اعلام جنگ علیه کابل
به رسمیت شناختن اشرف غنی به عنوان رئیسجمهور توسط عبدالله، عملاً خواستههای جریانِ شمال را بایکوت کرد و ازاینرو به نظر میرسد عبدالله همانند گذشته دیگر از پشتوانه حزبی و قومی برخوردار نیست
سیاست افغانستان افسارگسیخته شده است!
اینکه در افغانستان حملات تروریستی متعدد در ولایات و خصوصاً در پایتخت این کشور انجام میشود و هیچ گروه و جریان رادیکال آن را به عهده نمیگیرد، نشان میدهد که ایالات متحده دقیقاً به آن هدفی که میخواست، رسیده است. در حالت فعلی حدود 23 گروه بنیادگرای رادیکال (به انضمام داعش) در افغانستان فعالیت میکنند که آبشخور هر کدام متفاوت است و اهداف جداگانهای را دنبال میکنند. اینکه حملات تروریستی در افغانستان بدون قبول مسئولیت از سوی داعش یا طالبان در ادارات امنیتی و اطلاعاتی افغانستان بایگانی میشود، نشان از آن دارد که ایالات متحده توانسته راهبرد ابهام را به صورت کاملاً مهندسی شده در افغانستان نهادینه کند. درست است که هیچ گروه تروریستی به دلایل انسانی و حقوق بشری سعی میکند تا مسئولیت عملیات علیه بیمارستانها یا مدارس را به عهده نگیرد، اما مساله اینجاست که این موضوع دستگاههای اطلاعاتی را با حفرههای امنیتی روبرو میکند و معادلههای حل نشده بر اتخاذ سیاستهای پیشگیرانه و تقابلی با این گروهها تاثیر منفی میگذارد. در این مسیر اما باید متوجه باشیم که دولت افغانستان هم شکننده شده و امور جاری کشور به درستی انجام نمیشود. همین دو روز پیش بود که رسانهها از توافق نهایی میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله بر سر تقسیم قدرت خبر دادند اما مساله اینجاست که این توافق باز هم فضای سیاسی افغانستان را مبهم جلوه میدهد. بر اساس این توافق قرار بر این است که عبدالله ریاست شورای صلح را به عهده بگیرد و 50 درصد از کابینه هم به او واگذار شود.
ترامپ و تیمش به دنبال آن هستند تا با سرعت هر چه تمامتر، معادلات افغانستان و مساله صلح با طالبان را به نفع خودشان سر و سامان دهند و به دنیا (و بهویژه دموکراتها) بگویند که بزرگترین جنگِ تاریخ ایالات متحده توسط جمهوریخواهان و در دولت ترامپ به پایان رسید
این مساله دقیقاً همان ابهامی است که از آن سخن میگوییم. چراکه در سال 2014 میلادی که دولت وحدت ملی افغانستان با مشارکت عبدالله و اشرف غنی و فشار جان کری (وزیر خارجه وقت آمریکا) تشکیل شد، قرار بر این بود که چندین درصد از سهم تشکیل کابینه به عبدالله واگذار شود که این موضوع علناً بایکوت شد. در وضعیت فعلی هم گمانهزنیها حکایت از تکرار همین سناریو علیه او دارد. همین مساله باعث شده تا جبهه شمال و طیف منتسب به عبدالله (تیم ثبات و همگرایی) از او به شدت ناراحت و عصبانی شوند؛ چراکه پس از به رسمیت شناختن اشرف غنی به عنوان رئیسجمهور و ائتلاف با وی، عملاً به خواستههای این جریان پشت کرده است و به همین منظور معتقدم که عبدالله همانند گذشته دیگر از پشتوانه حزبی و قومی برخوردار نیست و این میتوانند بر شکننده بودن دولت بیفزارد و خروجی مطلوبی را به نمایش نمیگذارد. در راستای این مساله ما شاهد آن هستیم که طالبان هم علیه دولت فعلی کابل اعلام جنگ و تقابل آشکار کرده است. تا جایی که روز گذشته (چهارشنبه) اشرف غنی، رئیسجمهوری افغانستان هم طالبان و هم داعش را مقصر حملات روز سهشنبه در کابل و ننگرهار دانست و به نیروهای افغان دستور داد با موضع تهاجمی بازگشته و عملیات علیه دشمن (طالبان و داعش) را دوباره آغاز کنند. همین موضوع طالبان را عصبانی کرده است؛ چراکه آنها معتقدند که نباید این جریان را هم ردیف داعش قرار داد و بدون تردید در روزهای اخیر باید شاهد عملیاتهای گستردهتر علیه نیروهای دولتی افغانستان باشیم و این مولفهها به خوبی نشان میدهد که سیاست در افغانستان به حدی افسارگسیخته شده که هر اظهارنظری میتواند این کشور را تبدیل به میدان جنگهای خونین کند.
توسعه ایرانی