مصیبتهای یک زندگی عادی
شاید در نگاه نخست اینگونه به نظر آید که ایرانیان با داشتن ثروت طبیعی قابل اعتنا و سرزمین پهناور و اقلیم گوناگون و نیز تاریخ دیرینه به آسانی میتوانند زندگی عادی داشته باشند اما اگر به ماهیت اعتراضهای شهروندان ایرانی از سال ۱۳۹۶ تا امروز و به ویژه ماهیت اعتراض این روزهای جوانان و زنان خوب نگاه کنیم میبینیم که چنین چیزی نشده و شهروندان ایرانی برای به دست آوردن زندگی عادی با مصیبت و سختی دستوپنجه نرم میکنند. چرا ایرانیان در حسرت زندگی بهتر حتی به کشورهای کوچکی مثل دوبی، قطر و عمان میروند؟ چرا ایرانیان پرشمار و به ویژه جوانان آرزو دارند به کشورهای غربی بروند و برایشان اهمیت دارد که به اروپا، استرالیا، کانادا و آمریکا بروند؟ واقعیت تلخ این است که نهادهای قدرت در ایران به هر دلیل نتوانستهاند زندگی عادی برای شهروندان ایرانی آماده کنند بلکه با دخالتهای خود در تعیین روش زندگی روزگار را غبارآلودتر کردهاند. مدیران اصلی تصمیمگیرنده در ایران وقتی در برابر این پرسشها قرار میگیرند نخست میگویند شهروندان ایرانی راضی هستند و هر کس میگوید ایرانیان از روش زندگی خود ناراحت هستند خودشان مشکل دارند و با بیگانهها همسازی میکنند. از سوی دیگر مدیران ادارهکننده کشور بارها و بارها و در هر مناسبتی میگویند کشورهای غربی ۴۲ سال است ایران را تحریم کرده و اجازه نمیدهند ایران زندگی عادی داشته باشد. آیا شهروندان ایرانی این سخنان را قبول دارند؟ اگر مدیران اصلی کشور باور دارند ایرانیان از زندگی امروز خود در ایران رضایت دارند اجازه دهند یک همهپرسی انجام شود. از سوی دیگر تا ابد شهروندان این سرزمین نمیتوانند به این دلیل که غرب نمیگذارد ایران آرام باشد، وضعیت تاسفبار اقتصادی داشته باشند.
مردم ایران تافته جدا بافته نیستند و یک زندگی عادی میخواهند.