بالاخره مقایسه کنیم یا نه؟
به طور کلی فوتبال ایران در گذر از ورژن سنتی به شرایط حرفهای، در یک وضعیت خاص قرار دارد؛ وضعیتی که از همه بیشتر به نفع فوتبالیستها تمام میشود. بر این اساس، دوستان بازیکن هر جا که به نفعشان باشد، شرایط ایران را با اروپا مقایسه میکنند و میگویند ما دیگر حرفهای شدهایم اما هر جا که به سودشان نباشد، زیر میز میزنند که: «ما کجا؟ اروپا کجا؟» مثلا وقتی در مورد دستمزد نجومی دوستان صحبت میشود و میپرسیم چرا درآمد یک فوتبالیست معمولی باید ۶۰برابر میانگین درآمد مردم باشد، جواب اینها این است که همه جای دنیا فوتبالیستها بیشتر پول میگیرند. برایشان هم مهم نیست که همه جای دنیا فوتبال سودده است و در ایران زیانده. همین طور وقتی در مورد عدم تعصب به پیراهن و انتقال به باشگاههای رقیب میپرسیم، میگویند در فوتبال حرفهای دیگر جایی برای این حرفها نیست و الان این قبیل جابهجاییها در سطح جهان رایج است.
بعد درست همین فوتبالیستهایی که همه مواهب و امتیازات حرفهایشدن را دودستی چسبیدهاند، وقتی پای خواب سر شب و تغذیه درست و مراقبت از سلامتی و پرداخت مالیات و پایبندی به دیسیپلین باشگاه و ... وسط میآید، خودشان را به آن راه میزنند که ما کجا و اروپا کجا؟ خلاصه فوتبال ایران حرفهای شده، اما فقط وقتی به سود آقایان باشد! الان هم داستان از سر گیری مسابقات شبیه همان قصه است. وقتی بحث میشود که در آلمان، اسپانیا، انگلستان، ایتالیا و یک کرور لیگ درجه ۲ و ۳ دیگر قرار است بازیها پیگیری شود، آقایان میگویند نباید امکانات ایران با اروپا مقایسه شود. همین طور میگویند چون فوتبال در اروپا صنعت است، حتما باید پیگیری شود اما در ایران شرایط متفاوت است!
خب اگر همه چیز ما با اروپا فرق دارد، شما چرا هر سال چندمیلیارد تومان پول میگیرید؟ گفته میشود همین اشکان دژآگه -که خیلی هم دوستش داریم - در تراکتور قرارداد ۸۰۰ یا ۹۰۰هزار دلاری دارد؛ خب الان کجا همچنین دستمزدی معاف از مالیات به شما میدهند؟ هر جا چنین پولی میدادند و میگفتند در شرایط کرونایی بازی کن، بدون استمداد از رئیسجمهور باید بازی میکردی عزیزجان! بالاخره یا کاملا حرفهای باشید یا کاملا آماتور دیگر؛ آیا غیر از این است؟»