دیروز یک فرصت اجباری پیش آمد که از میدان حسنآباد تهران به سوی شمال بروم. دهها فروشنده انواع میز، صندلی، جالباسی، رگال و… بیرون از مغازه و در جمعهای دو، سه نفری گرم حرف زدن بودند و هیچ خریداری دیده نمیشد. شاید گرمای تابستان راه ورود مشتریان را به این منطقه که همیشه پر از مشتری است بسته است یا اینکه شهروندان قدرت خرید لوازمی که میتوان از کهنه آنها استفاده کرد را از دست دادهاند. در ادامه پیادهروی اجباری از میدان فردوسی به سوی شرق و تا سر خیابان سعدی نیز دهها فروشنده کفش را دیدم که خسته و ناراحت از عابران کمشمار دعوت میکردند از کفشها دیدار کنند اما کسی حالش را نداشت. این روزها بسیاری از کسبوکارهای خدمات شهری مثل رستورانها، کافیشاپها، لباسفروشیها و… با اندوه و حسرت به روزهای خوش سپریشده میاندیشند که شهروندان دستهدسته با درآمدهای متفاوت فروشگاه آنها را پر و خالی میکردند. رکود در بخش مسکن و همچنین در واردات و تردید شهروندان برای ورود به بازار سهام و حتی سپردهگذاری در بانکهایی که هر روز میشنویم قرار است از سپردهها مالیات بگیرند یا آنها را ادغام کنند نیز به چشم میآید.
شوربختانه شماری از نیروهای افراطی و رسانههایی که تنها هنرشان ضدیت با هرگونه اصلاح ساختار سیاسی و اقتصادی است این پشه پر نزدن را بخشی از فتحالفتوح دولت سیزدهم میدانند و یادشان میرود اگر شهروندان ایرانی کفش، لباس، میز، صندلی، خانه، ماست، پنیر، شیر، گوشت، مرغ، اتومبیل و مبل خریداری نکنند هزارانهزار شغل از دست میرود و در حالی که دولت با سیاستهای تورمی بر ابعاد فاجعه اضافه میکند اقتصاد وارد رکود تورمی خواهد شد. این اصطلاح ایرانیان که پشه پر نمیزند را باید جدی گرفت و به پیامدهای دهشتناک آن اندیشید. هر کاهش قیمتی را نباید خوشبختی دانست و مصیبتها و بدبختیهای آن را ندید. روزی که ژاپن وارد رکود شد و تورم حتی منفی شد شاید ژاپنیهای افراطی نیز خرسند بودند، اما دوره درازمدت رکود اقتصاد این کشور را از پویایی بازداشت. اقتصاد ایران در وضعیتی است که اگر با همین دست فرمان رانده شود به بدترین روزها میرسد.
محمدصادق جنانصفت - روزنامه جهان صنعت