چرایی ترور سعیدحجاریان
22اسفند، هم روز بزرگداشت شهدا و هم سالگرد ترور حجاریان است. فردی که قربانی شد،از حق خود گذشت،اتهام خورد و امروز ضارب او همانند آنسالها با همان تفکر برگرفته از تاریکخانهها به کار خود افتخار میکند.بدونشک، آن ضارب که اقدامش، مهر مردودی از جانب رهبر نظام نیز بر آن خوردهشد، در این راه تنها نبود. او نتیجهسالها عقده، سرخوردگی،خودخواهی، توهم و خودبرتربینی تفکری بود که مانند ناسزا به گوش ما رسید ولی کسی نپرسید که این تفکر در دهه 70 ایران از چه دمل چرکینی سربرآورده بود که اینگونه با بغض دست به اسلحه شد. اقدامی که شاید آنها و سردمدارانشان را برای اندکی خشنود کرد، ولی آن زمان را میتوانیم تاریخ انقضای اشباح تاریکخانههای خودخواهی بخوانیم. برای یادبود آن روزگار نه چندان دور، به سراغ برخی از شخصیتهای سیاسی نزدیک به جریان اصلاحات که در بازهای تاریخی با سعید حجاریان همگرایی داشتند، رفتیم. هر کدام از آنها بدون استثنا، حجاریان را یک قوهعاقله میخواندند که ترور او، عامل تاسفبرانگیز دوران شده بود ولی بیشتر از آن، نفرت نهفتهای که از عدم تحمل مخالف در جریان رقیب آنها وجود داشت، ذهن را درگیر میکرد. در ادامه، پاسخ این شخصیتهای سیاسی را به این سوال مشترک که چرا «سعیدحجاریان» باید هدف ترور قرار میگرفت، با یکدیگر پیمیگیریم:
ترور حجاریان،پدیده شوم ترور را پایان داد
مصطفیتاجزاده/ معاون وزیرکشور دولت اصلاحات
آنها برای ترور سعیدحجاریان، انتخاب دقیقی داشتند، زیرا حجاریان نقش کم نظیری را در مجموعه اصلاحطلبان در آن زمان ایفا میکرد و به معنایی، حلقه وصل بسیاری از کسانی بود که در نبود حجاریان، ارتباطشان با یکدیگر دچار اختلال می شد و این اتفاق نیز در آن زمان رخداد. حجاریان حلقه وصل اصلاحطلبان با حاکمیت و جامعه مدنی بود. این نقش هم به دلیل شخصیتویژه،دانش گسترده، بینش ژرف،اخلاق دوستداشتنی و زیست مردمی و سادهای که حجاریان داشت، بود و به او اجازه تحرک فوقالعاده ای را می داد که با جمعهای مختلف به گفتوگو بنشیند. حجاریان شخصیت دوستداشتنیای بود. من اصلاحطلبی را نمیشناسم که با آقای حجاریان مشکل شخصی داشته باشد اگر چه برخی نیز با افکار و عقاید او، تضاد دیدگاه داشتند. در آن زمان چند نفر مورد هجوم اقتدارگرایان بودند، اگر نگوییم در راس آن حجاریان قرار داشت، ولی او یکی از چند نفری بود که در صدر فهرست قرار داشت و این، به دلیل قدرت او بود. حجاریان نیز مانند شخصیتهای موثر و باهوش انقلاب بود که بیشتر از سایر افراد مورد تهاجم و تخریب قرار میگرفتند. بر این اساس، زمینگیر شدن حجاریان ضربه سنگینی بر اصلاحات بود و بار سنگینی بر دوش همه ما گذاشت و فقدان او مشکلات زیادی به ویژه در شورای شهر ایجاد کرد. اگر سعید ترور نمیشد و راه خود و نایب رییسی شورای شهر را ادامه میداد، مانع استعفای آقای نوری و انحلال شورای شهر میشد.از سوی دیگر اگر حجاریان تررو نمیشد ما با پروژه عبور از رییسدولت اصلاحات نیز مواجه نمیشدیم و با وسعت نظر و ارتباطات حجاریان و حسنظنی که بهویژه فعالان رادیکال دانشجویی به حجاریان داشتند به نوعی دیگر، راه را پیش میبردند. در آن زمان احزاب نیز در نبود وی لطمه خوردند. اگرچه خوشبختانه بعد از مدتی که سلامت ذهنی خود را به دست آورد، به کمک اصلاحطلبان آمد، ولی آن شادابی، نشاط و خلاقیت قبلی را نداشت. این نیز به دلیل آن بود که سعیدحجاریان به دلیل دانش، هوش و ارتباطی که داشت، در هر جلسهای که شرکت میکرد، نکات برجسته و تازهای را با جمع در میان میگذاشت و همینگونه، ایدههای مختلفی نیز از جمع دریافت میکرد و با خلاقیتی که داشت میتوانست، نظریههای جدیدی را برای راهسازی های بعدی پیدا و ایجاد کند.ترور در عین ضایعاتش،یک حسن بزرگ نیز داشت و آن بود که جامعه یک دست، این ترور را محکوم کرد و اگر این محکومیت عمومی نبود، پروژه ترور پرونده اش بسته نمی شد و ادامه پیدا میکرد ولی آنگونه که مردم در مقابل این پدیده زشت موضع گرفتند، دیگر راهی برای تکرار آن باقی نماند.
در پایان لازم به یادآوریست که 18 سال از این ترور میگذرد ولی در رابطه با شخصیت عظیم حجاریان باید بگویم که حتی یک بار نیز ندیدم از وضعیت نابسامان خود گله کند و طلبکار باشد و این روحیه کمنظیر اوست که این فرد، خود را به هیچ وجه نمیبیند و آنچیزی که در فکر و ذهن اوست، ایران آباد و آزاد، و ایرانیانی شاد و سربلند هستند.
نکته دوم نیز در رابطه با ضارب آقای حجاریان است که در این روزگار،حال و روز مناسبی دارد و در طیف فعالان انصار حزبا... آزادانه مشغول فعالیت است!
حجاریان متفکری صاحب سبک در اصلاحات بود
داریوش قنبری/ فعال اصلاحطلب
سعیدحجاریان متفکری صاحبسبک و صاحبنام در میان اصلاحطلبان به حساب میآمد. او با تفکرات استراتژیک از تئوریسینها و برنامهریزان اصلی جریان اصلاحات بود. اندیشههای او از یکسو و جسارت در بیان آنها از سوی دیگر، موجب شد مجموعه تندروها و افراطگرایان در کشور که توجهی به مسائل قانونی ندارند او را بهعنوان هدف ترور انتخاب کنند. اما نکته قابلتوجه این است که افراد صاحب سبک و متفکر در جریان اصلاحات کم نیستند اما تفاوت حجاریان با سایرین، ذهنیت تئوری پردازی او و درک درست و دقیق مطالب و برداشت اتفاقات و تحولات روز بود. نبود یک متفکر برای جریان فکری، خطرات منفی زیادی دارد اما اینگونه نیست که یک جریان فکری به یک یا دو نفر از افراد صاحب اندیشه وابسته باشد. همانگونه که شاهد بودیم در رسانهها بعد از فوت آیت ا... هاشمی رفسنجانی نیز مطرح شد که با نبود او چه مصایب و مشکلاتی درراه جریان اصلاحات قرار خواهد گرفت، اما واقعیت این است که درست است که نبود شخصیت ها میتواند اثرات منفی خود را روی حرکت یک جریان بگذارد ولی فراموش نکنیم که یک جریان فکری، مستقل از اندیشمندان خود عمل میکند و وابسته به متفکران شاخص خود نیست و در یک جریان فکری به تعداد کافی شخصیت اندیشمند حضور دارد.
حجاریان تبعیت نکرد ساکتش کردند
محمدجوادحقشناس/ عضو شورای مرکزی اعتماد ملی
بعد از سال 76 شاهد تغییر رویکرد و گفتمانی هستیم که الگوی سیاسی کشور را با تحولی اساسی روبهرو ساخت. حضور مردم آن هم به صورت غیرقابل پیشبینی در دوم خرداد 76، تمامی آرزوها و امیدهای جریان تمامیتخواه را با ناکامی روبهرو ساخت. جریان تمامیتخواه در آن مقطع شاهد این بود که تئوری حاکمیت مطلق بر سه قوه به صورت همزمان را به گونهای از دست داده بود و قوه مجریه را نیزدر مصاف با مردم واگذار کرد. بعد از آن در سال در78 و در مجلس ششم، جریان تمامیت خواه شاهد شکلگیری اکثریت مجلس به دست جریانی بود که به تازگی و با عنوان اصلاح طلب وارد عرصه سیاست شده بود و حاکمیت مطلق قوه مقننه را نیز به دست گرفت. بعد از آن با احیا ی فصل مربوط به شورا و اصولی که از قانون اساسی فراموش شده بود، نقش بزرگ و تاثیر گذاری را مردم در انتخاب شورا به کار گرفتند و در نزدیک به هزار شهر و ده ها هزار روستا، شاهد برگزاری انتخابات و واگذاری کار به دستان مردم بودیم. در این روند ما شاهد شکلگیری ایده ای با تحقق توسعه سیاسی بودیم که رییس دولت اصلاحات نماد این ایده بود و دولت خودش را با محوریت توسعه سیاسی به معرض رای مردم گذاشته بود. این موضوع دو محور اساسی داشت، یکی حوزه آزادی احزاب و آزادیهای سیاسی و دیگری ،آزادی بیان در حوزه هایی مثل کتاب، موسیقی، سینما و مطبوعات بود. ما در این برهه شاهد تولد روزنامههای نوینی بودیم که این ایدهها را نمایندگی میکردند. از جمله این روزنامهها، روزنامهای بود که حجاریان نقش اساسی را در راه اندازی و انتشار آن بر عهده داشت. حضور حجاریان در اولین دوره شورای شهر، نقش جدی و پر رنگی را برای وی ترسیم میکرد؛ به گونه ای که در آن برهه از تاریخ، لقبی که او در جریانهای سیاسی کشور کسب کرد بیانگر فردی صاحب سبک و صاحب تفکر بود و از او به عنوان تئوریسین جریان اصلاحات نامبرده میشد و ترور او، اتفاق ناگوار و بسیار تلخی بود که رو به روی شورای شهر اتفاق افتاد. شلیک گلوله به مغز سعیدحجاریان بیانگر این موضوع بود که اندیشه و تفکر او برای مخالفانش قابل توجه نیست و در صورتی که تبعیت نکند او را باید ساکت کرد. این اتفاق، شوک بسیار سختی را به جامعه اصلاح طلب و کسانی که تلاش می کردند از طریق گفت و گو و انتقال اندیشه به ارتقای جامعه کمک کنند وارد ساخت و نشان داد جریان تمامیت خواه، حاضر است برای رسیدن به اهدافش از روشهای غیر معمول و غیرقانونی و حتی حذف به شکل فیزیکی وارد عمل شود. بررسیها نشان داد گروهی در تهران، تعدادی از جوانان را که تفکری خاص در سر داشتند ، به نحوی تغییر میدادند. امروز بعد از سالها، دیدن حجاریان بر روی ویلچر و ناتوان از یک گویش مناسب، بیانگر اتفاق تلخی است که در قالب ترور یا حذف فیزیکی برای او رخ داد. قبل از این اتفاق نیز ما شاهد حوادثی از این قبیل بودیم که بعدها به نوعی دست نیروهای تمامیت خواه نیز در آن فضا سازیها و حوادث رو شد.
ترور حجاریان، ترور تفکر و اندیشه بود
محمدکیانوش راد/ عضو شورای مرکزی اتحاد ملت
ترور سعیدحجاریان، ترور تفکر و اندیشه بود. همواره کسانی که از استدلال کافی جهت رویارویی با رقبای خود برخوردار نیستند، اولین حربه ای که دست به آن میزنند حذف فیزیکی مخالفانشان است. اندیشه حذف فیزیکی چه در جهان و چه در ایران سابقه طولانی دارد. نکته اوج آن در کشور، پاییز 76 بود. پاییزی که به قتل جمعی از روشنفکران و شخصیتهای فرهنگی در جامعه ایران منجر شد. ترور حجاریان نیز در ادامه ترورهای کوری بود که با قتل ناجوانمردانه روشنفکران و دگراندیشان در جامعه ایران به شکل نمایانتری خود را نشان داد. حجاریان ازجمله شخصیتهایی است که به دلیل تنوع مطالعات و حضور درصحنههای عملی، شخصیتی تئوریک پراتیک داشت. حجاریان همانگونه که در حوزه تحقیق، بر اندیشه فعالان گام برمیداشت و مکاتب مختلف و نظریات گوناگون را بهدقت موردتوجه قرار میداد، از قابلیت بالای بومیسازی دیدگاههای سیاسی و نظرات اجتماعی در توصیف و تحلیل جامعه ایران برخوردار بود. اینکه نسخههای عملگرایانه از اندیشه ساخته شود، از عهده هر متفکری ساخته نیست. حجاریان امروز نیز که امکان حضور فیزیکی پررنگی را در جامعه ندارد و حتی در هنگام مطالعه آثار و نظریات به دلیل بیماریها و صدمات ترور با سختی کار مطالعاتی انجام میدهد، نشان داده است که این هوش سرشار و نبوغ فکری با ارائه دیدگاههای نو همچنان قادر به گشایشهای فکری و فضاسازیهای جدیدی در حوزه تئوری و عمل است. بههرحال امروزه اگرچه نمیتوان به شخصیت و ویژگی متنوع و ارزشمند حجاریان توجهی نکرد اما آنچه اهمیت دوچندانی برای بررسی دارد این است که چرا و چگونه فرهنگ حذف در جامعه ایران شکلگرفته است و چگونه میتوان فرهنگ حذف را از ساحت سیاسی ایران حذف کرد. ترور حجاریان باید به ما بیاموزد که فرهنگ حذف را حذف کنیم و با پذیرش گفتوگو و نگریستن به شخصیت دیگری، فضای جدیدی از تعامل برای ارتقا بخشیدن به فضائل انسانی را مدنظر قرار دهیم. بعد از ترور حجاریان، زشتی ترور و حذف فیزیکی تا حد بسیار زیادی در جامعه ایران خود را نمایان ساخت. نکته ای که نباید از آن غافل شد رفتار و گذشت حجاریان از عامل ترور خود است. حجاریان نشان داده که از ظرفیت بالایی در شنیدن سخن و نظر دیگری برخوردار است. آنچه که امروز نیاز مبرم جامعه ایران است و بیش از همه در میان نخبگان و روشنفکران و فعالان سیاسی و اجتماعی باید بر آن تاکید ورزید پذیرش دیگری و بالا بردن ظرفیت نقدپذیری است. اصلاحطلبان همواره بر چهار متغیر یعنی حرکت مسالمتآمیز، حرکت تدریجی، حرکت مبتنی بر قانون و حرکت مبتنی بر آرا مردم تاکید ورزیدند اما میتوان متغیر پنجمی با عنوان احترام به حقوق دیگران و احترام به حقوق بشر و حقوق مخالفان تعریف کرد که وجه مهم دموکراسی و پذیرش تفاوت دیدگاه و احترام به مخالف است.
ترور حجاریان هوشمندانه صورت گرفت
علیتاجرنیا/ فعال اصلاحطلب
بدون شک سعیدحجاریان به دلیل دانش و هوش زیاد و به جهت تجربه ای که طی سالها فعالیت سیاسی خود به دست آورده بود یکی از پیشگامان جریان چپ اسلامی یا جریان چپ سنتی خط امام بود و تاثیر زیادی در شکل گیری گفتمانی که بعد ها با عنوان اصلاح طلبی در جامعه شناخته شد، داشت. بدون شک همانگونه که بارها گفته شده حجاریان به عنوان یکی از تئوریسن های جریان اصلاحات مطرح بوده و نقش ویژهای در بحث احیای شوراهای اسلامی داشته و در مدیریت شورای شهر تهران منشا اثرات زیادی بوده است. بسیاری از اقداماتی که در تدوین آیین نامهها و نقشهای نظارتی شورای اسلامی مطرح شد با تفکر و پشتوانه های تئوریک او بود. حجاریان در انتخابات مجلس ششم و فرآیندهایی که باعث میشد بعد از سالها، افکار عمومی و جامعه به دنبال نوعی بلوغ و رشد و بالندگی برود، نقش اساسی داشت. بعد از انتخابات مجلس ششم در سال 78 توانست سازماندهی خوب و بی نظیری بین دولت، مجلس و شوراها شکل بدهد. مجموعه این اقدامات حجاریان را به عنوان یک تئوریسین و چهره خلاق مطرح میکرد و ترور او با انتخاب و هوشمندی خاصی صورت گرفت. بعد از آن اتفاق تلخ، جریان اصلاحات یکی از پشتوانه های خود را دچار آسیب دید. اگرچه او از آن ترور جان سالم به در برد و بعد از آن، مجموعه اصلاحات سالهاست از تفکراتش استفاده میکند اما این اتفاق به جریان اصلاحات لطمه زیادی زد و به نوعی، چنگ و دندان نشان دادن جریان مقابل به شخصیتهای مطرح اصلاحات بود که بدانند اگر اصلاحات و تغییری در حال انجام است اگر خلاف نظر جریانات اقتدارگرا باشد، آنها ساکت نمینشینند. بدون شک ترور، روش حذف فیزیکی حجاریان بود اما جدا از حذف فیزیکی، حاوی یک هشدار برای سایر چهرههای اصلاح طلب بود که جریانات قدرت، اصلاحات آرام آرام ولو در قالب قانون اساسی را نیز نمیتوانند تحمل کنند. از طرفی دیگر، ترور حجاریان نشان دهنده عزم جریان مقابل اصلاحات بود که میخواستند به جامعه بگویند با وجود تغییرات صورتگرفته در دولت و مجلس به نفع جریان اصلاحات، قدرت همچنان در دستان جناح مقابل است
قانون