این فیلم شعارزده نیست!
ساعت24- دو فیلم مستند دفاع مقدسی در سالن سینما «حقیقت» مورد بحث و تحلیل قرار گرفت.
عصر یکشنبه ۳ خردادماه و بهمناسبت سالروز حماسه آزادسازی خرمشهر، مستندهای «تو از یاد نرفتهای» ساخته مجتبی عباسی و «نباید گریه کنی مادر» به کارگردانی عباس امینی در سالن «سینماحقیقت» مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به نمایش درآمد و سپس با حضور «مازیار فکریارشاد» مجری و کارشناس و «عباس کریمی» منتقد میهمان مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
عباس امینی کارگردان مستند «نباید گریه کنی مادر» پیرامون تولید این اثر مطرح کرد:اهل آبادان هستم و جنگ را از نزدیک دیدهام و به یاد دارم. برای ساخت مستندی درباره سردار عبدالله نورانی یک ماه با ایشان به گفتگو نشستم ولی متاسفانه وی به دلیل بزرگمنشی راضی به ساخت فیلم نمیشد، زیرا معتقد بودند افراد تاثیرگذارتر از او نیز در آزادسازی خرمشهر سهیم بودند و باید فیلمی از آنها ساخته شود.
او افزود: فیلمسازی کلاً بر دو محور قرار دارد! اینکه یا فیلمی بسازید که به عنوان کارگردان از آن راضی باشید یا فیلمی بسازید که تنها سرمایهگذار و مخاطب را راضی نگه دارید. من این فیلم را برای خودم ساختم و یک ماه را با فردی سپری کردم که تجربههای زیادی را در اختیارم گذاشت و بهترین جایزه را هم از ایشان دریافت کردم.
عباس کریمی نیز گفت: فیلم «تو از یاد نرفتهای» شخصیت محوری ندارد و همه سوژهها به نوعی سوژه اصلی به حساب می آیند، به همین علت شخصیتپردازی ندارد؛ اما فیلم «نباید گریه کنی مادر» با داشتن شخصیت اصلی و نریشن مشخص است که نقدی به دنبال دارد؛ آدمهایی که روزی از همه زندگی خود گذشتند ولی در حال حاضر برای یک درمان ساده کلی عذاب میکشند.
وی افزود: این فیلم توانسته با دیالوگ، نشان دادن کاراکترها، بازخوانی خاطرات مجروحان جنگی و مواردی از این دست، شخصیتپردازی خوبی از سوژهها ارائه دهد؛ اما تمامی آن برای بیان محرومیت و مظلومیت افراد ساکن خرمشهر بوده و از خود این شهر حرفی به میان نمیآید و به نوعی موارد حاشیهای پررنگتر از متن نشان داده میشود.
کریمی خاطرنشان کرد: ارجاعات بینامتنی به تسریع ریتم فیلم کمک زیادی کرده است؛ اما متاسفانه مدام سوژه با دوربین همراه است و زاویه تازهای را از دوربین نمیبینیم.
عباس امینی در این باره گفت: واقعیت این است که برای ساخت فیلمهای مستند همیشه با فیلمنامه سر صحنه حاضر میشوم ولی برای ساخت این کار فیلمنامهای نداشتم و خودم را به موضوع سپردم. طبیعی است که چنین مواردی برای کار به وجود آید.
وی افزود: سکانسی که خیلی به آن علاقمندم، لحظهای است که فرمانده جنگ کنار رودخانه میرود و عدهای که اصلاً از جنگ خبر نداشتند در حضور ایشان به آن روزگار اشاره کرده و تحلیل و بررسی میکنند!
عباس کریمی همچنین گفت: این فیلم شعار زده نیست و طلبی و توقعی از مخاطب ندارد. فیلم بیشتر به دنبال چرایی سوژههاست تا اینکه اصلا چرا جنگ رخ میدهد.
بنا بر این گزارش، این منتقد همچنین در ابتدای این نشست با اشاره به عنوان مستند «تو از یاد نرفتهای» اظهار داشت: «تو از یاد نرفتهای» عنوانی است که هر مضمونی را میشود بدان مرتبط دانست و به دلیل همین چند وجهی بودن جذابیت دارد.
وی افزود: مستندهایی که پیرامون بررسی یک واقعیت است، معمولاً ساختاری گزارشی و گفتگو محور به خود میگیرند؛ اما این فیلم ایده خوبی دارد و با ریتم سریع از عکسی آغاز میشود که ۳۰ سال پیش گرفته شده و سربازانی که برای دفاع از خرمشهر آمدهاند را کنار هم ثبت کرده است.
کریمی ادامه داد: متاسفانه فیلم به نیمه که میرسد ریتم خود را از دست میدهد و نمیتواند کشش اولیهاش را حفظ کند؛ حتی دوربین هم خلاقیتی از خود نشان نمیدهد و در پایان به سکانسی میرسیم که احساس میکنیم چند نفر با هم به سفر رفتهاند و یک دوربین را همراه خود بردهاند!
مجتبی عباسی (کارگردان) در پاسخ گفت: ساخت این فیلم به سال ۸۶ برمیگردد، زمانیکه مشغول ساخت مستندی درباره تکاوران نیروی دریایی بودم، دریادار محیطی نزد من آمد و عکسی را نشان داد که در آن چندین رزمنده کنار هم عکس گرفته بودند، ولی متاسفانه هیچ کس از آنها خبر نداشت.
وی افزود: اینکه ریتم در مواقعی کند میشود درست است، زیرا فیلم جستجوگر است و زمانیکه سوژه تعدادی از افرادی که به دنبالشان میگردد را پیدا میکند، انگیزه فیلم کمتر شده و این امر کاملا طبیعی بروز میکند!
