بررسی تاثيرات كاهش يوآن بر بازار محصولات شيميايي
بازی خوردن مجدد امریکا از چین در صنعت شیمیایی
ساعت 24-بازار محصولات شیمیایی و پتروشیمی جهان کماکان در شوک تصمیم ناگهانی چین در کاهش ارزش یوآن در برابر دلار قرار دارد. هنوز هم بازار کالاها و سهام نتوانستند خود را با وضعیت جدید تطبیق بدهند و کماکان اختلاف نظرها در مورد آینده پابرجاست. اگرچه فصل مشترک تمام اظهارنظرها به این نقطه ختم میشود که تصمیم چین مبنی بر کاهش یوآن و به تبع آن کاهش ارزش پول کشورهای نوظهور مانند کشورهای جنوب شرقی آسیا و برخی کشورهای عضو BRICS روزهای سختی را برای صادرکنندگان صنعت شیمیایی و پتروشیمی رقم خواهد زد. اما شاید هیچ کشوری به اندازه ایالات متحده امریکا از این تصمیم در شوک فرو نرفته باشد.
div align="justify">امريكايي كه درحال برنامهريزي براي افزايش گسترده ظرفيت توليد اتيلن خود براي افزايش صادرات بود ناگهان در مييابد كه نميتواند روي بزرگترين بازارهاي صادراتي خود يعني شرق آسيا حسابي باز كند. داستان آنجا جالبتر ميشود كه بدانيم صنعت شيميايي امريكا در اواخر قرن بيستم مشابه همين شرايط را تجربه كرده است و در زماني كه مشغول افزايش ظرفيت صادراتي صنعت شيميايي خود بود با بحران بزرگي در بازارهاي مالي شرق آسيا روبهرو شد. در نتيجه اين بحران ابر تيره ركود بر صنعت شيميايي امريكا و نيز ساير نقاط جهان سايه گستراند.
داستان از جايي آغاز شد كه چين در يازدهم آگوست ۲۰۱۵ در حركتي متهورانه ارزش يوآن را در برابر دلار كاهش داد و اثرات آن اكنون روي ساير ارزهاي جهاني، كالاها، بدهي و بازار سرمايه سرريز شده است. كاهش ارزش پول بالذات تورمزا بوده و روي قيمت كالاها تاثيرگذار است. اثر اقتصادي نشأتگرفته از روند نزولي ارزش پول بازارهاي نوظهور موجب ابهام در چشمانداز درآمدهاي شركتهاي بزرگ شيميايي امريكا و اروپا خواهد شد.
در ۲۴ آگوست، ارزش سهام شركتهاي شيميايي در سرتاسر جهان سقوط كرد و پس از آن در ظهر ۲۵ آگوست جهش كوچكي رو به بالا داشت.
به گزارش «تعادل» به نقل از پايگاه خبري- تحليلي ICIS در امريكا، كمپانيهايي مثل Celanese (۵.۴- %)، Dow Chemical (۵.۳-%)، Westlake Chemical (۴.۳-%) و Eastman Chemical (۴.۳-%) در اين ماه با كاهش ارزش سهام روبهرو بودند. كاهش ارزش سهام اين شركتها فراتر از كاهش ميانگين كل بازار سهام امريكا بود. براساس شاخص
S&P ۵۰۰ بازار سهام امريكا با ۳.۹درصد كاهش روبهرو بود.
اما اين قضيه منحصر به بازار امريكا نبوده و غولهاي شيميايي اروپايي نيز چنين روندي را تجربه كردند. كمپاني BASF كه جزو مشهورترين كمپانيهاي شيميايي جهان به حساب ميآيد ۴.۱درصد كاهش ارزش سهام را تجربه كرد. اما تفاوت اين كمپاني آلماني با كمپانيهاي شيميايي امريكايي در اين است كه كاهش ارزش سهام آن كمتر از ميانگين كاهش كل سهام بورس آلمان (DAX) بوده است. بورس آلمان در هفته گذشته ۴.۷درصد سقوط را تجربه كرد.
حركت چين در كاهش ارزش يوآن و متعاقبا كاهش ساير ارزهاي جهان (واقعي يا به اصطلاح) در ساير بازارهاي نوظهور مانند تايلند، اندونزي، مالزي، تايوان، ويتنام، فيليپين، برزيل، هند، روسيه و نيز قزاقستان موجب شوك بازارهاي كالاها از نفت و آهن تا پتروشيمي و پليمري شده است.
كاهش رقابتگونه ارزش پولهاي ملي در بازارهاي نوظهور به معناي اين است كه مشتريهاي بومي به ميزان كمتري قادر و مايل به واردات هستند و قدرت خريد كاهش مييابد. اين كاهش قدرت خريد نه فقط براي خريد كالاهايي مثل گوشيهاي موبايل يا اتومبيل بلكه براي كالاهاي اساسي وارداتي مانند پلياتيلن، اتيلن گليكول و پليوينيل كلرايد يا همان PVC كه در بخش توليد مورد استفاده قرار ميگيرد، اتفاق ميافتد.
مخلص كلام اين است كه اگر كمپانيهاي چندمليتي غربي حساب ويژهيي روي بازارهاي نوظهور كرده بودند كه جرقه ديگري در موتور اقتصاد جهان بزند و باعث رشد شود، اكنون اين مساله به خيال خامي تبديل شده كه بايد به فراموشي سپرده شود.
بازار سهام روزهاي سختي را در چند مدت اخير به خود ديده است. بازار سهام نه تنها بايد خود را با نرخ رشد پايين در اقتصاد جهاني بلكه بايد با مساله فرار سرمايه از بازار كشورهاي نوظهور نيز سازگار كند. فرار سرمايهيي كه در اثر سقوط ارزش پول ملي اين كشورها اتفاق ميافتد و ظرفيت اين را دارد كه به بازارهاي كشورهاي توسعهيافته نيز سرايت كند.
موضوع فرار سرمايه از اين اقتصادها سبب افزايش هزينههاي سرمايهگذاري (نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام) ميشود. اين مساله ناشي از سقوط ارزش اوراق قرضه و سهام است. همچنين كاهش ارزش پول موجب مشكلتر شدن پرداخت بدهيهاي كشورها به دلار امريكا ميشود؛ زيرا براي پرداخت اين بدهيها به پول داخلي بيشتري نياز است. اين مساله سبب انسداد روزنههاي رشد اقتصادي جهان خواهد بود.
تاريخ تكرار ميشود
اما وضعيت امروز اقتصاد جهاني شباهت بسياري به بحران مالي سالهاي ۹۸-۹۷ ميلادي در بازارهاي مالي آسيا دارد كه منجر به ركود در بازاركالاها از جمله محصولات شيميايي شد. آن بحران نيز ابتدا با كاهش يك ارزش پول آغاز شد كه البته در آن زمان كاهش ارزش پول ملي تايلند (Thai Baht) بود. در آن زمان نيز آن بحران با موج آخر اتيلن و افزايش ظرفيت مشتقات آن از سمت امريكاي شمالي طي سالهاي ۲۰۰۲-۱۹۹۷ همزمان بود. در آن تاريخ امريكا ۱۴درصد به ظرفيت توليد فعلي اتيلن خود اضافه كرد. نتيجه آن وضعيتي شد كه عدهيي سالهاي ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ را بدترين ركود تاريخ صنعت شيميايي مينامند. هماكنون نيز امريكا به شكل بيسابقهيي درحال توسعه و افزايش ظرفيت توليد اتيلن و مشتقات است.
هماكنون ۶ واحد استحصال گاز اتان در امريكا درحال ساخت است. پيشبيني ميشود كه اين واحدها تا سال ۲۰۱۸ به بهرهبرداري برسد كه ظرفيت توليد اتيلن اين كشور را به ۸.۱ميليون تن در سال ميرساند.
برنامه اصلي صنعت شيميايي امريكا افزايش ظرفيت توليد براي صادرات به خصوص صادرات پلياتيلن به بازار شرق آسيا بود اما وضعيت امروز چين و ساير بازارهاي نوظهور بسيار نگرانكننده است و چشمانداز صادرات شيميايي امريكا را تيره و تار نگه داشته است.
اما مساله ديگري كه بازار محصولات شيميايي و پتروشيمي امريكا را تحتالشعاع قرار ميدهد، مساله كاهش قيمت نفت است كه منجر به ارزانتر شدن محصولات در بازارهاي جهاني ميشود.
هرچند امريكاييها از گاز ارزان در توليد خود استفاده ميكنند اما كاهش قيمت نفت سبب كاهش ميزان اختلاف بين قيمت فروش در بازار و قيمت تمام شده در كارخانه ميشود. با توجه به هزينههاي سنگين سرمايهگذاري در پروژههاي جديد و در نظر گرفتن مساله كاهش قيمت نفت، كمپانيهاي امريكايي كماكان در حالت خوف و رجا باقي مانده و به ارزيابي و سنجيدن انتظارات در بازار ادامه ميدهند.
تحليلگران والاستريت درحال ارزيابي سود انتظاري خود براي ادامه سال ۲۰۱۵ و نيز سال ۲۰۱۶ هستند. چارلز نيورت، تحليلگر بانك سرمايهگذاري Cowen، پيشبيني ميكند كه شركت امريكايي Westlake Chemical توليدكننده پليالفينها و وينلها در نيمه دوم ۲۰۱۵ و سال ۲۰۱۶ عايدياي نخواهند داشت. وي ميگويد: «ما شاهد اين هستيم كه درآمدهاي هر دو بخش الفين و وينل تحت فشار كاهش قيمت محصولات ناشي از كاهش نفت خام هستند.
قيمت جهاني اتيلن و پلياتيلن درحال سقوط است و اين مساله به بازارهاي امريكا سرايت خواهد كرد و بازارهاي صادراتي براي توليدكنندگان بسيار پرچالش خواهد بود».
اما در اين ميان حسن احمد، تحليلگر موسسه Alembic Global Advisor از زاويه ديگري به قضيه نگاه ميكند. وي معتقد است، مجموعه شرايط به وجود آمده كار را براي بخش Ethylene Upcycle (فناوري توليد و استفاده مجدد از اتيلن استفاده شده) سخت ميكند.
وي ميگويد: «شيب تند كاهش اخير قيمت محصولات شيميايي و قيمت نفت خام آسيب جدياي به بخش شيميايي وارد كرده است. اين مساله سبب شده است كه سرمايهگذاران بخش Ethylene Upcycle با ترديدهاي جدياي در زمينه سرمايهگذاري در اين بخش از صنعت شيميايي مواجه شوند.»
وي همچنين معتقد است كه قيمت نفت خام و گاز طبيعي در امريكا كماكان به حركت مستقل از هم ادامه خواهند داد. اين مساله سبب بزرگنمايي در نقطه ماكزيمم سود توليدكنندگان امريكايي خواهد شد.
داستان از جايي آغاز شد كه چين در يازدهم آگوست ۲۰۱۵ در حركتي متهورانه ارزش يوآن را در برابر دلار كاهش داد و اثرات آن اكنون روي ساير ارزهاي جهاني، كالاها، بدهي و بازار سرمايه سرريز شده است. كاهش ارزش پول بالذات تورمزا بوده و روي قيمت كالاها تاثيرگذار است. اثر اقتصادي نشأتگرفته از روند نزولي ارزش پول بازارهاي نوظهور موجب ابهام در چشمانداز درآمدهاي شركتهاي بزرگ شيميايي امريكا و اروپا خواهد شد.
در ۲۴ آگوست، ارزش سهام شركتهاي شيميايي در سرتاسر جهان سقوط كرد و پس از آن در ظهر ۲۵ آگوست جهش كوچكي رو به بالا داشت.
