چراغ سبز اصلاحات
1400، نه 92 است، نه 96
با این همه اما اصلاحطلبان نیز در این انتخابات اوضاعی به جهات مختلف متفاوت از ادوار گذشته دارند. سال 92 وقتی محمدرضا عارف اصلاحطلب و حسن روحانی میانهرو در میدان رقابت بودند، آنها 8 سال تجربه تلخ ریاستجمهوری احمدینژاد را پشت سر داشتند و هنوز خاطره فراموشناشدنی شکست در انتخابات ریاستجمهوری 84 برایشان زنده و کاملا ملموس بود. سال 96 نیز در حالی بیدردسر به این تصمیم رسیدند که اسحاق جهانگیری اصلاحطلب را در قامت کاندیدای پوششی حسن روحانی میانهرو به میدان بفرستند و پیش از روز سرنوشت او را از بازی خارج کنند تا با اجماع آرا برای روحانی، مسیر 4 ساله دولت او را نیز هموار کنند که باتوجه به دستاوردهای برجامی و غیربرجامی دولت یازدهم، پایگاه اجتماعی اصلاحطلبان مستحکم و قدرتمند بود و کمتر کسی به جد نسبت به میزان مشارکت نگرانی داشت. از آنسو در حالی که در آستانه انتخابات 92 تردید نداشتند که راه پیروزی، از اجماع کامل میگذرد، در جریان انتخابات 96، پشت کاندیدایی ایستاده بودند که همزمان رییسجمهوری وقت بود و اگر کسی را جز او به میدان انتخابات میفرستادند، عجیب مینمود.
حالا اما اوضاع حتی از این منظر نیز برای اصلاحطلبان متفاوت است. حالا البته عمده نگرانی اصلاحطلبان، همچنان میزان مشارکت سیاسی و انتخاباتی شهروندان و بسیج تام و تمام پایگاه اجتماعی این جریان سیاسی است و در درجه دوم نیز دلواپس آنند که مبادا شورای نگهبان به هیچ یک از گزینههای مطلوب آنان تاییدیه حضور در انتخابات ندهد و الگویی شبیه به دوره یازدهم یا همان رقابت درونگفتمانی اصولگرایان با اصولگرایان را در ذهن داشته باشند. با این همه اما آنطور که علی صوفی، دبیرکل حزب پیشروی اصلاحات و از جمله اعضای «جبهه اصلاحات ایران» به تازگی نسبت به آن هشدار داده، معضل تعدد کاندیداها نیز میتواند برای جریان اصلاحات مشکلساز شود. چه آنکه دیگر اوضاع و فضا شبیه به انتخابات 4 سال گذشته نیست که رییسجمهوری وقت، کاندیدای اصلی آنان بود. این انتخابات، انتخاباتی است که به هر حال، فصل تغییر دولت و شخص رییسجمهوری فرارسیده و کلید پاستور به هر تفسیر دست به دست خواهد شد؛ حال چه از دستان حسن روحانی میانهرو به دست یکی از چند کاندیدای احتمالی اصلاحطلب برسد، چه به دست یکی از دهها کاندیدای احتمالی اصولگرا.
با وجود این اما اگر رییسی در جمع اصولگرایان در جایگاهی قرار گرفته که حضورش، دستکم اغلب رقبای همفکر و اصولگرایان مدعی کاندیداتوری ریاستجمهوری را از میدان رقابت خارج میکند، در جمع اصلاحطلبان نیز چند نفری هستند که به باور ناظران، تحلیلگران و حتی برخی از همین کنشگران اصلاحطلب، حضورشان به معنای کنارهگیری خودخواسته دیگر کاندیداهاست؛ چهرههایی که شاید شاخصترینشان سیدحسن خمینی، اسحاق جهانگیری و البته محمدجواد ظریف باشند. آنچه اما بازی را یک گام دیگر سادهتر میسازد، آن است که ظریف به کرات احتمال کاندیداتوریاش را رد کرده و با این حساب، اجماع اصلاحطلبانه نیز آسانتر خواهد بود.
جهانگیری یا سیدحسن خمینی؟
اسحاق جهانگیری و سیدحسن خمینی البته هرگز نهتنها هیچ اظهارنظری درباره کاندیداتوری خود در انتخابات پیشرو نداشتهاند، بلکه آنچه اینسو و آنسو و به نقل از برخی نزدیکان و منابع خبری درباره آنان شنیدهایم، حکایت از آن دارد که یا تمایلی به حضور ندارند یا دستکم هنوز به تصمیمی قاطع در این باره نرسیدهاند که بیایند یا نه. با این همه هر دو در قامت چهرههایی موثر بر فضای انتخابات، میزان کنشگری سیاسی-جناحی خود را افزایش داده و در حالی که اسحاق جهانگیری پس از انتشار اخباری درباره توقف فعالیت ستادهای انتخاباتی مقدماتیاش، چند هفتهای است که اینجا و آنجا مشغول سخنرانیهایی با طعم انتخابات و سفرهایی با حال و هوای جلب نظر رایدهندگان است، سیدحسن خمینی نیز هر از گاه میزبانی یکی از احزاب و تشکلهای سیاسی اصلاحطلب را برعهده گرفته و در جمع این و آن حزب و دسته اصلاحطلب سخنرانی میکند. چنانکه طی روزهای گذشته علاوه بر میزبانی از الیاس حضرتی، دبیرکل حزب اعتمادملی در یک نشست غیررسمی، رسما میزبان اعضای ارشد انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها به دبیرکلی محمود صادقی و شورای مرکزی حزب مردمسالاری به دبیرکلی مصطفی کواکبیان بوده است.
ایران برای همه ایرانیان
اما آنچه یادگار امام در دیدار دوم که جمعه گذشته با حضور دبیرکل و جمعی از اعضای شورای مرکزی حزب مردمسالاری در حسینیه جماران برگزار شد، چه گفت، محل تامل است. او ابتدا با اشاره به حدیثی از امیرالمومنین (ع) گفته است: «جامعه متعلق به همه است و کسی نسبت به دیگری اولویت ندارد. اینگونه نیست که اگر من به شما حق سخن میدهم در حق شما لطف میکنم؛ بلکه اگر جلوی حقت را بگیرم، دارم به شما ظلم میکنم.» او همچنین با بیان اینکه طول ۴۰ سال گذشته هر جا متن جامعه وارد شد، همه مشکلات داخلی و خارجی را از سر گذراندهایم، به نمونههایی از حضور مردم در جنگ تحمیلی یا انتخابات دوم خرداد 76 اشاره کرد و در ادامه یادآور شد: «از من و شما به تنهایی هیچ کاری برنمیآید. اگر همه آمدند و یک نفر بیان این قاطبه ملی شد، همه کار میتوان کرد. هیچ راهی برای برونرفت از مشکلات وجود ندارد، جز اینکه قاطبه ملت اراده کند.» او البته چنانکه اشاره شد، صحبتی درباره حضور یا غیابش در انتخابات نکرده اما گفته است: «همه جریانهای خارجی و داخلی این را میفهمند که وقتی یک موج اجتماعی قوی بلند شود، اصلا مهم نیست این موج پشت چه کسی باشد، چراکه هر فرد یک قطره برآمده از آب است؛ از همین رو بدنه این یخ که مردم هستند مهم است. هر کس دلش به حال ایران، فرزندان و نسلهای آیندهاش میسوزد باید شرایط یک انتخابات بسیار پرشکوه را فراهم کند.» او میگوید: «اگر سرمایههای اجتماعی کم شده باید آن را برگردانیم. باید تنگنظریها را کنار بگذارند.»
یادگار امام همچنین با اشاره به ابراز نگرانی مصطفی کواکبیان از کنار گذاشته شدن بند (ل) وصیتنامه امام مبنی بر «جلوگیری از ورود نیروهای مسلح در احزاب و گروههای سیاسی» در جریان انتخابات پیشرو گفت: «همه هویت جمهوری اسلامی، قانون اساسی و برخی فصلها و بندهای آن مثل ولایت فقیه و حقوق مردم است که مردم به خاطر امام به آن رای دادند. لذا وصیت امام وصیت یک پدر نیست که فوت کرده و از میان ما رفته است؛ بلکه وصیت امام امضای قانون اساسی است، وصیت امام میثاق مردم است. من هم مطمئن هستم رهبر معظم انقلاب خلف شایسته امام نسبت به امام و وصیت امام و خط امام معتقد هستند و نمیگذارند سست شود.»
از خودگذشتگی برای ایران و ایرانیان
همزمان با انتشار این سخنان اما اسحاق جهانگیری نیز در سخنانی هم از مردم گفت، هم از اهمیت مشارکت سیاسی و انتخاباتی مردم. معاون اول رییسجمهوری با بیان اینکه تردیدها ناشی از آن است که مردم فکر میکنند رایشان اثری ندارد و اختیارات دولت و رییسجمهوری کم است، تاکید کرد که «اینطور نیست. رای تاثیر دارد و رییسجمهوری هم بستگی به فردی دارد که انتخاب میشود. در دوران مختلف رییسجمهوری داشتیم که از اختیارات خود استفاده کرده و توانسته کار را پیش ببرد و توانسته مشکلاتی را حل کند.» او با بیان اینکه برای اصلاح امور آن هم در شرایط دشوار کشور، راهی جز مشارکت بالا وجود ندارد، یادآور شد: «مشارکت حداکثری موجب میشود در همین جنگ اقتصادی، پیامی به دنیا داده شود که مردم با تمام ظرفیت پای کار هستند. در این صورت با کمترین هزینه میتوانیم دشمن را به عقب برانیم و فشارها را از روی ملت برداریم.» به گفته جهانگیری، مقام معظم رهبری گفتهاند باید انتخابات ریاستجمهوری سال آینده پرشور برگزار شود. بنابراین دستگاههای حاکمیتی و دولت باید شرایطی را به وجود بیاورند که همه گروهها و جریانات این احساس را داشته باشند که هم در بین کاندیداها، نامزد مورد نظر خودشان وجود دارد و به او رای میدهند و هم اینکه نامزدی دارند که قادر است مسائل کشور را حل کند. اگر این شرایط را به وجود بیاوریم مردم حتما در انتخابات شرکت میکنند. مردم باید به نظام و کشور خود خوشبین و دلگرم شوند.
علامت مثبت اصلاحات
جهانگیری فعال شدن اصلاحطلبان و تشکل «جبهه اصلاحات ایران» را علامتی مثبت از جانب این جریان سیاسی خواند و تاکید کرد که «علامتهای مسوولان برگزاری انتخابات به جریانات سیاسی هم باید مثبت باشد.» جهانگیری گفت: «به عنوان دلسوز نظام که حاضرم از زندگی خودم برای نظام و ایران بگذرم، فکر میکنم امروز هیچ کاری واجبتر از این برای ایران نیست که کاری کنیم مردم به نظام و کشور خود خوشبین و دلگرم شوند و یک انتخابات باشکوه را برگزار کنند و دشمن را از وارد کردن فشار به ایران مایوس کنند. همه باید این کار را انجام دهیم. هر آدم ملی و هر طرفدار نظام باید این کار را انجام دهد.» او همچنین درباره علت ادامه حضورش در دولت دوازدهم نیز گفت: «با توجه به جریان سیاسی که در آن بودم، بیشتر از همه مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی، بعد آقای خاتمی و سپس دوستان اصلاحات و همچنین آقای روحانی اصرار کردند که وارد انتخابات ریاستجمهوری ۹۶ شوم. طبیعی است که نمیتوان با مردم بازی کرد و به آنها بگوییم رای بدهند و بعد ما بگوییم نمیخواهیم باشیم و خود را کنار بکشیم.» او گفت: «کنارهگیریام از دولت مسوولانه و جوانمردانه نبود.»