خشکسالی و ایرانیان به گرسنگی رسیده
فاطمه پاسبان، عضو هیات علمی موسسه پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی اما با کمی جستجو و کاوش کارشناسانه ریشه های گرانی امروز و گرسنگی ایرانیان در گستره سرزمین و پیامدهای ناشناس آن را واکاوی کرده است. او می نویسد : بر اساس آمارنامه کشاورزی سال 1398 که توسط وزارت جهاد کشاورزی منتشر شده، در حدود 40 درصد گندم تولیدی کشور، 96 درصد نخود و 92 درصد عدس تولیدی دیم است که جزو اقلام سبد غذایی خانوار بوده و از اهمیت خاصی برخوردار است. آن هم در شرایطی که نان و حبوبات با توجه به قیمت بالای انواع گوشت، جایگزینی برای تامین غذای مردم است. از طرف دیگر 53 درصد تولید شبدر و 33درصد جو تولید دیم است که به عنوان خوراک دام استفاده میشود و کمبود بارش و خشکسالی بر کاهش تولید به خصوص تولید دیم اثرگذار است. حال با کاهش بارش و ادامه خشکسالی تولید دیم با تهدیدی جدی روبهرو شده است. به گزارش مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی، از مهرماه تاکنون در کشور بهطور میانگین، حدود ۱۰۰ میلیمتر بارش رخ داده که این میزان نسبت به میانگین بلندمدت ایران حدود ۳۴ درصد کمتر است. براساس این گزارش، میزان بارشها در تمامی استانهای کشور کمتر از حد نرمال بوده و ۵ استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان و خراسان رضوی با کمبارشی شدید مواجهند. حال آنکه، خشکسالی و کم بارشی بر کاهش سطح زیرکشت و عملکرد محصولات به خصوص دیم، شیوع آفات گیاهی، غیرقابل برداشت شدن محصول، بیماری درختان و هجوم حشرات، آتشسوزی جنگلها، تخریب حاصلخیزی جنگل، نشست زمین و در نهایت بر «تولید غذا » اثر نامطلوبی دارد.
ارزیابی های اوبرپایه اطلاعات دردسترس نشان می دهد: کاهش باران و کمبود منابع آبی به شدت بر تولید کشاورزی درایران تاثیرگذار بوده است. به عنوان نمونه معاون بهبود تولیدات گیاهی جهاد کشاورزی لرستان اعلام کرده است که به دلیل خشکسالی در سال جاری و کاهش شدید بارش باران بهویژه در کشت های دیم، شاهد کاهش ۶۵ تا ۷۰ درصدی تولید گندم دیم در استان هستیم یا رئیس سازمان جهاد کشاورزی آذربایجان شرقی با بیان اینکه امسال بخش کشاورزی استان با مشکل خشکسالی درگیر بوده و این میزان خشکسالی تاکنون کم سابقه بوده است، پیشبینی کرده که با این شرایط خشکسالی، حداقل۵۰ درصد عملکرد تولید محصول در مزارع دیم کاهش مییابد. یا از کردستان خبر میرسد که کاهش شدید بارندگی ها در سال زراعی جاری باعث شده میزان تولید در بخش کشاورزی بیش از 412 هزار تن کاهش یابد. بنابراین یکی از پیامدهای بارش کم و خشکسالی،کاهش تولید محصولات کشاورزی و غذا و کاهش دسترسی فیزیکی به غذا است. این پیامد به دنبال خود کاهش عرضه و در نتیجه افزایش قیمت را در بازار به همراه دارد . از این رو، برای تامین تقاضای داخلی، واردات افزایش و به خروج ارز در کشور منجر میشود (در شرایط تحریمی و عدم پذیرش توصیههای FATF واردات گزینه دشواری است) . اگر واردات با قیمت کمتر اتفاق بیفتد، خود یک سیاست ضد حمایتی برای تولید است و اگر با قیمت بیشتر از قیمت داخلی وارد شود،باعث افزایش قیمت در بازار داخلی خواهد شد . در هر صورت افزایش قیمت غذا در کشور دسترسی اقتصادی به غذا را با تهدید مواجه خواهد کرد و خانوارها که در سالهای اخیر همواره با کاهش قدرت در خرید مواجه بودهاند ، با مشکل مواجه خواهند شد؛ در عین حال، تغذیه نادرست باعث کاهش بهرهوری و اثرگذاری بر سلامت افراد و نسلهای آتی خواهد شد. از سوی دیگر با کاهش تولید خوراک دام و افزایش قیمت آن ، هزینه تولید افزایش یافته و قیمت محصولات دامی را در بازار افزایش خواهد داد که خود مزیت رقابتی تولید را با تهدید مواجه میسازد. افزون بر این، به دلیل خشکسالی و کم بارشی و به دنبال آن کاهش تولید، معیشت تولیدکنندگان محصولات کشاورزی نیز با خطر روبهرو می شود؛ آن هم در شرایطی که برای محصولات کشاورزی و غذایی، سرکوب قیمت اتفاق افتاده و اجازه افزایش قیمت محصول به اندازه هزینهها داده نشده است.