کد خبر 37212
۱۳۹۳/۰۹/۲۳ ۱۵:۳۲

ایران کلید خاورمیانه است

ساعت24- در نشستی که به دعوت کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه با حضور کارشناسان و صاحب نظران برگزار شد، دکتر عباس ملکی معاون پیشین این وزارت خانه و استاد دانشکده انرژی شریف در مورد کتاب جدید خود به نام سوء برداشت های ایران و آمریکا، که توسط انتشارات بلومبری در آمریکا منتشر شده است نکاتی را بیان کردند.
به گزارش ساعت24، دکتر ملکی گفت: من این کتاب را برای کسانی نوشته ام که در امریکا به فرهنگ، نقش و رفتار ایرانی حمله می کنند. این کتاب یک دیالوگ بین ایرانیان و آمریکایی ها و سوال اصلی این کتاب این است که چرا این دو کشور علی رغم تعارضات گسترده ای که با هم دارند هیچ گاه این تعارضات به مداخله نظامی نیانجامیده است؟
در این کتاب ذکر شده است که اولین بارجامعه آمریکایی ها به طور عام ایران را بعد از اشغال سفارت این کشور شناختند. همچنین در این کتاب اشاره شده است که خاورمیانه جدیدی در حال شکل گیری است که از مساثل قومی گرفته تا مسائلی مانند سیاست، انرژی، تروریسم و بسیاری از عوامل در آن تاثیر گذارند و این خاورمیانه که پیوند دهنده آفریقا، اروپا و آسیا است کلیدش ایران است.
در پایان این کتاب نتیجه گیری شده است که شاید سخن گفتن از بهبود روابط بین این دو کشور که سال ۲۰۱۳ بدترین زمان آن بود خامی باشد، اما آمریکا دیر یا زود به توانایی های ایران نیازمند خواهد بود.
وی تصریح کرد: یکی از دلایل این که در جامعه امریکایی از کشورمان بد گویی می شود، فارغ از اختلافات سیاسی، این است که ما در آمریکا کسی را نداریم که از ایران دفاع کند و در کشوری که قدرت لابی گری در آن بسیار زیاد است، متاسفانه لابی ایران در مقایسه با لابی های اعراب و صهیونیست ها بسیار ضعیف است.
وی ادامه داد: در این خصوص ۵ گروه مهم در آمریکا وجود دارد که تاثیر فوق العاده ای در سیاست این کشور دارند. گروه اول گنگره است که متاسفانه ما اصلا نفوذی در آن نداریم و جو آنجا به واسطه نفوذ صهیونیست ها به شدت بر علیه ایران است و دولت ایران باید یه فکری برای این مسئله بکند. گروه دوم رسانه های آمریکا هستند که در این کشور بسیار نفوذ دارند و عملا تمامشان یکدست بر علیه ایران هستند. گروه سوم وال استریت است که بخش اقتصادی این کشور است و بخش عمده ای از وال استریت بر اثر نفوذ صهیونیست ها ضد ایران هستند. در گروه چهارم که بخش اکادمیک جامعه امریکا است هم وضعیت به همین منوال می باشد. و گروه چهارم حکومت است که وضعیت ما در آنجا هم تعریفی ندارد.

دکتر ملکی در مورد تجربه خود از تعامل جامعه امریکا با دولت این کشور گفت: در تجربه ای که من در آمریکا داشتم و در جای دیگری این مسئله را ندیده بودم این است که در این کشور روابط بین دولت و دانشگاه بسیار نزدیک است، که متاسفانه این مسئله در کشور ما به شدت ضعف دارد. به طور مثال در همین دانشگاه شریف بسیاری از استاتید و دانشجویان برجسته داریم که از قابلیت آن ها آنطور که باید و شاید استفاده نمی شود.
وی تاکید کرد: این مدرک گرایی که امروزه در ایران حاکم است، در آن کشور وجود ندارد، مثلا در هاروارد استادی هست که با مدرک لیسانس به واسطه تجربه فراوانش در وزارت خارجه آمریکا به مقام پرفسوری رسیده است.
وی در مورد سیاست خارجی ایران عنوان کرد: ایران در سیاست خارجی خود دیدگاهی پراگماتیستی دارد و مصداق آن هم این است که ایران با روسیه و چین و هند با وجودی اختلافات ایدئولوژیکی که با هم دارند همکاری کرده و آمریکا هم از این امر نمی تواند مستثنی باشد.
دکتر ملکی گفت: روابط بین ایران و آمریکا ۳ دوره اصلی داشته است. دوره اول آن از سال ۱۸۵۰ آغاز شده است که دفتر بازگانی این کشور در شهر بوشهر شروع به کار کرد، و آمریکایی ها در این دوره همواره سعی بر این داشتند که به ایران کمک کنند، برای مثال هنگام عقد قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله وزارت خارجه این کشور رسما این قرارداد را محکوم کرد. دوره دوم از سال ۱۹۵۳ و کودتای ۲۸ مرداد آغاز می شود که مردم ایران باور نمی کردند که آمریکا با دولت ملی دکتر مصدق به این صورت برخورد کند و این کودتا لحظه ای بود که مردم و روشنفکران ایرانی از آمریکا قطع امید کردند و فکر کردند که آمریکا هم مانند انگلستان است. دوره سوم از سال ۱۹۷۹ آغاز شد و وقتی که ماجرای اشغال سفارت امریکا صورت گرفت این بار امریکایی ها بودند انتظار همچین عملی را از ایران نداشتند و به نوعی غافلگیر شدند و روابط دو کشور به ترتیبی در آمد که مشاهده می کنیم.
دکتر ملکی در مورد کارشکنی های کشورهای منطقه در راه مذاکرات بین این دو کشور و بهره برداری آن ها از فضایی که بین دو کشور حاکم است گفت: در این میان اسراییل و عربستان بیشترین استفاده را از تیرگی روابط ایران و آمریکا می کنند، به طوریکه قبل از انقلاب نیز عربستان همواره در صدد بود تا از نقش منطقه ای ایران بکاهد.
وی ادامه داد: در مورد پایین آوردن قیمت نفت توسط عربستان، در دهه ۱۹۷۰ نیز شاهد این عمل توسط سعودی ها بودیم، به طوریکه ایران اصرار بر افزایش قیمت نفت داشت و در مقابل عربستان با اتخاذ سیاست کاهش نفت در پی ضربه زدن به ایران بود، و این امر در اجلاس اوپیک در آن سال ها بیش از پیش نمود پیدا کرد، و وقتی که عنوان شد که سعودی ها توان افزایش تولید نفت را ندارند، ناگهان عربستان با افزایش تولید ۳ میلیون بشکه ای در روز و پایین آوردن قیمت نفت باعث شد تا سیاست های توسعه با بحران مواجه شود و همین امر نیز سبب بروز مشکلات اقتصادی در کشور شد.
وی در پایان گفت: امروزه اگر کسی بخواهد بدون پیش داوری روابط ایران و آمریکا را بررسی کند می بیند که منافع دو کشور در صحنه سیاست بین الملل بسیار بیشتر از تعارضات میان دو کشور است و مسائلی مانند داعش، افغانستان، عراق، امنیت خلیج فارس برای دو کشور مسائلی مشترک را به بار آورده است. البته لازم به ذکر است که روابط دو کشور هیچ گاه به مانند قبل از انقلاب نخواهد شد، اما ما می توانیم با توجه به منافع ملی مان از فرصت هایی که به دست می آید استفاده کنیم.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک