روزنامه کیهان 22 دی
یادداشت،اخبارویژه و گفت و شنود
یادداشت،اخبارویژه و گفت و شنود
r />هلهلة قاتلان استاد !(یادداشت روز)
۱-چرا در مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) که همه ساله در سراسر جهاناسلام برپا میشود و دهها میلیون نفر علیه قاتلان اباعبدالله الحسین(ع) به کوچه و خیابان آمده و جنایت وحشیانه آنان را محکوم میکنند، به طرفداران شمر و یزید و ابنسعد و ابنزیاد و حرمله و... اجازه داده نمیشود که در میان تودههای عظیم و انبوه مردم عزادار حضور یافته و از خود دفاع کنند؟ و مثلا برای مردم توضیح بدهند که چرا در عاشورای سال ۶۱ هجری، خون پاک فرزند رسولخدا(ص) و اصحاب و یاران او را برزمین ریختهاند؟ و چرا سرهای مطهر آنان را از بدن جدا کرده، خیمهها را به آتش کشیده و زنان و کودکان را به اسارت بردهاند؟ شاید آنها برای آنچه در آن روز مرتکب شده بودند، دلیل قانعکنندهای داشته باشند؟! که اگر فرصت و امکان ارائه دلایل و نظرات خود را پیدا کنند، قضاوت مردم درباره آنها تغییر کند! از کجا معلوم که تقصیر اصلی با اردوگاه امام حسین(ع) نبوده است؟! و یا بخشی از گناه آن جنایت وحشیانه به خاطر برخی از اقدامات در همین اردوگاه نبوده باشد؟!
چرا با خواندن این چند سطر عصبانی شده و با خشم ابرو در هم کشیدهاید؟! و نگارنده را احمق! و یا دستکم، دیوانه تصور میکنید؟! و این احتمال را پیش میکشید که شاید طرحکننده این سوال با اردوگاه یزید و ابنزیاد سر و سرّی داشته باشد؟!
حتما در پاسخ خواهید گفت؛
اولا؛ رذالت و خباثت شمر و یزید و ابنسعد به اندازهای آشکار و بدیهی است که کمترین نیازی به اثبات ندارد و نه فقط یک یا دو یا ده یا صد، بلکه هزاران دلیل و سند غیرقابل انکار از جنایت وحشیانهای که یزیدیان نسبت به خاندان رسالت و همه انسانها از عصر عاشورا تا عصر حاضر مرتکب شدهاند، حکایت میکند. به گونهای که جزئیترین ابراز تردید در آن، تنها میتواند ناشی از حماقت، دیوانگی و یا مأموریت و وابستگی تردیدکننده تلقی شود.
ثانیا؛ خواهید گفت؛ که اردوگاه سیدالشهداء علیهالسلام غیر از سخنان و بیانات حضرت اباعبدالله(ع) و برخی از یارانش که آنهم در همهمه و شیهه اسبان مهمیز خورده گم میشد، هیچ تریبون دیگری نداشت ولی در همان حال اردوگاه یزیدیان از تمامی تریبونهای آن روز برای تبلیغ نظر و ادعای وارونه خود علیه اردوگاه حسینی(ع) برخوردار بود. سگها را گشاده و سنگها را بسته بودند. بنابراین آنچه نیاز به بازخوانی دارد، مظلومیت مولای شهید ما حسین بن علی(ع) است و آنچه نباید به فراموشی سپرده شود- تا فرصت تکرار نیابد- شرح و تفصیل جنایات وحشیانه یزید و شمر و عمرسعد و ابنزیاد و حرمله و... است. مگر آن حرامیان تاریخ، غیر از آنچه با صدای بلند و در همه جهان آن روز اسلام عربده کشیدهاند، سخن ناگفته دیگری دارند که فرصت گفتن نیافته باشند؟!
ثالثا؛ شاید بگویید؛ مگر تاکنون در هیچیک از مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) شرکت نکرده و در سوگ او حضور نداشتهای؟! و مگر نمیبینی که در این مراسم فراگیر و در عزای سالار شهیدان، بیشتر از آنچه درباره مظلومیت مولای شهیدمان حسین بن علی(ع) و علت قیام آن بزرگوار گفته میشود، از انگیزه یزیدیان در قتل مولای شهید(ع) و به اصطلاح دلایلی که برای ارتکاب آن جنایت بزرگ تاریخی آورده بودند، سخن در میان است. و تمامی آنچه درباره انگیزه اباعبداللهالحسین علیهالسلام از قیام و انگیزه و چرایی ارتکاب آن جنایت از سوی حرامیان، گفته و نوشته میشود، مستند به اسناد غیرقابل خدشه و مکتوب و مضبوط است. بنابراین، چرا تصور میکنید و به دروغ حنجره پاره میکنید که یزیدیان فرصت اعلام نظر و دفاع از خود را نداشتهاند و پیروان اباعبدالله الحسین(ع) درباره واقعه عاشورای سال ۶۱ هجری، یکطرفه به قاضی رفته و شمر و یزید و ابنسعد و ابنزیاد و بقیه حرامیان را محکوم میکنند!
بسیار خوب! نگارنده از ادعای کاذب خود دست میکشد و استدلال شما را قاطع، غیرقابل خدشه و پذیرفتنی میداند. اما آنچه نگارنده، مطرح کرده است، فقط یک ادعای کاذب و سؤال جعلی است که منظور از طرح آن، شنیدن هزارباره استدلالها و نظرات منطقی و مستحکم شما بوده است وگرنه، نگارنده نیز از ژرفای دل با شما عزیزان همراه و همعقیده است و برای مزید اطلاع شما، این توفیق حداقلی را دارد که با هربار نوشیدن آب، به ساحت مقدس اباعبداللهالحسین(ع) سلام و بر قاتلان آن امام مظلوم و شهید لعن و نفرین بفرستد. حتما میپرسید، در حالی که پاسخ ادعای کاذب و پرسش جعلی خود را میدانی از طرح آن چه انگیزهای داشتهای؟! جواب آن است که دیروز یکی از نمایندگان مجلس که مدعی است هوشمند! و عاقل! و غیروابسته است، سؤال مضحک فوق را که پاسخی بدیهی دارد، برای تبرئه سران فتنه آمریکایی، اسرائیلی ۸۸ و پاککردن داغ ننگ وطنفروشی آنان بر زبان آورده و این واقعیت را نادیده گرفته است که اصحاب فتنه نه فقط از دهها رسانه و سایت اینترنتی داخلی برای پمپاژ ادعای دروغ تقلب و تلاش برای براندازی نظام برخوردار بودهاند بلکه تمامی رسانههای پردامنه دشمنان بیرونی نظیر بیبیسی فارسی، صدای آمریکا، العربیه فارسی، یورو نیوز فارسی، رادیو زمانه، رادیو و تلویزیون اسرائیل، شبکههای تلویزیونی کشورهای عربی و دهها شبکه تلویزیونی فارسی زبان در آمریکا و اروپا، شبکههای اجتماعی فیسبوک، توئیتر و... نیز در خدمت همین پادوهای وطنفروش بوده است. ضمن آن که آزادانه هر از چند روز بیانیه صادر کرده، مصاحبه میکردند و... گفتنی است که «گوگل» بزرگترین و معروفترین موتور جستجوگر، سرویس «ترجمه فارسی- GOOGLE TRANSLATE -» را اختصاصا و با اعلام قبلی برای حمایت از سران فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ راهاندازی کرده بود و فیسبوک به دستور رسمی وزارت خارجه آمریکا تعمیرات سالانه خود را با همین منظور به بعد موکول کرده بود و...
