کد خبر 141748
۱۳۹۴/۱۲/۲۲ ۰۹:۵۱
هیلاری کلینتون و دردسرهای میراث‌ برجای مانده از بیل کلینتون

«بیل» برای «هیلاری» چه به ارث گذاشت؟

ساعت 24-بار دیگر کلینتون‌ها باوجود همه مشکلات خصوصی و داخلی در آمریکا، کنار هم قرار گرفته‌اند تا این‌بار هیلاری کلینتون سکوی هدایت کاخ سفید را در اختیار گیرد و این زوج آمریکایی حداقل برای چهار سال میهمان دوباره کاخ سفید شوند.
«بیل» برای «هیلاری» چه به ارث گذاشت؟
«سالی بدل اسمیت»، نویسنده آمریکایی، در کتابی با عنوان «برای عشق به سیاست» می‌نویسد با هیچ دلیلی نمی‌توان انکار کرد که کنار هم قرارگرفتن و کار گروهی «بیل کلینتون» و «هیلاری کلینتون» برای راهیابی بیل کلینتون به کاخ سفید مؤثر نبوده است. او که موشکافانه کمپین انتخاباتی بیل کلینتون را مورد ارزیابی قرار داده، می‌نویسد اگر هیلاری کنار بیل قرار نمی‌گرفت، رسیدن به پیروزی و دستیابی به اهداف مدنظر غیرممکن بود و رسوایی‌ها درنهایت مانع پیروزی آنان و رسیدن به کاخ سفید می‌شد. به عبارتی دیگر، این نویسنده تلاش می‌کند در کتابش به‌خوبی این حقیقت را به تصویر بکشد که چطور دو نابغه و دو فرد پیچیده توانسته‌اند بر چالش‌های ورود به کاخ سفید غلبه کنند و چطور در کنار هم و جداگانه به طور مؤثر برای رسیدن به پیروزی حرکت کردند و درنهایت چگونه از زندگی مشترکشان بهترین بهره را بردند. اصلی‌ترین ایده این کتاب «دوتا برای یکی» است؛ تقریبا در پروسه‌ای مشترک، هیلاری و بیل کلینتون البته نه آشکارا بلکه در لفافه، از کلمه «ما» برای توصیف سیاست‌هایشان یا تحقق دستاوردهایشان استفاده می‌کردند. بدل در این کتاب از واژه «دوتا برای یکی» برای توصیف چارچوب استراتژی انتخاباتی بیل کلینتون هم در اهداف سیاست داخلی و هم سیاست‌های خارجی به‌خوبی بهره برده است، چراکه بر این باور بود که هیلاری کلینتون تلاش می‌کرد اصلاحات درمانی را در اولویت قرار دهد و تا می‌توانست از رسوایی اخلاقی همسرش با «مونیکا لوینسکی» فاصله می گرفت.

اکنون نیز بار دیگر کلینتون‌ها باوجود همه مشکلات خصوصی و داخلی در آمریکا، کنار هم قرار گرفته‌اند تا این‌بار هیلاری کلینتون سکوی هدایت کاخ سفید را در اختیار گیرد و این زوج آمریکایی حداقل برای چهار سال میهمان دوباره کاخ سفید شوند. اما هیلاری که به‌خوبی می‌داند آمریکایی‌ها از شنیدن نام «کلینتون» به‌شدت خسته شده‌اند، در تلاش است تا جایی که می‌تواند از میراث برجای مانده از همسرش فاصله بگیرد و خود را ادامه‌دهنده راه او نشان ندهد. اما این تلاش هم از سوی دیگر می‌تواند برای کاندیدای پیشرو حزب «دموکرات» چالش‌های خطرناکی را به وجود آورد. هیلاری به‌همین‌دلیل درحالی‌که تلاش می‌کند از چهل‌ و دومین رئیس‌جمهوری آمریکا فاصله بگیرد، به دنبال آن است که نشان دهد آنان دوشادوش یکدیگر در حرکتند؛ چهل و دومین رئیس‌جمهوری که همچنان از نظر فردی محبوب است اما موضع‌گیری‌هایش در برخی از موارد به ویژه مسائل اجتماعی، از مدافتاده به نظر می‌رسد.
