جنگ داخلی از نگاهی دیگر
ساعت 24-تجاوز و خشونت علیه زنان؛ این پدیده ناهنجاری دردآوری است که با ادامه درگیریها در مناطق مختلف خاورمیانه مشاهده شده و متاسفانه در حال افزایش است. تا جایی که شورایامنیت سازمانملل متحد از تمامی گروههای مسلح خواسته است تا اقداماتی را برای حمایت از زنان و دختران در برابر خشونتهای جنسی بهویژه تجاوز، دیگر آزارهای جنسی و هر خشونت جنگی دیگری، انجام دهند.
div align="justify">این در حالی است که وقتی سخن از سوریه و عراق بهمیان میآید، تمامی بیانیههای صادرشده فقط خیالی بیش نیستند. فعالان حقوق بشر در این زمینه، اعلام کردند بیش از ١٠ هزار زن سوری از ابتدای درگیریها در سوریه از سال ٢٠١١ میلادی مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند؛ این در حالی است که هزاران نفر دیگر در این مدت کشته، شکنجه و ربوده شدهاند یا از آنان برای باجگیری و بهعنوان سپر انسانی، استفاده شده است. آزار جنسی زنان در جنگ به اندازه خود جنگ، موضوعی قدیمی و کهنه است و فقط فرهنگ میتواند مانع چنین اتفاقاتی میشود. اما در جایی که فردی برای آزار جنسی تحت پیگیری قرار نمیگیرد و ترسی از فشارهای قانونی وجود ندارد، چگونه میتوان برای افراد، خانوادهها و کل جامعه سخن از امنیت اجتماعی گفت.
ضرورت پاسخگویی
به دلایل فراوان اعمال تغییرات مؤثر مانند موضوع اصلی، چالشبرانگیز است. «هایت زقیچی»، مدیر ارتباطات در شبکه حقوق بشر اروپا- مدیترانه (EMHRN)، دراینباره میگوید دانستن آنچه باید انجام شود، به معنای دستیابی آسان به آن موضوع نیست. او در گفتوگو با وبسایت دویچهوله، ادامه میدهد: فکر نمیکنم گفتن این موضوع که میشود زنان را بهطور کامل از درگیریهای جنگی دور کرد، منطقی باشد. اما اگر شرایطی بهوجود بیاید که هر قربانی توانایی دفاع از خود را در دادگاه داشته باشد، میتوانیم به افراد هشدار دهیم باید برای آنچه انجام میدهند، پاسخگو باشند. «جانی لترمن»، نویسنده کتاب «آزار جنسی و درگیریهای مسلحانه»، نیز دراینباره به دویچهوله میگوید: تجاوز بهدلیل بدنامکردن افراد به نوبه خود، خود ابزاری قدرتمند است. این پدیده، اسلحهای قدرتمند است. یک قربانی جنگی تلاش میکند ترس از زخمها را فراموش کند، اما این مسئله بهدلیل بعد روانشناختی و فرهنگی، برای قربانیان تجاوز فراموششدنی نیست.
ترس از مجازات
با وجود تمامی این مسائل، در اغلب موارد ترس از مجازات و خشونت، بیشتر باعث میشود زنان نامی از فرد متجاوز نبرند و بهدنبال عدالت نباشند. در برخی از مکاتب فکری این باور وجود دارد که بعد از پایان جنگی مانند سوریه، برخی از افراد میتوانند از خود جنگ خطرناکتر باشند. لترمن ادامه میدهد: در جایی که ما شاهد باورهای کهنهای از جنگ هستیم، خطرات دیگری نیز وجود دارد. نمیتوان گفت همسران و دیگر اعضای خانواده پس از کشتهشدن افراد و تجربه آزار جنسی دیگر زنان، پس از پایان جنگ به خانههایشان بازمیگردند و به زندگی در کنار آنان افتخار میکنند. همانطور که گفته شد، زنان سوری برای پیگیری جنایات جنگی با موانع بسیاری مواجه هستند؛ لترمن بر این باور است که نبود سیستم قضایی قابل اعتماد و زندگی در جامعهای که مفسدان میتوانند آزادی خود را بهسادگی بخرند، قربانیان شانس کمتری برای پیروزی دارند. کمیته نجات جهانی هشدار داد زنان اکنون مانند ادوات جنگی شدهاند و حتی برای رفع نیازهای مردان جنگجو و شبهنظامی، مورد استفاده قرار میگیرند. فقط چند روز پیش از گزارش رسمی این نهاد بیطرف بینالمللی، «زینب بانگورا»، نماینده ویژه دبیرکل سازمانملل در مورد خشونتهای جنسی، هشدار داد زنان آوارهشده و پناهنده در کشورهای همسایه مانند ترکیه، لبنان و اردن، از بزرگترین قربانیان جنگ بوده و برای تداوم حیات در کشور بیگانه مجبور به تنفروشی شدهاند. او همچنین هشدار داد علاوهبر شیوع تنفروشی و خشونت جنسی، گروهی گرفتار باندهای قاچاق انسان و اعضای بدن انسان شده و گروه دیگری نیز به ازدواجهای اجباری با متمولان عرب تن دادهاند. اما بهراستی اینکه چه کسی باید مسئولیت برقراری عدالت را برعهده گیرد، مشخص نیست. دادگاه جنایات جنگی یکی از اصلیترین بازیگران بهشمار میآید. اما زقیچی میگوید ما به یک سازمان و شریک محلی نیز نیاز داریم. اگر سیستم قضایی کامل و مستقلی وجود نداشته باشد، نباید از دادگاه جنایات جنگی انتظار معجزه داشته باشیم. در زمانی که گزارش «خشونت علیه زنان، زخمی خونین در جنگ سوریه» در حال تکمیل بود، شبکه حقوق بشر اروپا-مدیترانه متوجه شد سوریها به دادگاه بینالمللی نیز اعتمادی ندارند، چراکه قربانیان خشونت و آزار جنسی بهوضوح میبینند چطور جامعه بینالمللی نمیتواند به اتمام جنگ کمک کند؛ درگیریای که آنان را از خانه و وطنشان دور کرده است. در چنین شرایطی چطور میتوان قربانیان را به ارائه جزئیاتی از آنچه بر آنان رفته است، تشویق کرد.
زقیچی تأکید میکند الان زمان جمعآوری مدارک جنگی است و باید به قربانیان امید داد که میتوانند شاهد اجرای عدالت باشند. ما در تلاشیم اعتمادی هرچند حداقلی، بهوجود آوریم و به زنان بفهمانیم پیمودن این مسیر، بیهوده نیست. ایجاد چنین باوری امری حیاتی است، چراکه اگر آنان خواهان بازسازی کشورشان هستند و میخواهند دوباره زندگی کنند یا حتی روزی دوباره بخندند، باید از زخمهای خود سخن بگویند و کمک کنند تا گنهکاران به پای میز عدالت کشانده شوند.
ضرورت پاسخگویی
به دلایل فراوان اعمال تغییرات مؤثر مانند موضوع اصلی، چالشبرانگیز است. «هایت زقیچی»، مدیر ارتباطات در شبکه حقوق بشر اروپا- مدیترانه (EMHRN)، دراینباره میگوید دانستن آنچه باید انجام شود، به معنای دستیابی آسان به آن موضوع نیست. او در گفتوگو با وبسایت دویچهوله، ادامه میدهد: فکر نمیکنم گفتن این موضوع که میشود زنان را بهطور کامل از درگیریهای جنگی دور کرد، منطقی باشد. اما اگر شرایطی بهوجود بیاید که هر قربانی توانایی دفاع از خود را در دادگاه داشته باشد، میتوانیم به افراد هشدار دهیم باید برای آنچه انجام میدهند، پاسخگو باشند. «جانی لترمن»، نویسنده کتاب «آزار جنسی و درگیریهای مسلحانه»، نیز دراینباره به دویچهوله میگوید: تجاوز بهدلیل بدنامکردن افراد به نوبه خود، خود ابزاری قدرتمند است. این پدیده، اسلحهای قدرتمند است. یک قربانی جنگی تلاش میکند ترس از زخمها را فراموش کند، اما این مسئله بهدلیل بعد روانشناختی و فرهنگی، برای قربانیان تجاوز فراموششدنی نیست.
ترس از مجازات
با وجود تمامی این مسائل، در اغلب موارد ترس از مجازات و خشونت، بیشتر باعث میشود زنان نامی از فرد متجاوز نبرند و بهدنبال عدالت نباشند. در برخی از مکاتب فکری این باور وجود دارد که بعد از پایان جنگی مانند سوریه، برخی از افراد میتوانند از خود جنگ خطرناکتر باشند. لترمن ادامه میدهد: در جایی که ما شاهد باورهای کهنهای از جنگ هستیم، خطرات دیگری نیز وجود دارد. نمیتوان گفت همسران و دیگر اعضای خانواده پس از کشتهشدن افراد و تجربه آزار جنسی دیگر زنان، پس از پایان جنگ به خانههایشان بازمیگردند و به زندگی در کنار آنان افتخار میکنند. همانطور که گفته شد، زنان سوری برای پیگیری جنایات جنگی با موانع بسیاری مواجه هستند؛ لترمن بر این باور است که نبود سیستم قضایی قابل اعتماد و زندگی در جامعهای که مفسدان میتوانند آزادی خود را بهسادگی بخرند، قربانیان شانس کمتری برای پیروزی دارند. کمیته نجات جهانی هشدار داد زنان اکنون مانند ادوات جنگی شدهاند و حتی برای رفع نیازهای مردان جنگجو و شبهنظامی، مورد استفاده قرار میگیرند. فقط چند روز پیش از گزارش رسمی این نهاد بیطرف بینالمللی، «زینب بانگورا»، نماینده ویژه دبیرکل سازمانملل در مورد خشونتهای جنسی، هشدار داد زنان آوارهشده و پناهنده در کشورهای همسایه مانند ترکیه، لبنان و اردن، از بزرگترین قربانیان جنگ بوده و برای تداوم حیات در کشور بیگانه مجبور به تنفروشی شدهاند. او همچنین هشدار داد علاوهبر شیوع تنفروشی و خشونت جنسی، گروهی گرفتار باندهای قاچاق انسان و اعضای بدن انسان شده و گروه دیگری نیز به ازدواجهای اجباری با متمولان عرب تن دادهاند. اما بهراستی اینکه چه کسی باید مسئولیت برقراری عدالت را برعهده گیرد، مشخص نیست. دادگاه جنایات جنگی یکی از اصلیترین بازیگران بهشمار میآید. اما زقیچی میگوید ما به یک سازمان و شریک محلی نیز نیاز داریم. اگر سیستم قضایی کامل و مستقلی وجود نداشته باشد، نباید از دادگاه جنایات جنگی انتظار معجزه داشته باشیم. در زمانی که گزارش «خشونت علیه زنان، زخمی خونین در جنگ سوریه» در حال تکمیل بود، شبکه حقوق بشر اروپا-مدیترانه متوجه شد سوریها به دادگاه بینالمللی نیز اعتمادی ندارند، چراکه قربانیان خشونت و آزار جنسی بهوضوح میبینند چطور جامعه بینالمللی نمیتواند به اتمام جنگ کمک کند؛ درگیریای که آنان را از خانه و وطنشان دور کرده است. در چنین شرایطی چطور میتوان قربانیان را به ارائه جزئیاتی از آنچه بر آنان رفته است، تشویق کرد.
زقیچی تأکید میکند الان زمان جمعآوری مدارک جنگی است و باید به قربانیان امید داد که میتوانند شاهد اجرای عدالت باشند. ما در تلاشیم اعتمادی هرچند حداقلی، بهوجود آوریم و به زنان بفهمانیم پیمودن این مسیر، بیهوده نیست. ایجاد چنین باوری امری حیاتی است، چراکه اگر آنان خواهان بازسازی کشورشان هستند و میخواهند دوباره زندگی کنند یا حتی روزی دوباره بخندند، باید از زخمهای خود سخن بگویند و کمک کنند تا گنهکاران به پای میز عدالت کشانده شوند.