توسط ايشان وجود دارد و چرا رييسجمهوري و دولت ايشان اقدام به اجرايي كردن راهكارهاي دقيقي كه خود بهتر از هر كسي بر آنها آگاهي و اشراف دارند، نميكنند؟ بهراستي مخاطبان سخنان رييسجمهوري چه كساني هستند؟
شايد دو يا سه پاسخ بيشتر نتوان به اين سوال داد. يك پاسخ عدم تكاپوي قدرت دولت براي انجام چنين اقدامات مهم و اساسي در حوزههاي اقتصادي و سياسي است و ضرورت طرح اين مسايل جهت بسيج اجتماعي و كسب پشتوانه مردمي براي حركت به سمت اجراي اين راهكارها. پاسخي كه شواهد بسياري در سخنان ايشان در تاييد آن ميتوان يافت. از ضرورت حضور احزاب و نهادهاي مدني و... در «مبارزه با فساد» در سخنراني يك ماه قبل تا طرح «همهپرسي» از مردم در سخنراني اخير. پاسخ دوم به سوال ميتواند، از باب، عقب نشاندن رقبا از حمله و هجوم به دولت ايشان و دست كشيدن آنها از انواع كارشكنيها و آزار و اذيتها در مسير اجرايي شدن اهداف دولت باشد. درمورد اين پاسخ نيز شواهدي در سخنان رييسجمهور وجود دارد. چنانكه هم در كنفرانس «مبارزه با فساد» از تهمتزني برخي رسانهها و كساني كه بهنام كار خير، فساد ميكنند بهشدت انتقاد كردند و هم در سخنراني اخير عنوان داشتند كه تا بحث مالياتگيري از نهادهاي خاص مطرح ميشود «بساطي درست ميشود.» فرض سوم درباره چرايي چنين سخن گفتنهايي توسط رييسجمهور، ميتواند ضمن در بر داشتن هر دو پاسخ گفته شده فوق، براي شكستن فضاي شايد تاحدودي راكد و ايجاد شور و حركت در جامعه و پيامرساني به داخل و خارج از كشور براي توجه دادن به تغيير گفتمان اقتصادي و سياسي كشور ارزيابي شود. اما آنچه ميتوان در مجموع درباره هر سه فرض فوق عنوان كرد، ريسك بالاي چنين حركتي است. واقع آنكه، اگر فراخوانهاي رييسجمهور براي كمك طلبيدن از مردم و نهادهاي مدني و... در همراهي با سياستهاي دولت- بهواسطه فقدان يا حداقل ضعف اين مجموعهها براي حضور و مشاركت در اين جريان- نتواند شكل اجرايي به خود گيرد، در سخنرانيهاي آتي اين حركت به ضد خود تبديل شده و عملا به «گفتار درماني» ازسوي رييسجمهور تعبير خواهد شد. لذا بهنظر ميرسد ضروري است به ميزان ايجاد شور و نشاط و شفافيت «گفتاري»، در حوزه عمل نيز دستگاههاي مسوول در قوه مجريه امكان حضور جريانهاي فكري و نهادهاي مدني را در فضاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور فراهم كنند والا ممكن است جامعهيي بيتفاوت و رقيباني قدرتمندتر حاصل سخنان رييسجمهور باشد. امري كه در تاريخ ايران و طي سالهاي اخير بسيار پرسابقه است.
اين دقت و انسجام را هم در سخنراني ايشان در همايش «ارتقاي سلامت اداري و مبارزه با فساد» و هم در سخنراني در «نخستين كنفرانس اقتصاد ايران» مشاهده ميكنيم. در سخنراني اول «تجميع قدرت» را بهعنوان نقطه كانوني بروز فساد ذكر ميكنند و بر ضرورت توزيع قدرت و نيز ايجاد فضاي رقابتي در عرصه اقتصادي تاكيد كرده و در سخنراني «نخستين كنفرانس اقتصاد ايران» نيز بر ضرورت مبارزه با «انحصار» تاكيد ميكنند و وجود شفافيت و رقابت را از مولفههاي اساسي براي هر فعاليت اقتصادي بر ميشمرند. بر اين اساس سوال مطرح آن است كه باتوجه به وجود چنين توانمندي فكري در ايشان بهعنوان رييس دولت، چه ضرورتي به طرح اين مسايل در فضاي عمومي توسط ايشان وجود دارد و چرا رييسجمهوري و دولت ايشان اقدام به اجرايي كردن راهكارهاي دقيقي كه خود بهتر از هر كسي بر آنها آگاهي و اشراف دارند، نميكنند؟ بهراستي مخاطبان سخنان رييسجمهوري چه كساني هستند؟
شايد دو يا سه پاسخ بيشتر نتوان به اين سوال داد. يك پاسخ عدم تكاپوي قدرت دولت براي انجام چنين اقدامات مهم و اساسي در حوزههاي اقتصادي و سياسي است و ضرورت طرح اين مسايل جهت بسيج اجتماعي و كسب پشتوانه مردمي براي حركت به سمت اجراي اين راهكارها. پاسخي كه شواهد بسياري در سخنان ايشان در تاييد آن ميتوان يافت. از ضرورت حضور احزاب و نهادهاي مدني و... در «مبارزه با فساد» در سخنراني يك ماه قبل تا طرح «همهپرسي» از مردم در سخنراني اخير. پاسخ دوم به سوال ميتواند، از باب، عقب نشاندن رقبا از حمله و هجوم به دولت ايشان و دست كشيدن آنها از انواع كارشكنيها و آزار و اذيتها در مسير اجرايي شدن اهداف دولت باشد. درمورد اين پاسخ نيز شواهدي در سخنان رييسجمهور وجود دارد. چنانكه هم در كنفرانس «مبارزه با فساد» از تهمتزني برخي رسانهها و كساني كه بهنام كار خير، فساد ميكنند بهشدت انتقاد كردند و هم در سخنراني اخير عنوان داشتند كه تا بحث مالياتگيري از نهادهاي خاص مطرح ميشود «بساطي درست ميشود.» فرض سوم درباره چرايي چنين سخن گفتنهايي توسط رييسجمهور، ميتواند ضمن در بر داشتن هر دو پاسخ گفته شده فوق، براي شكستن فضاي شايد تاحدودي راكد و ايجاد شور و حركت در جامعه و پيامرساني به داخل و خارج از كشور براي توجه دادن به تغيير گفتمان اقتصادي و سياسي كشور ارزيابي شود. اما آنچه ميتوان در مجموع درباره هر سه فرض فوق عنوان كرد، ريسك بالاي چنين حركتي است. واقع آنكه، اگر فراخوانهاي رييسجمهور براي كمك طلبيدن از مردم و نهادهاي مدني و... در همراهي با سياستهاي دولت- بهواسطه فقدان يا حداقل ضعف اين مجموعهها براي حضور و مشاركت در اين جريان- نتواند شكل اجرايي به خود گيرد، در سخنرانيهاي آتي اين حركت به ضد خود تبديل شده و عملا به «گفتار درماني» ازسوي رييسجمهور تعبير خواهد شد. لذا بهنظر ميرسد ضروري است به ميزان ايجاد شور و نشاط و شفافيت «گفتاري»، در حوزه عمل نيز دستگاههاي مسوول در قوه مجريه امكان حضور جريانهاي فكري و نهادهاي مدني را در فضاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور فراهم كنند والا ممكن است جامعهيي بيتفاوت و رقيباني قدرتمندتر حاصل سخنان رييسجمهور باشد. امري كه در تاريخ ايران و طي سالهاي اخير بسيار پرسابقه است.