پارادایمی که آدام اسمیت عرضه کرد
آیا عبارت “ تغییر پارادایم” را شنیده اید؟ این عبارت در مباحث تاریخ اندیشه و تاریخ و روش علم بسیار رایج است. پارادایم به معنی یک چتر فکری فرا گیر است که این جانب ‘فرا دیدمان’ ترجمه کرده ام. تحول در تاریخ بشر در واقع با تغییر یا جا به جایی پارادایم ها یا فرا دیدمان ها انجام شده و این رویکرد ها از اهمیت ویژه بر خوردار بوده اند. یکی از مشهور ترین تغییر پاردایم ها در نجوم توسط کوپرنیک اتفاق افتاد که زمین را از مرکزیت منظومه شمسی و جهان بر داشت و خورشید را در مرکز منظومه شمسی قرار داد. یعنی یک جا به جایی از پارادایم بطلمیوس که دو هزار سال مسلط بود به یک پاردایم جدید رخ داد. نکته مهم این که این تغییر فقط نجوم و فیزیک را متحول نکرد تحول عظیم در جهانبینی، در نقش کلیسا و در سیاست و اجتماع ایجاد کرد. دیگر فهم کلیسا از آسمان به عنوان سقفی که زمین را پوشانده است و کروبیان بالای ابر ها اجتماع کرده اند منتفی شد و کلیسا نیز از مرکزیت سیاست بیرون رانده شد. فضای بیکرانه نمایان گردید. دیگر زمین و انسان مرکز عالم تلقی نشد و هستی و حیات به شکل دیگری نمایان گردید...خلاصه جهان بعد از کوپرنیک کلاً جهان دیگری بود.
مشابه این تغییر و جا به جایی پارادایم در علوم انسانی نیز رخ نمود با آثار شگرف که این سه قرن اخیر را به نحوی تغییر داد که برای بسیاری اندیشمندان نیز جذب و درک آن کاری مشکل بوده است. آن جملات ساده آدام اسمیت مبنای یکی از همین جا به جایی های فرا دیدمان است با آثار شگرف.
تا قبل از آدام اسمیت برای هزاران سال اخلاق رایج بر این محور توضیح داده می شد که پیگیری منافع شخصی ناپسند است و باید از آن پرهیز شود، به سرعت هم واعظان این وعظ دستشان رو می شد که خودشان به شکل های مختلف و بی وقفه دنبال منافع خویش بوده اند. به قول سعدی “ ترک دنیا به مردم آموزند، خویشتن سیم و غله اندوزند.”
آدام اسمیت این جدول اخلاق را وارونه کرد و در کتاب ثروت ملل توضیح داد اگر مردم در چارچوب یک اصول اخلاقی عام به دنبال منافع شخصی خود باشند مثل این است که به دنبال منافع سایرین و منافع جمع هم هستند. چه این که نانوا و قضاب و میوه فروش و راننده تاکسی برای منافع خود فعالیت می کنند این تلاش آنان شریف است چون به جامعه هم منافع می رساند، نان و گوشت و سبزی آشپزخانه و حمل نقل ما و سایرین را هم فراهم می کنند در لحظه ای که به آن نیاز داریم.
پرسش، آیا دزد و رشوه بگیر هم به دنبال منافع خود نیستند؟ چرا اما آدام اسمیت در همان کتاب و کتاب دیگر، اصول اخلاقی کافی برای هم جهت شدن جستجوگری منافع شخصی با منافع جمعی را تبیین می کند. و آن این که فعالیت در جهت تولید کالا و خدمات مفید برای عامه( مثل خوراک و پوشاک و مسکن و دارو و کتاب، موسیقی، فیلم،..،خدمات درمانی، تفریحی، آموزشی، ورزشی، حمل و نقل، مخابرات...) باشد و ضابطه آن که بر اساس اطلاع کامل و غیر متقلبانه در بازارگاه معامله شود. همین جزیی اصول عملی و قابل تامین اخلاق کافی است که فعالیت منفعت طلبانه افراد را در جهت تامین منافع جامعه قرار دهد و هرچه اخلاقیات غیر ریاکارانه بیشتر از این باز هم بهتر. این درک بود که جامعه سرمایه داری مدرن و جهش اقتصاد غرب را رقم زد.