کد خبر 176698
۱۳۹۵/۰۴/۲۹ ۱۰:۰۳
نتیجه کودتا در ترکیه قابل پیش بینی بود

چرا کودتاها شکست می خورند؟

ساعت ۲۴-همزمان با جولان دادن تانک ها در خیابان های آنکارا در آخر هفته گذشته، به نظر می رسید ترکیه اولین و تنها عضو ناتو پس از پایان جنگ سرد باشد که با کودتای کلاسیک دست در پنجه می شود. اما بعد، تنها پس از چند ساعت، نقشه [کودتا] با سکته رو به رو شد.
چرا کودتاها شکست می خورند؟
رجب طیب اردوغان، رییس جهور ترکیه با پیامی جسورانه که البته غیر مستقیم و از طریق گوشی های هوشمند خطاب به ملتی شوکه شده ایراد شد، در مقابل سرنگونی مقاومت کرد. شایعاتی شروع به پخش شدن کردند مبنی بر اینکه فرمانده ارتش ترکیه نه فقط بخشی از نقشه کودتا نبوده است، که خود توسط عناصری سرکش در درون ارتش به گروگان گرفته شده است. خیلی زود، بخش بسیار بزرگتری از ارتش شروع به مبارزه در مقابل نقشه کودتاچیان کرد.

به گزارش ساعت ۲۴، تنها در طول چند ساعت، نقشه محتوم برای کودتا، از تلاش برای سرنگون کردن یکی از مهمترین دولت های جهان به لحاظ استراتژیک، به برنامه ای آماتوری بدل شد و اگر بخواهیم از عبارت اکنون نه چندان مشهور باراک اوباما، رییس جمهور ایالات متحده آمریکا در این زمینه یادی کنیم، [کودتا] توسط «یک تیم ورزشی تازه کار دانشگاهی» به انجام رسیده بود.

اما اگر نگاه ها را از ترکیه بگیریم و نظری به دنیای عظیم کودتاها در سراسر جهان بیفکنیم، کودتای ترکیه ای به شدت آشنا به نظر می رسد. در زمینه ای مقایسه ای، فرجام محتوم کودتا که به سبب برخی نشانه های آینده نگرانه پیشاپیش رخ می نماید، این که کودتایی می تواند موفق باشد یا نباشد را کاملاً قابل پیش بینی می کند.

کودتاها اکنون و پس از پایان جنگ سرد، به طور مشخصی شیوع کمتری در قیاس با قبل دارند. در دهه ۱۹۷۰، سالانه به طور متوسط ۱۳ طرح کودتا در این سو و آن سوی جهان به وقوع می پیوست اما اکنون، این رخداد به طور متوسط به کمتر از ۴ کودتا در سال رسیده است.

افزون بر این، سهم کودتاهای موفق [از کل کودتاها] هم کاهش پیدا کرده است، چرا که اگر در دهه های ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، شانس پیروزی یک کودتا حدوداً ۵۰-۵۰ بود، اکنون یک کودتا تنها ۲۵درصد شانس برای پیروزی دارد. این تغییرات را می توان مرهون عوامل گوناگونی دانست، از هنجارهای بین المللی جدید در مقابل کودتاها گرفته تا شرط گذاری برای کمک های خارجی، بالا رفتن درآمدها و روابط بهتر میان نظامیان و شهروندان.

اما هر چند تعدد و بسامد کودتاها دستخوش تغییر شده است، دلایلی که می توانند موجب شوند یک کودتا به پیروزی برسد یا شکست بخورد، تقریباً همان است که بود. کودتاهای موفق معمولاً یکی از این دو راه را دنبال می کنند: یا سازمان نظامی به شکلی متحد و از آغاز به این نتیجه می رسد که باید اقدامی نظامی برای در دست گرفتن قدرت انجام دهد و یا آنکه گروهی کوچک تر از کودتاچیان بی پروا در داخل نیروهای نظامی راهی برای خلق یک لشکر از سربازان و فرماندهان برای اتفاق نظر حول نقشه کودتا می یابند. تنها در این صورت است که عنصری کوچک تر در داخل قوای نظامی می تواند سقوط یک دولت را تصمین کند.

کودتای تایلند در سال ۲۰۱۴ نمونه ای کلاسیک از روش نخست بود. سازمان نظامی به این نتیجه رسیده بود که زمان آن رسیده که نخست وزیر، یینگلوک شیناواترا، از قدرت کنار برود و در نتیجه کودتا تقریباً به شکلی فوری به نتیجه رسید. نیروهای ارشد نظامی که متحد هم شده بودند، تقریباً با هیچ مقاومتی در زمینه گرفتن قدرت در بانکوک رو به رو نشدند. بر خلاف رخداد آخر هفته گذشته در ترکیه، انتقال قدرت به نظامی ها در تایلند نرم و البته قاطع بود.

به گزارش ساعت ۲۴، بر عکس، کودتاهای آفریقایی معمولاً از روش دوم پیروی می کنند. در کودتای سال ۲۰۰۹ در ماداگاسکار، پس از آنکه تظاهرات مردمی به آن حد رسید که فرماندهان نظامی علیه دولت مستقر شدند، گروهی از نفرات نظامی در سطح متوسط، به کودتاگرانی تمام عیار بدل شدند. شاید هم کودتای ۱۹۸۰ در لیبریا که توسط ساموئل دوئه، که در آن زمان یک سرگروهبان بود، بتواند مثالی باشد از اینکه چطور افسران رده پایین هم می توانند در صورتی که بقیه طرفشان را بگیرند، قدرت را قبضه کنند. دوئه و دار و دسته اش رییس جمهور ویلیام تالبرت را کشتند و با خشونت، بسیاری از متحدین او را اعدام کردند و به این ترتیب، دولت او به شکلی آنی سقوط کرد.

کودتای ناکام در ترکیه بیشتر شبیه کودتا در تایلند است تا کودتاهایی که در ماداگاسکار یا لیبریا انجام شده بود. نیروهای نظامی ترکیه حرفه ای و سازمان یافته اند و بنابراین، یک نقشه پر حیله و دراز مدت در چنین نیرویی محکوم به شکست است. [در واقع] برای سرنگونی دولت هایی مانند دولت های ترکیه و تایلند، به نیروهای نظامی بیشتری در مدت زمان بیشتری نیاز هست تا برای ساقط کردن حکومت های سازمان نیافته ای مانند آنچه در ماداگاسکار یا لیبریا وجود دارد.

اما آنچه کودتای ترکیه را ناکام گذاشت، خطایی بود که در تمامی کودتاهای شکست خورده هم وجود دارد: شکاف در رهبری نیروهای نظامی. بخش عمده نیروهای نظامی ترکیه به جای آنکه در کنار کودتاچیان باشند، به رژیم این کشور وفادار بودند. افزون بر این، نقشه هایی که موجب بروز شکاف در میان نیروهای نظامی می شوند، احتمال بیشتری برای شکست آنی دارند و احتمال بیشتری هم وجود دارد که این نقشه ها، به دلیل چشم انداز بسیار خطیر درگیری داخلی در میان نظامی ها، به خشونت ختم شوند.

به گزارش ساعت ۲۴، با در نظر گرفتن این موارد، کودتاچیان ترکیه ای در محاسباتشان اشتباهات بسیاری مرتکب شدند. این محاسبات اشتباه ممکن است حیرت انگیز و آماتوری به نظر برسند اما لزوماً هم این طور نیست. هر چه باشد، این برای کودتاچیان مقدور نیست که دست به نظرسنجی از میان نیروهای نظامی، شامل نفرات و فرماندهان آنها بزنند و ببینند چه کسانی با نقشه های قابل اجرا برای کودتا موافق هستند و چه کسانی مخالف. نقشه های کودتا-که مبتنی بر رازآلود بودن و غافلگیر کردن هستند-معمولاً با نقص های گسترده در اطلاعات هم همراه اند و بنابراین متمایل به آن اند که چشم انداز موفقیت را نادیدنی نگه دارند و این همان نتیجه ای است که نرخ فاجعه بار موفقیت کودتاها نشانگر آن است.

محمد مهدی حاتمی-ساعت ۲۴

منبع: فارن افرز

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک