چرا از پدیده مرتضی پاشایی پرهیز میکنیم؟
ساعت24- کتاب «یکی بود، یکی نبود» در مراسمی با عنوان «مرتضی پاشایی؛ یک تحلیل اجتماعی - ارتباطی» صبح امروز در فرهنگسرای رسانه رونمایی شد.
مراسم رونمایی از کتاب «یکی بود، یکی نبود» مرتضی پاشایی، یک تحلیل اجتماعی - ارتباطی امروز دوشنبه نهم شهریور ماه با حضور دکتر مهدی محسنیان راد (مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارتباطات و رسانه)، دکتر مسعود کوثری (مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارتباطات اجتماعی) و همچنین اسماعیل رمضانی (نویسنده کتاب) در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.
اسماعیل رمضانی - نویسنده «یکی بود، یکی نبود» - در ابتدای این مراسم دربارهی انگیزه نوشتن این کتاب به سابقهاش در حوزه روزنامهنگاری اشاره کرد و گفت: نگاهم در این کتاب، نگاهی ژورنالیستی است. حقیقتا پا در کفش بزرگان کردهایم. منتها انگیزه اصلی من این بود که چرا جامعه دانشگاهی ما از چنین سوژههایی (پدیده مرتضی پاشایی) پرهیز میکنند.
او گفت: یک اتفاق افتاد و این پدیده در افکار عمومی ما برجسته شد. گرچه به مرور زمان افول خواهد کرد ولی هیچ وقت صفر نخواهد شد اما نکتهای که وجود دارد این است که نمیشود این پدیده را کتمان کرد.
او با طرح این پرسش که چرا ما از گفتن و پرداختن آکادمیک به سوژههایی از جمله پدیده مرتضی پاشایی پرهیز میکنیم؟ یادآور شد: این اتفاق همانند پدیدهای بود که برای پرنس دایانا در تاریخ رخ داد. متأسفانه در جامعه خودمان در ظهور این نوع پدیدهها، حساسیت بروز نمیدهیم.
رمضانی در بخش دیگر سخنان خود تأکید کرد: سعی کردهام با این کتاب این پدیده را مستند کنم و زمانی اگر ۵۰ سال دیگر پدیدهای شبیه به مرتضی پاشایی رخ داد بگوییم که پیش از این مستندی هم وجود دارد.
دکتر محسنیان راد نیز در این مراسم پدیده مرتضی پاشایی را امری طبیعی دانست و گفت: در حال حاضر موضوعی که وجود دارد این است که چنین امری (پدیده مرتضی پاشایی) یک امر طبیعی است؛ منتها ما ۳۵ سال است که میگوییم وحدت کلمه، اما این وحدت کلمه در باورمان سوءتفاهم به وجود آورده است که متأسفانه اتفاق این چنینی را مشکلی غیرطبیعی میدانیم.
او در ادامه همچنین با ابراز تأسف از دیدگاههایی که پدیده مرتضی پاشایی را غیرطبیعی عنوان میکنند، مطرح کرد: چرا به این پدیده به عنوان یک پدیده طبیعی نگاه نمیکنیم. در حال حاضر مشکل ما نوع نگاهمان است، نه اتفاقی که افتاده است.
در مراسم رونمایی از کتاب «یکی بود، یکی نبود» با موضوع «پدیده مرتضی پاشایی» دکتر مهدی محسنیانراد همچنین با بیان مقدمهای دربارهی این کتاب یادآور شد: اصولا در کشورهای پیشرفته رسم است دربارهی رویدادهایی که جامعه را تحریک میکند، پس از اینکه اخبار آن از رادیو و تلویزیون و روزنامهها منتشر شد، کتاب درمیآید. منتها این کتاب تفاوت کوچکی با کتابی که در جوامع پیشرفته مینویسند، دارد و آن اینکه در جامعه ما این فاصله بعد از بروز پدیده گاهی اوقات آنقدر کم میشود که همه تعجب میکنند که در این فاصله یک کتاب تألیف شده است.
او سپس گفت: شما در زمان بروز چنین پدیدههایی اگر روزنامهها را ورق بزنید میبینید که اغلب محتوایی دارند که برای ساختنش انرژی و وقت صرف نشده است. هر چند برخی روزنامهها برای یک مصاحبه زمان میگذارند، اما کم پیش میآید که روزنامهای بر روی یک موضوع از جمله پدیدههایی که در جامعه بوجود میآیند کار سیستمیک با ابعاد مختلف انجام دهد.
این استاد ارتباطات سپس با بیان اینکه این کتاب تا حدودی خلأ پیش را پُر کرده است در عین حال یادآور شد: با این حال کمی با کتابهایی که در جوامع غرب درخصوص بروز چنین پدیدههایی منتشر میشود، متفاوت است.
دکتر مسعود کوثری هم از پدیده مرتضی پاشایی به عنوان «اسطورهی مرگ سیاوش» یاد کرد که در این ماجرا این اسطوره عمل کرده است؛ اسطورهای که در ذهن همه ما وجود دارد.
او گفت: اسطوره سوگ سیاوش و سوگهای دیگر که در ذهنمان هستند، همگی از این نوع پدیدهها هستند و میتوان گفت اسطوره سیاوش و پدیده مرتضی پاشایی خوب عمل کرد و پاشایی تبدیل به سیاوش ایرانی شد. به گونهای که این اتفاق - سرطان نابهنگام - او را از پا درآورد و یک حس همدردی را به وجود آورد. در این میان نیز مرزبندیها حتی رنگ میبازند.
دکتر مسعود کوثری در این مراسم درباره ارزیابیاش از رفتاری که بعد از درگذشت مرتضی پاشایی، خواننده پاپ شکل گرفت، با اشاره به کتاب «یکی بود، یکی نبود» اسماعیل رمضانی یادآور شد: این کتاب یک اتفاق خوب است و فکر میکنم جای موضوعاتی از این دست خالی است. موضوعاتی همچون سقوط هواپیمای حاوی خبرنگاران و خیلی اتفاقات دیگر که میتوانیم راجع به آن مونوگرافی تهیه کنیم. بنابراین نگارش این کتاب به خودی خود کار خوبی است و خوب است که از همین جا شروع کنیم و دادههای لازم اولیه را برای تجزیه و تحلیل فراهم کنیم. بنابراین باید به ایشان دست مریزاد گفت، اما به نظرم در هنگام بروز چنین پدیدههایی هر کسی باید نقش خود را ایفا کند. ژورنالیست باید کار خودش را کند، استاد دانشگاه هم باید نقش خود را ایفا کند.
این استاد ارتباطات همچنین با اشاره به تفاوت دیدگاه این کتاب در غرب و کشور خودمان یادآور شد: اگر این کتاب در غرب منتشر میشد یک معنا داشت و اینجا هم معنای دیگر دارد. مشکلی که ما در اینجا داریم و خیلی به اساتید برنمیگردد این است که ما یک نظام شهرت و ضدشهرت داریم و نظام ضد شهرت در کشور ما بیشتر عمل میکند و پدیده مرتضی پاشایی نیز در این خصوص استثناست. به نوعی که مرتضی پاشایی در یک فضایی مطرح شد که معنای شهرت در کار نبود.
کوثری در ادامه سخنان خود یادآور شد: لایه عمیقتری که در بروز پدیده مرتضی پاشایی شکل گرفته بود در کتاب «یکی بود، یکی نبود» اسماعیل رمضانی دیده نشد. اما در نظر خود من چند اتفاق در این امر دخیل است. مردم ما از عرصه سیاسی در حال گذر به امر اجتماعی هستند. بنابراین یک نوع دلزدگی از امر سیاسی پیش آمده و مردم از این حوزه کنده شدهاند. این فرایند همزمان با پدیده مرتضی پاشایی مطرح شد و اکنون نیز در حال رخ دادن است. بنابراین باید انتظار پدیدههای مشابه را داشته باشیم.
این استاد دانشگاه همچنین از پدیده مرتضی پاشایی به عنوان یک پدیدهی اجتماعات لحظهای یاد کرد و در عین حال گفت: در آینده ما موجهای دیگری خواهیم داشت اما مثل پدیده پاشایی نخواهیم داشت و این پدیده در آرامش خود خواهد ماند.
کوثری سپس درباره اینکه چرا این پدیدهها شکل میگیرند، توضیح داد: علت بروز چنین پدیدههایی بهم خوردن نظامهای سابق اجتماعی است. در حال حاضر در روابط مردم، طبقات اجتماعی مطرح نیست، بلکه برعکس است و اتفاقی که میافتد این است که ما بر اساس موضوعات با یکدیگر وفاق پیدا میکنیم. اما اینکه کدام موضوع توجه ما را جلب کند، متفاوت است. به عنوان مثال میتوان به تراشیدن سر معلم در کردستان و یا سطل آب یخ اشاره کرد. در این پدیده نیز وارد مرحلهای از زندگی میشویم که مثل حرکت تودهای پرندهها میماند که خیلی مواج است اما بعد پراکنده میشوند. از طرفی مردم جهان از آن تقسیمبندیهای سیاسی و طبقاتی گذشته خسته شدهاند اما در ایران به دلیل اینکه سه دهه پرچالش داشتهایم کمی نیاز به لحظات آرامش داریم. بنابراین دلیل مهم از نظر من این است که جامعه ما وارد اجتماعات لحظهای در مرگ مرتضی پاشایی شده است.
در بخش دیگری از این مراسم استاد محسنیان راد با این پرسش مواجه شد که چرا دانشگاهیان نمیتوانند چنین پدیدههایی را پیشبینی کنند؟
وی اظهار کرد: من خودم مرتضی پاشایی را نمیشناختم اما روزی که متوجه شدم چنین پدیدهای در ایران شکل گرفته در ایران نبودم اما آن را دنبال کردم. باید بگویم دانشگاهیان وقتی این پدیده شکل گرفت تعجب نکردند. برای خود من امری طبیعی بود.
او سپس گفت: میدانیم یک پدیده شناخته شدهای مثل سرایت روانی وجود دارد. این پدیده شرایطی است که یک محرک باعث میشود جمعی تحریک شوند. این جمع میتواند کوچک باشد. اگر این جمع تحریک شد، از خود یک واکنش نشان میدهد، این واکنش خود تبدیل به یک محرک میشود و این محرک دوباره تبدیل به یک واکنش میشود و محرکی که سبب شد من اولین واکنش را پیدا کنم تبدیل به محرک بزرگتر میشود و دوباره به خود من برمیگردد. در این خصوص ماجرای روزنامه ایران و آن کاریکاتور «نه منه» استارت اولیهاش بود.
محسنیانراد در ادامه گفت: میخواهم تأکید کنم آنچه که در پدیده مرتضی پاشایی اتفاق افتاد طبیعی بود. چرا این امر غیرطبیعی دیده میشود. چه کسی گفته است اگر کسی به خیابان میآید و سوگوار یک خواننده میشود کار خلاف میکند؟ متأسفانه ما دچار سوءتفاهم بزرگ بعد از انقلاب هستیم که هنوز هم ادامه دارد. ما ۳۵ سال است دچار سوءتفاهم وحدت کلمه هستیم. چه کسی گفته و پافشاری دارد که همه باید شبیه هم باشند، در حالی که اینطور نیست و بین نسلها شکاف افتاده است. چه کسی گفته است نسل جدید بیاخلاق است، نه نسل جدید خیلی با اخلاقتر است و کارشان درستتر است.
محسنیانراد با اشاره به کتاب «یکی بود، یکی نبود» اسماعیل رمضانی اظهار کرد که این کتاب مقداری از خلأها را پر کرده است اما توصیه کرد از برخی نظریههای تزریقی که در این کتاب جا داده است فاصله بگیرد.
محسنیانراد در ادامه پدیده سرایت روانی را در ماجرای پدیده مرتضی پاشایی دخیل دانست.
او سپس به متغیرهایی که در پدیده مرتضی پاشایی دخیل بودند اشاره کرد و یادآور شد: خود مرتضی پاشایی فردی شناخته شده بود. متغیر دوم زمینه یا همان کانتکس است که در ارتباطشناسی به آن توجه زیادی میشود. یعنی پدیده به خاطر رفتارهایی بوده که به همان وحدت کلمه که گفتم برمیگشته است و متغیر سوم شرایط خاص روحی آدمها در هنگام بروز آن پدیده است. یک روز به ما میگویند تحریمها کاغذ پاره هستند و یک روز هم میگویند میخواهیم جشن بگیریم و این کاغذپارهها را حذف میکنند پس جامعه ما جامعه راحتی نیست و شرایط خاصی دارد. در نتیجه در بروز پدیدههایی همچون مرتضی پاشایی متغیر سوم یعنی شرایط روحی آدمها دخالت زیادی دارد.
محسنیانراد همچنین اظهار کرد: اکنون دیگر دروازهبانی رسانهها به شخص برمیگردد. یعنی عصر توده مردم دیگر تمام شده است.
دکتر مسعود کوثری نیز در بخش دیگری از این مراسم یادآور شد: فکر میکنم جامعهشناسی یکصد سال عمر دارد و چیزی را از نظریههایش کنار گذاشتند و آن مساله عواطف اجتماعی است. عواطف اجتماعی در نظرات جامعهشناسی همواره خیلی پررنگ نبوده است.
او سپس با اشاره به پدیده مرتضی پاشایی یادآور شد: جامعه ما نیاز به چنین نفسگاههایی دارد و برای آن راه حلهایی وجود دارد. از جمله اینکه میتوان گهگاهی چنین مراسمی را برگزار کرد. اما اگر این اتفاق نیفتد پدیدههایی از جمله مرتضی پاشایی شکل میگیرد و مقدار زیادی تعارض اجتماعی در هنگام بروز این پدیدهها اتفاق میافتد. به نظرم مدیریت اجتماعی مناسب باید فکری برای این تنفسگاهها در جامعه کند نه اینکه آن را به تعویق بیاندازد.
این مدرس دانشگاه سپس یادآور شد: فکر میکنم از این لحاظ باید به جامعه جدید فکر کنیم و انفجار وقوع چنین پدیدههایی (پدیده مرتضی پاشایی) را عادی قلمداد کنیم. مدیریت اجتماعی و مسوولان هم میتوانند بروز چنین پدیدههایی را هدایت کنند تا جامعه آرامش خود را به دست آورد. نباید از این پدیده فرار کنند و آن را کنار بگذارند.
او سپس در پاسخ به اینکه مرتضی پاشایی همچون پهلوان تختی شناخته شده و مشهور نبود اما چرا پس از مرگش چنین پدیدهای بروز پیدا کرد؟ گفت: مرتضی پاشایی برای مردم بهانه بود. اینکه بگویند به هنر هم علاقهمندند. به فلان خواننده هم علاقهمندند. همه این اتفاقات نمایش خود مردم است و بیشتر به حضور خود مردم برمیگردد.
به گزارش خبرنگار ایسنا، در پایان این نشست کتاب «یکی بود، یکی نبود» اسماعیل رمضانی توسط دکتر محسنیان راد رونمایی شد. همچنین هدیهای از سوی مدیر فرهنگسرای رسانه به این استاد و پژوهشگر اهدا شد.
تندیسی هم از طرف مدیر فرهنگسرای رسانه به نویسنده کتاب «یکی بود، یکی نبود» اسماعیل رمضانی اهدا شد.
اسماعیل رمضانی - نویسنده «یکی بود، یکی نبود» - در ابتدای این مراسم دربارهی انگیزه نوشتن این کتاب به سابقهاش در حوزه روزنامهنگاری اشاره کرد و گفت: نگاهم در این کتاب، نگاهی ژورنالیستی است. حقیقتا پا در کفش بزرگان کردهایم. منتها انگیزه اصلی من این بود که چرا جامعه دانشگاهی ما از چنین سوژههایی (پدیده مرتضی پاشایی) پرهیز میکنند.
او گفت: یک اتفاق افتاد و این پدیده در افکار عمومی ما برجسته شد. گرچه به مرور زمان افول خواهد کرد ولی هیچ وقت صفر نخواهد شد اما نکتهای که وجود دارد این است که نمیشود این پدیده را کتمان کرد.
او با طرح این پرسش که چرا ما از گفتن و پرداختن آکادمیک به سوژههایی از جمله پدیده مرتضی پاشایی پرهیز میکنیم؟ یادآور شد: این اتفاق همانند پدیدهای بود که برای پرنس دایانا در تاریخ رخ داد. متأسفانه در جامعه خودمان در ظهور این نوع پدیدهها، حساسیت بروز نمیدهیم.
رمضانی در بخش دیگر سخنان خود تأکید کرد: سعی کردهام با این کتاب این پدیده را مستند کنم و زمانی اگر ۵۰ سال دیگر پدیدهای شبیه به مرتضی پاشایی رخ داد بگوییم که پیش از این مستندی هم وجود دارد.
دکتر محسنیان راد نیز در این مراسم پدیده مرتضی پاشایی را امری طبیعی دانست و گفت: در حال حاضر موضوعی که وجود دارد این است که چنین امری (پدیده مرتضی پاشایی) یک امر طبیعی است؛ منتها ما ۳۵ سال است که میگوییم وحدت کلمه، اما این وحدت کلمه در باورمان سوءتفاهم به وجود آورده است که متأسفانه اتفاق این چنینی را مشکلی غیرطبیعی میدانیم.
او در ادامه همچنین با ابراز تأسف از دیدگاههایی که پدیده مرتضی پاشایی را غیرطبیعی عنوان میکنند، مطرح کرد: چرا به این پدیده به عنوان یک پدیده طبیعی نگاه نمیکنیم. در حال حاضر مشکل ما نوع نگاهمان است، نه اتفاقی که افتاده است.
در مراسم رونمایی از کتاب «یکی بود، یکی نبود» با موضوع «پدیده مرتضی پاشایی» دکتر مهدی محسنیانراد همچنین با بیان مقدمهای دربارهی این کتاب یادآور شد: اصولا در کشورهای پیشرفته رسم است دربارهی رویدادهایی که جامعه را تحریک میکند، پس از اینکه اخبار آن از رادیو و تلویزیون و روزنامهها منتشر شد، کتاب درمیآید. منتها این کتاب تفاوت کوچکی با کتابی که در جوامع پیشرفته مینویسند، دارد و آن اینکه در جامعه ما این فاصله بعد از بروز پدیده گاهی اوقات آنقدر کم میشود که همه تعجب میکنند که در این فاصله یک کتاب تألیف شده است.
او سپس گفت: شما در زمان بروز چنین پدیدههایی اگر روزنامهها را ورق بزنید میبینید که اغلب محتوایی دارند که برای ساختنش انرژی و وقت صرف نشده است. هر چند برخی روزنامهها برای یک مصاحبه زمان میگذارند، اما کم پیش میآید که روزنامهای بر روی یک موضوع از جمله پدیدههایی که در جامعه بوجود میآیند کار سیستمیک با ابعاد مختلف انجام دهد.
این استاد ارتباطات سپس با بیان اینکه این کتاب تا حدودی خلأ پیش را پُر کرده است در عین حال یادآور شد: با این حال کمی با کتابهایی که در جوامع غرب درخصوص بروز چنین پدیدههایی منتشر میشود، متفاوت است.
دکتر مسعود کوثری هم از پدیده مرتضی پاشایی به عنوان «اسطورهی مرگ سیاوش» یاد کرد که در این ماجرا این اسطوره عمل کرده است؛ اسطورهای که در ذهن همه ما وجود دارد.
او گفت: اسطوره سوگ سیاوش و سوگهای دیگر که در ذهنمان هستند، همگی از این نوع پدیدهها هستند و میتوان گفت اسطوره سیاوش و پدیده مرتضی پاشایی خوب عمل کرد و پاشایی تبدیل به سیاوش ایرانی شد. به گونهای که این اتفاق - سرطان نابهنگام - او را از پا درآورد و یک حس همدردی را به وجود آورد. در این میان نیز مرزبندیها حتی رنگ میبازند.
دکتر مسعود کوثری در این مراسم درباره ارزیابیاش از رفتاری که بعد از درگذشت مرتضی پاشایی، خواننده پاپ شکل گرفت، با اشاره به کتاب «یکی بود، یکی نبود» اسماعیل رمضانی یادآور شد: این کتاب یک اتفاق خوب است و فکر میکنم جای موضوعاتی از این دست خالی است. موضوعاتی همچون سقوط هواپیمای حاوی خبرنگاران و خیلی اتفاقات دیگر که میتوانیم راجع به آن مونوگرافی تهیه کنیم. بنابراین نگارش این کتاب به خودی خود کار خوبی است و خوب است که از همین جا شروع کنیم و دادههای لازم اولیه را برای تجزیه و تحلیل فراهم کنیم. بنابراین باید به ایشان دست مریزاد گفت، اما به نظرم در هنگام بروز چنین پدیدههایی هر کسی باید نقش خود را ایفا کند. ژورنالیست باید کار خودش را کند، استاد دانشگاه هم باید نقش خود را ایفا کند.
