یک مطلب 400 هزار تومانی
ساعت24- امروز از آن روزهاست که اصلا حس و حال گذاشتن توی کار ملت را نداریم. نداریم آقا! نداریم خانم! بفرمایید! توقف بیجا ممنوع.
هوا مطبوعتر از آن است که آدم بنشیند و توی کار مردم بگذارد. آقا به ما چه ربطی دارد رسول خطیبی هر جا تیم میگیرد دو سه نفر وسط راه با او دعوایشان میشود! به ما چه ربطی دارد که ماشین سازی دو تا بازیکنش را از دست داده. به ما چه که دو نفر به خاطر دعوا با رسول بیخیال این تیم شدند؟ به ما چه که جلال رافخایی از فوتبال خداحافظی کرده! مگر ما گفتیم؟ مگر ما توی کارش گذاشتیم؟ مگر ما به رسول گفتیم قیدش را بزند؟ رسول که عقل کل است. کارش هم که لابد درست است. پس وقتی دو نفر را از تیمش میگذارد کنار به ما چه؟ توی این هوای گرم، با این اینترنتی که باید ارزان میشد اما برای بنده سرافکنده در دو نوبت قبض نزدیک به چهارصد هزار تومان پول بی زبان کنتور انداخته، آدم باید بیاید در مورد رسول خطیبی مطلب بنویسد؟ جان من. مرگ من! شما برایتان چهارصد هزار تومان پول اینترنت میآمد، چه کار میکردید؟ از رسول خطیبی مینوشتید؟ از کارلوس کیروش مینوشتید که میگفت ایران شانس چهارم صعود به جام جهانی است؟ که یکجا در یک مصاحبهای گفته بود ایران کشور بی استعدادی است؟ ول کنید آقا! بیایم در مورد پادوانی بنویسم؟ مبارک استقلال. یک میلیارد پول دیگر را پرداخت کردند. دمشان گرم. دم علی منصور گرم. دم حاج محمدی هم گرم و یک میلیارد و یکصد میلیون تومانی که برای نیمکتنشینی میگیرد، نوش جانش باشد.
شما اگر چهارصد هزارتومان پول اینترنت برایتان میآمد، در مورد چه کسی مینوشتید؟ من باشم در مورد بیلی وایلدر مینویسم. در مورد ریومند چندلر و فیلیپ مارلو و در مورد دشیل همت و قصههایش.
من که تازه فهمیدهام برای نوشتن باید چه بهای گزافی پرداخت کنم چرا باید بیایم در مورد اینطور آدمها مطلب بنویسم؟ میآیم در مورد آدمهایی مینویسم که حالم را خوب میکنند. که یک کاری میکنند جای آن چهارصد هزارتومانی که پرداخت کردهام لذت ببرم! چهارصد هزار تومانی که در این زندگی حق التحریری به چه مکافاتی جور میشود! چهارصد هزار تومانی که در این زندگی مطبوعاتی میشود با آن دستکم یک دل سیر کتاب خرید یا چند سری دی وی دی پدر مادر دار فیلم و سریال و موسیقی جور کرد و تازه تهش پولی هم برای یک شام خوب باقی بماند.
این یک مطلب چهارصد هزار تومانی است. نشانهای از یک زندگی شیرین و اینترنتی که قرار بوده ارزان شود. ممنونیم ای آقایی که وعده ارزانی اینترنت را دادی. دمت گرم که من خام وعده تو شدم و به خاطر تو طرح اینترنت نامحدود 45 هزارتومانیام را با طرح اینترنت تابستانی هر گیگ هزار تومان عوض کردم که سرعتم بیشتر شود. بچه بودم. نفهم بودم. چه میدانتم چه اینترنت خوبی دارم و قدرش را نمیدانم. به هر حال عزیزان من! دوستان من! به من چه که در اردوی تیم پارالمپیک کی دارد با کی عکس میگیرد و کی هم عکسش را در کانال تلگرامش منتشر میکند. به من چه که شهردار به کی خانه داده و نداده! به من چه که در دولت قبل کی در صندوق رفاه فرهنگیان سه هزار و دویست میلیارد تومان را به سه نفر وام داده که خوش انصافها یک قسطش را هم نداده اند!
چهارصد هزار تومان پول اینترنت نمیدهم که بنشینم روی این سوژههای بیخودی و آدمهای اینطوری مطلب بنویسم. حداقل چندتایی مطلب بنویسم که دلم خوش باشد.
با اینا زندگی رو سر میکنم
با اینا قبضامو پرپر میکنم
شما اگر چهارصد هزارتومان پول اینترنت برایتان میآمد، در مورد چه کسی مینوشتید؟ من باشم در مورد بیلی وایلدر مینویسم. در مورد ریومند چندلر و فیلیپ مارلو و در مورد دشیل همت و قصههایش.
من که تازه فهمیدهام برای نوشتن باید چه بهای گزافی پرداخت کنم چرا باید بیایم در مورد اینطور آدمها مطلب بنویسم؟ میآیم در مورد آدمهایی مینویسم که حالم را خوب میکنند. که یک کاری میکنند جای آن چهارصد هزارتومانی که پرداخت کردهام لذت ببرم! چهارصد هزار تومانی که در این زندگی حق التحریری به چه مکافاتی جور میشود! چهارصد هزار تومانی که در این زندگی مطبوعاتی میشود با آن دستکم یک دل سیر کتاب خرید یا چند سری دی وی دی پدر مادر دار فیلم و سریال و موسیقی جور کرد و تازه تهش پولی هم برای یک شام خوب باقی بماند.
این یک مطلب چهارصد هزار تومانی است. نشانهای از یک زندگی شیرین و اینترنتی که قرار بوده ارزان شود. ممنونیم ای آقایی که وعده ارزانی اینترنت را دادی. دمت گرم که من خام وعده تو شدم و به خاطر تو طرح اینترنت نامحدود 45 هزارتومانیام را با طرح اینترنت تابستانی هر گیگ هزار تومان عوض کردم که سرعتم بیشتر شود. بچه بودم. نفهم بودم. چه میدانتم چه اینترنت خوبی دارم و قدرش را نمیدانم. به هر حال عزیزان من! دوستان من! به من چه که در اردوی تیم پارالمپیک کی دارد با کی عکس میگیرد و کی هم عکسش را در کانال تلگرامش منتشر میکند. به من چه که شهردار به کی خانه داده و نداده! به من چه که در دولت قبل کی در صندوق رفاه فرهنگیان سه هزار و دویست میلیارد تومان را به سه نفر وام داده که خوش انصافها یک قسطش را هم نداده اند!
چهارصد هزار تومان پول اینترنت نمیدهم که بنشینم روی این سوژههای بیخودی و آدمهای اینطوری مطلب بنویسم. حداقل چندتایی مطلب بنویسم که دلم خوش باشد.
با اینا زندگی رو سر میکنم
با اینا قبضامو پرپر میکنم
ایران ورزشی