بیل کلینتون توانست به‌عنوان یک دموکرات میانه‌رو در دو انتخابات پیروز شود، این در حالی بود که همواره چپ‌ها در حال نبرد با او بودند اما هیلاری درحال‌حاضر امیدوار است با چرخیدن به سمت چپ‌گراها، به کاخ سفید راه یابد؛ از همین‌رو بر افرادی متمرکز شده است که پیروزی «باراک اوباما»، چهل‌ و چهارمین رئیس‌جمهوری آمریکا، را برایش رقم زدند؛ جوانان و لیبرال‌های میانه‌رو. هیلاری کلینتون برای رسیدن به‌عنوان نخستین رئیس‌جمهوری زن آمریکا، همچنین تلاش می‌کند چپ‌گراتر از همسرش به نظر برسد و به‌همین‌دلیل بر نقاط ضعف دولت بیل کلینتون متمرکز شده است و خلاف همسرش، همواره بر تعیین دستمزد برابر برای زن و مرد و پرداخت حقوق در زمان زایمان تأکید می‌کند.
هیلاری زمانی که کمپین انتخاباتی خود را آغاز کرد، گفت «عرشه هنوز در اختیار کسانی است که در اوج قرار دارند». لحن پوپولیستی او به‌شدت با لحن همسرش در کمپین سال‌های ١٩٩٢ و ١٩٩٦ متفاوت بود که از جملاتی مانند «دموکرات‌های جدید» و «دوران دولت‌های بزرگ به سر آمده است» استفاده می‌کرد. دستاوردهای بزرگ رئیس‌جمهور بیل کلینتون اصلاحات رفاهی، برقراری توازن در بودجه و قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی بود؛ که همگی آنان اکنون در صدر اولویت‌های هیلاری جایگاهی ندارند.
«تیم هاگل»، یکی از اساتید علوم سیاسی دانشگاه «آیووا»، بر این باور است که حزب جمهوری‌خواه در حال حرکت و حزب دموکرات در حال چرخش به چپ است. دلیل اصلی این چرخش به باور این استاد دانشگاه، رقابت کمتر بر سر کرسی‌های مجلس سناست که در قیاس با دو دهه قبل کاهش یافته است؛ فرایندی که فعالان هر دو حزب را وادار می‌کند ایدئولوژیک‌تر رفتار کنند. این اوضاع به طور حتم شرایط را برای هیلاری کلینتون دشوارتر می‌کند و او نمی‌تواند خود را به‌عنوان کاندیدای میانه معرفی کند یا حداقل مانند بیل کلینتون در سال ١٩٩٢ میلادی رفتار کند. پس باید گفت وزیر خارجه سابق آمریکا مجبور است تا در برخی زمینه‌ها موضعی متفاوت‌تر از همسرش اتخاذ کند.
درهمین‌حال، مشاوران هیلاری کلینتون در تلاشند تا مشکلات احتمالی ناشی از حضور بیل کلینتون در رقابت را مهار و کم‌رنگ کنند. برخی از تحلیلگران سخنان بیل کلینتون در جریان رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۰۸ آمریکا درباره مخالفت باراک اوباما با جنگ عراق را از چالش‌های پیش‌ِروی رقابت‌های انتخاباتی هیلاری می‌دانند. بیل کلینتون در سال ۲۰۰۸ گفته بود مسئله مخالفت باراک اوباما با جنگ عراق، بزرگ‌ترین افسانه‌ای بوده است که او تا آن زمان شنیده است. تفسیرهای منتشره در رسانه‌های آمریکایی از آن واقعه، بی‌احترامی بیل کلینتون به جامعه سیاه‌پوستان آمریکایی بود که درنهایت موجب ازدست‌رفتن آرای تعداد زیادی از رأی‌دهندگان رنگین‌پوست شد. از سوی دیگر، حضور بیل کلینتون به‌عنوان همسر و نه به‌عنوان یک مشاور، از دیگر مشکلات پیش‌ِروی تیم مشاوران هیلاری کلینتون در رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۱۶ آمریکا قلمداد می‌شود و به‌همین‌دلیل آنان در تلاشند تا از تحت‌الشعاع قرارگرفتن او توسط همسرش بیل که چهره‌ای شناخته‌تر و معروف‌تر است، جلوگیری کنند.