۲- چرا مأموران انتظامی در مرزها به قاچاقچیانی که به سوی مرزبانان آتش گشوده بودند، اجازه نمیدادند ابتداء درباره انگیزه خود از حمله به مرزبانان توضیح بدهند و بعد مانع آتشافروزی آنان شوند؟! و یا چرا رزمندگان اسلام در جریان جنگ تحمیلی بیآن که درباره علت حضور نظامیان دشمن در جبهه نبرد توضیح بخواهند به سوی آنها شلیک میکردند؟ و یا چرا پلیس بعد از اسارت سارقان مسلح و قاتلان محارب، آنان را بدون محاکمه در زندان نگاه میدارد؟! پاسخ این لاطائلات بدیهیتر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد. چرا که افراد یاد شده مرتکب جرم مشهود شده بودند که در حال محاربه مستوجب قتل بودهاند و در غیر اینصورت مظلومان را به قتل میرساندند - که رساندند- و در حال اسارت محاکمه آنان فقط برای تعیین مجازات بود و نه اثبات جرم.
دیروز آقای علی مطهری، همان نماینده یاد شده از تریبون مجلس و برای چندمین بار اعلام کرد که حصر سران فتنه بدون حکم قضایی بوده و غیرقانونی است! و این واقعیت ملموس را نادیده گرفت که سران فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ به گواهی صدها سند غیرقابل انکار تحت مدیریت مستقیم مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس و با هدف براندازی نظام دست به وطنفروشی و جنایت زدهاند و جرایم و جنایات مشهودی نظیر ادعای تقلب در انتخابات - فرمول دیکته شده جرج سوروس صهیونیست به خاتمی و دستورالعمل آشکار ریچارد رورتی به فتنهگران- دریافت کمک مالی کلان از ملکعبدالله سعودی و چند کشور اروپایی، حمایت آشکار از اسرائیل و آمریکا، قتل مردم کوچه و بازار، آتش زدن مسجد، آشوب خیابانی، اهانت به ساحت مقدس عاشورای حسینی(ع)، سنگباران نمازگزاران عاشورا، پاره و لگدمال کردن عکس مبارک حضرت امام(ره)، اعلام آشکار محاربه با نظام اسلامی - شعار انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است- و دهها جنایت دیگر فقط بخشی از جرم غیرقابل اغماض آنان است تا آنجا که نتانیاهو از آنها با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» یاد کرد و اوباما، حمایت از سران فتنه را با ذکر نام، وظیفه استراتژیک آمریکا دانست و...
آیا سران فتنه فقط به خاطر بخش اندکی از این همه جنایت، مستحق چندین بار اعدام نیستند؟ ضمن آن که قانونی بودن شورای عالی امنیت ملی و ضرورت اجرای تصمیمات آن در قانون اساسی تصریح شده است و رئیس قوه قضائیه که بالاترین مقام قضایی است از جمله اعضای این شورا میباشد.
آقای علی مطهری، از قانون سخن میگوید و توضیح نمیدهد که آیا سران و عوامل فتنه حاضر به پذیرش حکم قانون هستند؟! و اگر بودند، چرا درباره ادعای تقلب- که خود با عمل خویش و در مواردی با بیان صریح آن را تکذیب کردهاند- حاضر به پذیرش قانون و طی روال قانونی تصریح و شناخته شده نبودند؟ و...
۳- و بالاخره اگرچه دراینباره گفتنی بسیار است ولی تنها به نکتهای که هوشیاری آقای علی مطهری در اظهارنظر را میطلبد، اشاره میکنیم و آن، این که، آنچه ایشان هر از چند گاه مطرح میکند و مانند اظهارات دیروز وی بلافاصله با استقبال گسترده رسانههای آمریکایی و صهیونیستی روبرو شده و با کف و سوت گروههای ضدانقلاب همراهی میشود، حاوی هیچ نکته تازه و یا سخن ناگفتهای نیست بلکه نظیر آن بارهاوبارها از سوی دیگران مطرح شده و بیاعتنایی رسانهها و محافل دشمنان اسلام و انقلاب و نظام را در پی داشته است. بنابراین بدون کمترین تردیدی میتوان نتیجه گرفت که اظهارات ایشان به خودی خود برای دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها کمترین ارزش و اهمیتی ندارد و اگر چنین بود، چرا وقتی مشابه همین اظهارات از سوی دیگران مطرح میشود، به آن اعتنایی نمیکنند؟ پاسخ فقط به فقط در انتساب آقای علی مطهری به بیت شریف استاد بزرگوار، آیتالله شهید مطهری است. توضیح آن که رسانهها و محافل بیگانه و ضدانقلابیون وابسته به آنها بدون استثناء در نقل قول از ایشان تاکید میکنند، آقای علی مطهری فرزند آیتالله مطهری و به سختی میتوان حتی یک نمونه را یافت که قید یاد شده را نداشته باشد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که جناب علی مطهری بدون انتساب به پدربزرگوار و شهیدشان نزد رسانهها و محافلی که برای ایشان کف و سوت میزنند، اهمیتی ندارد.
و باید از ایشان پرسید که اولا؛ دیدگاهها و نظرات وی چه نسبتی با دیدگاهها و نظرات استاد شهید دارد ثانیا؛ اگر انتساب نسبی وی با استاد شهید نادیده گرفته شود، چه باقی میماند؟! ثالثا؛ مگر نه اینکه در کلام خدا به صراحت آمده است؛ اناولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه «نزدیکترین انسانها به حضرت ابراهیم(ع) کسانی هستند که از آن پیامبر بزرگوار پیروی میکنند» و نه کسانی که با آن پیامبر اولوالعزم فقط رابطه نسبی داشتهاند. و رابعا؛ آیا جناب ایشان به این نکته توجه کرده است که چرا قاتلان استاد شهید مطهری، از اظهارات وی ذوقزده شده و برایش کف میزنند؟! و خامسا؛ آقای علی مطهری، غیر از مطالعه آثار شهید مطهری- اگر آنها را مطالعه کرده باشند!- چه کانال دیگری برای درک و فهم نظرات آن بزرگوار داشتهاند؟ چرا که سن ایشان به بهرهگیری از محضر مستقیم استاد، قد نمیدهد بنابراین باید بپذیرند اگر قرار به بهرهگیری از طریق آثار استاد باشد، دیگران به مراتب از ایشان به دیدگاهها و نظرات استاد شهید نزدیکتر هستند.
حسین شریعتمداری
اخبار ویژه
افراطیون حزب منحله وزارت جهاد را شخم میزنند؟!
برخی انتصابات، جناحی، سیاسی و غیرفنی وزارت جهاد و کشاورزی موجب نارضایتی کشاورزان در استانهای مختلف شده است.
به گزارش جهان به نقل از پاس از ابتدای انتصاب محمود حجتی به عنوان وزیر جهاد کشاورزی، به دلیل سابقه سیاسی وی، برخی از دلسوزان از ابتدا نسبت بهجهتگیری و انتصابات غیرتخصصی و غیرکشاورزی، هشدارهایی داده بودند. به عنوان نمونه چندی پیش «حمید-ک» با حکم وزیر جهاد کشاورزی به عنوان رئیس مهمترین مرکز سرمسازی کشور (موسسه واکسن و سرمسازی رازی) منصوب شد. وی عضو حزب منحله مشارکت، نماینده مجلس ششم است که نامه موهن ۱۲۷ نماینده (معروف به نامه جام زهر) را امضا کرد.
«اروجعلی- م» نیز که به عنوان رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل کشت و صنعت و دامپروری مغان منصوب شد، از اعضای سابق حزب مشارکت است. اخیرا نیز که حزب «اتحاد ملت ایران» به عنوان بدل حزب مشارکت درخواست تشکیل یک حزب جدید را داده است امضای «اروجعلی- م» نیز به عنوان هیئت موسس دیده میشود.
شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان عظیمترین مجموعه اقتصادی، تولیدی و کشاورزی کشور است که با داشتن بیش از دو هزار و ۶۰۰ هکتار باغ میوه و اراضی وسیع کشاورزی و تنوع تولید محصولات مختلف و داشتن مجتمع بزرگ دامپروری، کارخانه قند، لبنیات یکی از بنگاههای اقتصادی عظیم است.
