فلیپ گوردون، ترجمه: شهرام زرندار
بازی پایانی ایران
ساعت 24-همچنانکه جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا و سایر وزیران امور خارجه برای آنچه بناست هفته نهایی مذاکرات قبل از یک توافق هستهای همهجانبه با ایران باشد، راهی وین میشوند، هنوز حصول چنین توافقی بهنظر دور از دسترس میرسد. با وجود این، هر دو طرف مذاکره بهوضوح دارای منافع زیادی برای بلهگفتن به یکدیگرند.
div align="justify">توافق در مورد نکات مسئلهسازی مثل کاهش ٩٧درصدی اندوخته مواد هستهای، کاهش شمار سانتریفیوژهای نصبشده تا حد دوسوم تعداد فعلی و بازسازی تأسیسات آب سنگین اراک همه از نکات مهم بیانیه لوزان است. با بیانیه لوزان ایرانیها نشان دادهاند که مایلند امتیازهایي براي رسیدن به یک توافق هستهای بدهند.
ایالاتمتحده و شرکای بینالمللیاش در گروه ١+٥ میدانند درحالیکه توافقنامه هستهای روی میز تا کاملشدن راه درازی در پیش دارد، اما نبود یک توافقنامه هستهای آنها را در موضعی ناخوشایند قرار میدهد. از سوی دیگر درحالیکه پیشرفت واقعی در مذاکرات رخ داده و چارچوب توافقشده در لوزان تقریبا ٩٠ درصد مسائل ضروری برای رسیدن به یک توافقنامه هستهای را حل کرده است؛ مسائلی که حلکردن آنها در آخرین روزهای مارس در طول آخرین بازی نهایی بسیار مشکل بوده میهماني سختی در آخرین روزهای ژوئن خواهد بود.ایالاتمتحده و شرکایش این امر را روشن کردهاند که محدودیتی برای سازش آنها وجود دارد... .
هدف تاریخ سیام ژوئن برای رسیدن به یک توافقنامه همهجانبه بعد از همه اینها چیزی بیش از یک آخرین مهلت سفتوسخت در مقایسه با آخرین مهلتهای جولای ٢٠١٤ (ششماه بعد از امضای نقشه راه اقدام مشترک موقت)، نوامبر ٢٠١٤ (سالگرد امضای نقشه راه اقدام مشترک موقت) یا توافق مارس ٢٠١٥ (که در آن مذاکرهکنندگان قول دادند به یک چارچوب سیاسی برسند) نیست.
واقعیت این است که با درنظرگرفتن توافقی که باعث توقف و بعضا عقبگرد برنامه ایرانیها در عوض یک لغو تحریم میانهروانه شده است، هیچیک از طرفین برای رسیدن به یک توافق از خود بیقراری نشان نمیدهد. هر دو طرف مایلند به همین وضع ادامه دهند و از امضای توافق خودداری کنند مگر اینکه خواستههایشان برآورده شود. تنها نیروی عملکننده و محرک واقعی وقایع در افق، تحریمهای کنگره است که ممکن است منجر به این شود که ایرانیها خود را از مذاکرات کنار بکشند، اما تا اینجا کنگره در انجام اقدامی که ممكن است عامل فروپاشی مذاکرات باشد دستبهعصا راه رفته است.
شاید مهمترین مسئلهای که هنوز باید در مورد آن تصمیمگیری شود، مسئله حقیقتیابی مؤثر است. در ورای توافق برای دسترسی عادی به همه تأسیسات هستهای ایران که شامل سایتهای غنیسازی اورانیوم، سایتهای تولید سانتریفیوژ معادن اورانیوم و آسیابهای اورانیوم و زنجیره عرضه مواد هستهای میشود یکی از بهترین چیزهایی که در چارچوب جاری وجود دارد توافق ایران در مورد امضا و اجرای پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی هستهای است که دسترسی بازرسان را به سایتها و اطلاعاتی لازم را تضمین میکند.مشکل در اینجاست درحالیکه پروتکل الحاقی نیازمند امضای طرفین برای فراهمآوردن دسترسی به تأسیسات هستهای است، اما این پروتکل هیچ مکانیسمی برای انجام موثر و زمانبندیشده مشاجرات غیرقابل اجتناب فراهم نمیآورد. برای انجام این کار نیازی به قبول استاندارد «در هر زمان و در هر کجا» که منتقدین از آن یاد میکنند و خواستار آن هستند نیست؛ این استاندارد استانداردی است که قبول آن بسيار مشکل است؛ در حالی که بازرسی سایتهای غیرهستهای به خودي خود هدف نیست، ردکردن امکان دسترسی بازرسان به آنها ميتواند بهعنوان عملی خلاف توافق حاصله محسوب شده و باعث میشود تحریمها دوباره تحمیل شوند.زمانبندی لغو تحریمها در وحله اول و فرایند لازم برای بازگشت آنها، همچنان بهعنوان مسئلهای خطیر باقی میماند که باید حل شود. ایران میخواهد که همه تحریمها «بلافاصله در هنگام امضای توافق هستهای» لغو شوند؛ شرطی که رهبر عالی ایران آن را در روز ٢٤ ژوئن تکرار کرده است.گروه ١+٥ ميگويد لغو اساسی تحریمها فقط هنگامی رخ خواهد داد که ایران عملا «قدمهای هستهای» را که جزئی از توافق است اجرا کند؛ میزان اندوخته اورانیوم غنیشده در سطح پایین را کاهش دهد؛ تعداد سانتریفیوژهای مورد نیاز را کاهش دهد و مواد هستهای را از فوردو جابهجا کند و قلب راکتور آب سنگین اراک را تغییر دهد و مسائل موسوم به «ابعاد احتمالي نظامي» PMD همچنان وجود دارد.