این مستندساز در ادامه گفت: شخصاً تاکید داشتم این افراد در فرودگاه با یکدیگر رو به رو شوند، زیرا برای آن سکانس ۶ ماه تلاش کردم و به عقیده خودم نقطه عطف داستان همین لحظه بود.
عباس امینی کارگردان مستند «نباید گریه کنی مادر» پیرامون تولید این اثر مطرح کرد:اهل آبادان هستم و جنگ را از نزدیک دیدهام و به یاد دارم. برای ساخت مستندی درباره سردار عبدالله نورانی یک ماه با ایشان به گفتگو نشستم ولی متاسفانه وی به دلیل بزرگمنشی راضی به ساخت فیلم نمیشد، زیرا معتقد بودند افراد تاثیرگذارتر از او نیز در آزادسازی خرمشهر سهیم بودند و باید فیلمی از آنها ساخته شود.
او افزود: فیلمسازی کلاً بر دو محور قرار دارد! اینکه یا فیلمی بسازید که به عنوان کارگردان از آن راضی باشید یا فیلمی بسازید که تنها سرمایهگذار و مخاطب را راضی نگه دارید. من این فیلم را برای خودم ساختم و یک ماه را با فردی سپری کردم که تجربههای زیادی را در اختیارم گذاشت و بهترین جایزه را هم از ایشان دریافت کردم.
عباس کریمی نیز گفت: فیلم «تو از یاد نرفتهای» شخصیت محوری ندارد و همه سوژهها به نوعی سوژه اصلی به حساب می آیند، به همین علت شخصیتپردازی ندارد؛ اما فیلم «نباید گریه کنی مادر» با داشتن شخصیت اصلی و نریشن مشخص است که نقدی به دنبال دارد؛ آدمهایی که روزی از همه زندگی خود گذشتند ولی در حال حاضر برای یک درمان ساده کلی عذاب میکشند.
وی افزود: این فیلم توانسته با دیالوگ، نشان دادن کاراکترها، بازخوانی خاطرات مجروحان جنگی و مواردی از این دست، شخصیتپردازی خوبی از سوژهها ارائه دهد؛ اما تمامی آن برای بیان محرومیت و مظلومیت افراد ساکن خرمشهر بوده و از خود این شهر حرفی به میان نمیآید و به نوعی موارد حاشیهای پررنگتر از متن نشان داده میشود.
کریمی خاطرنشان کرد: ارجاعات بینامتنی به تسریع ریتم فیلم کمک زیادی کرده است؛ اما متاسفانه مدام سوژه با دوربین همراه است و زاویه تازهای را از دوربین نمیبینیم.
عباس امینی در این باره گفت: واقعیت این است که برای ساخت فیلمهای مستند همیشه با فیلمنامه سر صحنه حاضر میشوم ولی برای ساخت این کار فیلمنامهای نداشتم و خودم را به موضوع سپردم. طبیعی است که چنین مواردی برای کار به وجود آید.
وی افزود: سکانسی که خیلی به آن علاقمندم، لحظهای است که فرمانده جنگ کنار رودخانه میرود و عدهای که اصلاً از جنگ خبر نداشتند در حضور ایشان به آن روزگار اشاره کرده و تحلیل و بررسی میکنند!
عباس کریمی همچنین گفت: این فیلم شعار زده نیست و طلبی و توقعی از مخاطب ندارد. فیلم بیشتر به دنبال چرایی سوژههاست تا اینکه اصلا چرا جنگ رخ میدهد.
بنا بر این گزارش، این منتقد همچنین در ابتدای این نشست با اشاره به عنوان مستند «تو از یاد نرفتهای» اظهار داشت: «تو از یاد نرفتهای» عنوانی است که هر مضمونی را میشود بدان مرتبط دانست و به دلیل همین چند وجهی بودن جذابیت دارد.
وی افزود: مستندهایی که پیرامون بررسی یک واقعیت است، معمولاً ساختاری گزارشی و گفتگو محور به خود میگیرند؛ اما این فیلم ایده خوبی دارد و با ریتم سریع از عکسی آغاز میشود که ۳۰ سال پیش گرفته شده و سربازانی که برای دفاع از خرمشهر آمدهاند را کنار هم ثبت کرده است.
کریمی ادامه داد: متاسفانه فیلم به نیمه که میرسد ریتم خود را از دست میدهد و نمیتواند کشش اولیهاش را حفظ کند؛ حتی دوربین هم خلاقیتی از خود نشان نمیدهد و در پایان به سکانسی میرسیم که احساس میکنیم چند نفر با هم به سفر رفتهاند و یک دوربین را همراه خود بردهاند!
مجتبی عباسی (کارگردان) در پاسخ گفت: ساخت این فیلم به سال ۸۶ برمیگردد، زمانیکه مشغول ساخت مستندی درباره تکاوران نیروی دریایی بودم، دریادار محیطی نزد من آمد و عکسی را نشان داد که در آن چندین رزمنده کنار هم عکس گرفته بودند، ولی متاسفانه هیچ کس از آنها خبر نداشت.
وی افزود: اینکه ریتم در مواقعی کند میشود درست است، زیرا فیلم جستجوگر است و زمانیکه سوژه تعدادی از افرادی که به دنبالشان میگردد را پیدا میکند، انگیزه فیلم کمتر شده و این امر کاملا طبیعی بروز میکند!
این مستندساز در ادامه گفت: شخصاً تاکید داشتم این افراد در فرودگاه با یکدیگر رو به رو شوند، زیرا برای آن سکانس ۶ ماه تلاش کردم و به عقیده خودم نقطه عطف داستان همین لحظه بود.