نام «کلینتون» همچنان محبوب است
برخی معتقدند که نام خانوادگی کلینتون می‌تواند به پیروزی هیلاری کمک شایانی کند. به باور آنان، با وجود آنکه آمریکایی‌ها با حکومت‌های موروثی مخالف‌اند و این‌گونه حکومت‌ها را در کشورشان قبول ندارند، گزینش و انتخاب از میان اسامی و چهره‌های مشهور در عرصه سیاسی آمریکا برای شهروندان آمریکایی کاری ساده‌تر است. معرفی‌کردن یک چهره نام‌آشنا در عرصه رقابت‌های انتخاباتی در آمریکا می‌تواند به‌سرعت در ذهن رأی‌دهندگان نام خود را نقش بزند. چنین چهره‌ای می‌تواند در جذب کمک‌های مالی برای حضور در رقابت‌های انتخاباتی موفق عمل کند و شبکه‌ای گسترده از ارتباطات سیاسی را به وجود آورد. یک چهره نام‌آشنا در عرصه سیاسی می‌تواند در شرایط بغرنجی مانند شرایط کنونی آمریکا، کارایی و توانایی بیشتری از خود نشان دهد.
«جولیان زلیزر»، از استادان تاریخ در دانشگاه «پرینستون» نیز معتقد است در انتخابات سال ٢٠١٦ آمریکا، نام‌های آشنا هنوز هم می‌توانند موردتوجه رأی‌دهندگان آمریکایی قرار گیرند. او می‌گوید: «واشنگتن درهم‌شکسته شده است و رأی‌دهندگان آمریکایی و کسانی که به شرکت‌کنندگان در رقابت‌های انتخاباتی کمک می‌کنند، به دنبال افراد و چهره‌هایی هستند که به نظر برسد می‌توانند کاری انجام دهند و بنابراین نام‌آشنابودن این افراد می‌تواند عنصری تأثیر‌گذار در جذب مردم و رأی‌دهندگان به سوی آنها باشد».
اما «برندن نیهان»، استاد علوم سیاسی در دانشگاه «دارتموث» می‌گوید: «قدرت می‌تواند قدرت بیافریند. حکومت‌های موروثی می‌توانند مدت‌های طولانی دوام بیاورند اما نباید فراموش کرد که چهره‌های نام‌آشنای سیاسی همواره در میان مردم محبوبیت ندارند. یک نام خانوادگی مطرود نزد افکار عمومی می‌تواند مردم را از روی‌آوردن به فردی که این نام خانوادگی را یدک می‌کشد، باز دارد» و همین مسئله باعث شده هیلاری کلینتون با اتخاذ کلمات مناسب بر لبه تیغ حرکت کند و بنا بر مقتضیات و تنها در برخی موارد کنار همسرش قرار بگیرد و از اهداف و برنامه‌های او دفاع کند و هر جا که این همراهی به زیان او تمام می‌شود، هم‌یاری را به فراموشی بسپارد.