ایالاتمتحده و شرکای بینالمللیاش در گروه ١+٥ میدانند درحالیکه توافقنامه هستهای روی میز تا کاملشدن راه درازی در پیش دارد، اما نبود یک توافقنامه هستهای آنها را در موضعی ناخوشایند قرار میدهد. از سوی دیگر درحالیکه پیشرفت واقعی در مذاکرات رخ داده و چارچوب توافقشده در لوزان تقریبا ٩٠ درصد مسائل ضروری برای رسیدن به یک توافقنامه هستهای را حل کرده است؛ مسائلی که حلکردن آنها در آخرین روزهای مارس در طول آخرین بازی نهایی بسیار مشکل بوده میهماني سختی در آخرین روزهای ژوئن خواهد بود.ایالاتمتحده و شرکایش این امر را روشن کردهاند که محدودیتی برای سازش آنها وجود دارد... .
هدف تاریخ سیام ژوئن برای رسیدن به یک توافقنامه همهجانبه بعد از همه اینها چیزی بیش از یک آخرین مهلت سفتوسخت در مقایسه با آخرین مهلتهای جولای ٢٠١٤ (ششماه بعد از امضای نقشه راه اقدام مشترک موقت)، نوامبر ٢٠١٤ (سالگرد امضای نقشه راه اقدام مشترک موقت) یا توافق مارس ٢٠١٥ (که در آن مذاکرهکنندگان قول دادند به یک چارچوب سیاسی برسند) نیست.
واقعیت این است که با درنظرگرفتن توافقی که باعث توقف و بعضا عقبگرد برنامه ایرانیها در عوض یک لغو تحریم میانهروانه شده است، هیچیک از طرفین برای رسیدن به یک توافق از خود بیقراری نشان نمیدهد. هر دو طرف مایلند به همین وضع ادامه دهند و از امضای توافق خودداری کنند مگر اینکه خواستههایشان برآورده شود. تنها نیروی عملکننده و محرک واقعی وقایع در افق، تحریمهای کنگره است که ممکن است منجر به این شود که ایرانیها خود را از مذاکرات کنار بکشند، اما تا اینجا کنگره در انجام اقدامی که ممكن است عامل فروپاشی مذاکرات باشد دستبهعصا راه رفته است.
شاید مهمترین مسئلهای که هنوز باید در مورد آن تصمیمگیری شود، مسئله حقیقتیابی مؤثر است. در ورای توافق برای دسترسی عادی به همه تأسیسات هستهای ایران که شامل سایتهای غنیسازی اورانیوم، سایتهای تولید سانتریفیوژ معادن اورانیوم و آسیابهای اورانیوم و زنجیره عرضه مواد هستهای میشود یکی از بهترین چیزهایی که در چارچوب جاری وجود دارد توافق ایران در مورد امضا و اجرای پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی هستهای است که دسترسی بازرسان را به سایتها و اطلاعاتی لازم را تضمین میکند.مشکل در اینجاست درحالیکه پروتکل الحاقی نیازمند امضای طرفین برای فراهمآوردن دسترسی به تأسیسات هستهای است، اما این پروتکل هیچ مکانیسمی برای انجام موثر و زمانبندیشده مشاجرات غیرقابل اجتناب فراهم نمیآورد. برای انجام این کار نیازی به قبول استاندارد «در هر زمان و در هر کجا» که منتقدین از آن یاد میکنند و خواستار آن هستند نیست؛ این استاندارد استانداردی است که قبول آن بسيار مشکل است؛ در حالی که بازرسی سایتهای غیرهستهای به خودي خود هدف نیست، ردکردن امکان دسترسی بازرسان به آنها ميتواند بهعنوان عملی خلاف توافق حاصله محسوب شده و باعث میشود تحریمها دوباره تحمیل شوند.زمانبندی لغو تحریمها در وحله اول و فرایند لازم برای بازگشت آنها، همچنان بهعنوان مسئلهای خطیر باقی میماند که باید حل شود. ایران میخواهد که همه تحریمها «بلافاصله در هنگام امضای توافق هستهای» لغو شوند؛ شرطی که رهبر عالی ایران آن را در روز ٢٤ ژوئن تکرار کرده است.گروه ١+٥ ميگويد لغو اساسی تحریمها فقط هنگامی رخ خواهد داد که ایران عملا «قدمهای هستهای» را که جزئی از توافق است اجرا کند؛ میزان اندوخته اورانیوم غنیشده در سطح پایین را کاهش دهد؛ تعداد سانتریفیوژهای مورد نیاز را کاهش دهد و مواد هستهای را از فوردو جابهجا کند و قلب راکتور آب سنگین اراک را تغییر دهد و مسائل موسوم به «ابعاد احتمالي نظامي» PMD همچنان وجود دارد.