ساعت 24 - سنجه های راستی آزمایی روسای دولتها در دنیای امروز و به ویژه در کشورهایی که آزادی گرد آوری اطلاعات و انتشار آنها از سوی رسانه ها کاری عادی است بسیار آسان شده است و شهروندان در هردوره کوتاه مدت می توانند بخوانند یا بیبنند که رییس دولتی که به او رای داده اند در جریان ریاست خود پس از رای آوردن به هرشکل منطبق با کامیابی روبه رو شده یا ناکامی را تجربه کرده است. به نظر می رسد معیارهای مشخصی برای اندازه گیری کارآمدی دولت رییسی و به ویژه کارآمدی شخص وی وجود دارد که نشان می دهد او ضعیف ترین رییس جمهور پس از جنگ بوده است.
dir="RTL" style="text-align:right">سید ابراهیم رییسی که با کمترین آرای نسبی توانست در نبود رقبایی نیرومند رای بیاورد وعده داده بود نرخ ارز را کنترل می کند که نتوانسته است و نرخ دلار آمریکا درچندماه تازه سپری شده با شتاب خود را به مرزهای تازه ای رسانده است. او وعده داده بود با تثبیت قیمت ها نرخ تورم را مهارمی کند که نتوانسته و افزایش قیمت مواد غذایی با شتابی بیش از نرخ تورم عمومی به تهیدستی بیشتر مزد و حقوق بگیران منجر شده است. رییس دولت در یک سال تازه سپری شده ناگزیر شد وزیر کارخود را که با حرفهای جنجالی پیش از انتخابات به چشم می امد را تغییر دهد و از آنجایی که زیر تیغ بوده یا فرد دیگری را نیافته اورا به معاونت خود در مناطق ازاد انتخاب کرده است وبه جای او فردی را به ریاست مهمترین وزارتخانه انتخاب کند که تچربه ودانش این کارراندارد. رییس دولت سیزدهم وعده داده بود تحریم ها را حذف می کند وکسری بودجه را برطرف می کند اما نتوانسته است .. شور بختانه درایران آرایش و توزیع قدرت گونه ای است گویا فلسفه انتخابات ریاست جمهوری این شده است که گروههایی از سیاستورزان میخواهند نهاد ریاست جمهوری و نهاد دولت در اختیار فرد یا افرادی باشد که از پیش معلوم است توانایی ادراه کشور را در بخش اجرایی را ندارد. حذف شخصیت هایی مثل اسحاق جهانگیری و علی لاریجانی از دوجناح سیاسی مخالف که هرکدام سابقه طولانی در اجرا و در قانونگذاری داشتند گام نخست برای تضعیف نهاد دولت ونهاد ریاست جمهوری در انتخابات سیزدهم بود.
واقعیت تلخ این است که در یک سال گذشته دولت ابراهیم رییسی در تامین مهمترین خواسته های شهروندان ناکامی مطلق داشته است. شهروندان ایرانی باور دارند تحریم ایران روزگار آنها را از نظر کسب وکار و به تنگنا افتادن معیشت تیره وتار کرده است و در حرف این را با صراحت بیان می کنند. استدلال های دولت وسایر نهادهابرای متقاعد کردن شهروندان که چنین نیست و تحریم بر کسب وکار آنها اثرات منفی نداشته به جایی نرسیده است. از سوی دیگر گلایه و شکایت خاموش شهروندان و البته اعتراض های گروههای گوناگون شهروندی به نرخ فزاینده تورم به مثابه عامل کشتار بی سروصدای عزت و آبروی مردم نیز نشان می دهد دولت سیزدهم در مهار تورم توفیقی نداشته است. برایند همه رفتارها از دوم خرداد 1376 که اصلاحات برنده انتخابات شد ونیز حتی در دوره دوم دولت احمدی نژاد و 8 سال فعالیت دولت روحانی ویک سال فعالیت ابراهیم رییسی این شده است که شهروندان تصور کنند اصولا نهاد دولت به ویژه دولت بر آمده از انتخابات توانایی ادراه کشورراندارد. عدم رعایت شان نهاد دولت و وعدههای بیهودهای که برخی میدهند و دروغهایی که میگویند که چنین میکنیم و چنان خواهیم کرد، جز این نیست که فلسفه انتخابات که برگزیدن کارآمدها از مسیر رقابت سالم و آزاد است واژگون شده و ناکارآمدها بر سر کار آمده اند . شهروندان ایرانی در این سه دهه همه جوررییس جمهور انتخاب کردند اما به نظر می رسد درهردوره افرادی که مقام ریاست دولت را دراختیار می گیرند ضعیف تر از رییس دولت پیشین است. واقعیت این است که رییس دولت سیزدهم با معیارتطابق وعده ها و کارنامه یک ساله ضعیف ترین رییس دولت پس از جنگ بوده وهست.