روزهای بی تو

سوگ، احساسی ذهنی است كه از مرگ یك عزیز در افراد پدید میآید. سوگواری متناسب با شرایط فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و نوع از دست دادن، طیف وسیعی از ابراز احساسات و هیجانها را در بر میگیرد.
سوگ بهنجار معمولاً ابتدا به صورت حالت شوك بروز میكند كه فرد داغدیده دچار احساس گیجی و كرختی میشود، به صورتی كه قادر به درك آنچه اتفاق افتاده نیست. این حالت میتواند زودگذر باشد. سپس گریه و آه كشیدن برای ابراز ناراحتی و رنج بروز میكند، ضمن اینكه اشكال در تمركز، احساس ضعف، كاهش اشتها، اشكال در تنفس و تكلم و كاهش وزن نیز بسیار شایع است.
فرد سوگوار ممكن است به سختی به خواب رود و خواب منقطعی در طول شب داشته باشد و صبح زود از خواب بیدار شود، اغلب خواب شخص از دست رفته را میبیند و با بیدار شدن از خواب، دچار احساس ناامیدی میشود. ملامت كردن خود معمولاً به مسائلی مثل كوتاهی در رسیدگی به فرد از دست رفته مربوط میشود كه در این مراحل در فرد داغدیده، دیده میشود، هرچند در سوگ طبیعی كمتر شایع است.
مسئله دیگر انكار است و اغلب، فرد سوگوار به گونهای رفتار میكند كه گویی فقدان رخ نداده یا حتی به طور عمد، مرگ عزیزش را انكار میكند. حالتهایی كه اشاره شد، ممكن است از چند لحظه تا چند روز طول بكشد و به صورت دورهای تكرار شود. در مرحله بعد فرد دچار حسرت شدید میشود و به جستجوی شخص از دست رفته میپردازد كه همراه با اشتغال ذهنی با فرد فوت شده و همچنین بیقراری جسمانی است و ممكن است چند ماه به طول بینجامد.
مرحله بعد آشفتگی و ناامیدی است كه گویی فرد سوگوار منزوی، بیحال، بی احساس و بیانگیزه به نظر میرسد و گاه احساس بیمعنی بودن زندگی را دارد، ضمن اینكه اختلال خواب و كاهش وزن نیز شایع است. مرحله آخر بازگشت تدریجی به زندگی عادی است كه طی آن جنبههای حاد و دردناك سوگ فروكش میكند و فرد از دست رفته با احساسی از غم و شادی به یاد آورده میشود. طی فرآیند سوگ طبیعی شخص به تدریج به زندگی موِثر و آرامش نسبی باز میگردد و علائم حاد سوگ به مرور بر طرف میشود و طی ۱ تا ۲ ماه، خواب، اشتها و عملكرد عادی خود را به دست میآورد.
منبع : روزنامه سلامت