به گزارش «تعادل» به نقل از پايگاه خبري- تحليلي ICIS در امريكا، كمپانيهايي مثل Celanese (۵.۴- %)، Dow Chemical (۵.۳-%)، Westlake Chemical (۴.۳-%) و Eastman Chemical (۴.۳-%) در اين ماه با كاهش ارزش سهام روبهرو بودند. كاهش ارزش سهام اين شركتها فراتر از كاهش ميانگين كل بازار سهام امريكا بود. براساس شاخص
S&P ۵۰۰ بازار سهام امريكا با ۳.۹درصد كاهش روبهرو بود.
اما اين قضيه منحصر به بازار امريكا نبوده و غولهاي شيميايي اروپايي نيز چنين روندي را تجربه كردند. كمپاني BASF كه جزو مشهورترين كمپانيهاي شيميايي جهان به حساب ميآيد ۴.۱درصد كاهش ارزش سهام را تجربه كرد. اما تفاوت اين كمپاني آلماني با كمپانيهاي شيميايي امريكايي در اين است كه كاهش ارزش سهام آن كمتر از ميانگين كاهش كل سهام بورس آلمان (DAX) بوده است. بورس آلمان در هفته گذشته ۴.۷درصد سقوط را تجربه كرد.
حركت چين در كاهش ارزش يوآن و متعاقبا كاهش ساير ارزهاي جهان (واقعي يا به اصطلاح) در ساير بازارهاي نوظهور مانند تايلند، اندونزي، مالزي، تايوان، ويتنام، فيليپين، برزيل، هند، روسيه و نيز قزاقستان موجب شوك بازارهاي كالاها از نفت و آهن تا پتروشيمي و پليمري شده است.
كاهش رقابتگونه ارزش پولهاي ملي در بازارهاي نوظهور به معناي اين است كه مشتريهاي بومي به ميزان كمتري قادر و مايل به واردات هستند و قدرت خريد كاهش مييابد. اين كاهش قدرت خريد نه فقط براي خريد كالاهايي مثل گوشيهاي موبايل يا اتومبيل بلكه براي كالاهاي اساسي وارداتي مانند پلياتيلن، اتيلن گليكول و پليوينيل كلرايد يا همان PVC كه در بخش توليد مورد استفاده قرار ميگيرد، اتفاق ميافتد.
مخلص كلام اين است كه اگر كمپانيهاي چندمليتي غربي حساب ويژهيي روي بازارهاي نوظهور كرده بودند كه جرقه ديگري در موتور اقتصاد جهان بزند و باعث رشد شود، اكنون اين مساله به خيال خامي تبديل شده كه بايد به فراموشي سپرده شود.
بازار سهام روزهاي سختي را در چند مدت اخير به خود ديده است. بازار سهام نه تنها بايد خود را با نرخ رشد پايين در اقتصاد جهاني بلكه بايد با مساله فرار سرمايه از بازار كشورهاي نوظهور نيز سازگار كند. فرار سرمايهيي كه در اثر سقوط ارزش پول ملي اين كشورها اتفاق ميافتد و ظرفيت اين را دارد كه به بازارهاي كشورهاي توسعهيافته نيز سرايت كند.
موضوع فرار سرمايه از اين اقتصادها سبب افزايش هزينههاي سرمايهگذاري (نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام) ميشود. اين مساله ناشي از سقوط ارزش اوراق قرضه و سهام است. همچنين كاهش ارزش پول موجب مشكلتر شدن پرداخت بدهيهاي كشورها به دلار امريكا ميشود؛ زيرا براي پرداخت اين بدهيها به پول داخلي بيشتري نياز است. اين مساله سبب انسداد روزنههاي رشد اقتصادي جهان خواهد بود.
تاريخ تكرار ميشود
اما وضعيت امروز اقتصاد جهاني شباهت بسياري به بحران مالي سالهاي ۹۸-۹۷ ميلادي در بازارهاي مالي آسيا دارد كه منجر به ركود در بازاركالاها از جمله محصولات شيميايي شد. آن بحران نيز ابتدا با كاهش يك ارزش پول آغاز شد كه البته در آن زمان كاهش ارزش پول ملي تايلند (Thai Baht) بود. در آن زمان نيز آن بحران با موج آخر اتيلن و افزايش ظرفيت مشتقات آن از سمت امريكاي شمالي طي سالهاي ۲۰۰۲-۱۹۹۷ همزمان بود. در آن تاريخ امريكا ۱۴درصد به ظرفيت توليد فعلي اتيلن خود اضافه كرد. نتيجه آن وضعيتي شد كه عدهيي سالهاي ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ را بدترين ركود تاريخ صنعت شيميايي مينامند. هماكنون نيز امريكا به شكل بيسابقهيي درحال توسعه و افزايش ظرفيت توليد اتيلن و مشتقات است.
هماكنون ۶ واحد استحصال گاز اتان در امريكا درحال ساخت است. پيشبيني ميشود كه اين واحدها تا سال ۲۰۱۸ به بهرهبرداري برسد كه ظرفيت توليد اتيلن اين كشور را به ۸.۱ميليون تن در سال ميرساند.
برنامه اصلي صنعت شيميايي امريكا افزايش ظرفيت توليد براي صادرات به خصوص صادرات پلياتيلن به بازار شرق آسيا بود اما وضعيت امروز چين و ساير بازارهاي نوظهور بسيار نگرانكننده است و چشمانداز صادرات شيميايي امريكا را تيره و تار نگه داشته است.
اما مساله ديگري كه بازار محصولات شيميايي و پتروشيمي امريكا را تحتالشعاع قرار ميدهد، مساله كاهش قيمت نفت است كه منجر به ارزانتر شدن محصولات در بازارهاي جهاني ميشود.
هرچند امريكاييها از گاز ارزان در توليد خود استفاده ميكنند اما كاهش قيمت نفت سبب كاهش ميزان اختلاف بين قيمت فروش در بازار و قيمت تمام شده در كارخانه ميشود. با توجه به هزينههاي سنگين سرمايهگذاري در پروژههاي جديد و در نظر گرفتن مساله كاهش قيمت نفت، كمپانيهاي امريكايي كماكان در حالت خوف و رجا باقي مانده و به ارزيابي و سنجيدن انتظارات در بازار ادامه ميدهند.
تحليلگران والاستريت درحال ارزيابي سود انتظاري خود براي ادامه سال ۲۰۱۵ و نيز سال ۲۰۱۶ هستند. چارلز نيورت، تحليلگر بانك سرمايهگذاري Cowen، پيشبيني ميكند كه شركت امريكايي Westlake Chemical توليدكننده پليالفينها و وينلها در نيمه دوم ۲۰۱۵ و سال ۲۰۱۶ عايدياي نخواهند داشت. وي ميگويد: «ما شاهد اين هستيم كه درآمدهاي هر دو بخش الفين و وينل تحت فشار كاهش قيمت محصولات ناشي از كاهش نفت خام هستند.
قيمت جهاني اتيلن و پلياتيلن درحال سقوط است و اين مساله به بازارهاي امريكا سرايت خواهد كرد و بازارهاي صادراتي براي توليدكنندگان بسيار پرچالش خواهد بود».
اما در اين ميان حسن احمد، تحليلگر موسسه Alembic Global Advisor از زاويه ديگري به قضيه نگاه ميكند. وي معتقد است، مجموعه شرايط به وجود آمده كار را براي بخش Ethylene Upcycle (فناوري توليد و استفاده مجدد از اتيلن استفاده شده) سخت ميكند.
وي ميگويد: «شيب تند كاهش اخير قيمت محصولات شيميايي و قيمت نفت خام آسيب جدياي به بخش شيميايي وارد كرده است. اين مساله سبب شده است كه سرمايهگذاران بخش Ethylene Upcycle با ترديدهاي جدياي در زمينه سرمايهگذاري در اين بخش از صنعت شيميايي مواجه شوند.»
وي همچنين معتقد است كه قيمت نفت خام و گاز طبيعي در امريكا كماكان به حركت مستقل از هم ادامه خواهند داد. اين مساله سبب بزرگنمايي در نقطه ماكزيمم سود توليدكنندگان امريكايي خواهد شد.