دوگزینه اقتصاد ایران پس از جنگ
الف- نظام اقتصادی ایران عقلانیتر میشود که در چند مولفه خلاصه میکنم. صرفهجویی در مقایس وسیع صورت میگیرد و هدردهی منابع انرژی و آب و همچنین بودجه دولت کمتر میشود. بهعبارتی ممکن است با فشارهای حاصل از محدودیت منابع، فعالیتهای اقتصادی به ویژه رفتار دولت عقلانیتر و توزیع ابزار تولید دموکراتتر شود؛ یعنی توزیع انحصاری منابع و ابزار تولید کمتر میشود. الزام به بازسازی و کمبود منابع دولت باعث رقابت تنظیمشده بین بنگاههای اقتصادی شود و نظام اقتصادی در این رقابت تنظیمشده رونق بگیرد. یعنی ضرورت بازسازی فیزیکی باعث تغییر در نظام سیاستگذاری اقتصادی و فناوریهای تولید میشود؛ به این معنا که بنگاهها به سمت تکنولوژیهای روز حرکت میکنند و این وابسته است به گشایشها در زمینه کاهش تحریم پس از جنگ و بازسازی روابط خارجی.
ب- نظام اقتصادی عقلانیت کمتری داشته باشد که این مسائل ممکن است رخ دهد: ممکن است اندازه دولت بزرگتر و حجیمتر شود که تورم کماکان بسیار پرنوسان و بالا باقی بماند. کنترل و نظارت دولت بر بنگاه و فعالیتهای اقتصادی بیشتر شود و به دلیل راهبرد بازسازی، توزیع منابع انحصاریتر شود. توجه به بازسازی فیزیکی مانع از توجه به بازسازی در نظام اقتصادی شود. اما به نظر میرسد فردای جنگ فرصت مناسبی باشد برای تغییر در نظام اقتصادی. همزمان با بازسازی فیزیکی، بازسازی نظام اقتصادی هم مورد توجه قرار گیرد. افرادی به این تغییر خوشبین هستند و گروهی نیز با بدبینی به وضعیت اقتصادی پساجنگ مینگرند. گاهی گفته میشود درآمدهای دولت پس از جنگ به دلیل فروش بیشتر و کاهش اثر تحریمها افزایش مییابد و این میتواند وضعیت اقتصادی را بهتر کند. اما آیا افزایش درآمد دولت تغییر قابل توجهی در نظام اقتصادی ایجاد میکند؟ به نظر میرسد تا بازسازی نظام اقتصادی صورت نگیرد، افزایش درآمد دولت لزوما به تغییر مثبت در نظام اقتصادی منجر نمیشود.
روزنامه شرق