نقدی بر حرف های سرمربی سابق تیم ملی تکواندو
معمای مقانلو
ساعت24- بیژن مقانلو مدتی است که از تیم ملی تکواندو کنارهگیری کرده و به کار سابق خود برگشته و در سازمان هواپیمایی مشغول به کار شده است.
او که چهار سال برای سرمربیگری در تیم ملی تکواندو زمان داشت در نهایت با یک ناکامی بزرگ در بازیهای المپیک ریو از تیم ملی کنارهگیری کرد. بعد از فریبرز عسگری سرمربی که در المپیک لندن نتوانست عملکرد خوبی داشته باشد، مرتضی کریمی سرمربی تیم ملی شد. کریمی در مسابقات جهانی 2013 سرمربی شد اما بعد از این مسابقات سکان هدایت تیم ملی به بیژن مقانلو رسید. نتایج فاجعه بار در المپیک ریو و بعد از آن در گرند پری و مسابقات جام جهانی حاصل چهار سال کار استاد مقانلو در تیم ملی تکواندو بود. نتایجی که حتی بدبینترین افراد نسبت به تکواندو هم نمیتوانستند آن را پیشبینی کنند. البته اعتقادی نداریم به اینکه فقط مقانلو در کسب این نتایج ضعیف نقش داشته است چرا که وقتی یک تیم ضعیف کار میکند و نتایج دور از انتظاری کسب میکند، باید دلایل این شکست و ناکامی ریشهای بررسی شود. موضوعی که متاسفانه در اینجا هرگز وجود نداشته است اما وقتی او در مصاحبه اخیرش میگوید، «همه چیز در مدیریت فدراسیون عالی بوده و به لحاظ فنی هم وجدانم راحت است چرا که یک نسل طلایی را به جا گذاشتم»، این سوال به وجود میآید چطور تیمی که همه امکاناتش عالی بوده، کار فنی هم بینقص بوده و ملیپوشانش هم همه قهرمان جهان بودهاند، نتوانسته به موفقیت برسد؟
وقتی ناکامی حاصل میشود، یا مدیریت نتوانسته عملکرد خوبی داشته باشد یا به لحاظ فنی کادر فنی نتوانسته به وظایفش خوب عمل کند و یا نیروی انسانی در تیم به اندازه کافی وجود نداشته اما اگر قرار باشد بپذیریم که همه این موارد عالی بوده پس دلیل ناکامی را کجا باید جستوجو کرد؟ او معمایی را مطرح کرده است که معلوم نیست از طرح این معما به دنبال چه چیزی میگردد. شاید او هم مانند محمد بنا فقط یک قربانی باشد اما اگر پذیرفته که قربانی باشد باید کنار بنشیند و دیگر مصاحبه نکند اما اگر نمیخواهد مانند محمد بنا قربانی باشد باید حرفهایی بزند که در آنها دلایل قانعکنندهای برای افکار عمومی وجود داشته باشد. اینکه او بگوید من یک نسل طلایی از خود به جا گذاشتم، یا نمیداند نسل به چه میگویند و یا از تیم خود شناخت کافی ندارد. فرزان عاشورزاده و مهدی خدابخشی در دوره مقانلو فقط یک بار قهرمان جهان شدهاند و در مهمترین رویداد ورزشی که چهار سال یک بار برگزار میشود و المپیک نام دارد، به بدترین شکل ممکن شکست خوردهاند. شاید همین حالا هم یکی از مهمترین دغدغههای سرمربی آینده تیم ملی تکواندو این است که چگونه بتواند از عاشورزاده و خدابخشی که سونامی و نابودگر تکواندو ایران بودند، استفاده کند. کمتر از یک سال به برگزاری مسابقات جهانی باقی مانده است اما هنوز مشخص نیست فرزان عاشورزاده و مهدی خدابخشی که یادگاریهای مقانلو هستند چه وضعیتی دارند. به نظر میرسد که مقانلو باید کمی منصفانه حرف بزند. حتی اگر انصاف در مورد او رعایت نشده باشد هم او نباید از دایره انصاف خارج شود. یا پا روی دل خود بگذارد و مقصرهای اصلی ناکامی را معرفی کند و یا اینکه همه تقصیرها را گردن بگیرد و به دنبال زندگی خود برود.
وقتی ناکامی حاصل میشود، یا مدیریت نتوانسته عملکرد خوبی داشته باشد یا به لحاظ فنی کادر فنی نتوانسته به وظایفش خوب عمل کند و یا نیروی انسانی در تیم به اندازه کافی وجود نداشته اما اگر قرار باشد بپذیریم که همه این موارد عالی بوده پس دلیل ناکامی را کجا باید جستوجو کرد؟ او معمایی را مطرح کرده است که معلوم نیست از طرح این معما به دنبال چه چیزی میگردد. شاید او هم مانند محمد بنا فقط یک قربانی باشد اما اگر پذیرفته که قربانی باشد باید کنار بنشیند و دیگر مصاحبه نکند اما اگر نمیخواهد مانند محمد بنا قربانی باشد باید حرفهایی بزند که در آنها دلایل قانعکنندهای برای افکار عمومی وجود داشته باشد. اینکه او بگوید من یک نسل طلایی از خود به جا گذاشتم، یا نمیداند نسل به چه میگویند و یا از تیم خود شناخت کافی ندارد. فرزان عاشورزاده و مهدی خدابخشی در دوره مقانلو فقط یک بار قهرمان جهان شدهاند و در مهمترین رویداد ورزشی که چهار سال یک بار برگزار میشود و المپیک نام دارد، به بدترین شکل ممکن شکست خوردهاند. شاید همین حالا هم یکی از مهمترین دغدغههای سرمربی آینده تیم ملی تکواندو این است که چگونه بتواند از عاشورزاده و خدابخشی که سونامی و نابودگر تکواندو ایران بودند، استفاده کند. کمتر از یک سال به برگزاری مسابقات جهانی باقی مانده است اما هنوز مشخص نیست فرزان عاشورزاده و مهدی خدابخشی که یادگاریهای مقانلو هستند چه وضعیتی دارند. به نظر میرسد که مقانلو باید کمی منصفانه حرف بزند. حتی اگر انصاف در مورد او رعایت نشده باشد هم او نباید از دایره انصاف خارج شود. یا پا روی دل خود بگذارد و مقصرهای اصلی ناکامی را معرفی کند و یا اینکه همه تقصیرها را گردن بگیرد و به دنبال زندگی خود برود.
ایرن ورزشی