بدون صادرات نفت؛ هرگز
در ايران اما پسانداز ملي چه وضعي دارد؟ رشدهاي پايين توليد ناخالص داخلي در سالهاي تازه سپري شده با وجود درآمدهاي سرشار نفت و كاهش درآمد سرانه ايرانيان و توليد سرانه پايين مردم پسانداز ملي را به شدت كاهش داده و توان ايران و ايراني را در اين حوزه به سراشيبي كشانده است. درآمد به مثابه پايه و اساس پسانداز پس از كاهش مصرف از كجا ميآيد و چگونه رشد پيدا ميكند. دو كار ميتوان كرد: توليد و فروش در بازار داخلي و فروش و توليد در بازارهاي خارجي.
شوربختانه بايد گفت به رغم همه شعارهاي عرضه شده در نيم قرن اخير هنوز نفت ايران تنها كالايي است كه در جهان امروز خريدار دارد و ميتواند تبديل به درآمد ارزي شده و به تن اقتصاد تزريق شود. محاسبههاي انجام شده نشان ميدهد نزديك به ۶۰ درصد درآمد دولت در ربع قرن اخير از مسير صادرات نفت خام بوده است و در ۴۰ درصد باقيمانده نيز نقش قابل توجهي داشته است. در حالي كه ايران به اين درآمدهاي ارزي وابسته شده است، تحريم فروش آن به جهان و ممانعت از ورود پول نفت به ايران سلاح كارسازي بود كه غرب عليه اقتصاد ايران به كار گرفت و روزهاي بدي را براي كسب و كار مردم رقم زد.
ايران بدون درآمد ارزي حاصل از صادرات نفت و گاز دستكم در ميانمدت نميتواند راه به جايي ببرد و اين تعارفبردار نيست و با تمنا و خواهش و فرمان و دستور نيز راه به جايي نخواهيم برد. فروش نفت و گاز اما در دنياي امروز كار سادهاي نيست.
يادمان باشد كه تركمنستان كوچك در همسايگي ما همين چند هفته پيش بود كه قراردادي ۱۸ ميليارد دلاري با ژاپن منعقد كرد تا سالهاي سال گازش را به اين كشور بفروشد. يادمان باشد كه عراق در همسايگي ايران در اين سالها با عقد قرادادهاي افسانهاي بخش قابل توجهي از سرمايههاي بينالمللي را به سوي چاههاي نفت و گاز خود كشانده است. يادمان باشد نفت و گاز شيل امريكا، نفت تمامناشدني عربستان، گاز در راه صادرات روسيه و قطر، نفت ونزوئلا، نفت نيجريه و... هستند و اين طور نيست كه ايران تنها فروشنده نفت و گاز باشد.
دو كار را بايد در كانون توجه قرار داد: قراردادهاي آسان نفت و گاز با حفظ منافع ملي تدوين و سرمايهگذاري براي نفت و گاز فراهم شود تا روزهاي بدتر از اين روزهاي نامساعد را شاهد نباشيم.