پاسخ ذوالنوری به پرسش درباره گفتمان حاکم بر دولت آینده برای مذاکره با امریکا
تفاوتی ندارد؛ اصولگرا!
ساعت 24-طی ماههای گذشته و بهویژه از میانه پاییز امسال به اینسو در مواردی شاهد خلط مباحث انتخاباتی جناح راست و مسائل و سخنان آنان در حوزه سیاست خارجی و مشخصا بحث توافق هستهای بودیم، چنانکه در مواردی شاهد بودیم اصولگرایان فعال در مباحث حزبی و انتخاباتی همزمان با بحث از انتخابات، به بحث توافق هستهای و مذاکره با طرفین غربی، بهویژه ایالات متحده، به عنوان یکی از مباحث مهم انتخاباتی اشاره میکردند.
حالا اما این دو موضوع، از آنسو نیز به یکدیگر ارتباط پیدا کرده و اصولگرایان فعال در حوزه سیاست خارجی نیز مسائلی را مطرح میکنند که به روشنی رنگ و بوی انتخاباتی دارد. رویکردی که دیروز در جریان سخنان عجیب مجتبی ذوالنوری، روحانی نزدیک به جبهه پایداری قم و البته رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مطرح شد. سهشنبه همین هفته بود که از انتخاب منوچهر متکی، وزیر خارجه دولت احمدینژاد به عنوان سخنگوی شورای وحدت اصولگرایان نوشتیم و با یادآوری آنچه آبان ماه 99، در گیرودار انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده به نقل از حمیدرضا ترقی، معاون بینالملل حزب موتلفه اسلامی درباره بلامانع بودن مذاکره با امریکا مشروط به اینکه طرف ایرانی، «اصولگرایی نفوذناپذیر» باشد، سوژه بحث بسیاری از چهرههای سیاسی قرار گرفت، به تفسیر راهبرد انتخاباتی اصولگرایان نسبت به مباحث سیاست خارجی و مشخصا بحث توافق هستهای و برجام پرداختیم. میانه پاییز و روزهایی که عصر ترامپ عملا به پایان رسیده بود و نوبت، نوبتِ بازگشت برجامیان امریکایی و جو بایدن، معاون اول باراک اوباما به کاخ سفید، اینبار در قامت چهلوششمین رییسجمهوری ایالات متحده. اینسوی کرهزمین اما نابرجامیان ایرانی با چرخشی چشمگیر در مواضعشان نسبت به مذاکره، از این میگفتند که مشکلی با نفسِ مذاکره ندارند، بلکه مساله این است که چه کسی از جانب جمهوری اسلامی پای میز مذاکره بنشیند و حدود 3 ماه بعد، درحالی که گذر زمان کمی از جنجال آن موضعگیری تازه اصولگرایان فروکاسته بود، خبر آمد که منوچهر متکی قرار است سخنگوی شورایی باشد که به نمایندگی از 47 حزب و تشکل اصولگرا، زیر پرچم جامعتین، سازوکار انتخاباتی جناح راست را مدیریت کنند. دستراستیها و محافظهکاران ایرانی البته متکثرتر از این هستند که بتوانند بهواقع در یک نهاد بالادستی، کار تشکیلاتی و انتخاباتی کنند و گواه این مدعا نیز فعالیت همزمان شورایی است مشابه با عنوان شورای ائتلاف اصولگرایان و به ریاست غلامعلی حدادعادل. فارغ از این مباحث درونگفتمانی جناح راست اما چنانچه اشاره شد معرفی یک دیپلمات ارشد به عنوان سخنگوی نهاد بالادستی اصولگرایان در انتخابات 1400، بهزعم ناظران نشان از آن داشت که محافظهکاران میخواهند از این طریق پیامی به طرفین مذاکرات هستهای و مشخصا حاکمان جدید کاخ سفید بفرستند و بدینترتیب خود را نه مخالف برجام و فراتر از آن، در تضاد با نفس مذاکره و گفتوگو، بلکه حامی دیپلماسی و اهل تعامل نشان دهند؛ پیامی که دو روز پیش از آن با تیتر «پیام متکی به غرب» نوشتیم.آنچه اما حالا مجتبی ذوالنوری، آنهم نه در کسوت یک کنشگر حزبی، بلکه به عنوان رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و در تحلیل یک بحث کلان حوزه دیپلماسی که همانا «بازگشت ایالات متحده به برجام» باشد، مطرح کرده، میتواند سندی باشد در اثبات آنچه پیش از این محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه درباره «گرا دادن به امریکا» مطرح کرده و گفته بود که «بعضی دوستان میروند و به امریکا «گرا» میدهند که با ما بهتر میتوانید کار کنید.» ذوالنوری دیروز در سخنانی که از جهاتی متعدد، حتی با بخشهایی دیگر از سخنان خود او نیز در تناقض و تعارض است، ابتدا گفته که «ارتباط با امریکا، مسائل هستهای و سیاستهای کلان نظام، دولتها نیستند که تصمیم میگیرند، بلکه کلیت نظام در این رابطه تصمیم میگیرد» و دولت بعد چه اصلاحطلب و چه اصولگرا «باید این سیاستها را اجرایی کند» اما بلافاصله ادامه داده است: «فقط اگر اصلاحطلب باشد، ممکن است مدتی با هم بازی کنند و نتیجه ندهد اما اصولگرا باشد و توافقی حاصل شود، پشتوانه اجرای آن بیشتر است؛ چون اصولگراها به سیاستهای نظام نزدیکتر هستند و نمیآیند خلاف سیاستهای نظام راهی را بروند که وسطش بخواهند برگردند.» جالب آنکه رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در حالی اظهارات رییسجمهوری و وزیر امور خارجه درباره بازگشت به اجرای تعهدات برجامی، مشروط به بازگشت ایالات متحده به برجام را «تماما غلط» خوانده که در توجیه این دیدگاه خود، به قانون مصوب مجلس به عنوان ملاک عمل دولت جمهوری اسلامی استناد میکند، نه چنانکه ابتدا و البته انتهای سخنانش میگوید، «رویه نظام» که از قضا بنا به تاکید او، سیاستهای مورد نظر کلیت نظامند و البته تغییرناپذیر!