«محمدعلی-ج» دیگر انتصاب سیاسی آقای وزیر است. وی در حال حاضر علاوه بر معاونت توسعه مدیریت وزارت جهاد کشاورزی، عضو هیئتمدیره شرکت معظم «جهاد استقلال» نیز هست. وی از نیروهای فعال حزب مشارکت در استان اصفهان و شهردار اسبق این شهر در زمان حضور حزب مشارکت در شورای اول شهر اصفهان بود.
چندی پیش، «محسن حجتی» از بستگان آقای حجتی نیز با حکم وزیر به سمت بازرس ویژه وزیر جهاد کشاورزی منصوب شد.
هماهنگی با نشریات زنجیرهای برای جنجال در مجلس
خبرنگاران اصلاحطلب از شب قبل در جریان نطق حاشیهساز مطهری و جنجالهای احتمالی آن بودند تا جایی که یکی از خبرنگاران اصلاحطلب در شبکههای اجتماعی به دیگر خبرنگاران اصلاحطلب میگوید، مطهری فردا میخواهد در مجلس خون و خونریزی به راه بیندازد!
اظهارات دیروز مطهری در حمایت از سران فتنه و تخطئه شورای امنیت ملی برای دقایقی فضای مجلس را متشنج کرد و با اعتراض گسترده نمایندگان مواجه شد.
خبرنامه دانشجویان با انتشار موضوع اطلاع خبرنگاران اصلاحطلب از تدارک مطهری برای جنجال نوشت: این خبرنگار پس از تشنج در جلسه مجلس به علت نطق مطهری، به سایر خبرنگاران اطلاع میدهد متن کامل نطق علی مطهری را به همراه قسمتهایی که وی موفق به ایراد آنها در صحن مجلس نشد، در اختیار دارد.
روزنامههای زنجیرهای افراطی مدتهاست علی مطهری را تر و خشک میکنند و از وی برای متشنج کردن فضا و احیای اموات فتنهگر بهره میبرند چرا که او تظاهر به اصولگرایی و وفاداری به نظام و انقلاب میکند اما در عمل حاضر است برای تیتر و دیده شدن، جنجالهای مورد نیاز روزنامههای نقشآفرین در دو فتنه و آشوب ۷۸ و ۸۸ را فراهم کند.
چرا بسته اشتغالزایی دولت هرگز گشوده نشد؟
معاون وزیر کار میگوید بانک مرکزی و سازمان مدیریت اجازه عملی شدن بستر اشتغالزایی دولت را نمیدهند.
حسن طایی در مصاحبه با نسیم گفت: از آذرماه گذشته به معاونت اشتغالزایی دولت آمدم، برنامههای خود را در شورای عالی اشتغال و سپس کمیسیون تخصصی این شورا ارائه دادم. ۳ ماه طول کشید تا این برنامهها در کمیسیون تخصصی شورای عالی اشتغال که شامل ۲۰ دستگاه مختلف کشور است، به تصویب برسد و بعد از آن بسته اشتغالزایی تدوین شد.
معاون اشتغالزایی وزارت کار گفت: در کنار تلاش برای به تصویب رساندن برنامهها مدام به بانک مرکزی میرفتم و از آنها درخواست میکردم، تا سیاستهای اعتباری مناسبی به بحث اشتغال اختصاص دهند. در نهایت بسته در اسفندماه سال قبل تصویب شد و در فروردینماه در جلسه شورای عالی اشتغال با حضور آقای دکتر روحانی نهایی شد.
معاون وزیر کار با انتقاد از خلف وعده بانکها بیان کرد: مدیران بانکی ابتدا قول سه ماه اول امسال را به ما دادند، سپس این وعده به ششماه رسید، ولی تا به امروز که نه ماه از سال گذشته است، تنها بانک رفاه کارگران با پرداخت کمتر از ۱۰۰۰ میلیارد تومان به وعده خود عمل کرده و باقی بانکها خلف وعده کردهاند.
طایی با بیان این مطلب که «سیاستهای اتخاذ شده توسط بانک مرکزی ضدتولید است» ادامه داد: بارها به بانک مرکزی تذکر دادم که سیاستهای اعتباری شما با برنامه اشتغالزایی مدنظر رئیسجمهور همخوانی ندارد، اما توجهی به این مسئله نشد و حتی سیاستهای ضدتولیدی هم در بانک مرکزی اتخاذ شد.
وی با انتقاد از نرخ سود تسهیلات اعطایی توسط بانک مرکزی خاطرنشان کرد: نرخ سود تسهیلات اعطایی بانک مرکزی، ۳۰ درصد است، که این رقم تولید و اشتغال را در کشور مخدوش کرده است، و در واقع بعد این تصمیم بانک مرکزی بنگاههای کوچک و متوسط لطمه جدی دیدند.
معاون وزیر کار از سازمان مدیریت و برنامهریزی هم گله کرد و گفت: بارها با مدیران این سازمان جلسه داشتم و قرار بود، آنها برای اجرای بسته اشتغالزایی دولت به ما بودجه اختصاص دهند، اما تا به امروز یک ریال هم بودجه به ما اختصاص داده نشده است.
تابوشکنی انتحاری یا گریستن بر تابوت بدون مرده
محافل حامی روحانی در داخل و خارج تحلیلهای جالبی درباره اظهارات هفته گذشته وی در همایش اقتصاد ایران منتشر کردند.
سایت نامهنیوز در تحلیلی با عنوان «تابوشکنی؛ میراث احمدینژاد برای روحانی»، مذاکره با آمریکا و طرح رفراندوم را از جمله تابوشکنیهای روحانی توصیف کرد و نوشت: رسیدن به قدرت بعد از احمدینژاد و تغییراتی که او در ساحت سیاست ایران بوجود آورده بود، روحانی را مجبور کرد دست به حرکات گاها انتحاری در سیاست خارجی و داخلی بزند.(!)
در همین حال صادق زیباکلام در مصاحبه با تابناک و درباره رفتارهای پوپولیستی روحانی گفت: من نمیخواهم توجیهگر اقدامات دولت روحانی باشم. معتقدم متاسفانه گاهی عملکرد و رفتار آقای روحانی خیلی با احمدینژاد تفاوت نداشته است. آقای روحانی در اولین سفر به خوزستان رفت. من اولین کسی بودم که به ایشان اعتراض کردم و گفتم این به چه معناست؟ شما بر روی ماشین سر باز حرکت کنید و مردم دنبالتان بدوند. اگر اینها خوب بود، این کار را که احمدینژاد بهتر انجام میداد. احمدینژاد این کارهای پوپولیستی را بهتر انجام میداد. حتی این کارها را آقای قالیباف یا جلیلی خیلی بهتر از ایشان انجام میدهند. ما تلاش میکنیم که رفتارهای پوپولیستی انجام نشود. منتها این هم یک واقعیتی است که بالاخره ما در ایران زندگی میکنیم و نمیتوانیم از شرایط سیاسی و اجتماعی ایران فرار کنیم. این یک واقعیت تلخی است که اگر فردا آقای احمدینژاد نامزد شود، بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون رای میآورد. ایشان از آقای روحانی بیشتر رای خواهد آورد. شاید آقای روحانی به نحوی این موضوعات را احساس میکند و نمیخواهد بدنه اجتماعی را از دست بدهد.
از سوی دیگر علی افشاری در سایت خودنویس خاطرنشان کرد: با توجه به سیر قانونی، روحانی دنبال اجرایی کردن رفراندوم نیست اما میخواهد با راهانداختن کارزار روانی برنامه خود را جلو ببرد. ... از این رو اگر زاویه پیدا کردن روحانی با موضع حاکمیت در برنامه هستهای از حالت شعاری بیرون بیاید و جنبه عملی و کارکردی پیدا کند آنگاه سیاست هستهای دولت دوباره بر روی ریل درستی قرار گرفته و از مسیر بنبست آفرینی که در ابتدای مذاکرات مربوط به توافق جامع پی گرفته شد، بیرون میآید.(!)
خودنویس که توسط شماری از اصلاحطلبان فراری اداره میشود در مطلب دیگری نوشت: آقاجون مگر مجبوری؟ چرا چیزی را میگویی که نمیتوانی انجام بدهی؟ چرا لقمهای برمیداری که توی گلویت گیر کند. چرا حرفی میزنی که حسین شریعتمداری دست بگیرد و برایت طنز بنویسد؟ این مسیر به همان جایی میرسد که خاتمی رسید. حالا بیا جوابگوی حسین شریعتمداری باش. مشاورانت به اندازه او هم فرق رفراندومها را ندانستند و شما را در این مخمصه انداختند. شما جداً تصور کردی اجازه برگزاری همهپرسی داری؟!
اما بالاترین از سایتهای حامی فتنه ۸۸ معتقد است: روحانی با نطقش در کنفرانس اقتصادی نشان داد که اصلاحطلبتر از خاتمی و هر اصلاحطلب دیگری است. روحانی قطعاً از اصلاحطلبان مذهبی عبور کرده و یک سر و گردن از آنها جلوتر است. زیرا کاملاً لیبرال است اما اصلاحطلبان نیرویی هنوز ایدئولوژیک هستند. روحانی اما علاوه بر همه بدشناسیها و خوش شانسیهایی که دارد که گاهی همپوشان هم هستند مثل اوضاع اقتصادی که از سویی بدشناسی است و اجازه مانور به روحانی نمیدهد. اما در عین حال همین اقتصاد خوش شانسی است. زیرا اگر اوضاع چنین نبود قطعاً روحانی فرصت این همه باز شدن در حوزههای اصلی و ایدئولوژیک را پیدا نمیکرد- با فرض اینکه اگر حتی خودش هم میخواست- گفتم که علاوه بر همه اینها روحانی یک گیر و یک گشایش مخصوص اجتماعی هم دارد. گیرش این است که چون لیبرال است و فلسفی سخن میگوید و به ریشهها میپردازد بار کافی هیجانهای ایدئولوژیک را ندارد حرفش و نمیتواند تودهها را جلب و جذب کند به راحتی. و همین جاست که خیلی مهم است که هم خاتمی و هم موسوی با تبلیغات باید بیایند پشت این سخنان روحانی و تودههای حامیشان را متوجه روحانی کنند.
از سوی دیگر داریوش سجادی از همکاران سابق نشریات اصلاحطلب مینویسد: آقای روحانی- هرچند تلاش و مساعی جمیله جنابعالی جهت تعامل با کدخدا و حصول به توافق برد-برد قابل تقدیر است. اما همه شواهد دال بر آن است که آنچه که شما از خلال مذاکرات با طرف غربی میکاویدید از همان فردای رد صلاحیت آقای هاشمیرفسنجانی در انتخابات ۹۲ از جانب طرف آمریکایی به حالت تعلیق درآمد! از نگاه آنها شما کسی نیستید که توان یا گمان به چالش کشیدن نظام را داشته باشید!
وی مینویسد: جنابعالی واقعبینانه موظفید فرای فرجام مذاکرات هستهای، اقتصاد مقاومتی را جدیتر بگیرید! دخیل بستن به امامزاده ۱+۵ به مثابه گریستن بر تابوت خالی از متوفی است!
افراطیون کاری کردند جرئت نداشتیم اسم ۲ خرداد را بیاوریم
رئیس شورای مرکزی حزب ندا میگوید اصلاحطلبی نمیتواند بیرون از نظام و در تقابل با آن باشد، کاری که به نام جنبش سبز در سال۸۸ صورت گرفت.
صادق خرازی در مصاحبه با روزنامه شرق و درباره مرزبندی با تندروها میگوید: خطبندیها و مرزبندیها بعد از سال۸۸ بیشتر شد. از سال ۸۴ مرزبندیهای سیاسی و فکری در بین اصلاحطلبان موضوعیت جدی و بیشتری پیدا کرد، خصوصاً جبههبندیای که در سال ۸۴ شد و شکست اصلاحطلبی را به معنی واقعی در سه صحنه انتخابات شوراها، مجلس و ریاستجمهوری به صورت پیدرپی داشتیم. در سال ۸۲ تا ۸۴ جریانهای اصلاحطلبی تعریف شدند. یک جریان بالاخره جریاناتی، تند بودند؛ جریاناتی که مسائل را سفید و سیاه میدیدند.
وی درباره حضور برخی اعضای شاخه جوانان حزب مشارکت در مرکزیت حزب ندا (مجید فراهانی عضو همین شاخه، دبیرکل ندا شده است) میگوید: اینها اکثریت نیستند. چند نفر از اعضای مشارکت از گذشته با این حزب زاویه داشتند و نگاه دیگری داشتند و یا همکاری فکری کردند.... خیلی از اینها چند سال است از مشارکت جدا شدهاند و اگر حتی دوباره این حزب فعال شود، ممکن است خیلی از این افراد به مشارکت باز نگردند. کنشها و واکنشهای مشارکت، یک واگرایی ایجاد کرده است.
صادق خرازی در ادامه این مصاحبه و درباره انتخابات ۸۸ گفت: صبح روز قبل از انتخابات من یک نظرسنجی دیدم. ۶۰درصد احمدینژاد بود ۴۰ درصد موسوی. یک نظرسنجی دیگر، موسوی را ۴۲ و احمدینژاد را ۵۸ درصد اعلام کرد. خودم به ۴۰ تا ۵۰ روستا و شهر رفتم. من معتقدم تخلف شد اما تقلب ۱۰ تا ۱۲ میلیونی نه. قلب من نمیتواند قبول کند که احمدینژاد در این کشور ۲۴ میلیون رأی آورده باشد. اما عقلم چیز دیگری میگوید. متأسفانه برخی دوستان فقط تهران، اصفهان و شهرهای بزرگ را دیدند. آقای جهانگیری به من گفت در منطقه ما (جیرفت) تخلف شده است. من به رهبری گفتم و آقای اژهای ما را خواست. رفتند تحقیق کردند دیدند که صندوقها درست است. نمیشود اینطور قضاوت کرد.
وی درباره نسبت اصلاحطلبان با نظام میگوید: ما میگوییم که دموکرات هستیم اما در تمرین با خود مشکل داریم. اگر مدعی هستیم باید نشان دهیم. اگر در سیاست پیاده، دموکرات هستیم در سیاست سواره هم باید دموکرات باشیم.
وی ادامه میدهد: رهبری در سال ۷۶ گفتند که مردم در دوم خرداد حماسه آفریدند. اما برخی کار را در هشت سال ریاستجمهوری آقای خاتمی به جایی رساندند که پس از آن کسی جرأت نمیکرد در این مملکت اسم دوم خرداد را بیاورد. همان کسانی که آقای هاشمی را ترور شخصیت کردند الان مدعی ایشان هستند. عالیجناب سرخپوش را چه کسی نوشت؟ برخی از اینها خاتمی را هم قبول ندارند. مگر سال آخر ریاستجمهوری آقای خاتمی ندیدید در دانشگاه با ایشان چه کردند؟
امنیت(گفت و شنود)
گفت: نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به یهودیان ساکن اروپا پیشنهاد کرده است برای تأمین امنیت و حفظ جان خود به اسرائیل مهاجرت کنند.
گفتم: چطور مگر؟!
گفت: برای اینکه بعد از بازگشت تروریستهای اجارهای به اروپا و حادثه مرگبار پاریس، به شدت احساس خطر میکنند.
گفتم: ولی رژیم صهیونیستی که به قول استراتژیستهای آمریکایی و اسرائیلی خودش در حال نابودی است و صهیونیستهای ساکن فلسطین اشغالی، گروه گروه به اروپا و آمریکا برمیگردند.
گفت: خب! نتانیاهو مثل همیشه بلوف زده و گندهگویی کرده است.