این استاد ارتباطات همچنین با اشاره به تفاوت دیدگاه این کتاب در غرب و کشور خودمان یادآور شد: اگر این کتاب در غرب منتشر میشد یک معنا داشت و اینجا هم معنای دیگر دارد. مشکلی که ما در اینجا داریم و خیلی به اساتید برنمیگردد این است که ما یک نظام شهرت و ضدشهرت داریم و نظام ضد شهرت در کشور ما بیشتر عمل میکند و پدیده مرتضی پاشایی نیز در این خصوص استثناست. به نوعی که مرتضی پاشایی در یک فضایی مطرح شد که معنای شهرت در کار نبود.
کوثری در ادامه سخنان خود یادآور شد: لایه عمیقتری که در بروز پدیده مرتضی پاشایی شکل گرفته بود در کتاب «یکی بود، یکی نبود» اسماعیل رمضانی دیده نشد. اما در نظر خود من چند اتفاق در این امر دخیل است. مردم ما از عرصه سیاسی در حال گذر به امر اجتماعی هستند. بنابراین یک نوع دلزدگی از امر سیاسی پیش آمده و مردم از این حوزه کنده شدهاند. این فرایند همزمان با پدیده مرتضی پاشایی مطرح شد و اکنون نیز در حال رخ دادن است. بنابراین باید انتظار پدیدههای مشابه را داشته باشیم.
این استاد دانشگاه همچنین از پدیده مرتضی پاشایی به عنوان یک پدیدهی اجتماعات لحظهای یاد کرد و در عین حال گفت: در آینده ما موجهای دیگری خواهیم داشت اما مثل پدیده پاشایی نخواهیم داشت و این پدیده در آرامش خود خواهد ماند.
کوثری سپس درباره اینکه چرا این پدیدهها شکل میگیرند، توضیح داد: علت بروز چنین پدیدههایی بهم خوردن نظامهای سابق اجتماعی است. در حال حاضر در روابط مردم، طبقات اجتماعی مطرح نیست، بلکه برعکس است و اتفاقی که میافتد این است که ما بر اساس موضوعات با یکدیگر وفاق پیدا میکنیم. اما اینکه کدام موضوع توجه ما را جلب کند، متفاوت است. به عنوان مثال میتوان به تراشیدن سر معلم در کردستان و یا سطل آب یخ اشاره کرد. در این پدیده نیز وارد مرحلهای از زندگی میشویم که مثل حرکت تودهای پرندهها میماند که خیلی مواج است اما بعد پراکنده میشوند. از طرفی مردم جهان از آن تقسیمبندیهای سیاسی و طبقاتی گذشته خسته شدهاند اما در ایران به دلیل اینکه سه دهه پرچالش داشتهایم کمی نیاز به لحظات آرامش داریم. بنابراین دلیل مهم از نظر من این است که جامعه ما وارد اجتماعات لحظهای در مرگ مرتضی پاشایی شده است.
در بخش دیگری از این مراسم استاد محسنیان راد با این پرسش مواجه شد که چرا دانشگاهیان نمیتوانند چنین پدیدههایی را پیشبینی کنند؟
وی اظهار کرد: من خودم مرتضی پاشایی را نمیشناختم اما روزی که متوجه شدم چنین پدیدهای در ایران شکل گرفته در ایران نبودم اما آن را دنبال کردم. باید بگویم دانشگاهیان وقتی این پدیده شکل گرفت تعجب نکردند. برای خود من امری طبیعی بود.
او سپس گفت: میدانیم یک پدیده شناخته شدهای مثل سرایت روانی وجود دارد. این پدیده شرایطی است که یک محرک باعث میشود جمعی تحریک شوند. این جمع میتواند کوچک باشد. اگر این جمع تحریک شد، از خود یک واکنش نشان میدهد، این واکنش خود تبدیل به یک محرک میشود و این محرک دوباره تبدیل به یک واکنش میشود و محرکی که سبب شد من اولین واکنش را پیدا کنم تبدیل به محرک بزرگتر میشود و دوباره به خود من برمیگردد. در این خصوص ماجرای روزنامه ایران و آن کاریکاتور «نه منه» استارت اولیهاش بود.
محسنیانراد در ادامه گفت: میخواهم تأکید کنم آنچه که در پدیده مرتضی پاشایی اتفاق افتاد طبیعی بود. چرا این امر غیرطبیعی دیده میشود. چه کسی گفته است اگر کسی به خیابان میآید و سوگوار یک خواننده میشود کار خلاف میکند؟ متأسفانه ما دچار سوءتفاهم بزرگ بعد از انقلاب هستیم که هنوز هم ادامه دارد. ما ۳۵ سال است دچار سوءتفاهم وحدت کلمه هستیم. چه کسی گفته و پافشاری دارد که همه باید شبیه هم باشند، در حالی که اینطور نیست و بین نسلها شکاف افتاده است. چه کسی گفته است نسل جدید بیاخلاق است، نه نسل جدید خیلی با اخلاقتر است و کارشان درستتر است.
محسنیانراد با اشاره به کتاب «یکی بود، یکی نبود» اسماعیل رمضانی اظهار کرد که این کتاب مقداری از خلأها را پر کرده است اما توصیه کرد از برخی نظریههای تزریقی که در این کتاب جا داده است فاصله بگیرد.
محسنیانراد در ادامه پدیده سرایت روانی را در ماجرای پدیده مرتضی پاشایی دخیل دانست.
او سپس به متغیرهایی که در پدیده مرتضی پاشایی دخیل بودند اشاره کرد و یادآور شد: خود مرتضی پاشایی فردی شناخته شده بود. متغیر دوم زمینه یا همان کانتکس است که در ارتباطشناسی به آن توجه زیادی میشود. یعنی پدیده به خاطر رفتارهایی بوده که به همان وحدت کلمه که گفتم برمیگشته است و متغیر سوم شرایط خاص روحی آدمها در هنگام بروز آن پدیده است. یک روز به ما میگویند تحریمها کاغذ پاره هستند و یک روز هم میگویند میخواهیم جشن بگیریم و این کاغذپارهها را حذف میکنند پس جامعه ما جامعه راحتی نیست و شرایط خاصی دارد. در نتیجه در بروز پدیدههایی همچون مرتضی پاشایی متغیر سوم یعنی شرایط روحی آدمها دخالت زیادی دارد.
محسنیانراد همچنین اظهار کرد: اکنون دیگر دروازهبانی رسانهها به شخص برمیگردد. یعنی عصر توده مردم دیگر تمام شده است.
دکتر مسعود کوثری نیز در بخش دیگری از این مراسم یادآور شد: فکر میکنم جامعهشناسی یکصد سال عمر دارد و چیزی را از نظریههایش کنار گذاشتند و آن مساله عواطف اجتماعی است. عواطف اجتماعی در نظرات جامعهشناسی همواره خیلی پررنگ نبوده است.
او سپس با اشاره به پدیده مرتضی پاشایی یادآور شد: جامعه ما نیاز به چنین نفسگاههایی دارد و برای آن راه حلهایی وجود دارد. از جمله اینکه میتوان گهگاهی چنین مراسمی را برگزار کرد. اما اگر این اتفاق نیفتد پدیدههایی از جمله مرتضی پاشایی شکل میگیرد و مقدار زیادی تعارض اجتماعی در هنگام بروز این پدیدهها اتفاق میافتد. به نظرم مدیریت اجتماعی مناسب باید فکری برای این تنفسگاهها در جامعه کند نه اینکه آن را به تعویق بیاندازد.
این مدرس دانشگاه سپس یادآور شد: فکر میکنم از این لحاظ باید به جامعه جدید فکر کنیم و انفجار وقوع چنین پدیدههایی (پدیده مرتضی پاشایی) را عادی قلمداد کنیم. مدیریت اجتماعی و مسوولان هم میتوانند بروز چنین پدیدههایی را هدایت کنند تا جامعه آرامش خود را به دست آورد. نباید از این پدیده فرار کنند و آن را کنار بگذارند.
او سپس در پاسخ به اینکه مرتضی پاشایی همچون پهلوان تختی شناخته شده و مشهور نبود اما چرا پس از مرگش چنین پدیدهای بروز پیدا کرد؟ گفت: مرتضی پاشایی برای مردم بهانه بود. اینکه بگویند به هنر هم علاقهمندند. به فلان خواننده هم علاقهمندند. همه این اتفاقات نمایش خود مردم است و بیشتر به حضور خود مردم برمیگردد.
به گزارش خبرنگار ایسنا، در پایان این نشست کتاب «یکی بود، یکی نبود» اسماعیل رمضانی توسط دکتر محسنیان راد رونمایی شد. همچنین هدیهای از سوی مدیر فرهنگسرای رسانه به این استاد و پژوهشگر اهدا شد.
تندیسی هم از طرف مدیر فرهنگسرای رسانه به نویسنده کتاب «یکی بود، یکی نبود» اسماعیل رمضانی اهدا شد.