تخریب؛ هم استراتژی، هم تاکتیک
در راهبرد جدید به جای حذف رقیب، تلاش بر کاستن از آرای روحانی متمرکز شده است. لازمه کاهش آرای روحانی، هم از یک سو نبود رقیب جدی برای او و از طرفی وجود فضای سرد و غیر فعال در صحنههای تبلیغاتی با هدف کاهش مشارکت مردم در انتخابات است، زیرا تجربه نشان داده که مشارکت حداکثری مردم، همواره به نفع اصلاحات و جریان اعتدال تمام شده است اما حضور کمرنگ مردم در انتخابات، هم از آرای روحانی و در نتیجه توان و قدرت او در دولت بعد میکاهد و هم میتواند زمینه برای دو مرحلهای شدن انتخابات را فراهم کند. به همین دلیل است که مشارکت حداکثری یک شعار ملی و اساسی اصلاحطلبان از گذشته تا امروز بوده است، مشارکتی که جریان رقیب چندان از آن استقبال نمیکند. با توجه به چنین زمینهای است که میتوان گفت تلاشهای اصولگرایان برای دستیابی به اجماع نیز بیحاصل خواهد بود، زیرا اصولگرایان نه تنها شخصیتهای سنتی، با سابقه و تأثیرگذار خود را از دست دادهاند، بلکه تحولات اجتماعی از میزان تأثیرگذاری شخصیتهای باسابقه موجود نیز کاسته است. ناتوانی اصولگرایان اصیل از جداکردن مسیر خود از تندروها، عامل دیگری شده است که این جریان هر چه بیشتر از وحدت دور شود.
به همین دلیل، اکنون در اندک فرصت باقی مانده تا زمان انتخابات، آنان هنوز نتوانستهاند به جمعبندی روشنی درباره نامزدهای مورد نظر خود دست یابند و با توجه به چنین شرایطی است که این جریان به جای توجه به نقاط قوت خود یا ارائه برنامه، به نقد رقیب و زیر سؤال بردن دستاوردهای او دست یازیده است.
در مقابل، راهبرد اصلاحطلبان تداوم شرایط سازنده و امیدبخش موجود در کشور است. خروجی این راهبرد، حمایت اصلاحطلبان از روحانی و عملکرد مثبت او در حوزههای مختلف است و البته اصلاحطلبان هویت مستقل خود را حفظ کرده و مطالبات خویش را نیز مطرح خواهند کرد.»
انتهای پیام