گفتم: چه عرض کنم؟! آقا فیله بر اثر غرش شیر رم کرده بود، مورچه بهش گفت؛ خوف مکن عزیزم! نترس! بیا پشت من قایم شو!
۱-چرا در مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) که همه ساله در سراسر جهاناسلام برپا میشود و دهها میلیون نفر علیه قاتلان اباعبدالله الحسین(ع) به کوچه و خیابان آمده و جنایت وحشیانه آنان را محکوم میکنند، به طرفداران شمر و یزید و ابنسعد و ابنزیاد و حرمله و... اجازه داده نمیشود که در میان تودههای عظیم و انبوه مردم عزادار حضور یافته و از خود دفاع کنند؟ و مثلا برای مردم توضیح بدهند که چرا در عاشورای سال ۶۱ هجری، خون پاک فرزند رسولخدا(ص) و اصحاب و یاران او را برزمین ریختهاند؟ و چرا سرهای مطهر آنان را از بدن جدا کرده، خیمهها را به آتش کشیده و زنان و کودکان را به اسارت بردهاند؟ شاید آنها برای آنچه در آن روز مرتکب شده بودند، دلیل قانعکنندهای داشته باشند؟! که اگر فرصت و امکان ارائه دلایل و نظرات خود را پیدا کنند، قضاوت مردم درباره آنها تغییر کند! از کجا معلوم که تقصیر اصلی با اردوگاه امام حسین(ع) نبوده است؟! و یا بخشی از گناه آن جنایت وحشیانه به خاطر برخی از اقدامات در همین اردوگاه نبوده باشد؟!
چرا با خواندن این چند سطر عصبانی شده و با خشم ابرو در هم کشیدهاید؟! و نگارنده را احمق! و یا دستکم، دیوانه تصور میکنید؟! و این احتمال را پیش میکشید که شاید طرحکننده این سوال با اردوگاه یزید و ابنزیاد سر و سرّی داشته باشد؟!
حتما در پاسخ خواهید گفت؛
اولا؛ رذالت و خباثت شمر و یزید و ابنسعد به اندازهای آشکار و بدیهی است که کمترین نیازی به اثبات ندارد و نه فقط یک یا دو یا ده یا صد، بلکه هزاران دلیل و سند غیرقابل انکار از جنایت وحشیانهای که یزیدیان نسبت به خاندان رسالت و همه انسانها از عصر عاشورا تا عصر حاضر مرتکب شدهاند، حکایت میکند. به گونهای که جزئیترین ابراز تردید در آن، تنها میتواند ناشی از حماقت، دیوانگی و یا مأموریت و وابستگی تردیدکننده تلقی شود.
ثانیا؛ خواهید گفت؛ که اردوگاه سیدالشهداء علیهالسلام غیر از سخنان و بیانات حضرت اباعبدالله(ع) و برخی از یارانش که آنهم در همهمه و شیهه اسبان مهمیز خورده گم میشد، هیچ تریبون دیگری نداشت ولی در همان حال اردوگاه یزیدیان از تمامی تریبونهای آن روز برای تبلیغ نظر و ادعای وارونه خود علیه اردوگاه حسینی(ع) برخوردار بود. سگها را گشاده و سنگها را بسته بودند. بنابراین آنچه نیاز به بازخوانی دارد، مظلومیت مولای شهید ما حسین بن علی(ع) است و آنچه نباید به فراموشی سپرده شود- تا فرصت تکرار نیابد- شرح و تفصیل جنایات وحشیانه یزید و شمر و عمرسعد و ابنزیاد و حرمله و... است. مگر آن حرامیان تاریخ، غیر از آنچه با صدای بلند و در همه جهان آن روز اسلام عربده کشیدهاند، سخن ناگفته دیگری دارند که فرصت گفتن نیافته باشند؟!
ثالثا؛ شاید بگویید؛ مگر تاکنون در هیچیک از مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) شرکت نکرده و در سوگ او حضور نداشتهای؟! و مگر نمیبینی که در این مراسم فراگیر و در عزای سالار شهیدان، بیشتر از آنچه درباره مظلومیت مولای شهیدمان حسین بن علی(ع) و علت قیام آن بزرگوار گفته میشود، از انگیزه یزیدیان در قتل مولای شهید(ع) و به اصطلاح دلایلی که برای ارتکاب آن جنایت بزرگ تاریخی آورده بودند، سخن در میان است. و تمامی آنچه درباره انگیزه اباعبداللهالحسین علیهالسلام از قیام و انگیزه و چرایی ارتکاب آن جنایت از سوی حرامیان، گفته و نوشته میشود، مستند به اسناد غیرقابل خدشه و مکتوب و مضبوط است. بنابراین، چرا تصور میکنید و به دروغ حنجره پاره میکنید که یزیدیان فرصت اعلام نظر و دفاع از خود را نداشتهاند و پیروان اباعبدالله الحسین(ع) درباره واقعه عاشورای سال ۶۱ هجری، یکطرفه به قاضی رفته و شمر و یزید و ابنسعد و ابنزیاد و بقیه حرامیان را محکوم میکنند!
بسیار خوب! نگارنده از ادعای کاذب خود دست میکشد و استدلال شما را قاطع، غیرقابل خدشه و پذیرفتنی میداند. اما آنچه نگارنده، مطرح کرده است، فقط یک ادعای کاذب و سؤال جعلی است که منظور از طرح آن، شنیدن هزارباره استدلالها و نظرات منطقی و مستحکم شما بوده است وگرنه، نگارنده نیز از ژرفای دل با شما عزیزان همراه و همعقیده است و برای مزید اطلاع شما، این توفیق حداقلی را دارد که با هربار نوشیدن آب، به ساحت مقدس اباعبداللهالحسین(ع) سلام و بر قاتلان آن امام مظلوم و شهید لعن و نفرین بفرستد. حتما میپرسید، در حالی که پاسخ ادعای کاذب و پرسش جعلی خود را میدانی از طرح آن چه انگیزهای داشتهای؟! جواب آن است که دیروز یکی از نمایندگان مجلس که مدعی است هوشمند! و عاقل! و غیروابسته است، سؤال مضحک فوق را که پاسخی بدیهی دارد، برای تبرئه سران فتنه آمریکایی، اسرائیلی ۸۸ و پاککردن داغ ننگ وطنفروشی آنان بر زبان آورده و این واقعیت را نادیده گرفته است که اصحاب فتنه نه فقط از دهها رسانه و سایت اینترنتی داخلی برای پمپاژ ادعای دروغ تقلب و تلاش برای براندازی نظام برخوردار بودهاند بلکه تمامی رسانههای پردامنه دشمنان بیرونی نظیر بیبیسی فارسی، صدای آمریکا، العربیه فارسی، یورو نیوز فارسی، رادیو زمانه، رادیو و تلویزیون اسرائیل، شبکههای تلویزیونی کشورهای عربی و دهها شبکه تلویزیونی فارسی زبان در آمریکا و اروپا، شبکههای اجتماعی فیسبوک، توئیتر و... نیز در خدمت همین پادوهای وطنفروش بوده است. ضمن آن که آزادانه هر از چند روز بیانیه صادر کرده، مصاحبه میکردند و... گفتنی است که «گوگل» بزرگترین و معروفترین موتور جستجوگر، سرویس «ترجمه فارسی- GOOGLE TRANSLATE -» را اختصاصا و با اعلام قبلی برای حمایت از سران فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ راهاندازی کرده بود و فیسبوک به دستور رسمی وزارت خارجه آمریکا تعمیرات سالانه خود را با همین منظور به بعد موکول کرده بود و...
۲- چرا مأموران انتظامی در مرزها به قاچاقچیانی که به سوی مرزبانان آتش گشوده بودند، اجازه نمیدادند ابتداء درباره انگیزه خود از حمله به مرزبانان توضیح بدهند و بعد مانع آتشافروزی آنان شوند؟! و یا چرا رزمندگان اسلام در جریان جنگ تحمیلی بیآن که درباره علت حضور نظامیان دشمن در جبهه نبرد توضیح بخواهند به سوی آنها شلیک میکردند؟ و یا چرا پلیس بعد از اسارت سارقان مسلح و قاتلان محارب، آنان را بدون محاکمه در زندان نگاه میدارد؟! پاسخ این لاطائلات بدیهیتر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد. چرا که افراد یاد شده مرتکب جرم مشهود شده بودند که در حال محاربه مستوجب قتل بودهاند و در غیر اینصورت مظلومان را به قتل میرساندند - که رساندند- و در حال اسارت محاکمه آنان فقط برای تعیین مجازات بود و نه اثبات جرم.
دیروز آقای علی مطهری، همان نماینده یاد شده از تریبون مجلس و برای چندمین بار اعلام کرد که حصر سران فتنه بدون حکم قضایی بوده و غیرقانونی است! و این واقعیت ملموس را نادیده گرفت که سران فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ به گواهی صدها سند غیرقابل انکار تحت مدیریت مستقیم مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس و با هدف براندازی نظام دست به وطنفروشی و جنایت زدهاند و جرایم و جنایات مشهودی نظیر ادعای تقلب در انتخابات - فرمول دیکته شده جرج سوروس صهیونیست به خاتمی و دستورالعمل آشکار ریچارد رورتی به فتنهگران- دریافت کمک مالی کلان از ملکعبدالله سعودی و چند کشور اروپایی، حمایت آشکار از اسرائیل و آمریکا، قتل مردم کوچه و بازار، آتش زدن مسجد، آشوب خیابانی، اهانت به ساحت مقدس عاشورای حسینی(ع)، سنگباران نمازگزاران عاشورا، پاره و لگدمال کردن عکس مبارک حضرت امام(ره)، اعلام آشکار محاربه با نظام اسلامی - شعار انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است- و دهها جنایت دیگر فقط بخشی از جرم غیرقابل اغماض آنان است تا آنجا که نتانیاهو از آنها با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» یاد کرد و اوباما، حمایت از سران فتنه را با ذکر نام، وظیفه استراتژیک آمریکا دانست و...
آیا سران فتنه فقط به خاطر بخش اندکی از این همه جنایت، مستحق چندین بار اعدام نیستند؟ ضمن آن که قانونی بودن شورای عالی امنیت ملی و ضرورت اجرای تصمیمات آن در قانون اساسی تصریح شده است و رئیس قوه قضائیه که بالاترین مقام قضایی است از جمله اعضای این شورا میباشد.
آقای علی مطهری، از قانون سخن میگوید و توضیح نمیدهد که آیا سران و عوامل فتنه حاضر به پذیرش حکم قانون هستند؟! و اگر بودند، چرا درباره ادعای تقلب- که خود با عمل خویش و در مواردی با بیان صریح آن را تکذیب کردهاند- حاضر به پذیرش قانون و طی روال قانونی تصریح و شناخته شده نبودند؟ و...
۳- و بالاخره اگرچه دراینباره گفتنی بسیار است ولی تنها به نکتهای که هوشیاری آقای علی مطهری در اظهارنظر را میطلبد، اشاره میکنیم و آن، این که، آنچه ایشان هر از چند گاه مطرح میکند و مانند اظهارات دیروز وی بلافاصله با استقبال گسترده رسانههای آمریکایی و صهیونیستی روبرو شده و با کف و سوت گروههای ضدانقلاب همراهی میشود، حاوی هیچ نکته تازه و یا سخن ناگفتهای نیست بلکه نظیر آن بارهاوبارها از سوی دیگران مطرح شده و بیاعتنایی رسانهها و محافل دشمنان اسلام و انقلاب و نظام را در پی داشته است. بنابراین بدون کمترین تردیدی میتوان نتیجه گرفت که اظهارات ایشان به خودی خود برای دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها کمترین ارزش و اهمیتی ندارد و اگر چنین بود، چرا وقتی مشابه همین اظهارات از سوی دیگران مطرح میشود، به آن اعتنایی نمیکنند؟ پاسخ فقط به فقط در انتساب آقای علی مطهری به بیت شریف استاد بزرگوار، آیتالله شهید مطهری است. توضیح آن که رسانهها و محافل بیگانه و ضدانقلابیون وابسته به آنها بدون استثناء در نقل قول از ایشان تاکید میکنند، آقای علی مطهری فرزند آیتالله مطهری و به سختی میتوان حتی یک نمونه را یافت که قید یاد شده را نداشته باشد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که جناب علی مطهری بدون انتساب به پدربزرگوار و شهیدشان نزد رسانهها و محافلی که برای ایشان کف و سوت میزنند، اهمیتی ندارد.
و باید از ایشان پرسید که اولا؛ دیدگاهها و نظرات وی چه نسبتی با دیدگاهها و نظرات استاد شهید دارد ثانیا؛ اگر انتساب نسبی وی با استاد شهید نادیده گرفته شود، چه باقی میماند؟! ثالثا؛ مگر نه اینکه در کلام خدا به صراحت آمده است؛ اناولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه «نزدیکترین انسانها به حضرت ابراهیم(ع) کسانی هستند که از آن پیامبر بزرگوار پیروی میکنند» و نه کسانی که با آن پیامبر اولوالعزم فقط رابطه نسبی داشتهاند. و رابعا؛ آیا جناب ایشان به این نکته توجه کرده است که چرا قاتلان استاد شهید مطهری، از اظهارات وی ذوقزده شده و برایش کف میزنند؟! و خامسا؛ آقای علی مطهری، غیر از مطالعه آثار شهید مطهری- اگر آنها را مطالعه کرده باشند!- چه کانال دیگری برای درک و فهم نظرات آن بزرگوار داشتهاند؟ چرا که سن ایشان به بهرهگیری از محضر مستقیم استاد، قد نمیدهد بنابراین باید بپذیرند اگر قرار به بهرهگیری از طریق آثار استاد باشد، دیگران به مراتب از ایشان به دیدگاهها و نظرات استاد شهید نزدیکتر هستند.
حسین شریعتمداری
اخبار ویژه
افراطیون حزب منحله وزارت جهاد را شخم میزنند؟!
برخی انتصابات، جناحی، سیاسی و غیرفنی وزارت جهاد و کشاورزی موجب نارضایتی کشاورزان در استانهای مختلف شده است.
به گزارش جهان به نقل از پاس از ابتدای انتصاب محمود حجتی به عنوان وزیر جهاد کشاورزی، به دلیل سابقه سیاسی وی، برخی از دلسوزان از ابتدا نسبت بهجهتگیری و انتصابات غیرتخصصی و غیرکشاورزی، هشدارهایی داده بودند. به عنوان نمونه چندی پیش «حمید-ک» با حکم وزیر جهاد کشاورزی به عنوان رئیس مهمترین مرکز سرمسازی کشور (موسسه واکسن و سرمسازی رازی) منصوب شد. وی عضو حزب منحله مشارکت، نماینده مجلس ششم است که نامه موهن ۱۲۷ نماینده (معروف به نامه جام زهر) را امضا کرد.
«اروجعلی- م» نیز که به عنوان رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل کشت و صنعت و دامپروری مغان منصوب شد، از اعضای سابق حزب مشارکت است. اخیرا نیز که حزب «اتحاد ملت ایران» به عنوان بدل حزب مشارکت درخواست تشکیل یک حزب جدید را داده است امضای «اروجعلی- م» نیز به عنوان هیئت موسس دیده میشود.
شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان عظیمترین مجموعه اقتصادی، تولیدی و کشاورزی کشور است که با داشتن بیش از دو هزار و ۶۰۰ هکتار باغ میوه و اراضی وسیع کشاورزی و تنوع تولید محصولات مختلف و داشتن مجتمع بزرگ دامپروری، کارخانه قند، لبنیات یکی از بنگاههای اقتصادی عظیم است.
«محمدعلی-ج» دیگر انتصاب سیاسی آقای وزیر است. وی در حال حاضر علاوه بر معاونت توسعه مدیریت وزارت جهاد کشاورزی، عضو هیئتمدیره شرکت معظم «جهاد استقلال» نیز هست. وی از نیروهای فعال حزب مشارکت در استان اصفهان و شهردار اسبق این شهر در زمان حضور حزب مشارکت در شورای اول شهر اصفهان بود.
چندی پیش، «محسن حجتی» از بستگان آقای حجتی نیز با حکم وزیر به سمت بازرس ویژه وزیر جهاد کشاورزی منصوب شد.
هماهنگی با نشریات زنجیرهای برای جنجال در مجلس
خبرنگاران اصلاحطلب از شب قبل در جریان نطق حاشیهساز مطهری و جنجالهای احتمالی آن بودند تا جایی که یکی از خبرنگاران اصلاحطلب در شبکههای اجتماعی به دیگر خبرنگاران اصلاحطلب میگوید، مطهری فردا میخواهد در مجلس خون و خونریزی به راه بیندازد!
اظهارات دیروز مطهری در حمایت از سران فتنه و تخطئه شورای امنیت ملی برای دقایقی فضای مجلس را متشنج کرد و با اعتراض گسترده نمایندگان مواجه شد.
خبرنامه دانشجویان با انتشار موضوع اطلاع خبرنگاران اصلاحطلب از تدارک مطهری برای جنجال نوشت: این خبرنگار پس از تشنج در جلسه مجلس به علت نطق مطهری، به سایر خبرنگاران اطلاع میدهد متن کامل نطق علی مطهری را به همراه قسمتهایی که وی موفق به ایراد آنها در صحن مجلس نشد، در اختیار دارد.
روزنامههای زنجیرهای افراطی مدتهاست علی مطهری را تر و خشک میکنند و از وی برای متشنج کردن فضا و احیای اموات فتنهگر بهره میبرند چرا که او تظاهر به اصولگرایی و وفاداری به نظام و انقلاب میکند اما در عمل حاضر است برای تیتر و دیده شدن، جنجالهای مورد نیاز روزنامههای نقشآفرین در دو فتنه و آشوب ۷۸ و ۸۸ را فراهم کند.
چرا بسته اشتغالزایی دولت هرگز گشوده نشد؟
معاون وزیر کار میگوید بانک مرکزی و سازمان مدیریت اجازه عملی شدن بستر اشتغالزایی دولت را نمیدهند.
حسن طایی در مصاحبه با نسیم گفت: از آذرماه گذشته به معاونت اشتغالزایی دولت آمدم، برنامههای خود را در شورای عالی اشتغال و سپس کمیسیون تخصصی این شورا ارائه دادم. ۳ ماه طول کشید تا این برنامهها در کمیسیون تخصصی شورای عالی اشتغال که شامل ۲۰ دستگاه مختلف کشور است، به تصویب برسد و بعد از آن بسته اشتغالزایی تدوین شد.
معاون اشتغالزایی وزارت کار گفت: در کنار تلاش برای به تصویب رساندن برنامهها مدام به بانک مرکزی میرفتم و از آنها درخواست میکردم، تا سیاستهای اعتباری مناسبی به بحث اشتغال اختصاص دهند. در نهایت بسته در اسفندماه سال قبل تصویب شد و در فروردینماه در جلسه شورای عالی اشتغال با حضور آقای دکتر روحانی نهایی شد.
معاون وزیر کار با انتقاد از خلف وعده بانکها بیان کرد: مدیران بانکی ابتدا قول سه ماه اول امسال را به ما دادند، سپس این وعده به ششماه رسید، ولی تا به امروز که نه ماه از سال گذشته است، تنها بانک رفاه کارگران با پرداخت کمتر از ۱۰۰۰ میلیارد تومان به وعده خود عمل کرده و باقی بانکها خلف وعده کردهاند.
طایی با بیان این مطلب که «سیاستهای اتخاذ شده توسط بانک مرکزی ضدتولید است» ادامه داد: بارها به بانک مرکزی تذکر دادم که سیاستهای اعتباری شما با برنامه اشتغالزایی مدنظر رئیسجمهور همخوانی ندارد، اما توجهی به این مسئله نشد و حتی سیاستهای ضدتولیدی هم در بانک مرکزی اتخاذ شد.
وی با انتقاد از نرخ سود تسهیلات اعطایی توسط بانک مرکزی خاطرنشان کرد: نرخ سود تسهیلات اعطایی بانک مرکزی، ۳۰ درصد است، که این رقم تولید و اشتغال را در کشور مخدوش کرده است، و در واقع بعد این تصمیم بانک مرکزی بنگاههای کوچک و متوسط لطمه جدی دیدند.
معاون وزیر کار از سازمان مدیریت و برنامهریزی هم گله کرد و گفت: بارها با مدیران این سازمان جلسه داشتم و قرار بود، آنها برای اجرای بسته اشتغالزایی دولت به ما بودجه اختصاص دهند، اما تا به امروز یک ریال هم بودجه به ما اختصاص داده نشده است.
تابوشکنی انتحاری یا گریستن بر تابوت بدون مرده
محافل حامی روحانی در داخل و خارج تحلیلهای جالبی درباره اظهارات هفته گذشته وی در همایش اقتصاد ایران منتشر کردند.
سایت نامهنیوز در تحلیلی با عنوان «تابوشکنی؛ میراث احمدینژاد برای روحانی»، مذاکره با آمریکا و طرح رفراندوم را از جمله تابوشکنیهای روحانی توصیف کرد و نوشت: رسیدن به قدرت بعد از احمدینژاد و تغییراتی که او در ساحت سیاست ایران بوجود آورده بود، روحانی را مجبور کرد دست به حرکات گاها انتحاری در سیاست خارجی و داخلی بزند.(!)
در همین حال صادق زیباکلام در مصاحبه با تابناک و درباره رفتارهای پوپولیستی روحانی گفت: من نمیخواهم توجیهگر اقدامات دولت روحانی باشم. معتقدم متاسفانه گاهی عملکرد و رفتار آقای روحانی خیلی با احمدینژاد تفاوت نداشته است. آقای روحانی در اولین سفر به خوزستان رفت. من اولین کسی بودم که به ایشان اعتراض کردم و گفتم این به چه معناست؟ شما بر روی ماشین سر باز حرکت کنید و مردم دنبالتان بدوند. اگر اینها خوب بود، این کار را که احمدینژاد بهتر انجام میداد. احمدینژاد این کارهای پوپولیستی را بهتر انجام میداد. حتی این کارها را آقای قالیباف یا جلیلی خیلی بهتر از ایشان انجام میدهند. ما تلاش میکنیم که رفتارهای پوپولیستی انجام نشود. منتها این هم یک واقعیتی است که بالاخره ما در ایران زندگی میکنیم و نمیتوانیم از شرایط سیاسی و اجتماعی ایران فرار کنیم. این یک واقعیت تلخی است که اگر فردا آقای احمدینژاد نامزد شود، بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون رای میآورد. ایشان از آقای روحانی بیشتر رای خواهد آورد. شاید آقای روحانی به نحوی این موضوعات را احساس میکند و نمیخواهد بدنه اجتماعی را از دست بدهد.
از سوی دیگر علی افشاری در سایت خودنویس خاطرنشان کرد: با توجه به سیر قانونی، روحانی دنبال اجرایی کردن رفراندوم نیست اما میخواهد با راهانداختن کارزار روانی برنامه خود را جلو ببرد. ... از این رو اگر زاویه پیدا کردن روحانی با موضع حاکمیت در برنامه هستهای از حالت شعاری بیرون بیاید و جنبه عملی و کارکردی پیدا کند آنگاه سیاست هستهای دولت دوباره بر روی ریل درستی قرار گرفته و از مسیر بنبست آفرینی که در ابتدای مذاکرات مربوط به توافق جامع پی گرفته شد، بیرون میآید.(!)
خودنویس که توسط شماری از اصلاحطلبان فراری اداره میشود در مطلب دیگری نوشت: آقاجون مگر مجبوری؟ چرا چیزی را میگویی که نمیتوانی انجام بدهی؟ چرا لقمهای برمیداری که توی گلویت گیر کند. چرا حرفی میزنی که حسین شریعتمداری دست بگیرد و برایت طنز بنویسد؟ این مسیر به همان جایی میرسد که خاتمی رسید. حالا بیا جوابگوی حسین شریعتمداری باش. مشاورانت به اندازه او هم فرق رفراندومها را ندانستند و شما را در این مخمصه انداختند. شما جداً تصور کردی اجازه برگزاری همهپرسی داری؟!
اما بالاترین از سایتهای حامی فتنه ۸۸ معتقد است: روحانی با نطقش در کنفرانس اقتصادی نشان داد که اصلاحطلبتر از خاتمی و هر اصلاحطلب دیگری است. روحانی قطعاً از اصلاحطلبان مذهبی عبور کرده و یک سر و گردن از آنها جلوتر است. زیرا کاملاً لیبرال است اما اصلاحطلبان نیرویی هنوز ایدئولوژیک هستند. روحانی اما علاوه بر همه بدشناسیها و خوش شانسیهایی که دارد که گاهی همپوشان هم هستند مثل اوضاع اقتصادی که از سویی بدشناسی است و اجازه مانور به روحانی نمیدهد. اما در عین حال همین اقتصاد خوش شانسی است. زیرا اگر اوضاع چنین نبود قطعاً روحانی فرصت این همه باز شدن در حوزههای اصلی و ایدئولوژیک را پیدا نمیکرد- با فرض اینکه اگر حتی خودش هم میخواست- گفتم که علاوه بر همه اینها روحانی یک گیر و یک گشایش مخصوص اجتماعی هم دارد. گیرش این است که چون لیبرال است و فلسفی سخن میگوید و به ریشهها میپردازد بار کافی هیجانهای ایدئولوژیک را ندارد حرفش و نمیتواند تودهها را جلب و جذب کند به راحتی. و همین جاست که خیلی مهم است که هم خاتمی و هم موسوی با تبلیغات باید بیایند پشت این سخنان روحانی و تودههای حامیشان را متوجه روحانی کنند.
از سوی دیگر داریوش سجادی از همکاران سابق نشریات اصلاحطلب مینویسد: آقای روحانی- هرچند تلاش و مساعی جمیله جنابعالی جهت تعامل با کدخدا و حصول به توافق برد-برد قابل تقدیر است. اما همه شواهد دال بر آن است که آنچه که شما از خلال مذاکرات با طرف غربی میکاویدید از همان فردای رد صلاحیت آقای هاشمیرفسنجانی در انتخابات ۹۲ از جانب طرف آمریکایی به حالت تعلیق درآمد! از نگاه آنها شما کسی نیستید که توان یا گمان به چالش کشیدن نظام را داشته باشید!
وی مینویسد: جنابعالی واقعبینانه موظفید فرای فرجام مذاکرات هستهای، اقتصاد مقاومتی را جدیتر بگیرید! دخیل بستن به امامزاده ۱+۵ به مثابه گریستن بر تابوت خالی از متوفی است!
افراطیون کاری کردند جرئت نداشتیم اسم ۲ خرداد را بیاوریم
رئیس شورای مرکزی حزب ندا میگوید اصلاحطلبی نمیتواند بیرون از نظام و در تقابل با آن باشد، کاری که به نام جنبش سبز در سال۸۸ صورت گرفت.
صادق خرازی در مصاحبه با روزنامه شرق و درباره مرزبندی با تندروها میگوید: خطبندیها و مرزبندیها بعد از سال۸۸ بیشتر شد. از سال ۸۴ مرزبندیهای سیاسی و فکری در بین اصلاحطلبان موضوعیت جدی و بیشتری پیدا کرد، خصوصاً جبههبندیای که در سال ۸۴ شد و شکست اصلاحطلبی را به معنی واقعی در سه صحنه انتخابات شوراها، مجلس و ریاستجمهوری به صورت پیدرپی داشتیم. در سال ۸۲ تا ۸۴ جریانهای اصلاحطلبی تعریف شدند. یک جریان بالاخره جریاناتی، تند بودند؛ جریاناتی که مسائل را سفید و سیاه میدیدند.
وی درباره حضور برخی اعضای شاخه جوانان حزب مشارکت در مرکزیت حزب ندا (مجید فراهانی عضو همین شاخه، دبیرکل ندا شده است) میگوید: اینها اکثریت نیستند. چند نفر از اعضای مشارکت از گذشته با این حزب زاویه داشتند و نگاه دیگری داشتند و یا همکاری فکری کردند.... خیلی از اینها چند سال است از مشارکت جدا شدهاند و اگر حتی دوباره این حزب فعال شود، ممکن است خیلی از این افراد به مشارکت باز نگردند. کنشها و واکنشهای مشارکت، یک واگرایی ایجاد کرده است.
صادق خرازی در ادامه این مصاحبه و درباره انتخابات ۸۸ گفت: صبح روز قبل از انتخابات من یک نظرسنجی دیدم. ۶۰درصد احمدینژاد بود ۴۰ درصد موسوی. یک نظرسنجی دیگر، موسوی را ۴۲ و احمدینژاد را ۵۸ درصد اعلام کرد. خودم به ۴۰ تا ۵۰ روستا و شهر رفتم. من معتقدم تخلف شد اما تقلب ۱۰ تا ۱۲ میلیونی نه. قلب من نمیتواند قبول کند که احمدینژاد در این کشور ۲۴ میلیون رأی آورده باشد. اما عقلم چیز دیگری میگوید. متأسفانه برخی دوستان فقط تهران، اصفهان و شهرهای بزرگ را دیدند. آقای جهانگیری به من گفت در منطقه ما (جیرفت) تخلف شده است. من به رهبری گفتم و آقای اژهای ما را خواست. رفتند تحقیق کردند دیدند که صندوقها درست است. نمیشود اینطور قضاوت کرد.
وی درباره نسبت اصلاحطلبان با نظام میگوید: ما میگوییم که دموکرات هستیم اما در تمرین با خود مشکل داریم. اگر مدعی هستیم باید نشان دهیم. اگر در سیاست پیاده، دموکرات هستیم در سیاست سواره هم باید دموکرات باشیم.
وی ادامه میدهد: رهبری در سال ۷۶ گفتند که مردم در دوم خرداد حماسه آفریدند. اما برخی کار را در هشت سال ریاستجمهوری آقای خاتمی به جایی رساندند که پس از آن کسی جرأت نمیکرد در این مملکت اسم دوم خرداد را بیاورد. همان کسانی که آقای هاشمی را ترور شخصیت کردند الان مدعی ایشان هستند. عالیجناب سرخپوش را چه کسی نوشت؟ برخی از اینها خاتمی را هم قبول ندارند. مگر سال آخر ریاستجمهوری آقای خاتمی ندیدید در دانشگاه با ایشان چه کردند؟
امنیت(گفت و شنود)
گفت: نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به یهودیان ساکن اروپا پیشنهاد کرده است برای تأمین امنیت و حفظ جان خود به اسرائیل مهاجرت کنند.
گفتم: چطور مگر؟!
گفت: برای اینکه بعد از بازگشت تروریستهای اجارهای به اروپا و حادثه مرگبار پاریس، به شدت احساس خطر میکنند.
گفتم: ولی رژیم صهیونیستی که به قول استراتژیستهای آمریکایی و اسرائیلی خودش در حال نابودی است و صهیونیستهای ساکن فلسطین اشغالی، گروه گروه به اروپا و آمریکا برمیگردند.
گفت: خب! نتانیاهو مثل همیشه بلوف زده و گندهگویی کرده است.
گفتم: چه عرض کنم؟! آقا فیله بر اثر غرش شیر رم کرده بود، مورچه بهش گفت؛ خوف مکن عزیزم! نترس! بیا پشت من قایم شو!