دریای جنوب و رفتار تهاجمی چین
ریسک بالا گرفتن تنش در روابط چین و آمریکا امروز به مراتب بیشتر از چیزی است که تا قبل از صدور این حکم احتمال می رفت. اقدامات تهاجمی چین از حالا به بعد، می تواند احتمال مقابله با ایالات متحده را افزایش دهد. این بدان دلیل است که دو کشور، قاطعانه وارد بازی قدرت های بزرگ شده اند؛ به شکلی که نه تنها منافع ملی و منطقه ای، بلکه تعریف قوانین حاکم بر کل نظام بین الملل با مخاطره روبرو شده است. حتی پیش از حکم شورا، ایالات متحده متناوبا از پکن خواسته بود تا "نظم منطقه ای قانون مدار" را رعایت کند. این منعکس کننده نگرانی آمریکا درباره مساله ای است که به نظر می رسد بی اعتنایی چین به هنجارها و اصول بنیادین نظام بین الملل باشد.
اکنون که یک نهاد بین المللی شناخته شده حکم خود را صادر کرده، هرگونه حرکت چین بر علیه حکم به عنوان چالشی آشکار علیه کل نظام بین الملل قلمداد خواهد شد. و ایالات متحده گزینه های معدودی به جز واکنش قدرتمندانه برای حفظ تمامیت نظام بین الملل خواهد داشت. اگر به تاریخ بنگریم، تغییر قوا بین قدرت های بزرگ همواره تنش ها را برانگیخته است. بعضی از تغییرات قدرت، نسبتا صلح آمیز بوده اند، از جمله افول قدرت بریتانیا در برابر آمریکا در اواخر قرن نوزدهم؛ بعضی دیگر اما به جنگ منجر شده اند.
جنگ پلوپونز (جنگ های بین اسپارت و آتن بین 431 تا 404 پیش از میلاد)، جنگ سی ساله (جنگ ابرقدرت های اروپایی بین 1618 و 1648 در اروپای مرکزی)، و جنگ های جهانی اول و دوم، همگی یک فاکتور مشترک داشته اند: ترس از خیزش یک قدرت نوظهور (آتنی ها، هابسبورگی ها، و آلمان) که قدرت مسلط اما نسبتا در حال افول را خشمگین ساخته بود. در تمام این جنگ ها، قدرت رو به افول، چنین پنداشته که قدرت نوظهور مصمم به تغییر قوانین حاکم بر نظام بین الملل یا منطقه ای است. این موضوع البته در مورد تغییرات قدرت صلح آمیز صدق نمی کند. ایالات متحده "پاکس بریتانیکا" (صلح بریتانیایی: دوره ای از صلح نسبی در اروپا و جهان بین سال های 1815 تا 1914؛ زمانی که امپراتوری بریتانیا قدرت هژمونیک جهانی را در دست داشت) را پذیرفته بود و بریتانیا مجبور نبود از تمامیت نظام بین المللی که بر آن تسلط داشت، دفاع کند.
اگرچه تاریخ گاه راهنمای ضعیفی است، اما می تواند به معنا بخشیدن به مبحث "نبود شفافیت در آرایش نظامی چین" کمک کند. از منظر آمریکا، مساله اصلی به عدم قطعیت درباره اهداف بلندمدت آرایش نظامی چین مربوط است. پرسش این است که آیا چین یک قدرت خواستار وضعیت موجود است و یا قدرتی است که جویای تجدید نظر در وضعیت فعلی است؟
هرچه پکن بیشتر علیه تصمیم شورای دائمی حکام قدم بردارد، نظام موجود بین الملل بیشتر با تهدید یک چین تجدیدنظر خواه روبرو می شود، و در نتیجه به این احتمال بیشتر دامن زده می شود که آمریکا باید با اقدام قاطعانه تری مقابل چین بایستد. اکنون چین باید انتخاب کند: همراهی با قوانین و هنجارهای بین الملل، یا مقابله.
پکن می تواند به عنوان یک ابر قدرت مسئولیت پذیر عمل کند، طبق قواعد بازی رفتار کند و در حد امکان بعضی از این قواعد را با ابزارهای صلح آمیز و موزون، تغییر دهد. در مقابل، پکن می تواند تمام این قواعد را با تحمیل یک جانبه خواست و منافع خود به دیگر کشورها به چالش بکشد. تنها می توان امیدوار بود رفتار تند و تهاجمی پکن طی چند هفته ای که در نهایت به صدور حکم شورای دائمی حکام منجر شد، در آینده ای نزدیک به رفتاری سازنده تر تبدیل شود.
لیونل فاتون (مدرس دانشگاه وبستر ژنو، پژوهشگر موسسه CERI-Sciences Po Paris، کارشناس روابط بین الملل و امنیت در منطقه آسیا-پسیفیک)/ترجمه: فرهاد فرجاد/منبع: تایمز کره www.koreatimes.co.kr