تجارت آزاد
بیل کلینتون در دولتش در برابر مخالفان قرارداد «نفتا» قرار ‌گرفت و در عین حال از دیگر قراردادهای تجاری دفاع ‌کرد. با این حال، در طول مبارزات انتخاباتی او در سال ٢٠٠٨ میلادی، هیلاری کلینتون خواهان تعیین فرصتی برای ادامه قراردادهای تجاری شد. معاهده تجارت آزاد آمریکای شمالی (NAFTA) منطقه بزرگ تجاری در آمریکای شمالی را در برمی‌گیرد. این معاهده در اول ژانویه ١٩٩٤ حالت اجرائی به خود گرفت. کشور‌های کانادا، مکزیک و ایالات متحده آمریکا اعضای این معاهده را تشکیل می‌دهند. براساس عهدنامه نفتا، اغلب تعرفه‌های گمرکی میان کشور‌های آمریکا، مکزیک و کانادا لغو شد. بر همین اساس مقرر شد در ١٥ سال کلیه تعرفه‌های گمرکی میان این سه کشور لغو شود. در راستای معاهده تجارت آزاد آمریکای شمالی، همچنین محدودیت بر واردات و صادرات انواع دستگاه‌های موتوری، کامپیوتری و انواع منسوجات میان سه کشور عضو لغو شد. امروز نیز این معاهده مخالفان و موافقانی در حزب دموکرات دارد و آنان را به چند گروه تقسیم کرده است. هیلاری کلینتون زمانی که کرسی وزارت خارجه آمریکا را در اختیار داشت، به صورت اولیه از معاهده «ترانس-پاسیفیک» حمایت کرد اما پس از ترک این کرسی، بسیاری می‌خواستند بدانند آیا او همچنان موافق این پیمان که توسط باراک اوباما حمایت می‌شود، است یا خیر؛ پیمانی که سازمان‌های کارگری به‌شدت مخالف آن هستند.
معاهده ترانس-پاسیفیک پس از نهایی‌شدن نه‌تنها محدودیت‌های تجاری اعمال‌شده بر هزاران کالا از محصولات دارویی آمریکا گرفته تا فراورده‌های لبنی نیوزیلند، برنج ژاپن و سرامیک ویتنام را شامل می‌شود، بلکه در ابعادی وسیع‌تر به دولت واشنگتن کمک می‌کند قوانین تجارت جهانی را در یکی از استراتژیک‌ترین مناطق دنیا بازنویسی کند؛ تا به این ترتیب هم‌زمان با بازاریابی برای کالاهای ساخت آمریکا، قدرت‌های اقتصادی آسیا نظیر چین و هند نیز به تبعیت از مدل‌های آمریکایی تجارت وادار شوند.
«نیک مریل»، سخنگوی هیلاری، اوایل ماه میلادی گذشته، گفت: «هیلاری بر این باور است که این پیمان تجاری جدید باید از دو آزمون سربلند بیرون بیاید؛ نخست آنکه باید مشخص شود اجرای آن در راستای حمایت از کارگران آمریکایی است و آیا در داخل ایجاد اشتغال می‌کند و بر دستمزدها افزوده می‌شود و دوم آنکه این پیمان امنیت ملی ما را تقویت می‌کند یا خیر». او ادامه داد که ما باید از هر چیزی که این دو مورد را نقض می‌کنند، فاصله بگیریم. اهداف ما منزلت شایسته‌تر و امنیت بیشتر برای خانواده‌های آمریکایی است، نه سهم‌خواهی تجاری.
تنها چند روز قبل از ترک وزارت خارجه آمریکا در ژانویه ٢٠١٣ میلادی، کلینتون در دفاع از این قرارداد سخنرانی کرد و گفت: «برای تولید اشتغال بیشتر و افزایش دستمزدها، ما باید هوشیار باشیم که چگونه از اقتصادمان بهره ببریم. بنابراین فکر می‌کنم معاهده ترانس-پاسیفیک یکی از راه‌هایی است که واقعا ارتباطات ما را متوازن می‌کند.
کی‌استون ایکس‌ال
البته تمامی تفاوت‌ها و دیدگاه‌های این زوج سیاسی به دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید و در روزهای ریاست‌جمهوری بیل کلینتون محدود نمی‌شود. در ژانویه سال ٢٠١٢ میلادی و در زمان تصدی کرسی وزارت توسط هیلاری، وزارت خارجه آمریکا به باراک اوباما توصیه کرد که با طرح خطوط نفتی «کی‌استون ایکس‌ال» مخالفت کند و از همین جا یکی از طولانی‌ترین و پرچالش‌ترین ارزیابی‌های این وزارتخانه کلید خورد.
اما چندی‌بعد بیل کلینتون در نطقی و در حمایت از این خطوط نفتی گفت: «فکر می‌کنم باید این طرح را در آغوش بکشیم و سهم خود را برای افزایش استانداردها بالا ببریم». اما هاگل می‌گوید: «هیلاری کلینتون از زمانی که این موضوع به صدر مباحث کشیده شد و چالش‌هایی را به وجود آورد، از هرگونه موضع‌گیری خودداری کرد و در طول مبارزات انتخاباتی از این موضع‌گیری همسرش دفاع نکرد». این کارشناس ادامه می‌دهد تاکنون هم ندیده است که هیلاری به طور جدی از مواضع همسرش پیرامون خطوط کی‌استون حمایت کند و در طول مبارزات انتخاباتی‌اش تنها بر تغییرات اقلیمی تأکید می‌کند و به ویژه خواهان پیشرفت توافق اخیر است.
خط لوله کی‌استون ایکس‌ال به طول هزارو ٩٠٠ کیلومتر است که هزارو ٤٠٠ کیلومتر آن در خاک آمریکاست و قرار بود نفت کانادا را به پالایشگاه‌های آمریکا انتقال دهد. مخالفان این طرح عقیده دارند این خط لوله به شرکت‌های نفتی در کانادا اجازه می‌دهد با استخراج نفت بیشتر از زمین و انتشار منواکسیدکربن بیشتر در هوا، در تغییر اقلیم سهیم شوند. این مخالفت‌ها فقط متوجه اوباماست چراکه خط لوله از مرز آمریکا و کانادا عبور می‌کند و بنابراین اجازه دپارتمان دولت را بعد از مطالعات زیست‌محیطی و دیگر بازنگری‌ها می‌طلبد.
خلق دولتی قدرتمند
شاید بیانیه ١٩٩٦ دولت بیل کلینتون مبنی بر اینکه «دوران دولت‌های بزرگ پایان یافته» اشتباه باشد اما این مسئله نشانگر چرخش حزب دموکرات و تفاوت فاحش مواضع هیلاری کلینتون نسبت به کمپین گذشته‌اش است. در کمپین انتخاباتی ٢٠٠٨ میلادی، هیلاری کلینتون گفت: «ما موفق نبودیم، به این دلیل که نتوانستیم میان دولت قدرتمند و مؤثر و بازار قانونمند و پویا توازن ایجاد کنیم». تحلیلگران می‌گویند این دیدگاه در کمپین جدید هیلاری دستخوش تغییر نشده است. تونر با اشاره به خلق گروه‌های میانه‌رو دموکرات، می‌گوید: «آن زمان که مردم معتقد بودند شورای رهبری حزب دموکرات به معنای آینده حزب است، سپری شده است. اکنون اکثر رهبران گذشته از صحنه سیاسی کنار رفته‌اند». هاگل بر این باور است که اگرچه هیلاری فاصله زیادی با دیگر رقبای خود برای رسیدن به کرسی ریاست بر کاخ سفید دارد اما او همچنان باید سیاست‌های آشکارتری را به کار بندد. یکی از ملزومات هیلاری کلینتون داشتن بال‌های بزرگ برای پرواز است و برای رسیدن به این نقطه او همواره باید به پایگاه‌های مردمی خود انرژی و روحیه تزریق کند. این تحلیلگر برجسته آمریکایی در ادامه تأکید می‌کند: «البته ما نمی‌خواهیم هیلاری کلینتون در انتخابات عمومی از سیاست‌های چپ‌گرایانه فاصله بگیرد، همان‌طورکه دوست نداریم او تعداد زیادی از آرای میانه خود را از دست بدهد».

شرق

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک