ایتالیای یورو متفاوتتر از همیشه
به خوشتیپی مانچینی
ساعت 24-در ذهنیت نسل من نوعی فوتبال ایتالیا در استراتژی با محافظهکاری و در تاکتیک با همان تاکتیک کاتاچینویی شناخته و تداعی میشود. فوتبالی که موضوعیت آن با گل نخوردن و دل بستن به اتفاقات و حوادث غیر قابل پیشبینی رقم میخورد.
درست در نقطه مقابل فوتبال برزیل که با فانتزی و شعبده تداعی میشود. آنچه هنوز هم با سامبای برزیلی تعبیر و همچنان دیوانهوار عاشق آن هستیم. درست به همین دلایل بود و هست که حتی ایتالیا زمانی که در اوج اقتدار یا در پایینترین سطح کیفیت موفق به فتح جام جهانی یا از رفتن به مرحله پایانی باز میماند، در این نگاه تردیدی ایجاد نمیکرد.
و انکار نمیکنم از نگاه من در زمره دوستنداشتنیترین تیمهای حاضر در رقابتهای اروپایی و جام جهانی بود. تردید ندارم و انکار نمیکنم بخشی از این ذهنیت درباره فوتبال ایتالیا برخاسته از تعلقات و گرایشات اوانتوریستی آمیخته به آرمانگرایی و همجهتگیریهای سیاسی و به تعبیر درستتر ذهنیت انقلابی نسل من باشد. جایی که موجودیت ایتالیا فارغ از رویکرد محافظهکارانه در فوتبال بیش از هر چیز در همسویی با یکی از بدنامترین و منفورترین چهرههای سیاسی تاریخ و یکی از سیاهترین دوران تاریخ ایتالیا رقم میخورد، آنهم با رهبری که پیش از تبدیل شدن به یک دیکتاتور و برساخت فاشیسم در ایتالیا یکی از چهرههای مردمی و از جدیترین فعالان سوسیالیست و مدعیان برابری و برادری در ایتالیا بود و با همین آرمان پای به عرصه سیاست گذاشت. به این ذهنیت اضافه کنید حاکمیت مافیا و پول و فساد و زدوبندهای پنهان و آشکار که بعضا حاکمیت هر چند کوتاهمدت آن بر فوتبال نیز سایه انداخت. این عقبه فوتبالی و سیاسی را مقایسه کنید با کشوری که فوتبال در آن با فقر و فلاکت و حتی فساد اجتماعی آمیخته است. با اسطورههایی که فوتبال را با پای برهنه و از کوچههای تنگ و تاریک شبانه آغاز و به اوج شهرت و محبوبیت رسیدهاند. شاید به همین دلایل است که فوتبال برزیل در مقایسه با ایتالیا و حتی دیگر کشورهای اروپایی قادر به برانگیختن عواطف و حس همذاتپنداری و سمپاتی و حتی همدردی در میان نسل من نوعی باشد. و شاید کم و بیش به همین دلایل باشد که ایتالیاییها هیچگاه چه در مقام طرفداری و چه جذابیتهای فوتبالی برای امثال من موضوعیت نداشتند و اغلب نسل من حتی وقتی ایتالیا در بهترین فرم و کیفیت ممکن باشد و حتی در مقام یکی از پرافتخارترین تیمها در عرصه جهانی، باز هم ترجیح ما برزیلی است که فوتبال را با غریزه و به تعبیری با دلبری بازی میکند.
برای این جنس علاقهمندان اصلا مهم نیست که حتی ایتالیای بعد از مانچینی طعم باخت را تجربه نکرده باشد، مهم نیست در حال بهجاگذاشتن یک رکورد تاریخی و دستنیافتنی در سطح جهان است، مهم نیست بهترین خط حمله و دفاعی چند دهه را یدک بکشد. برای این دست علاقهمندان ترجیح همچنان برزیلی است که در جام جهانی هفت گل از آلمان میخورد و طی جامهای جهانی اخیر توفیق چندانی کسب نکرده اما بیش از همه تیمهای جهان به روح و فلسفه فوتبال وفادار و ملتزم است. با همه این تعلقات و دلبستگیها اما به نظر میرسد در عصر قطعیتزدایی و نسبیگرایی در باورها و ارزشها و در مقام داوری حداقل درباره فوتبال و عقبههای آن باید به ایتالیای یورو 2021 از منظری متفاوت و تازه نگاه کرد. به عنوان تیمی که نه تنها از آن عقبه و ذهنیت نشانی ندارد که به نظر میرسد در حال رقم زدن یک رنسانس و دوران جدیدی در تاریخ فوتبال ایتالیا باشد. به همین دلیل هم اگر ملاک این دست علاقهمندان فوتبال سوای دلبستگیهای نوستالژیک به سامبای برزیلی، کیفیت و جذابیت و زیبایی فوتبالی باشد که مانچینی در دوران خود و به خصوص در نتایجی که تا این مرحله و به خصوص عبور از اتریش غافلگیرکننده کسب کرده، در این صورت باید اذعان کرد ایتالیای این روزها به اندازه مانچینی خوشتیپ و دوستداشتنی و جذاب و دلربا شده باشد. نباید تردید کرد بخشی از این موفقیت همچنان که این نتایج حاصل از پوست انداختن فوتبال ایتالیاست به نگرش و فلسفه مانچینی برمیگردد. آنچه از ایتالیای مانچینی میتوان گفت ترکیبی است از استحکام دفاعی کاتاچینوی سنتی به علاوه طراوت و روانی در خط میانی و ترکیبی از بازیکنان تهاجمی که علاوه بر مچ بودن با خطوط دیگر به لحاظ فردی هم جویای نام هستند و هم بعضا در کورس رقابت با اسطورههای سنتی گام برمیدارند. شاید آنچه میتوان به این مجموعه اضافه کرد نوجویی مانچینی باشد. به اینها جوانی مانچینی در مقایسه با اغلب مربیان ایتالیایی را هم اضافه کنید. آنچه ایتالیا در مرحله گروهی و یکهشتم به نمایش گذاشت حتی در مقایسه با دور مقدماتی یورو به جهات مختلفی، متفاوت بود. واکاوی این تفاوتها هر چند بحث جداگانهای میطلبد، اما برای آنها که فوتبال را با چشم دل میبینند، قابل درک و لمس است.
آنچه ایتالیای مانچینی را به مرز دوستداشتنی نزدیک میکند نه الزاما شکستن رکورد بازیهای بیشکست و بردهای متوالی که ذهنیت برنده شدن و هژمونیطلبی است. این روحیه در بازی برابر اتریش بیش از هر عامل دیگری مشهود بود. به عنوان بازمانده از نسلی که هیچگاه کمترین سمپاتی را به فوتبال ایتالیا نداشته، اذعان میکنم ایتالیای یورو به همان اندازه مانچینی کاریزماتیک، دوستداشتنی و جذاب شده است.
و انکار نمیکنم از نگاه من در زمره دوستنداشتنیترین تیمهای حاضر در رقابتهای اروپایی و جام جهانی بود. تردید ندارم و انکار نمیکنم بخشی از این ذهنیت درباره فوتبال ایتالیا برخاسته از تعلقات و گرایشات اوانتوریستی آمیخته به آرمانگرایی و همجهتگیریهای سیاسی و به تعبیر درستتر ذهنیت انقلابی نسل من باشد. جایی که موجودیت ایتالیا فارغ از رویکرد محافظهکارانه در فوتبال بیش از هر چیز در همسویی با یکی از بدنامترین و منفورترین چهرههای سیاسی تاریخ و یکی از سیاهترین دوران تاریخ ایتالیا رقم میخورد، آنهم با رهبری که پیش از تبدیل شدن به یک دیکتاتور و برساخت فاشیسم در ایتالیا یکی از چهرههای مردمی و از جدیترین فعالان سوسیالیست و مدعیان برابری و برادری در ایتالیا بود و با همین آرمان پای به عرصه سیاست گذاشت. به این ذهنیت اضافه کنید حاکمیت مافیا و پول و فساد و زدوبندهای پنهان و آشکار که بعضا حاکمیت هر چند کوتاهمدت آن بر فوتبال نیز سایه انداخت. این عقبه فوتبالی و سیاسی را مقایسه کنید با کشوری که فوتبال در آن با فقر و فلاکت و حتی فساد اجتماعی آمیخته است. با اسطورههایی که فوتبال را با پای برهنه و از کوچههای تنگ و تاریک شبانه آغاز و به اوج شهرت و محبوبیت رسیدهاند. شاید به همین دلایل است که فوتبال برزیل در مقایسه با ایتالیا و حتی دیگر کشورهای اروپایی قادر به برانگیختن عواطف و حس همذاتپنداری و سمپاتی و حتی همدردی در میان نسل من نوعی باشد. و شاید کم و بیش به همین دلایل باشد که ایتالیاییها هیچگاه چه در مقام طرفداری و چه جذابیتهای فوتبالی برای امثال من موضوعیت نداشتند و اغلب نسل من حتی وقتی ایتالیا در بهترین فرم و کیفیت ممکن باشد و حتی در مقام یکی از پرافتخارترین تیمها در عرصه جهانی، باز هم ترجیح ما برزیلی است که فوتبال را با غریزه و به تعبیری با دلبری بازی میکند.
برای این جنس علاقهمندان اصلا مهم نیست که حتی ایتالیای بعد از مانچینی طعم باخت را تجربه نکرده باشد، مهم نیست در حال بهجاگذاشتن یک رکورد تاریخی و دستنیافتنی در سطح جهان است، مهم نیست بهترین خط حمله و دفاعی چند دهه را یدک بکشد. برای این دست علاقهمندان ترجیح همچنان برزیلی است که در جام جهانی هفت گل از آلمان میخورد و طی جامهای جهانی اخیر توفیق چندانی کسب نکرده اما بیش از همه تیمهای جهان به روح و فلسفه فوتبال وفادار و ملتزم است. با همه این تعلقات و دلبستگیها اما به نظر میرسد در عصر قطعیتزدایی و نسبیگرایی در باورها و ارزشها و در مقام داوری حداقل درباره فوتبال و عقبههای آن باید به ایتالیای یورو 2021 از منظری متفاوت و تازه نگاه کرد. به عنوان تیمی که نه تنها از آن عقبه و ذهنیت نشانی ندارد که به نظر میرسد در حال رقم زدن یک رنسانس و دوران جدیدی در تاریخ فوتبال ایتالیا باشد. به همین دلیل هم اگر ملاک این دست علاقهمندان فوتبال سوای دلبستگیهای نوستالژیک به سامبای برزیلی، کیفیت و جذابیت و زیبایی فوتبالی باشد که مانچینی در دوران خود و به خصوص در نتایجی که تا این مرحله و به خصوص عبور از اتریش غافلگیرکننده کسب کرده، در این صورت باید اذعان کرد ایتالیای این روزها به اندازه مانچینی خوشتیپ و دوستداشتنی و جذاب و دلربا شده باشد. نباید تردید کرد بخشی از این موفقیت همچنان که این نتایج حاصل از پوست انداختن فوتبال ایتالیاست به نگرش و فلسفه مانچینی برمیگردد. آنچه از ایتالیای مانچینی میتوان گفت ترکیبی است از استحکام دفاعی کاتاچینوی سنتی به علاوه طراوت و روانی در خط میانی و ترکیبی از بازیکنان تهاجمی که علاوه بر مچ بودن با خطوط دیگر به لحاظ فردی هم جویای نام هستند و هم بعضا در کورس رقابت با اسطورههای سنتی گام برمیدارند. شاید آنچه میتوان به این مجموعه اضافه کرد نوجویی مانچینی باشد. به اینها جوانی مانچینی در مقایسه با اغلب مربیان ایتالیایی را هم اضافه کنید. آنچه ایتالیا در مرحله گروهی و یکهشتم به نمایش گذاشت حتی در مقایسه با دور مقدماتی یورو به جهات مختلفی، متفاوت بود. واکاوی این تفاوتها هر چند بحث جداگانهای میطلبد، اما برای آنها که فوتبال را با چشم دل میبینند، قابل درک و لمس است.
آنچه ایتالیای مانچینی را به مرز دوستداشتنی نزدیک میکند نه الزاما شکستن رکورد بازیهای بیشکست و بردهای متوالی که ذهنیت برنده شدن و هژمونیطلبی است. این روحیه در بازی برابر اتریش بیش از هر عامل دیگری مشهود بود. به عنوان بازمانده از نسلی که هیچگاه کمترین سمپاتی را به فوتبال ایتالیا نداشته، اذعان میکنم ایتالیای یورو به همان اندازه مانچینی کاریزماتیک، دوستداشتنی و جذاب شده است.