چه کسی سنگاپور را با ارزش های آسیایی متحول کرد
معمار سنگاپور مدرن درگذشت
ساعت 24 - او ماندلا یا گاندی نبود. اما لی کوان یو که در 91 سالگی درگذشت، به خاطر بیرون آوردن میلیونها نفر از فقر به خاطر سپرده خواهد شد. بیشتر حاکمان خودکامه مردم خود را به خاک سیاه مینشانند، اما لی دقیقا برعکس عمل کرد. به مدت 3 دهه که از 1959 شروع شد و تا 1990 ادامه پیدا کرد، وی در مقام نخست وزیر سنگاپور بر یکی از بزرگترین طرحهای مهندسی اجتماعی در تاریخ انسان نظارت کرد.
وی توانست یکی از بینظمترین بنادر را در جنوب شرق آسیا که همواره مالاریازده بود، به دولت شهری درخشان تبدیل کند که اکنون میزان سرانه تولید ناخالص داخلی آن از آمریکا بیشتر است. لی کوان یو این کار را با سبک خاص خود از اقتدارگرایی صورت داد که به نظر میرسد در کوچکترین امور شخصی شهروندان دخالت میکند. مثلا در این شهر، آدامس جویدن ممنوع با هدف، حفظ پاکیزگی شهر است.
سنگاپور کلانشهری است که بیشتر جمعیت آن را چینیتبارانی تشکیل میدهند که انگلیسی صحبت میکنند. بیشتر موفقیت این دولت شهر را به بینش و سیاستهای لی کوان یو نسبت میدهند. اما شهروندان آن در ازای رفاه، به حاکمیت دولتی تن دادهاند که به غیر از انتخابات پراکنده، حکومتی تکحزبی است که صدای مخالفت را تحمل نمیکند. سنگاپور در سال ۱۹۵۹ از انگلیس خودگردانی کامل گرفت اما بخشی از مالزی به حساب میآمد. این بندر کوچک در سال ۱۹۶۵ از مالزی جدا شد. از همان زمان، لی کوان یو مبارزهای پایانناپذیر را برای غلبه بر مشکلات کشورش از جمله نبود منابع طبیعی، محیط بینالمللی خصمانه و ترکیب ناآرام جمعیتی شامل چینی ها، مالاییها و هندیها آغاز کرد.
وی در سال ۲۰۰۷ در مصاحبهای گفت ما از اجزا ملت یعنی عوامل پایهای بیبهرهایم، یعنی ملتی متجانس، زبان مشترک، فرهنگ مشترک و سرنوشت مشترک. الگوی وی نوعی اقتدارگرایی نرم بود که شامل قدرت متمرکز، دولت پاک و لیبرالیسم اقتصادی، سرکوب مخالفت سیاسی و محدودیت شدید بر آزادی بیان و تجمع عمومی بود. لی کوان یو را استاد ارزشهای آسیایی مینامیدند، مفهومی که در آن خیر جامعه بر حقوق شخص ترجیح دارد و شهروندان بخشی از خودمخاری خود را در ازای حکومت پدرسالارانه واگذار میکنند. وی سال ۱۹۹۴ گفت هیچ کس تردید ندارد اگر به مصاف من بیاید، پنجه بوکس دست میگیرم و او را در بنبستی گیر میاندازم. اگر کسی فکر میکند میتواند به من آسیب بیشتری بزند، امتحان کند. به هیچ شکل دیگری نمی توان بر جامعه چینی حکومت کرد. به همین علت، وی همواره با مخالفان خود میجنگید. اغلب این قدر از آنان شکایت میکرد که هزینه دادرسی آنان را ورشکست میکرد. منتقدان خارجی هم نظیر برخی نشریات از این رویه در امان نبودند. اما در سالهای اخیر، ظهور یک رشته سایتها و بلاگهای سیاسی باعث گسترش انتقاد از آقای لی کوان یو و نظام مبتنی بر افکارش شد.
