روسیه هم ایران را ترک میکند؟
روزنامه شرق نوشت: چند روز پس از آنکه ترامپ از برجام خارج شد، توتال به ایران اعلام کرد که شاید دیگر نتواند در ایران بماند. بااینحال در مذاکراتی که بین وزارت نفت و این غول نفتی شکل گرفت، قرار شد توتال دو ماه برای گرفتن معافیت از آمریکا برای حضور در ایران تلاش کرده و سپس نتیجه را به ایران اعلام کند.
حالا بیژن نامدارزنگنه، وزیر نفت ایران در حاشیه جلسه هیئت دولت این هفته اعلام کرد که 50 روز دیگر از این مهلت باقی است. به گفته زنگنه «توتال فرایند خروجش را از ایران به ما اعلام کرده است. 60 روز وقت دارد که 10 روز آن گذشته است. اگر در این مدت بتواند از آمریکا مجوز بگیرد که احتمالش زیاد نیست، در ایران میماند اما اگر مجوز تهیه نشود، جایگزینش معرفی میشود که یک شرکت چینی است». بااینحال، ایران در تلاش است تا راههایی برای دورزدن این تحریمهای جدید در نظر بگیرد.
بر همین اساس زنگنه در ارتباط با اقدامات صورتگرفته در جهت فروش نفت خام گفت: «حتما اقداماتی را که میخواهیم انجام بدهیم نمیگویم چون ترامپ میفهمد و علیهاش کار میکند؛ اما حتما ما کارهایی در این راستا انجام داده و تلاشهایی کردهایم که تا جایی که ممکن است این مشکل را برطرف کنیم». او ادامه داد: «مسئله توافق اروپاییها برای ما از لحاظ بیمه و کشتیرانی، دریافت پول و مشتریانی که نفت ما را بخرند، مهم است. البته کمتر از یکسوم نفت ما به اروپا میرود ولی بههرحال کار با اروپاییها مهم است، چراکه بقیه از آنها الهام میگیرند». بااینحال، کماکان از گوشه و کنار خبرهایی مبنیبر خروج شرکتها از ایران به گوش میرسد.
شرکتهای روسی هم ریسک نمیکنند
دالغا خاتیناوغلو، کارشناس حوزه انرژی ایران از نشریه تخصصی natural gas world جمهوری آذربایجان تحلیل میکند که چرا این شرکت نفتی روسی با وجودی که تصور بر همکاری روسها با ایران در این دوران جدید تحریم بود، ایران را ترک میکند. خاتیناوغلو معتقد است: تحریمهای آمریکا که دوباره علیه ایران اعمال میشود، مسئله را برای همه پیچیده کرده و فقط شرکتهای غربی مانند توتال نیستند که ریسک سرمایهگذاری در ایران را نپذیرند. شرکت لوکاویل یک شرکت خصوصی است و پروژههای بسیار عظیمی خارج از روسیه دارد. این شرکت در گزارش سهماهه خود که اخیرا منتشر کرد به میزان بالای پروژههای شرکت اشاره میکند. این پروژهها بسیار پیچیده است، بهنحویکه گازی که لوکاویل تولید میکند، به روسیه نمیرود بلکه به چین میرود. به گفته او، این شرکت در ایران در میدان منصوری و آبتیمور در حال مذاکره بود و تفاهمنامههایی هم امضا کرد. این میادین، میادین عظیمی هستند که رویهمرفته بیش از 30 میلیارد بشکه نفت دارند. هر کدام از این میادین اکنون فعالیت خود را با تولید 60 هزار بشکه در روز ادامه میدهند و بنا بود لوکاویل ضریب بازیافت را در این میادین افزایش دهد. خاتیناوغلو با بیان اینکه این پروژها بسیار عظیم هستند، ادامه میدهد: اگر پروژه کوچکی مانند حفاری چندمیلیوندلاری بود، امکان حضور برای این شرکت وجود داشت، اما این پروژهها چندین میلیارد دلار ارزش دارند و کمتر شرکتی در شرایط تحریمها ریسک میکند که در ایران حضور داشته باشد.
گزارش روسها، خالی از سرمایهگذاری در ایران
این کارشناس نفت و انرژی بینالمللی در پاسخ به اینکه خروج این شرکت روسی از ایران در شرایطی که تصور میشد روسیه با ایران همکاری استراتژیک را در پیش گرفته به چه معناست، پاسخ میدهد: شرکتهای روسی بیشترین حجم توافقهای نفت و گاز را پس از تحریم با ایران امضا کردند؛ شرکتهایی مانند زاروبژنفت، گازپروم، گازپروماویل و... بهصورت جداگانه با ایران تفاهمنامههایی امضا کردند. حتی چین هم بهاندازه شرکتهای روسی در ایران تفاهمنامه امضا نکرد و حتی میتوان گفت که حدود یکسوم قراردادها و تفاهمنامهها متعلق به این کشور است. بااینحال وقتی شرکتها (حتی شرکتهای دولتی روسیه) گزارشهای سالانه و چشماندازهای سالهای آتی خود را منتشر میکنند هم در هیچ گزارشی که به هزینههای مالی شرکتها برای سالهای آینده اشاره دارد، حتی اشارهای به پروژههای ایران نشده است. او میافزاید: شرکتهای روسی دچار مشکلات بسیار زیادی هستند. گازپروم که ایران به آن امید زیادی بسته، دوسالی است که با سود منفی کار میکند. برای سه سال آینده نیز بر اساس ارزیابی خود شرکت و شرکتهای ریسک مانند مودیز، گازپروم برای سه سال آینده هر سال باید از شرکتها و بانکهای جهانی حدود 20 میلیارد دلار استقراض کند تا بتواند پروژههای خود را جلو ببرد.
در این شرایط، این شرکتها ریسک نمیکنند که در ایران سرمایهگذاری کنند. کارشناس حوزه انرژی ایران از نشریه تخصصی natural gas world جمهوری آذربایجان در ادامه از چرایی عدم همکاری دولتهای این کشورها با شرکتهای بزرگ میگوید: مشکل اینجاست که شرکتهای بزرگی که ایران به آنها احتیاج دارد، بیش از آنکه حمایت دولتهای خود را نیاز داشته باشند، حمایت آمریکا و بانکها و سازمانهای بینالمللی را نیاز دارند؛ مثلا شرکت توتال، بیشتر از 10 میلیارد دلار در آمریکا سرمایهگذاری کرده است. 30 درصد از سهام این شرکت متعلق به آمریکاییهاست. این شرکت در همه حوزههای انرژی؛ از برق گرفته تا گاز و نفت، حضور دارد و از تکنولوژی آمریکایی استفاده میکند. این شرکتها نمیتوانند از دولتهای خود استقراض کنند و نیاز دارند از بانکها و شرکتهای بینالمللی استقراض کنند. این شرکتها غول هستند و شرکتهای کوچکی نیستند که دولتشان بتواند فرضا صد میلیون دلار آنها را تضمین کند. این شرکتها دهها میلیارد دلار پروژه در بخشهای مختلف جهان دارند و با تحریمها، منافعشان بهشدت به خطر میافتد.