یکی از اقدامات اصلی لی کوان یو، ایجاد فضایی بود که فساد امکان رشد پیدا نکند. مثلا حقوق وزرا، قضات و کارمندان ارشد به حقوق کارشناسان برجسته در بخش خصوصی مرتبط بود. به این شکل، مقامات سنگاپوری از جمله بالاترین حقوقها را در جهان میگیرند. پس از وی، گوه چوک تونگ نخست وزیر شد و از سال ۲۰۰۴ پسر لی کوان یو به اسم لی هسین لونگ نخست وزیر بوده است. این دو نفر از نیروهای وی بودند که به همین منظور پرورش یافتند. برخی میگویند تاوان موفقیت لی کوان یو، نبود روابط عاطفی در وی بود. همه چیز برایش نظم ساعتوار داشت و مانند فردی بیاحساس بود. وی در مصاحبه سال ۲۰۱۰ گفت نمیگویم هر کاری کردم درست بود، اما هر کاری کردم برای مقصودی شریف بود. مجبور بودم کارهای بدی انجام دهم، مثلا کسانی را بدون محاکمه زندانی کنم.
سنگاپور کلانشهری است که بیشتر جمعیت آن را چینیتبارانی تشکیل میدهند که انگلیسی صحبت میکنند. بیشتر موفقیت این دولت شهر را به بینش و سیاستهای لی کوان یو نسبت میدهند. اما شهروندان آن در ازای رفاه، به حاکمیت دولتی تن دادهاند که به غیر از انتخابات پراکنده، حکومتی تکحزبی است که صدای مخالفت را تحمل نمیکند. سنگاپور در سال ۱۹۵۹ از انگلیس خودگردانی کامل گرفت اما بخشی از مالزی به حساب میآمد. این بندر کوچک در سال ۱۹۶۵ از مالزی جدا شد. از همان زمان، لی کوان یو مبارزهای پایانناپذیر را برای غلبه بر مشکلات کشورش از جمله نبود منابع طبیعی، محیط بینالمللی خصمانه و ترکیب ناآرام جمعیتی شامل چینی ها، مالاییها و هندیها آغاز کرد.
وی در سال ۲۰۰۷ در مصاحبهای گفت ما از اجزا ملت یعنی عوامل پایهای بیبهرهایم، یعنی ملتی متجانس، زبان مشترک، فرهنگ مشترک و سرنوشت مشترک. الگوی وی نوعی اقتدارگرایی نرم بود که شامل قدرت متمرکز، دولت پاک و لیبرالیسم اقتصادی، سرکوب مخالفت سیاسی و محدودیت شدید بر آزادی بیان و تجمع عمومی بود. لی کوان یو را استاد ارزشهای آسیایی مینامیدند، مفهومی که در آن خیر جامعه بر حقوق شخص ترجیح دارد و شهروندان بخشی از خودمخاری خود را در ازای حکومت پدرسالارانه واگذار میکنند. وی سال ۱۹۹۴ گفت هیچ کس تردید ندارد اگر به مصاف من بیاید، پنجه بوکس دست میگیرم و او را در بنبستی گیر میاندازم. اگر کسی فکر میکند میتواند به من آسیب بیشتری بزند، امتحان کند. به هیچ شکل دیگری نمی توان بر جامعه چینی حکومت کرد. به همین علت، وی همواره با مخالفان خود میجنگید. اغلب این قدر از آنان شکایت میکرد که هزینه دادرسی آنان را ورشکست میکرد. منتقدان خارجی هم نظیر برخی نشریات از این رویه در امان نبودند. اما در سالهای اخیر، ظهور یک رشته سایتها و بلاگهای سیاسی باعث گسترش انتقاد از آقای لی کوان یو و نظام مبتنی بر افکارش شد.
یکی از اقدامات اصلی لی کوان یو، ایجاد فضایی بود که فساد امکان رشد پیدا نکند. مثلا حقوق وزرا، قضات و کارمندان ارشد به حقوق کارشناسان برجسته در بخش خصوصی مرتبط بود. به این شکل، مقامات سنگاپوری از جمله بالاترین حقوقها را در جهان میگیرند. پس از وی، گوه چوک تونگ نخست وزیر شد و از سال ۲۰۰۴ پسر لی کوان یو به اسم لی هسین لونگ نخست وزیر بوده است. این دو نفر از نیروهای وی بودند که به همین منظور پرورش یافتند. برخی میگویند تاوان موفقیت لی کوان یو، نبود روابط عاطفی در وی بود. همه چیز برایش نظم ساعتوار داشت و مانند فردی بیاحساس بود. وی در مصاحبه سال ۲۰۱۰ گفت نمیگویم هر کاری کردم درست بود، اما هر کاری کردم برای مقصودی شریف بود. مجبور بودم کارهای بدی انجام دهم، مثلا کسانی را بدون محاکمه زندانی کنم.